برای نازنین
 
مادونا، ملکه‌ای که خود را هر بار از نوع اختراع می‌کند

مادونا از معدود ستارگانی محسوب می‌شود که همه فن حریف است. او در کنار فعالیت اصلیش به‌عنوان ملکه موسیقی پاپ، بازیگری و کارگردانی می‌کند و در انتشار کتاب هم دست دارد، چه از نوع جنجال برانگیزش و چه از نوع ادبیات کودکان.

اگر چه حال ۲۵ سال از انتشار اولین آلبوم مادونا می‌گذرد و این ستاره هزارچهره در دو دهه و نیم گذشته همواره بر سر زبانها بوده، اما نیاز به اینکه او خود را هر بار از نوع اختراع کند، در او فروکش نکرده. البته این «از نو اختراع کردن» در این بین عادی شده، انگار از مادونا انتظار دیگری نمی‌رود و انتشار هر آلبوم تازه باید با تغییر چهره و مدل مو و مد لباسش همراه باشد.

دوران نوجوانی و قدمهای اول

در روز ۱۶ ماه اوت ۱۹۵۸، مادونا لوئیس ورونیکا چیکونی در ایالت میشگان به دنیا آمد. هفت ساله بود که مادرش را از دست داد و از این رو نیز دوران کودکی و نوجوانی سخت و دشواری را تجربه کرد. پس از پایان دوران مدرسه، مادونا که از پیش آموزش رقص دیده بود، برای تحصیل در رشته رقص وارد دانشگاه میشگان شده و مدتی بعد راهی نیویورک می‌گردد تا بلکه بتواند رویاهاش را سریعتر به تحقق برساند.

نخستین سالها در نیویورک اما چندان ثمربخش نبود و مادونا به سرعت متوجه شد که کار او تنها با رقص پیش نخواهد رفت. از این رو تصمیم گرفت، پا به عرصه موسیقی بگذارد و به همراهی دن گیلروی Dan Gilroy گروهی را تشکیل داد به نام The Breakfast Band. البته این تلاش هم نتیجه چندانی نداشت تا اینکه شرکت Sire Records که تحت پوشش شرکت عظیم برادران وارنر بود، در سال ۱۹۸۳، اولین سینگل مادونا را در ازای ۵ هزار دلار منتشر کرد. این سینگل که Everybody نام داشت، مجموعا ۲۵۰ هزار بار فروش رفت و در رده‌بندی ترانه‌های محبوب دیسکویی روز به رده سوم رسید.

خلاصه کلام اینکه، جرقه یک فعالیت کم‌نظیر به سرعت زده شد. در همان سال مادونا اولین آلبومش را منتشر کرد که با خود او هم‌اسم بود. به ویژه ترانه Holiday که پیش از انتشار آلبوم در قالب صفحه ۴۵ دور هم منتشر شده بود، محبوبیت زیادی کسب کرد و می‌توان گفت که به سرود تابستانی آن زمان بدل شد.

تولد یک ستاره

چیزی نگذشت که مادونا در آمریکا به ستاره‌ای محبوب بدل شد و نسل جوان این کشور یک الگو و قهرمان تازه‌ای پیدا کرد. پسران که یک دل نه صد دل عاشق مادونا بودند و دختران هم می‌کوشیدند که به هر قیمت ممکن، خود را شبیه او درست کنند. از همان وقت هم، این تنها موسیقی نبود که از تولید به مصرف می‌رسید، بلکه تیپ و شخصیت مادونا هم به سرعت به کلایی تجاری بدل شد.

زمانی که مدیریت هنری مایکل جکسون، هدایت مادونا را برعهده گرفت و سرگرم فراهم کردن مقدمات انتشار دومین آلبوم او بو ، مادونا اعلام کرد که قصد دارد در عرض دو سال به بزرگترین خواننده پاپ و راک تبدیل شود. و به راستی هم به نظر نمی‌رسید که چیزی بتواند مانع تحقق این آرزو گردد.

دومین آلبوم مادونا در ماه نوامبر ۱۹۸۴ منتشر شد، آلبومی به اسم Like a Virgin. علاوه بر ترانه‌ای که با خود آلبوم هم اسم بود، دو ترانه دیگر هم در قالب صفحه سینگل روانه بازار شدند، یکی ترانه Angel و یکی هم ترانه Material Girl  که از ترانه های معروف مادونا محسوب می‌شود.

با وجود اینکه مادونا از لحاظ موسیقی پیشرفت کرده بود، با وجود اینکه آلبومهای او فروش میلیون دلاری داشت و با وجود اینکه ترانه هایش او را به سرعت از هیچ به ستاره‌ای پرطرفدار بدل کرده بود، تشنه پا گذاشتن به دنیای تازه‌ای بود، دنیای فیلم و سینما.

مادونا و قدم گذاشتن به دنیای سینما

 مادونا در سال ۱۹۸۵، یعنی در اوایل شهرت و محبوبیتش، توانست در فیلم «با اضطراب به دنبال سوزان» بازی کند که با استقبال خوبی روبرو شد و گل کرد. از آن گدشته، با ترانه Into the groove که یکی از ترانه های متن این فیلم بود، مادونا موفق شد برای اولین بار در انگلیس قله رده بندی ترانه های پرفروش را فتح کند.

اما این گل کردن بیشتر اتفاقی بود تا حاصل استعداد بازیگری مادونا. فیلمهایی که مادونا در سالهای بعد در آنها ایفای نقش کرد، هیچیک، انتظارات را برآورده نکردند و در زمره فیلمهای پرفروش نبودند، از فیلم «شانگهای سوپرایز» گرفته تا فیلم Who’s that girl ، Dick Tracy و Body of Evidence.

ناگفته نماند که در حین تهیه فیلم «شانگهای سوپرایز» در سال ۱۹۸۵ بود که مادونا به شان پن، هنرپیشه معروف آمریکایی آشنا شد و بعدها با او ازدواج کرد. البته این ازدواج عمر چندانی نداشت و کار این دو ستاره چهار سال بعد از آشنایی به طلاق کشیده شد. تنها فیلم واقعا موفقیت آمیز مادونا فیلم موزیکال «اویتا» بود که بر اساس نمایشی موزیکال به همین اسم از اندرو لوید وبر ساخته شد و درباره زندگی و نقش اویتا پرون همسر دیکتاتور اسبق آرژانتین بود.

بدل شدن دختری حاضرجواب به زنی بالغ


سال ۱۹۸۶ مادونا سومین آلبومش را به بازار فرستاد، آلبومی به اسم که آن را تقدیم کرده بود به همسرش شان پن. در همین دوره بود که شکل و شمایل و کلا تیپ مادونا کاملا دگرگون شد. حال دیگر به جای یک دختر مدرسه ای شیطان و حاضر جواب، زنی بالغ پا به صحنه می‌گذاشت با جاذبه سرد سکسی. 
آلبوم True blue با آلبومهای قبلی مادونا تا اندازه‌ای متفاوت بود، در کنار ترانه های رقص و دیسکویی، ترانه هایی هم بود که تحت تاثیر موسیقی R&B و سول شکل گرفته بودند. حتی ترانه آرام و پراحساس Live to tell ، محبوبیتی غافلگیرانه کسب کرد و در آلمان پنج هفته تمام ترانه شماره یک بود. اما آن ترانه‌ای از این آلبوم که حسابی گل کرد و بیشتر فروش نصیبش شد، ترانه La isla bonita بود که خیلی از منتقدهای موسیقی ان را ضعیفترین قطعه آلبوم True blue می‌دانند.

آلبوم  Like a Prayer و برپا شدن جنجالی تازه

در اواسط دهه هشتاد میلادی، مادونا کنسرتهای متعددی در گوشه و کنار دنیا برگزار کرد و سال ۱۹۸۸ در لس آنجلس مشغول تهیه یک آلبوم جدید شد. این آلبوم که در بهار ۱۹۸۹، یعنی ۲۰ سال پیش تحت عنوان Like a Prayer به انتشار رسید، از دو جهت، درخور توجه بود، یکی اینکه مادونا توانست بیش از آلبوم پیشین خود، از فضای موسیقی رقص و دیسکویی فاصله بگیرد و دوم اینکه موافقت پرینس، یکی از ستارگان بزرگ موسیقی پاپ را به همکاری جلب کند.

 Like a Prayer همچنین یکی از ترانه‌های این البوم است که ویدئو کلیپش در آن زمان سر و صدای زیادی به پا کرد. در این ویدو کلیپ مادونا با لباس زیر شهوت‌برانگیز سیاهرهنگی در یک کلیسا در جلوی صلیبهایی که مشتعل هستند، در حال رقص و خواندن است و در صحنه‌ای هم پای مسیحی سیاهپوست رو می‌بوسد و او را با این بوسه زنده می‌کند.

انتقادات شدید از این ویدئو کلیپ که بعضیها آن  کفرآمیز می‌دانستند، سبب شد که انجمن سراسری خانواده در آمریکا مردم این کشور را فرا بخواند که نوشابه پپسی کولا را به مدت یک سال تحریم کنند، هر چه باشد مادونا در آن زمان قراردادی ۵ میلیون دلاری با شرکت پپسی بسته بود و این شرکت هم گوشه‌هایی از ویدئو کلیپ ترانه Like a Prayer را در تبلیغاتش استفاده کرده بود.

مادونا هم به نوبه خود، جواب این اتهامات و انتقادات را در یک جمله داد و گفت: «من

دوست دارم که مردم را مبهوت کنم، آنها را تحریک کنم و تصویری را که آنان از دنیا دارند، کاملا در هم بریزم.» البته شرکت پپسی ناچار شد که در پی فشارهای زیاد، قراردادش را با مادونا در نهایت فسخ کند، اگر چه لحاظ مالی ضرری نصیب مادونا نشد، چرا که این همه رسوایی و جنجال باعث فروش بیشتر کارهیاش و حضور پررنگترش در رسانه‌ها شده بود.
 در سال ۱۹۹۰ مادونا، گلچینی از ترانه‌های معروفش را انتشار داد. دو سال بعد خود، یک شرکت تولید و پخش موسیقی به راه انداخت به اسم Maverick که با شرکت عظیم برادران وانر همکاری داشت. در همان سال ۱۹۹۲، مادونا یک آلبوم جدید به بازار فرستاد که آنهم حسابی سرو صدا به پا کرد. آلبومی به اسم Erotica.

مادونا در مصاحبه‌ای پاسخ به این سوال که سخت ترین دوران کاریش به کی برمی‌گردد، می‌گوید: «واقعا نمی‌دانم. به خاطر اینکه حتی در زمانهایی که فکر می‌کردم اضاع خوب پیش نمی‌رود، وقتی نگاهی به پشت سرم می‌انداختم، می‌دیدم که اینطور نیست. به همین خاطر هم فکر می‌کنم که من واقعا انسان خوشبختی هستم و در تمام این مدت ماجراجوییهای زیادی داشتم. مثلا وقتی که آلبوم "اروتیکا" را منتشر کردم، اولش فروش چندان خوبی نداشت و فکر می‌کنم که زیر سایه خیلی کارهای  دیگرم قرار گرفت که آن زمان انجام می‌دادم. اما طی این مدت با خیلیها حرف زدم و آنها  گفتند که "اروتیکا" آلبوم مورد علاقه شان بوده است.  گاهی بعضی از چیزها اول مورد استقبال قرار نمی‌گیرد، اما بعدش مردم از آنها خوششان می‌آید. خب این وضعیت برای "اروتیکا" هم پیش آمد.»

موفقیت بزرگ مادونا با فیلم موزیکال «اویتا»

مادونا، اوایل و اواسط دهه نود میلادی را به بازیگری در فیلم، برگزاری کنسرت و همکاری در تهیه موسیقی و ترانه‌های متن فیلمهایی که در آنها بازی کرده بود گذراند. یکی از موفقیتهای بزرگش را مادونا در سال ۱۹۹۶ جشن گرفت. ملکه موسیقی پاپ در کنفرانسی مطبوعاتی‌ که در نوامبر آن سال در بوئنس آیرس برگزار کرد، اعلام کرد که نقش اول فیلم موزیکال اویتا را برعهده گرفته است.
 اویتا پرون، همسر خوآن دومینگو پرون دیکتاتور اسبق آرژانتین، برای مردم این کشور شخصیتی مقدس است و از این رو سیل انتقاد آرژانتینی‌ها به حضور مادونا در نقش قهرمان ملی‌شان، آنقدرها هم تعجب‌برانگیز نبود. با وجود این فیلم اویتا با استقبال زیادی مواجه شد و بعد از اکرانش در سینماهای جهان، در سال ۱۹۹۷، سه جایزه گلدن گلوب را از آن خودش کرد.

مادونا که سال ۹۶، اولین بچه‌اش، دختری به اسم لوردس، رو به دنیا آورده بود، در پی این تغییر و تحولات اساسی در زندگیش، مدتی خودش را از انظار عموم کنار کشید، تا اینکه بعد از دو سال وقفه، آلبومی جدید و شنیدنی روانه بازار کرد به نام Ray of Light.

این آلبوم که به سرعت به صف آلبومهای پرفروش روز پیوست، با استقبال زیادی روبرو شد و حتی مجله معتبر موسیقی رولینگ استون از مادونایی یاد کرد که در این شکل و با این کیفیت موسیقی سابقه نداشته است. این آلبوم در مجموع سه جایزه Grammy کسب کرد، از جمله جایزه بهترین آلبوم پاپ سال. از آن گذشته، ترانه Frozen از این آلبوم که در قالب سی دی تک آهنگی روانه بازار شد، در بسیاری از کشورها به تاپ تن راه پیدا کرد.

سال ۲۰۰۰ دوباره مادونا یکی از ترانه‌ای قدیمی و محبوب آمریکا، به اسم American Pie را کاور کرد و به بازار داد. در همان سال هشتمین آلبوم استودیویی مادونا به انتشار رسید به اسم Music که در فرانسه و با همکاری یک موزیسین فرانسوی تهیه شده بود و مانند آلبومهای قدیمی مادونا فروش خوبی داشت. از اتفاقات مهم سال ۲۰۰۰ در زندگی مادونا، تولد دومین بچه‌اش بود.

مادونا خود در جواب این پرسش که آیا خانواده نقش و تاثیری در کارهایش داشته، می‌گوید: «خیلی زیاد. چونکه بچه های من و همسرم به من کمک کردند تا بفهمم عشق چیست و چه معنای دارد. بسیاری از ترانه های من تحت تاثیر همین احساس قرار گرفته‌اند. بچه های من به چشم یک ستاره پاپ بهم نگاه نمی‌کنند، همینطور هم همسرم. آنها من را به عنوان یک فرد معمولی می‌بینند. اگر ما مشکلی هم داشته باشیم، درست مثل مشکلات همه خانواده های دیگر است.

مادونا در قرن بیست و یکم

مادونا، قرن بیست و یکم را با انتشار دومین گلچین ترانه‌هایش آغاز کرد که با برگزاری کنسرتهای متعدد در کشورهای مختلف از جمله آلمان همراه بود. مادونا که همیشه سعی داشته، فیلم و موسیقی را پیوند زند و در هر دو عرصه نقشی فعال ایفا کند، در سال ۲۰۰۲ در یک فیلم جیمزباند که تحت عنوان «یک روز دیگه بمیر» اکران شد، حضور داشت، هم به عنوان ایفاگر نقشی کوچیک در خود فیلم که جایزه تمشک طلایی برای بدترین بازیگری را به همراه داشت و هم به عنوان خواننده ترانه متن فیلم.
 بعد از نقدهایی منفی سینمایی که در آن دوره نصیب مادونا شد، بار دیگر نوبت موفقیت رسید، آنهم با انتشار آلبومی به اسم American Life که از لحاظ حال و هوا، بی‌شباهت به آلبوم قبلی این خواننده، یعنی Music نبود، به ویژه به خاطر نقشی که موسیقی الکترونیک در قطعات بازی می‌کند.

بعد از انتشار این البوم، مادونا دوباره تور عظیمی برگزار کرد که در ماه مه ۲۰۰۴ در  لس آنجلس شروع شد و در ماه سپتامبر همان سال در لیسبون، پایتخت پرتغال به پایان رسید و درآمد حاصله از آن بر حدود ۸۰ میلیون یورو بالغ می‌شد. ناگفته نماند که مادونا در طی کنسرتهای این تور، بشدت از سیاستهای جنگطبانه بوش و دولت آمریکا انتقاد می‌کرد، اگر چه مادونا خود را خیلی هم سیاسی نمی‌داند.

خود در اینباره می‌گوید: «من فکر می‌کنم که ما داریم در خیلی از موارد نقش فعالی را بر عهده می‌گیریم، حال چه در زمینه جنگلهای بارانی برزیل باشد یا مسائل هسته‌ای و اتمی. شما باید توانایی ارائه و پیشنهاد یک راه حل را داشته باشید. من علاقه‌ای ندارم که سیاسی باشم فقط به خاطر اینکه باید سیاسی بود.»

البته مادونا وجود گرایشهای انقلابی در خود را انکار نمی‌کند: «من تفکر و ایده انقلابی را دوست دارم. برای من،  مبارزه با سطحی بودن و جدا شدن از سطح و رفتن به سمت عمق و روح یک طرز تفکر انقلابی است. راستش فکر نمی‌کنم که ستاره های پاپ واقعا مایل به انقلابی بودن باشند. در واقع آنها چنین چیزی را نمی‌خواهند، چون انقلابی بودن احتمال نامحبوب بودن شما  را به همراه دارد و محبوب بودن چیزی است که یه ستاره پاپ به آن نیاز دارد. »

در سال ۲۰۰۵، مادونا دهمین آلبومش را به انتشار رساند به اسم Confessions on a dancefloor که همانطور که از عنوانش پیداست، بیشتر حال و هوای رقص و موسیقی دیسکویی دارد. در یکی از قطعات این البوم به اسم Hung Up که به شکل سینگل هم منتشر شد، از یکی از ترانه‌های گروه اسطوره‌ای آبا استفاده شده، البته مادونا آنقدر از اعضای گروه آبا خواهش و تمنا کرد که بالاخره اجازه چنین کاری را به او دادند. جدیدترین آلبوم مادونا  Hard Candy نام دارد و با همکاری تهیه‌کنندگان و خوانندگان معروفی منتشر شده است. مادونا در روز ۱۶ اوت امسال، پنجاهیمن سالگرد تولدش را جشن می‌گیرد.

منبع: مجله اینترنتی روزگار


نظرات | ۱۳۸٧/٢/۱٧ - کاوه |لینک به نوشته

onLoad and onUnload Example