برای نازنین
 
پاسخ حافظ

ملا سید عبدالله تبریزی که از بس سمج بود به ملا مگس شهرت داشت، هر دو پایش را در یک نعلین کرده بود که شاه اسماعیل صفوی را به تخریب آرامگاه حافظ وادارد. شاه اسماعیل هم این سماجت ملا مگس را نمی توانست نادیده بگیرد.  او که بنیاد پادشاهیش را بر تشیع نهاده بود، اعتراضات روحانی شیعی سرشناسی چون ملا مگس را نمی توانست ناشنیده بگیرد. مثلاً اعتراض به این که حافظ دشمن شیعیان علی است و یا بیتی از یزید بن معاویه ملعون را در صدر دیوانش جای داده است، یا اعتراضاتی مانند آن.
  بگذریم از این که دیوان حافظ در زمان خود او گردآوری نشد که او غزلی را در مقدمه آن بگذارد. نیز بگذریم از این که دوستان حافظ دیوان او را پس از مرگش بر پایه حرف آخر قافیه هر غزل تدوین کردند. پس طبیعی بود که غزل « الا یا ایهاالساقی ادر کاساً و ناولها / که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها»، به حکم ترتیب حروف الفبا، در صدر دیگر  غزلهای او جای گیرد. و باز نیز بگذریم که یزید بن معاویه هرگز چنین بیتی نگفته، هیچ، هیچ کس دیگری هم، غیر از خود حافظ چنین بیتی نسروده است. باری، شاه اسماعیل که خود طبع شعری هم داشت، برای از سر باز کردن ملا مگس، به او پیشنهاد داد که پیش از تخریب آرامگاه حافظ، نظر خود خواجه را با تفالی جویا شوند. ملا مگس با این پیشنهاد شاهانه مخالفتی نتوانست کرد. "فال هم نمی تواند جلو زیر و زبر کردن  مقبره ملعون از خدا برگشته یی چون حافظ را بگیرد." ملا مگس امیدوار بود.
پس فالی از دیوان خواجه زدند و غزلی پاسخ نیتشان را داد که این بیت در آن می درخشید: 
«قدم دریغ مدار از جنازه حافظ
که گر چه غرق گناه است، می رود به بهشت»
اما مگر ملاسیدعباس تبریزی- ملا مگس- دست بردار بود؟ گفت قبول نیست،یکبار دیگر فال بگیریم. ناچار باز فالی زدند که غزلی آمد با این بیت دندان خرد کن در آن:
 «ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه تُست
 عِرض خود می بری و زحمت ما می داری»


نظرات | ۱۳٩٠/٧/٢٢ - کاوه |لینک به نوشته

onLoad and onUnload Example