برای نازنین
 
هلو، میوه ممنوعه ای که کار دست مجری جنجالی داد

خبرگزاری فارس: محمود شهریاری که خود را فردی معرفی می‌کند که روی دست صدا و سیما باقی مانده، در گفت‌وگو با فارس از ماجرای میوه ممنوعه، بحث ممنوع‌التصویری‌اش، اجرای برنامه شب‌های رمضان و ... گفت.

خبرگزاری فارس: گفت‌وگوی فارس با یک مجری که روی دست صدا‌و‌سیما مانده است!
-------------------------------

به گزارش خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس، «محمود شهریاری» مجری صاحب نامی است که تقریبا همه او را می‌شناسند. این مجری در سال 1337 در بیجار متولد شده و از سال 61 فعالیت خود را در رادیو آغاز کرده است.

شهریاری از جمله مدیرانی است که اجراهای او با حواشی همراه می‌شود و البته قطاری از حرف و حدیث هم همواره به دنبال خود دارد. این مجری تلویزیونی که اخیرا با انتشار نامه‌ای نسبت به عملکرد تلویزیون انتقاد کرده و از اجرای برنامه جشن رمضان نیز انصراف داده، در خبرگزاری فارس حضور یافت و در فضایی مفرح و در قالب شوخی و جدی به سوال‌های مختلفی در حوزه‌های کاری، خانوادگی و ... پاسخ داد که متن کامل آن را در ادامه می‌خوانید:

مدیر شبکه تهران حتی از مدیر گروه خودشان هم پرس و جو نکردند

 * جریان اختلاف شما با مدیر شبکه تهران به کجا برمی‌گردد؟

- برای مدیریت شبکه احتیاج به تجربه است. در حالی که آقای مقیسه کم‌تجربه هستند و در موردی راجع به برنامه عید مبعث شبکه تهران اشتباه قضاوت کردند. ایشان در مصاحبه‌ای نسبت به پرسش و پاسخ‌های برنامه من در روز عید مبعث انتقاد کرده بودند؛ در حالی که ما اصلا مهمان برنامه‌مان آقای امیر جعفری نبودند. ایشان حتی به خودشان زحمت ندادند که از مدیر گروه‌شان سوالی در این زمینه بپرسند. بعد هم کار ما را غیر قابل دفاع دانستند.

 * با این وصف دیگر در شبکه تهران برنامه نخواهید داشت؟

- شبکه‌ها که زیاد هستند. جنس خوب روی زمین نمی‌ماند. (می‌خندد)

 * درست است که برنامه در شبکه زنده‌رود اصفهان بوده ولی گویا سوال شما (همسر شما شبیه چه میوه‌ای است؟) به خانم رامین‌فر  - همسر آقای جعفری - برخورده است؟

- ببینید وقتی یک برنامه‌ای در ژانر اجتماعی قرار است اجرا شود، عموم مردم مخاطب آن هستند و در چنین برنامه‌هایی سوالاتی باید پرسیده شود که خیلی تخصصی نباشد. چون من وقتی یک بازیگر، مهمان برنامه‌ام می‌شود، نمی‌توانم درباره آناتومی بدن و بازی و سکانس و پلان سوال کنم. باید سوالات سرگرم‌کننده از مهمانم بپرسم. این سوال هم ساده‌ترین سوال است که مهمان می‌تواند پاسخ بدهد یا ندهد. وقتی هم این سوال را مطرح کردیم خانم رامین‌فر گفتند آقای جعفری را شبیه زال زالک می‌بینم. برادرزاده آقای جعفری که نوجوان است و او هم بازیگر است گفت من عمویم را بیشتر شبیه هندوانه می‌بینم که خنک است و احساس خوبی به آدم می‌دهد. آقای جعفری هم درباره همسرشان چیزی نگفتند و فقط علیرضا جعفری گفت زن عمویم را هم شبیه هلو می‌بینم. همین جمله را در بوق و کرنا کردند. در حالی که این سوال را بیشتر از یک سال بود که در بخش سنجاق این برنامه از همه مهمانان برنامه پرسیده بودند. در این برنامه قرار شد سوال آقای کاظمی را من بپرسم.

 اگر هلو ممنوع است، باید حذفش کنیم

 * اما احتمالا کسی در طول یک سال گذشته پاسخ هلو را نداده بود؟

- بله. البته این موضوع به ذهن افراد برمی‌گردد. اگر هم هلو ممنوع است اصلا باید حذفش کنیم. بعد هم مدیر شبکه راجع به این موضوع سر و صدا به پا کرد و درباره آن موضع‌گیری کردند، آن هم در مقامات ارشد سازمان صداوسیما.

* البته بیشتر این موضوع رسانه‌ای شد و از این طریق مورد انتقاد قرار گرفت.

- بله. دقیقا همین‌طور است. من برای رادیو تهران نیز برنامه‌ای اجرا می‌کردم به نام قند و نمک. با همین گروه جمعه ایرانی. مدیر وقت رادیو تهران می‌گفت من دچار عقده حقارت شده بودم که چرا هیچ‌کدام از مدیران سازمان اصلا برنامه‌های ما را گوش نمی‌دهند؟ که موضع‌گیری مثبت یا منفی نسبت به آن داشته باشند. بعد از دو هفته، حدود 36 مورد این برنامه تذکر گرفت. دلیل آن هم شنیده شدن برنامه بود.

 همه درباره کار هنری اظهار نظر می‌کنند

 * خوب شما چرا برنامه‌های مساله‌دار اجرا می‌کنید؟

- برنامه وقتی شنیده و یا دیده شود این اتفاقات می‌افتد. همیشه دیکته نانوشته غلط ندارد. وقتی دیده شود، موضع‌گیری هم دارد.

گفتند یک پزشکی نقاش شده، یک حکیمی به او گفت به نظر من کار اشتباهی کرده‌ای. چون تا به حال اگر اشتباهی می‌کرد، خاک آن را می‌پوشاند ولی الان همه درباره برنامه‌اش اظهارنظر می‌کنند. واقعا هم همین‌طور است. همه درباره یک کار هنری اظهار نظر می‌کنند ولی درباره یک کار تخصصی خیر. فقط شاید چهار متخصص اعتراض کنند که آن هم صدای‌شان به جایی نمی‌رسد.

 سوال مورد نظر بیش از یک سال است که پرسیده می‌شد

 * اشاره کردید که در طول یک سال گذشته این سوال در برنامه شما پرسیده شده، واقعا تا به حال واکنشی از سوی مدیران با خود به همراه نداشته؟

- خیر. بیشتر از یکسال دقیقا همین سوال در برنامه پرسیده شده و همه هنرمندان هم به آن پاسخ داده‌اند. شما کافی است از شبکه اصفهان برنامه‌های زنده رود را بگیرید و ببینید. من نمی‌دانم چرا این یکبار که من پرسیدم این بلوا به پا شد؟

 هلو میوه ممنوعه است

 * هلو به جز شما برای آقای احمدی‌نژاد هم در مقطعی حادثه‌ساز شد.

- بله. گویا هلو میوه ممنوعه است. بی‌خود درباره گندم و سیب به عنوان میوه‌های ممنوعه صحبت می‌کنند، هلو میوه ممنوعه است.

   زندگی و مشکلاتش را جدی نمی‌گیرم

 * کمی از این میوه ممنوعه خطرناک فاصله بگیریم و به سوالات دیگر بپردازیم. شما پشت صحنه و در زندگی خصوصی خود هم همین قدر خندان هستید؟

- من زندگی و مشکلاتش را خیلی جدی نمی‌گیرم. زندگی ساده‌تر از این حرف‌هاست.

 مدیر جدید کارهای مدیر قبلی را غیر قابل پخش اعلام می‌کند

 * یکی از مشکلاتی که شما دارید، این است که برنامه‌های طنز همواره از حساسیت‌های بالاتری برخوردار هستند، چون خط قرمزهای مشخصی ندارند و چیزی در این حوزه تعریف نشده است.

- اصلا ما در سازمان صداوسیما یک سردرگمی عجیبی نسبت به نظارت و خطوط قرمز داریم و این‌ها نه تدوین و نه تعریف شده است. الان یک مجری یک مساله‌ای را بگوید هیچ اشکالی ندارد و بازخوردی ندارد ولی اگر همان را مجری دیگری بگوید ممنوع‌الاجرایی و واکنش به همراه دارد. من بارها راجع به این مساله صحبت کرده‌ام که نظارت بر برنامه‌ها باید بر یک مداری بچرخد و تعریف و تدوین شده باشد. نه اینکه سیال و بر اساس سلیقه مدیران باشد. یک مدیر می‌آید و برنامه‌هایی می‌سازد، در زمان مدیر بعد از او تمام این برنامه‌ها غیر قابل پخش می‌شود. این‌ها همه سلیقه‌ای است و استانداردی هم در کار نیست.

 * شما در ویژه‌برنامه نیمه شعبان سال گذشته هم در برنامه زنده همراه با آقای کاظم‌زاده و آقای روشن‌پژوه کت‌هایتان را به هم گره زدید و خیلی افراطی به شادی پرداختید که آن هم با واکنش همراه بود.

- خوب بیایند بگویند کت گره زدن در صداوسیما مثلا اشکال شرعی دارد. کت را گره زده‌ایم و آقای احمدزاده هم از رویش پرید، نمی‌دانم چرا این موضوع هم ایجاد واکنش کرد. البته این موضع هم به همان روشن نبودن خطوط قرمز برمی‌گردد. به جای اینکه مجری‌ها دست‌شان بازتر شود تا قدرت خلاقیت خود را بروز دهند، این فضا بسته‌تر می‌شود و متاسفانه مخاطب ما هم روز به روز واکنش بیشتری نشان می‌دهد و در کمال سکوت جذب شبکه‌های ماهواره‌ای مختلف می‌شود. این یک واقعیت است که مدیران ارجمند ما شاید از شنیدنش ناراحت شوند ولی هر روز شاهد پخش سریال‌هایی در 120 قسمت از شبکه‌های مختلف ماهواره هستیم. آن‌ها سریال‌های مثلا ترکیه‌ای پخش می‌کنند که به فرهنگ ما هم نزدیک است و علاوه بر مسلمان بودن، حتی اسم‌هایشان هم به ما شبیه است. وقتی یک سریال در 150 قسمت پخش می‌شود، مخاطب تا نفهمد که آخر داستان چه بود، آن را رها نمی‌کند. وقتی چنین سریالی آغاز به پخش می‌کند یعنی ما برای 150 شب مخاطب خود را از دست داده‌ایم. آیا اصلا برگرداندن آن‌ها مقدور است؟ اگر هم امکان‌پذیر باشد با چه مشکلاتی همراه است؟

 خیلی از شوخی‌ها را خود آقای احمدزاده به من یاد می‌دهد

 * آقای احمدزاده از شوخی‌های شما ناراحت نمی‌شوند؟

-خیر. استقبال هم می‌کند و خیلی از موارد را هم خودش به من می‌گوید تا عنوان کنم.

 

  هیچ وقت ایران را ترک نخواهم کرد

 * شما از شبکه‌های ماهواره‌ای برای اجرا پیشنهاد داشته‌اید؟

- خیر. من عاشق کشورم هستم و به عنوان یک ایرانی هیچ وقت ایران را ترک نخواهم کرد. احتمالا چون آن‌ها هم می‌دانستند که من نمی‌روم هیچ پیشنهادی به من نداشته‌اند. البته زمانی که من به مدت دو سال ممنوع‌التصویر شده بودم، پیشنهادهایی از طرف رادیوهای مختلف فارسی زبان داشتم که نپذیرفتم. البته این متعلق به چندین سال پیش است. آن موقع هنوز بحث ماهواره هم پیش نیامده بود.

 بیشتر از یک هفته نمی‌توانم در خارج از کشور زندگی کنم

 * شما که در ایران قادر به فعالیت نبودید، چرا این پیشنهادها را نپذیرفتید؟

- واقعیت این است که از صمیم قلب می‌گویم که کشورم را فوق‌العاده زیاد دوست دارم و یک هفته بیشتر نمی‌توانم خارج از ایران زندگی کنم. مسافرت هم که می‌روم بیشتر از یک هفته نیست. چون دلبستگی بسیاری به مردم و سرزمینم دارم. حتی در آن شرایط بسیار سخت و مشکل که به قلبم هم فشار آمد و من زیر نظر متخصص قلب قرار گرفتم باز هم حاضر نشدم که وطنم را ترک کنم.

 اولین قربانی انتشار فیلم‌های خانوادگی و خصوصی بودم

 * آن زمان برای چه ممنوع‌التصویر شدید؟

- برای شرکت در عروسی برادرم. اولین قربانی انتشار فیلم‌های خانوادگی و خصوصی من بودم.

 * عروسی مختلط بود؟

- خیر در یک باشگاه کاملا مجزا برگزار شده بود. گفتند که چرا سفره عقد مختلط بوده؟ در حالی که معمولا هنگام عقد محارم و بزرگان فامیل هستند. آیا من در این مراسم نباید شرکت می‌کردم؟

 آقای هاشمی گفتند هدف من هستم شما را زدند

 * دشمنی در کار بود؟

-بله. چون این فیلم را گرفته و مونتاژ کرده بودند و کار کاملا سازماندهی شده‌ای بود. همان موقع آقای محمد هاشمی که ریاست صداوسیما را برعهده داشت، ما را خواست و گفت که هدف من هستم شما نیستید. شما را علم کرده‌اند که من را بزنند که همین طور هم شد بعدا.

  

 * از آقای آتش‌افروز خبر ندارید؟

- بله. خبر دارم. در حال حاضر در شبکه جام جم برنامه اجرا می‌کنند. در رادیو پیام و رادیو تهران هم هستند.

 * چه شد که شما اصلا به رادیو آمدید؟

- من از دوران کودکی به تنها شغلی که فکر می‌کردم همین اجرا بود. من پیشاهنگ بودم و تمام برنامه‌ها را من اجرا می‌کردم. دعای صبحگاهی مدرسه را هم من می‌خواندم. به هیچ شغل دیگری فکر نمی‌کردم. در تمام مسابقات فن بیان که آموزش و پرورش برگزار می‌کرد، شرکت می‌کردم و در همه آن‌ها لوح گرفتم و مقام آوردم. یک بار هم سه سکه طلا هدیه گرفتم. بعد از خدمت سربازی با اینکه برای کار در وزارت خارجه هم پذیرفته شده بودم، آنجا نرفتم و در دانشکده صداوسیما مشغول به تحصیل شدم.

 * در حال حاضر افراد بسیاری هستند که علاقه‌مند به یک شغل یا حرفه نظیر همین گویندگی هستند ولی به آن نمی‌رسند، چه شد که شما توانستید در این مسیر موفق شوید؟

 - اینکه نمی‌رسند را من قبول ندارم. اگر فرد به هدفش پایبندی زیادی داشته باشد حتما به آن می‌رسد. آن‌هایی که نمی‌رسند شاید فکر می‌کنند که خیلی علاقمند هستند. من در سال 61 کارم را با گزارشگری آغاز کردم. آن زمان مدیر امور عمومی رادیو سراسری در یک جلسه‌ای که همه بودند کارت مرا آورده بود. آن زمان شرایط جنگ برقرار بود و فضا طوری نبود که اضافه کار بدهند، ایشان کارت حضور و غیاب من را آورد و اعلام کرد که شهریاری دو برابر آنچه که یک کارمند موظف به انجام کار است فقط اضافه کاری داشته است. به قدری علاقه داشتم که ساعت 12 شب به خانه برمی‌گشتم. آن موقع هم نه اضافه کاری داشتیم و نه از پاداش خبری بود.

 * کی وارد تلویزیون شدید؟

- من سال 62 وارد تلویزیون شدم و کارم را با برنامه بچه‌ها شروع کردم. یک مسابقه اجرا کردم با نام عطر و گلاب بپاشید ولی بین مردم به بخور بخور معروف شد. مسابقه‌ای بین بچه‌ها بود که مثلا کیک یا ماست می‌گذاشتند تا بچه‌ها با دست بسته بخورند. آن برنامه حتی در سازمان هم به بخور بخور معروف شد. من با آن برنامه کارم را شروع کردم. در شبکه دو نیز مسابقه‌ای را برای قشر دانشگاهی اجرا کردم. الان هم همان بچه‌ها بزرگ شده‌اند. چند وقت پیش در بیمارستان یک آقای دکتری آمد و با من دست داد و گفت بچه که بودم در مسابقه بخور بخور تو شرکت کرده‌ام.

 گفتند من نمی‌دانم چرا انقدر این‌ها شاد هستند

 * شما در برنامه‌ای که با آقای آتش‌افروز داشتید هم موفق عمل کردید؟

- بله. برنامه بعد از خبر بود که در نوع خود کم‌نظیر بود. آن برنامه باعث شده بود جوی در کشور ایجاد شود. آن زمان شرایط جنگ و موشک باران سختی بود و برنامه مفرحی هم در رادیو و تلویزیون نداشتیم. مجری فقط اعلام برنامه می‌کرد. در آن شرایط ما در برنامه‌مان می‌خندیدیم و لطیفه می‌گفتیم و راحت اجرا می‌کردیم. آن شب که برای ضبط برنامه رفتیم به ما گفتند چند دست لباس هم با خود بیاورید تا چند قسمت را با هم ضبط کنیم. یک برنامه هم ضبط کردند و دیگر ادامه داده نشد. تهیه‌کننده می‌گفت من نمی‌دانم الان علت شادی شما چیست؟ نه دهه فجر است، نه عید و نه میلاد. یعنی دلیل می‌خواستند برای شادی. گفت بگذارید من تکلیف خودم را مشخص کنم. آن برنامه را به مدیر گروه اجتماعی شبکه یک آقای موسوی بود نشان داد، گفته بود من نمی‌دانم چنین برنامه‌هایی سابقه نداشته و نمی‌توانم بگویم که ضبط بشود یا نشود. او برنامه را به آقای فریدزاده مدیر شبکه یک نشان داده بود. ایشان هم گفته بود من نمی‌دانم این‌ها چرا انقدر شاد هستند. او هم نظری نداد و تصمیم‌گیری را به رئیس سازمان محول کرده بود. آقای هاشمی هم دیده بود و چون با چنین برنامه‌هایی آشنا بود، گفت چند برنامه را مشروط ضبط کنید، ما ببینیم عکس‌العمل‌ها چه خواهد بود. اگر صدایی درنیامد که آن را ادامه می‌دهیم و اگر هم با واکنش روبرو شد می‌گوییم اصلا چه کسی گفته چنین برنامه‌هایی تولید شود! مثل همین حرفی که مدیر شبکه تهران به تازگی زده، می‌گوییم این برنامه قابل دفاع نیست. در نهایت برنامه به صورت مشروط ضبط شد و دیدند که واکنشی به همراه نداشت و خیلی هم خوب و بد و ادامه پیدا کرد. در نوروز 72 هم آقای مهران مدیری تقلید اجرای من را داشت و آقای اردشیر منظم هم تقلید آقای اتش‌افروز را انجام داد و بعد هم ساعت خوش متولد شد و این گونه برنامه‌های شاد پا گرفت.

  

 * پس منبع خوشی در صداوسیما شما بوده‌اید؟

- یک فضای جدید در تلویزیون اجرا شد.

 * لباسهایتان هم خودتان تهیه می‌کردید؟

- بله

 * الان چطور؟

- الان هم همین‌طور. در رادیو و تلویزیون فقط برای گویندگان خبر لباس می‌خرند و بقیه اقشار باید به کمد شخصی خود متوسل شوند.

 * لباس چقدر برایتان اهمیت دارد؟

- خیلی. چون لباس بخش مهمی از اجراست. لباسی باید متناسب با برنامه‌ای باشد که اجرا می‌کنید. ضمن اینکه نباید زیاد تکراری شود، چون وقتی در تلویزیون هستید خیلی با اداره ثبت احوال متفاوت است.

 * شما طراح لباس هم دارید؟

 - خیر. ولی خودم دیگر طراح شده‌ام.

 * از آشنایی‌تان با آقای احمدزاده بگویید؟

- ما حدود 15 سال پیش با برنامه شب بخیر تهران در سال 73 یا 74 بود که با هم کارمان را شروع کردیم. برنامه شب بخیر تهران بود که پیشنهاد دادند پارتنر من آقای احمدزاده باشد ولی نمی‌دانستم چه نتیجه‌ای می‌دهد. چون من قبلا با آقای آتش‌افروز اجرای مشترک داشتم و چون در پشت صحنه هم رابطه خوب و برادرانه‌ای با هم داشتیم به برنامه‌مان کمک کرد. در این مورد هم نگرانی‌هایی داشتیم ولی خوشبختانه خیلی خوب جواب داد.

 جوک‌ها را خودم می‌سازم

 * لطیفه‌ها را خودتان می‌سازید؟

-بله. من در خانواده‌ای بزرگ شده‌ام که پدرم خیلی شوخ‌طبع بود. در این زمینه من فکر می‌کنم لطیفه‌ها خیلی به جذب مخاطب کمک می‌کنند. شما حتی در سخنرانی روحانیون هم آن را می‌بینید. روحانی که در سخنانش دو بیت شعر می‌خواند و بعد نکته ظریفی را مطرح می‌کند، بیشتر بین جوانان جا دارند و از آن‌ها استقبال می‌شود. الان هم تعداد انگشت شماری از روحانیون بیشتر بین جوانان محبوبیت دارند. چون این موارد بسیار پیش برنده است.

 

 بیشتر مجری‌ها ذوقی کار می‌کنند

 * بحث تربیت مجری در صداوسیما چطور است؟

- بیشتر مجری‌ها ذوقی کار می‌کنند، در حالی که من شنیدم در کانادا 32 دانشگاه تربیت مجری وجود دارد، ولی ما حتی در دانشکده صداوسیما رشته مجری‌گری نداریم. من خودم به همت خود دوره‌هایی را گذرانده‌ام و از آقای امیر نوری، یدالله شکری و استاد سمندریان موارد خوبی یاد گرفتم. تنها کسی که در ایران در این باره کار کرده آقای سمندریان بودند که دوره‌هایی را برای پرورش صدا ویژ مجریان و گویندگان داشتند. خیلی از هنرمندان طراز اول کشورمان کلاس‌های ایشان را گذرانده‌اند.

 * شما یک دهه است که اجرای برنامه جشن رمضان را هم برعهده داشتید، پایه‌گذاری آن با چه اهدافی بود و چقدر به آن رسیدید؟

- جشن رمضان برمی‌گردد به تغییر نگاه در جامعه و باعث و بانی این موضوع امام خمینی (ره) بودند. وقتی که رمضان می‌شد، از شب اول این ماه مبارک موسیقی در صداوسیما بسیار سنگین انتخاب می‌شد و موسیقی‌های متداول کنار گذاشته می‌شد و برنامه‌ها سنگین می‌شدند. موج غمباری بر برنامه‌ها حاکم می‌شد. آقای هاشمی که خدمت امام(ره) رسیده بودند، ایشان فرموده بودند برای چه در ماه مبارک مرضان به یکباره جو برنامه‌هایتان این قدر عوض می‌شود؟ این ماه ضیافت‌الله است و همه جشن و مهمانی است جز شب‌های شهادت. دلیلی برای غم وجود ندارد و همین نگاه امام باعث شد تا تغییر نگرشی در صداوسیما ایجاد شود و آن فضای غمبار به جشن رمضان تبدیل شد. مدیران به این فکر افتادند که حرکتی در این زمینه انجام بدهند و جشن رمضان راه افتاد. با استقبال بسار مردم هم مواجه شد چون در سایر کشورها هم همین‌طور بود. همه مشغول خرید و دید و بازدید بودند و این بود که جشن رمضان راه افتاد و من و آقای احمدزاده این برنامه را اجرا کردیم، مخصوصا که حمایت کمیته امداد را هم همراه داشت و کاری هم برای نیازمندان تحت پوشش انجام می‌شد. این کار تبدیل به یک کار نیکو و خداپسندانه تبدیل شد.

 * پس از یک دهه چطور خودتان را راضی کردید که از این برنامه خداحافظی کنید؟

- برای من خیلی سخت است ولی از قدیم گفته‌اند که صلاح مملکت خویش خسروان دانند. حتما برنامه‌های بهتری تدارک دیده‌اند و باید منتظر شد و دید که چه می‌شود.

 * یعنی شما دیگر هیچ برنامه‌ای را در شبکه تهران اجرا نمی‌کنید؟ یا این مساله فقط به جشن رمضان برمی‌گردد؟

- من فعلا هیچ برنامه ای در شبکه تهران اجرا نمی‌کنم، در اعتراض به مسائلی که در نامه‌ای هم که منتشر کردم به آن‌ها اشاره کردم.

 * این ماجرا باعث نمی‌شود که معاونت سیما تصمیم تازه‌ای درباره شما بگیرد و یا با محدودیت‌های بیشتری مواجه شوید؟ مثلا به شما فشار بیاورند حالا که در شبکه تهران نیستی پس حق کار کردن در سایر شبکه‌ها را هم نداری؟

- من فکر نمی‌کنم که اصلا برای آن‌ها مهم باشد. آن‌ها آن قدر به میز خود و مدیریت خود فکر می‌کنند که اصلا این مسائل برای‌شان مهم نیست. به نظرم آن‌ها مسائل دیگری برای‌شان مهم است تا حفظ مخاطب و توجه به تلویزیون.

 * شاید به جای شما مجری جایگزین بیاورند.

- می‌گذارند، کما اینکه در سال‌هایی که ممنوع‌الفعالیت بودم برایم جایگزین گذاشته بودند.

 * به نظرتان اگر امسال در برنامه جشن رمضان نباشید، مخاطب متوجه عدم حضورتان می‌شود؟

- مسلما بخشی از مخاطبان از دست می‌روند. مثلا هیچ کدام از شبکه‌های ما برای صبح‌های جمعه برنامه ویژه نداشتند که مردم روز تعطیل بلند می‌شوند با یک فضای کسل مواجه نباشند. برای یک مدت کوتاهی آمدند و برنامه «وقتمون کمه» را طراحی کردند. این برنامه بسیار کم‌خرج بود و هیچ ستاره تلویزیونی و ورزشی و کسانی که برای حضور در تلویزیون طلب دستمزد می‌کنند، دعوت نمی‌شدند. هیچ خواننده‌ای هم دعوت نمی‌شد که برایش هزینه در نظر بگیرند. من بودم و آقای احمدزاده و موضوعات بسیار جالبی که بسیار هم مهم بود که در قالب طنز بیان می‌کردیم. این برنامه مخاطبان بسیاری را جذب کرد و واقعا برای خودمان هم باورکردنی نبود. اما برنامه با تغییر مدیریت تمام شد و برای کسی هم مهم نبود که الان مخاطب جای آن برنامه چه می‌بیند و کجا می‌رود؟ اگر مهم بود پیگیری می‌کردند که برنامه‌ای را جایگزین کنند.

 

 با عنوان تهیه‌کنندگی تلویزیون بازنشسته شده‌ام

 * شما به بخش‌های دیگر برنامه‌سازی هم علاقه دارید؟

- شغل و عنوان استخدامی من تهیه‌کنندگی تلویزیون بوده و با همین عنوان بازنشسته شده‌ام. برنامه‌هایم را هم عموما خودم تهیه می‌کردم. البته هیچ وقت وارد حوزه سینما نشده‌ام.

 * برنامه‌ای برای حضور در سایر عرصه‌ها نظیر سینما ندارید؟

- راستش آن‌قدر شرایط سخت شده برای تهیه‌کنندگان که کمتر تهیه‌کننده‌ای وارد تولید برنامه‌های جُنگی می‌شود که دردسرهای زیادی هم دارد. یک سریال، سناریو و بازیگران و دستمزدشان مشخص است و تهیه‌کننده خیلی کار دشواری ندارد و باید مدیریت بودجه سازمان را خوب انجام بدهد، ولی برنامه‌های جُنگ تولید سختی دارند. اول باید مدیران سازمان را متقاعد کنید که قبول کنند افراد مد نظرتان در برنامه حضور داشته باشند. از آن طرف باید مهمانان را راضی کنیم که به تلویزیون بیایند، چون خیلی از آن‌ها خیلی رغبت نشان نمی‌دهند و حضور در تلویزیون را اصلا نمی‌پسندند. شما باید تلاش کنید و از خود و آبرو و تجربه‌تان هر دو طرف را راضی کنید. آن وقت در این میان یک نفر را ممنوع می‌کنند. یک نفر اجازه ورود با ماشین را ندارد. بازیگر قهر می‌کند و می‌رود به خانه‌اش که چرا به من توهین کرده‌اند. الان خیلی از تهیه‌کنندگان عطایش را به لقایش بخشیده‌اند.

 * بحث مطالعه راجع به موضوع برنامه چقدر برایتان اهمیت دارد؟

- خیلی مساله مهمی است. اگر مجری به روز و مسلط نباشد قطعا موفق نخواهد بود. خوشبختانه من مطالعات به‌روزی دارم و همیشه در ماشینم کاغذ و خودکار هست و اگر نکته جالبی را بشنوم آن را یادداشت می‌کنم و تبدیل به شیفت می‌کنم. من در حدود چهار الی پنج هزار برگه فیش دارم که موضوعات مختلفی دارند و همیشه این مطالعات را دارم.

 * الگویی برای اجرا مد نظرتان بوده است؟ چه مجری داخلی و چه مجری خارجی؟

- بله. من کارهای مجریان مشهور ایرانی و خارجی را پیگیری می‌کنم. اتفاقا نقد من هم به همین موضوع است. مدیران ما در نشست‌های تخصصی که با مجریان دارند، می‌گویند ما در ایران «اپرا وینفری» نداریم؟ چرا «لری کینگ» نداریم؟ شما یک موضوع هلو را این قدر بزرگ می‌کنید و غیر قابل دفاع می‌دانید، آن وقت ببینید اپرا وینفری چه سوالاتی از مهمانانش می‌پرسد و چقدر دستش باز است؟ بعد می‌گویند چرا ما مجری توانمند کم داریم؟

 * شاید تفاوت جامعه ما با جامعه‌ای که وینفری در آن زندگی می‌کند، منجر به بروز این محدودیت‌ها می‌شود، به هر حال ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که به لحاظ اخلاقی و شرعی پرسیدن هر سوالی جلوی چشم میلیون‌ها مخاطب کار شایسته‌ای به نظر نمی‌رسد؟

- بله. من هم این موضوع را قبول دارم. من هم می‌گویم مطابق با باورهای جامعه، فرهنگ و مذهب خودمان می‌توانیم برنامه‌های خوب انجام بدهیم ولی منوط به این است که خیلی سلیقه‌ای برخورد نکنند. وگرنه کسی نمی‌خواهد چیزی خلاف شرع و خلاف آئین مقدس اسلام بگوید. چیزی خارج از باورهای ملی ما بگوید چون اگر بگوید علیه خودش کار کرده. چون چنین مواردی بسیار مقدس هستند و نمی‌توان با آن‌ها شوخی کرد. متاسفانه نمی‌آیند این خطوط را مشخص کنند. سردرگمی در نظارت و مشخص نبودن خطوط قرمز منجر به سردرگمی می‌شود و خلاقیت را از مجری میگیرد.

 میرفخرایی، اینانلو و صالح اعلی چه کار می‌کنند؟

 * یک فاکتور مهم دیگر در اجرای خوب بحث تداوم اجرای یک برنامه است. بسیاری از مجریان محبوب خارجی بر اثر تداوم در اجرای یک برنامه خاص محبوب شده‌اند، در حالی که در تلویزیون ما تا یک مجری به مرحله بازدهی می‌رسد به بهانه‌ای کنار گذاشته می‌شود. مثلا در چند ماه اخیر حداقل اتفاقات عجیب و غریب زیادی در حوزه مجری‌های تلویزیون افتاده؛ آن هم در شرایطی که تربیت مجری جدید وجود ندارد و تلویزیون در چنینی شرایطی ریسک می‌کند و همان تعداد اندک مجریان خود را هم از دست می‌دهد. مثلا برای شما این اتفاق افتاد، برنامه پارک ملت آقای شهیدی‌فر نیمه کاره رها شد، مهدی واعظی در شبکه تهران، احسان علیخانی در شبکه سه و... همه دستخوش تغییر شده‌اند و تمام مجریانی که باعث و بانی جذب مخاطب در افت و خیزهای تلویزیون بودند، هرکدام به نوعی حذف شده‌اند.

- بله. الان هیچ‌کدام از مجریان معروف و صاحب نام برنامه اجرا نمی‌کنند. الان اسماعیل میرفخرایی کجاست؟ محمدعلی اینانلو مشغول چه کاری است؟ چرا آقای صالح علا برنامه اجرا نمی‌کند؟ اینها مجریان بسیار توانمندی هستند. وقتی پیچ رادیو را باز می‌کردی، صدای‌شان شاخص بود و دیگر ناخوداگاه برنامه را رها نمی‌کردی. در حالی که الان برنامه‌ها همه از روی هم کپی می‌شوند و مدام از صبح تا شب مثلا شعر می‌خوانند. دیگر مجری‌ها صاحب سبک و ادبیات خاص خودشان نیستند که برای مخاطب جذاب باشد. دیگر سبکی وجود ندارد.

 * متخصص اجرا هم وجود ندارد. مثلا آقای میرفخرایی در حوزه علم و دانش بسیار قدرتمند بودند.

- بله. ایشان در حوزه دانش بسیار مسلط بود. ساعت 3 و 4 بعد از ظهر ساعت مرده رادیو است که کمترین مخاطب را داردو آقای میرفخرایی برای اینکه قدرت خود را نشان بدهد، آمد و همان ساعت را انتخاب کرد و برنامه‌ای را تولید کرد که زبانزد شد و اساس همین چهره‌های ماندگار شد. او با اساتید به نام که در سال‌های سکوت و بیماری و کهولت سن عمرشان را سپری می‌کردند، مصاحبه کرد و همان برنامه پرمخاطب‌ترین برنامه رادیو شد. پس مجری خیلی مهم است. وقتی جلوی اجرای یک مجری را می‌گیرند و از این عنوان که من آن را تنها در ایران شنیده‌ام، ممنوع التصویر و ممنوع الاجرا تنها واژه هایی است که فقط در ایران استفاده می‌شود و حتی در افغانستان هم کاربرد ندارد. وقتی شما مجری را ممنوع می‌کنید، یعنی برایش در قوه قضائیه حکم اعدام صادر کرده‌اید. این بالاترین حکم است. وقتی یک مجری ممنوع التصویر می‌شود، حکم برایش صادر شده، اگر درست است که هیچ و اگر نیست مدعی‌العموم بیاید و بگوید شما اشتباه می‌کنید با چهره‌ای که محبوبیتی به دست آورده و مقبولیت دارد و نظام برایش سرمایه‌گذاری کرده تا به اینجا برسد این طور رفتار می‌کنید.

 * معمولا حراست سازمان صداوسیما بر رفتار خارج از سازمان مجریان تلویزیون نیز نظارت دارد و پس از تصدیق پیشینه افراد، آن‌ها مجوز حضور در سازمان را می‌گیرند، آن وقت مدیران تلویزیون هیچ‌گونه حساسیتی نسبت به محتوای آن چه که روی آنتن می‌رود، ندارند؟ یعنی سوالات را پیش از آغاز برنامه زنده چک نمی‌کنند، به شما نمی‌گویند وارد بحث در چه حوزه‌هایی بشوید یا نشوید؟

- بله. دقیقا همین‌طور است. حراست سازمان بر مجری از لحاظ اخلاقی و رفتاری و... نظارت دارد اما این نظارت در بخش اجرای برنامه وجود ندارد و به مجری فضایی برای ایجاد خلاقیت داده نمی‌شود.

 معمولا مدیر قبلی عامل موساد می‌شود

 * یعنی هیچ نظارتی بر محتوای برنامه شما وجود ندارد که مثلا پس از چند قسمت بگویند این بخش از برنامه خوب بود یا بد بود و مثلا فلان بخش را هم به آن اضافه یا کم کنید؟

- اصلا چیزی نمی‌گویند که خوب بود یا نبود. یک دفعه می‌گویند که چرا این بحث را مطرح کردی و بعد هم کات. نمی‌گویند که عزیزم چرا این موضوع را مطرح کردی، این سوال خوب نبود و در برنامه بعدی دیگر تکرار نکن. پارسال برنامه جشن رمضان تقدیر شد و به ما لوح تقدیر دادند به همراه پاکت چاق و چله‌ای و معاون سیما گفت از همین لحظه به فکر ماه رمضان سال آینده باشید. بعد از همین لحظه تا الان که فرصت کمی تا رمضان باقی مانده ما هنوز نمی‌دانیم مجری کیست و تهیه‌کنندگی بر عهده چه کسی است؟ مدیر که عوض می‌شود، معمولا مدیر قبلی عامل موساد بوده و هیچی هم بلد نبوده و مدیر جدید آمده تا از نو بسازد.

 * جلسات تخصصی که با حضور مجریان و معاون سیما برگزار شد چقدر مثمر ثمر بود؟

- خیلی مباحث کارشناسانه‌ای مطرح نمی‌شود. چند بار شرکت کردم ولی دیگر ‌نرفتم.

 * تا به حال شده در حال اجرای برنامه، به یک باره برنامه حذف شود؟

- این موضوع در صداوسیما سابقه نداشت تا جشن رمضان سال گذشته که مدیریت پخش به یک باره تصمیم گرفت آنتن را بگیرد.

 * چرا؟ دلیل خاصی داشت؟

- نمی‌دانم باید از خودش بپرسید. جشن شعبانیه ما یک رکورد زدیم. در شرایطی که در تیرماه رسانه‌های بسیاری در حال ایجاد فضایی بودند که ایران جو ناآرامی دارد، 120 هزارنفر کنار هم در پارک آزادگان جمع شدند و هیچ اتفاقی هم نیافتاد. در چنین شرایطی هرکس هم موفقیت را به خود نسبت می‌دهد. مثلا برگزار‌کننده آن برنامه شهرداری بود ولی صداوسیما گفت مجریان ما توانستند این برنامه را به خوبی جمع کنند. بعد چه اتفاقی می‌افتد که همان مجری توانمند به خاطر یک هلو کنار گذاشته می‌شود؟

 

 به گزارش فارس، در پایان این گفت‌وگو نظر محمود شهریاری را درباره برخی کلمات پرسیدیم که در ادامه می‌خوانید:

 * احمدزاده: یک دوست مومن واقعی نه شعاری، نماینده خدا در برنامه‌های تلویزیون

* تلویزیون: رسانه ملی که باید از یک جانبه‌گرایی و تک‌صدایی پرهیز کند.

* اوباما: شخصیتی که فکر می‌کردند برای نجات آمده ولی امیدها را ناامید کرد.

* مجری: سرباز پیشتاز خط مقدم تلویزیون

* تیم فوتبال محبوب: پرسپولیس. قرمزته شدید

* بهترین فیلم سینمایی: باشو غریبه‌‌ای کوچک

* بهترین لطیفه: جوک‌های محمود شهریاری

* هلو: میوه‌ای با شنیدن نامش تنم می‌لرزد

* جشن رمضان: برنامه پرمخاطبی که با معنویت و ملاحت آمیخته شد

* بهترین بازیگر: پرویز پرستویی

* همسر: انسان شفیقی که کمک می‌کند تا به تعادل برسی.

* خانواده: نظام مقدسی که مأمن و پناهگاه انسان است

* بهترین دوست: کتاب

* ممنوع‌التصویری: واژه‌ای که پشت ما را می‌لرزاند و فقط هم در ایران متداول است.

* اجلاس 5+1: حل شد. جوابش پیدا شده، می‌شود 6

* دفاع مقدس: دوران ارزش، شکوفایی، دوران دفاع از حریت و ناموس یک کشور.

* ایران: سرزمین اهورایی و مقدسی که همیشه به آن افتخار کرده‌ام.

* پول: بسیار خوب است. به قول دوستان اصفهانی مساله مهمی است، جان نیست که بتوان از آن گذشت.

* بهترین شبکه تلویزیون: الان نداریم

* سیاست: واژه‌ای که همیشه مادرم ما را از آن پرهیز می‌کرد و می‌گفت پدر و مادر ندارد.

* کتاب مورد علاقه: مثنوی معنوی که همیشه مونس و هم‌دم من است.

* بهترین مجری ایرانی: بهترین‌ها را می‌توانم اسم ببرم. اسماعیل میرفخرایی، جواد آتش‌افروز، محمد اینانلو، محمد صالح‌علا و کاظم احمدزاده

* بهترین مدیر: مدیری که توبیخ و تشویق را هم‌زمان با هم ببیند

* بهترین خاطره زندگی: تولد فرزندم

* بدترین خاطره زندگی: درگذشت پدر و مادرم

* بیشترین دستمزدی که تا به حال از تلویزیون گرفته‌اید: دستمزدم برای اجرای ویژه‌برنامه عید مبعث شبکه تهران

* مهران مدیری: انسان طناز و قدرتمندی که کارش را به شایستگی می‌شناسد

* رادیو: رسانه‌ سهل‌الوصولی که بیشتر باید قدر نیروهایش را بداند.

* خنده: اکسیر زندگی

* گریه: نشانه زندگی و تر و تازگی

* بهترین صدا: استاد محمد نوری

* مادر: فرشته‌ای که در لباس بشر جلوه کرده

* محمود شهریاری: انسانی که روی دست صداوسیما مانده است

 

منبع: فارس نیوز


نظرات | ۱۳٩۱/٤/٢٧ - کاوه |لینک به نوشته

سانسور قیمت نارنگی دهه شصتی در شبکه دو

شبکه دو سیما جمعه شب (23 تیر 91) به هنگام پخش فیلم "بگذار زندگی کنم"، دیالوگی را در آن قیمت نارنگی در سال 1365 اعلام شده بود، حذف کرد.
 
به گزارش عصرایران، در صحنه مربوط به این دیالوگ پس از خروج فخری خوروش (همسایه) از منزل مادری افسانه بایگان (زن اصلی فیلم)، مهین شهابی (مادرزن) با ذکر قیمت نارنگی (کیلویی ؟؟) گله می کند که نارنگی گران ولی پوست کندنش آسان است، اما درست در لحظه ذکر قیمت صدای فیلم قطع شد.
 
این فیلم یکی از پرفروشترین فیلمهای دهه شصت و نخستین حضور سینمایی مهدی هاشمی پس از بازی در سریال "سلطان و شبان" بود. وی پیش از آن در فیلم "مرگ یزدگرد" بهرام بیضایی" ایفای نقش کرده بود.
 
کارگردان این فیلم شادروان شاپور قریب و دیگر بازیگران آن افسانه بایگان، زنده یاد مهین شهابی، شادروان احمد قدکچیان، محبوبه بیات، زنده یاد مهری ودادیان، شادروان کیومرث ملک مطیعی، فخری خوروش و زنده یاد پروین سلیمانی بودند.
 
خلاصه داستان فیلم: مردی با داشتن دو فرزند همسرش را طلاق می دهد. او در شرکتی کارمند حسابداری بوده و اکنون بیکار شده است. مرد با فرزندان خردسالش به خانه مادر خود می رود. زن نیز به منزل پدری می رود. زن خود را با کار خیاطی سرگرم می کند، اما هیچ یک از زندگی جدید و وضع خود راضی نیستند. آن دو پس از مدتی از اقدام عجولانه خود پشیمان می شوند و با وساطت زن و شوهری که در همسایگی آن ها زندگی می کنند و با کمک برادر کوچک زن از نو پیوند زناشویی می بندند.
منبع:‌ عصر ایران

 


نظرات | ۱۳٩۱/٤/٢٤ - کاوه |لینک به نوشته

احمدی‌نژاد: خداوند دینی به نام مسیحیت و یهودیت نفرستاده است

رئیس جمهور در اجلاس بین‌المللی زنان و بیداری اسلامی گفت: خداوند دینی به نام یهودیت و مسیحیت نفرستاده است و حضرت موسی و حضرت عیسی نیز منادی دین اسلام بودند.
 
محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور اسلامی کشورمان در اجلاس زنان و بیداری اسلامی که صبح امروز در سالن برج میلاد برگزار شد با اشاره به اینکه ضرورت اصلاح جهان، بیداری انسان‌ها است گفت:‌تمام پیامبران اولی‌العزم آمده‌اند تا جهان را اصلاح کنند.
 
وی افزود: عزیزان من اسلام یک دین جهانی است و خداوند یک دین بیشتر نفرستاده است. خداوند دینی به نام مسیحیت و یهودیت نفرستاده است. حضرت ابراهیم(ع) منادی اسلام بود، حضرت موسی و حضرت عیسی نیز منادی دین اسلام بودند.
 
رئیس‌جمهور ادامه داد: خداوند یک دین بیشتر نفرستاده است و آن اسلام است، پیامبر عزیز ما متعلق به تمام جهان است که پیامبر خاتم است. ایشان پیامبر مردم آمریکا، اروپا و آسیا نیز است. پیامبر بودایی‌ها نیز است و آمده است تا همه را نجات دهد.
 
احمدی‌نژاد گفت: پیامبر عزیز ما فقط برای مسلمانان نیست، قرآن نیز فقط برای مسلمانان نیست، قرآن متعلق به همه انسان‌ها است.
 
رئیس‌جمهور در ادامه سخنان خود با اشاره به اینکه ضرورت اصلاح جهان از بین رفتن نظام استکباری است گفت: امروز نوک تیز تمام انقلاب‌ها باید علیه نظام استکباری باشد چرا که اگر ما تمام نظام سلطه را هدف بگیریم دیکتاتورها همگی فرو خواهند ریخت.
 
احمدی‌نژاد گفت: نوک تیز انقلاب‌ها و قیام‌ها باید علیه رژیم صهیونیستی باشد چرا که پایگاه استکبار است و تا زمانی که نظام سلطه و رژیم صهیونیستی باشد ملت‌ها روی خوش نخواهند دید و آنها باید از بین بروند.

منبع: فرارو


نظرات | ۱۳٩۱/٤/٢٢ - کاوه |لینک به نوشته

نادران: آقای ایرانپور یک سارق بوده که دارای محکومیت کیفری است

شرق (چهارشنبه, 7 تیر 1391)

روز گذشته نخستین جلسه جنجالی مجلس نهم برگزار شد. اعتبار‌نامه‌ علی ایرانپور منتخب مبارکه با وجود اتهام‌های مطرح علیه او، با رای همکارانش تصویب شد؛ اتهام‌هایی که بر محور سرقت و جعل مدرک تحصیلی بود.

پس از آنکه شعب مختلف اعتبارنامه نمایندگان را بررسی کردند، شش اعتبارنامه در کمیسیون تحقیق باقی ماند؛ احمد توکلی و الیاس نادران منتخبان تهران، علی ایرانپور منتخب مبارکه، حبیب برومند و فتح‌الله حسینی منتخبان پارس‌آباد و قصر شیرین و مهدی موسوی‌نژاد منتخب دشتستان. قرار بود در جلسه دیروز مجلس تکلیف اعتبارنامه‌های نادران، برومند، ایرانپور و موسوی‌نژاد مشخص شود چراکه کمیسیون تحقیق در بررسی‌هایش این چهار اعتبارنامه را تایید کرده است. اما هنوز تکلیف اعتبارنامه احمد توکلی و فتح‌الله حسینی مشخص نیست. احتمال جنجالی شدن بررسی اعتبارنامه‌ها تا حدی بالا بود که پیش از شروع جلسه علنی، نمایندگان در یک جلسه غیرعلنی در مورد چند و چون بررسی اعتبارنامه‌ها با هم گفت‌وگو کردند؛ موضوعی که محمدحسن ابوترابی‌فرد نایب‌رییس مجلس را که در غیاب لاریجانی بر صندلی ریاست نشسته بود، واداشت تا در آغاز جلسه علنی به نمایندگان یادآور شود «گفت‌وگوهای حکیمانه»‌ای را به نمایش بگذارند. بعد هم عبدالرضا عزیزی سخنگوی کمیسیون تحقیق مجلس گفت اعتبارنامه ایرانپور در کمیسیون تحقیق مورد رسیدگی قرار گرفت و با اکثریت آرا تصویب شد. اما پس از آن جعفری سخنگوی شعبه 13 بررسی اعتبارنامه پشت تریبون حاضر شد و اعلام کرد که اعتراض این شعبه همچنان پابرجاست. او گفت در شعبه دو سری ادله در مورد ایرانپور مورد بررسی قرار گرفت؛ مستنداتی که شورای نگهبان در مورد آنها اظهارنظر کرده بود و مستنداتی که براساس اعلام جعفری شورای نگهبان ندیده بود. براساس اعلام جعفری آنچه باعث شد شعبه رای به رد اعتبارنامه ایرانپور بدهد، این است که در دادگاه مبارکه، ایرانپور محکومیت جزایی پیدا کرده که این محکومیت در 27/3/91 هم در دادگاه تجدید نظر تایید شده است. جعفری گفت مطلبی که شعبه 13 می‌گوید مستند به احکامی است که بعد از انتخابات دادگاه تایید کرده و شورای نگهبان و هیات نظارت هم آنها را ندیده بودند. در ادامه احمد توکلی در جریان بررسی اعتبارنامه منتخب مبارکه به ماده 70 آیین‌نامه داخلی استناد کرد و گفت: آقای فرهنگی در ابتدای جلسه ضمن اعلام برنامه گفتند که طبق برداشت رییس براساس ماده 70 اعتبارنامه کسانی که توسط شعبه تایید می‌شود، معترض حق ندارد در مورد آن صحبت کند که این موضوع اشکال دارد. وی با بیان اینکه استناد به رویه قضایی به تنهایی برای رد یا تایید اعتبارنامه نمایندگان درست نیست، افزود: به طور مثال در مجلس اگر کمیسیون تخصصی پیشنهادی را رد کند، آن پیشنهاد در تلفیق هم قابلیت بررسی دارد و اگر تلفیق هم آن را رد کرد، می‌توان آن را در جلسه علنی مورد بررسی قرار داد و مصادیقی از این دست برای این مساله وجود دارد که می‌توان به آنها استناد کرد. بر این اساس تنها استناد به رویه قضایی را درست نمی‌دانم.
هر چند بنا بر اعلام نظر هیات‌رییسه قرار بود که موافق و مخالفی صحبت نکند اما سرانجام با اصرار احمد توکلی و نادران، این دو نفر به عنوان مخالف و عوض حیدرپور به عنوان موافق تصویب اعتبارنامه ایرانپور نطق کردند. ابتدا توکلی در قالب تذکری با اشاره به مفاد ماده 70 آیین‌نامه داخلی مجلس گفت: به نظر می‌رسد رییس جلسه (ابوترابی‌فرد) اصرار دارد که اعتبارنامه کسی مورد اعتراض واقع نشود هر چند این موضوع شاید از روی خیرخواهی باشد ولی این رویه درست نیست. برای من سه نامه آمده بود که براساس آن از من خواسته شده برای بررسی اعتبارنامه‌های آقایان برومند، موسوی‌نژاد و ایرانپور در جلسه علنی امروز حضور پیدا کنم. ولی ظاهرا امروز هیات‌رییسه به این نتیجه رسیده که من نباید حرف بزنم و اعتراضم را بیان کنم که این رویه درست نیست. ابوترابی‌فرد هم در پاسخ به تذکر توکلی گفت: براساس آیین‌نامه مدیر جلسه براساس برداشتش عمل می‌کند؛ ضمنا باید از شما و معترضان دعوت شود چراکه حداقل می‌توانید بگویید که هنوز هم معترضید. پس از توکلی الیاس نادران نیز طی تذکری گفت«‌ای کاش بحث‌هایی که در جلسه غیرعلنی امروز مطرح شد، در جلسه علنی هم عنوان می‌شد تا ملت ایران غریبه تلقی نشوند.»
نادران: ایرانپور متهم به سرقت چک و غصب عناوین است
پس از تذکر نادران و توکلی، الیاس نادران طی سخنانی در اعتراض به اعتبارنامه ایرانپور گفت اگر برای اعتبارنامه او یکی از ایراداتی که به آریانپور وارد است وجود داشت، خودش از حضور در انتخابات منصرف می‌شد تا کار به اینجا نرسد. نادران با ذکر این نکته که ما با شخصی مواجه هستیم که دارای دو سابقه کیفری سرقتی است، تصریح کرد: آقای ایرانپور محکوم به سرقت چک و نیز مرتکب غصب عناوین علمی شده است. بنا بر مستندات موجود، حکم نهایی دادگاه تجدید‌نظر استان، آقای ایرانپور را به سه ماه و یک روز حبس تعزیری محکوم کرده و این حکم قطعی است و آقای ایرانپور هنگام ثبت‌نام برای انتخابات مجلس نهم از این موضوع مطلع بوده و به او این حکم ابلاغ شده است ولی آقای ایرانپور به این موضوع اعتنایی نکرده است. به گفته نادران محکومیت ایرانپور موجب سلب صلاحیت منتخب می‌شود و باید دانست که ترجیحی در عدم صلاحیت محکوم به سرقت برای ایرانپور نیست و این موضوع نه برای مجلس بلکه برای همه روشن است. هیچ سازمان یا نهادی چنین فردی را حتی برای خدمت پاره‌وقت نیز نمی‌پذیرد، کدام سازمان حتی برای نیم‌ساعت نه برای چهار سال، چنین فردی را برای خدمت می‌پذیرد و حاضر است اموالش را در اختیار یک سارق قرار دهد. نادران با تاکید بر اینکه نص سرقت گناه کبیره است، گفت: همین موضوع موجب سلب صلاحیت آقای ایرانپور می‌شود، چراکه التزام عملی به اسلام از معیارهای منتخبان مجلس است. در تاریخ 27 اسفند‌ سال 90 یعنی دو هفته بعد از برگزاری انتخابات مجلس نهم، آقای ایرانپور که خودش را نماینده می‌دانست، از شاکی رضایت می‌گیرد و از دادگاه خواستار تبدیل حبس تعزیری به جزای نقدی می‌شود که دادگاه نیز با این درخواست ایرانپور موافقت می‌کند. این تغییر مجازات تغییری در عنوان اتهام ایجاد نمی‌کند. نادران ادامه داد: «آقای ایرانپور یک سارق بوده که دارای محکومیت کیفری است و رقبای آقای ایرانپور بعد از برگزاری انتخابات به دلیل سوءاستفاده ایرانپور از عناوین علمی، به دادگاه شکایت می‌کنند که دادگاه نیز این موضوع را پیگیری و استعلام کرده و مشخص می‌شود که هر چهار عنوان علمی اعلام‌شده توسط ایرانپور نادرست است. به‌عنوان مثال آقای ایرانپور اعلام کرده که دارای مدرک دکترای پیراپزشکی است اما پس از استعلام از دانشگاه مورد ادعای ایرانپور مشخص می‌شود که اصلا چنین رشته‌ای در دانشگاه مزبور وجود ندارد و این عنوان اساسا جعلی است. نادران اقدام ایرانپور در اعتراض به اعتبارنامه منتخبان تهران را «سوءاستفاده» از حق اعتراض به اعتبارنامه منتخبان در مجلس خواند. نادران اعلام کرد نسبت به این اقدام ایرانپور اعلام جرم می‌کند که دادستان باید آن را پیگیری کند. او گفت: برخی وساطت کردند که ایرانپور جوان بوده و اشتباه کرده و خواستار کوتاه آمدن ما بودند اما باید بگویم مگر این حق شخصی ماست که ببخشیم و کوتاه بیاییم؟! آقای ایرانپور توبه نکرده است. او به دلیل خلاف‌گویی‌های مکرر مرتکب گناه کبیره شده و در کنار گناه کبیره سرقت فاقد معیارهای لازم و التزام عملی به اسلام است. وی با بیان اینکه سرقت چک به روشنی مصداق غصب اموال دیگران است و یکی از بارز‌ترین مصادیق غصب، سرقت است، تصریح کرد: حبس شش‌ماهه برای جرم سوءاستفاده از عناوین علمی به جزای نقدی تغییر یافته بنابراین ارتکاب جرم توسط دادگاه محرز دانسته و تایید شده است، بنابراین سابقه کیفری آقای ایرانپور مسلم است چراکه هم سارق بوده و هم عناوین علمی را غصب کرده است. براساس مطالب بیان‌شده دلیلی وجود ندارد که مجلس در مورد اعتبارنامه آقای ایرانپور کوتاه بیاید و بهتر است نمایندگان در رای به اعتبارنامه ایرانپور، حیثیت و ارکان مجلس را حفظ کنند. احمد توکلی هم به عنوان دومین معترض به اعتبارنامه علی ایرانپور با یادآوری ماجرای مدرک تحصیلی علی کردان و شباهت ماجرای ایرانپور و او گفت: مجلس استیضاح آقای کردان وزیر کشور دولت نهم را به دلیل مشکلی که در مدرک وی وجود داشت، مورد بررسی قرار داد و آقای کردان از این استیضاح، رای منفی گرفت اما باید بگویم که خیلی سریع‌تر از موضوع آقای کردان در مورد آقای ایرانپور صادق است. توکلی از نمایندگان پرسید: آیا شما می‌خواهید به کسی که می‌تواند یک وزیر را به پایین بکشد اما همان عیب را دارد، رای دهید؟ آیا قرار است نماینده‌ای که می‌خواهد وزیری را پایین بکشد، خودش بدتر از وزیر باشد؟! شما برای مردم چیزی خواستید که برای خودتان نمی‌خواستید. ما در اینجا به دو حکم قطعی دادگاه جمهوری اسلامی ایران و به خلاف‌گویی‌های آقای ایرانپور استناد کردیم و سخن گفتیم؛ اگر آقای ایرانپور توبه کرده است، به او رای دهید هرچند الان دیگر فایده‌ای ندارد که آقای ایرانپور توبه کند. توکلی در خاتمه با بیان اینکه وظیفه دینی و انقلابی خودم دانستم که در این زمینه صحبت کنم، گفت: امام خمینی (ره) فرمود: «اعتبارنامه فردی را که تخلفاتی مرتکب شده، رد کنید.»
حیدر‌پور: اشتباه ایرانپور را نادیده بگیریم
پس از توکلی، عوض حیدر‌پور به عنوان موافق برای حمایت از ایرانپور پشت تریبون رفت. او گفت: دغدغه دو بزرگوار یعنی آقایان توکلی و نادران که می‌خواهند براساس فرمایش رهبری و امام عمل کنند، درست است ولی باید توجه کنند که فرمایش امام شامل حال ایرانپور نمی‌شود. هر دو حکم محکومیت در شورای نگهبان استان در مورد ایرانپور رسیدگی شد و نظر هم در مورد آن اعلام شده است. حیدر‌پور گفت: ایرانپور جوانی است در سن و سال بچه‌ آخر دکتر توکلی و نادران و اگر اشتباهی کرد باید نادیده گرفت. وی گفت: حقیقت موضوع این بود زمانی که به پرونده توکلی و نادران از سوی ایرانپور اعتراض شد با ما مشورتی صورت نگرفت و اگر با ما مشورتی کرد، می‌گفتیم که این کار را انجام ندهد. حیدرپور گفت: محکومیت کیفری ایرانپور منتفی شده و شامل حال وی نمی‌شود. بعد از سخنان حیدر‌پور هیات‌رییسه مجلس از ایرانپور خواست پشت تریبون بیاید و در 28 دقیقه از خود دفاع کند. نماینده مبارکه هم بدون آنکه اشاره‌ای به سندهای معترضان بکند، توضیحی در مورد احکام کیفری و مالی خود نداد. او فقط گفت در سال 79 در رشته دکترای حرفه‌ای دامپزشکی در دانشگاه شهرکرد قبول شده و در سال 85 همزمان با تحصیل در رشته دکترای دامپزشکی، به صورت غیرحضوری در رشته حقوق دانشگاه پیام نور تحصیل کرده و با پاس کردن دو واحد دیگر مدرکش را از این دانشگاه می‌گیرد. ایرانپور گفت: 13/4/91 نیز امتحانات این دو واحد را پشت سر خواهم گذاشت. منتخب مبارکه افزود: در 30/6/88 مدرکم را دریافت کردم و دو روز بعد در تاریخ 1/7/88 در مقطع کارشناسی ارشد علوم سیاسی در دانشگاه شهرضا پذیرفته شدم. ایرانپور با اشاره به نامه صادرشده از سوی حراست دانشگاه گفت: نامه‌ای مورد استناد کمیسیون تحقیق و شعبه رسیدگی‌کننده اعتبارنامه قرار گرفته است که در نامه عنوان شده است که بنده در یک ترم، پنج واحد پاس کردم در صورتی که این موضوع صحت ندارد. اگر این‌طور باشد پس واحدهای پاس‌شده دروس عمومی‌ام چه شده است؟ باید تاکید کنم که واحدهای تئوری بنده تمام شده و فقط پایان‌نامه‌ام برای دفاع باقی مانده است. وی تاکید کرد: رییس دانشگاه یا مسوول واحد آموزش دانشگاه باید درخصوص تعداد واحدهای سپری‌شده‌ام توضیح دهد ولی به جای این دو قسمت، نامه‌ای از سوی واحد حراست دانشگاه صادر شده است که وقتی این موضوع را پیگیری کردم متوجه شدم این کار از سوی نماینده سابق شهرستان که خود سابقا در همین دانشگاه تحصیل کرده، انجام شده است اما در مجلس به نامه‌ای که از سوی حراست دانشگاه صادر شده، استناد شده است و به نامه ریاست دانشگاه استناد نشده است. منتخب مبارکه گفت: با هزینه ناچیزی در رقابت‌های انتخاباتی وارد شدم و حتی پس از انتخابات ماشینم را فروختم تا نشان دهم به ساده‌زیستی اعتقاد عملی دارم. بعد هم گفت: «بیش از این قصد اطاله کلام «ندارم» و رفت. دفاعیات ایرانپور که خاتمه یافت نمایندگان برای رای به اعتبار‌نامه نماینده مبارکه آماده شدند. ابوترابی‌فرد درخصوص برگه‌هایی که بین نمایندگان توزیع می‌شد، گفت کارت‌های سفید نشانه رای به اعتبارنامه آقای ایرانپور است و کارت‌های زرد و کبود هر دو به منظور عدم رای به اعتبار‌نامه در نظر گرفته شده است که مبنا کارت‌های سفید است. هنوز نتایج رای نمایندگان به اعتبارنامه ایرانپور مشخص نشده بود که ابوترابی‌فرد از عبدالرضا عزیزی دعوت کرد تا درخصوص اعتبارنامه حبیب برومند گزارش کمیسیون تحقیق را قرائت کند. سخنگوی کمیسیون تحقیق هم، اعلام کرد که اعتبارنامه برومند در جلسه 21 خرداد این کمیسیون با اکثریت آرا تایید شده است. پس از ارایه گزارش سخنگوی کمیسیون تحقیق، کارت‌های سفید و کبود برای اخذ رای نمایندگان درخصوص اعتبارنامه برومند بین نمایندگان توزیع شد اما در حالی که تذکر‌های پیاپی به ابوترابی بالا گرفته بود اعلام کرد چون نمایندگان باید سر وقت در کمیسیون‌ها شرکت کنند پایان جلسه را اعلام کرد تا کارت‌های رنگی در دست نمایندگان باقی بماند. اما ابوترابی پیش از آنکه زنگ پایان جلسه را بزند اعلام کرد نمایندگان مجلس با 150 کارت سفید اعتبارنامه علی ایرانپور را تایید کردند؛ 105 نفر هم با رای زرد و کبود یا مخالف بودند یا ممتنع.

منبع


نظرات | ۱۳٩۱/٤/۱۱ - کاوه |لینک به نوشته

جنگ خبری فارس و ایرنا بر سر یک مصاحبه

فرارو- پس از انتشار اظهاراتی از زبان 'محمد مرسی' رئیس جمهور منتخب مصر از سوی خبرگزاری فارس، خبرگزاری ها و سایتهای مختلف به نقل از مقامات مصری این اظهارات و اساسا مصاحبه با این خبرگزاری را تکذیب کردند. از سوی دیگر خبرگزاری فارس هم از انتشار مصاحبه خود با مرسی در سایت تلویزیون رسمی مصر خبر داده است.
خبرگزاری دولتی ایرنا گزارشی از این تکذیب‌ ها را منتشر کرده است، ایرنا همچنین روایت خبرنگار خود در قاهره را از بازتاب و حاشیه های گفت و گو منسوب به مرسی با خبرگزاری فارس را منتشر کرده است. از طرف دیگر خبرگزاری فارس نیز در مطلبی به این گزارش ها پاسخ داده است این خبرگزاری تاکید دارد که گفت و گو با مرسی جعلی نبوده است.
روایت ایرنا از بازتاب تکذیب مصاحبه مرسی
خبرگزاری 'رویترز' به نقل از دستیار مرسی نوشت که رئیس جمهور منتخب هیچ موضوعی در مورد ایران مطرح نکرده است.
'یاسر علی' دستیار مرسی به رویترز گفت که وی هیچ مصاحبه مطبوعاتی با خبرگزاری فارس انجام نداده است و تمامی آنچه از سوی این خبرگزاری به نقل از مرسی منتشر شده است به هیچ وجه درست نیست.
رویترز افزود که خبرگزاری الشرق الاوسط (خبرگزاری رسمی مصر) نیز به نقل از یک منبع رسانه ای در دفتر ریاست جمهوری مصر هر گونه مصاحبه مرسی با خبرگزاری فارس را نفی کرد.
خبرگزاری فرانسه نیز در این زمینه به نقل از یک منبع رسمی نوشت: دفتر ریاست جمهوری مصر روز دوشنبه هر گونه اظهارات منتشر شده به نقل از مرسی را که در آن خواستار از سر گیری روابط با ایران شده است رد کرد.
این خبرگزاری به نقل از خبرگزاری الشرق الاوسط افزود که یک منبع رسانه ای در دفتر ریاست جمهوری مصر گفت که رئیس جمهور منتخب هیچ مصاحبه ای با خبرگزاری فارس انجام نداده است و آنچه فارس منتشر نموده صحت ندارد.
روزنامه فرامنطقه ای 'الشرق الاوسط' چاپ لندن با اشاره به انتشار خبر اظهارات منسوب به مرسی از سوی خبرگزاری فارس در تایید بازنگری در معاهدات امضا شده با رژیم صهیونیستی و از سرگیری روابط با ایران به نقل از 'جهاد حداد'،سخنگوی رسانه ای ستاد تبلیغات انتخاباتی مرسی این خبرها را عبارت از یک دروغ بزرگ و شایعه توصیف نمود.
حداد به الشرق الاوسط گفت آنچه فارس منتشر نموده ساختگی و غیر واقعی است و هدف از ان ایجاد بلوا ونگرانی و ترس درباره پیروزی مرسی است.
وی تاکید کرد که موضع رسمی مرسی در مورد ایران به دقت در برنامه انتخاباتیش ذکر شده است.
الشرق الاوسط به نقل از یک منبع رسانه ای در دفتر ریاست جمهوری مصر هر گونه مصاحبه مرسی با خبرگزاری فارس را تکذیب نمود.
'رضا فهمی' نماینده اخوان المسلمین ورئیس کمیته امور عربی و روابط خارجی مجلس شورای مصر در پارلمان مصر به الشرق الاوسط گفت که اصولا هدف از انتشار اظهارات منسوب به مرسی افزایش نگرانی و ترس از قصد مرسی برای برقراری روابط قوی مصر با ایران است که ممکن است خشم غرب را برانگیزد.
پایگاه خبری 'میدل ایست آنلاین' نیز در خبری با عنوان مرسی در یک مصاحبه ساختگی ابراز امیدواری کرد روابط با ایران از سر گرفته شود گفت که ریاست جمهوری مصر هر گونه گفت وگوی مرسی با فارس را رد کرده وخبر فارس را بی اساس دانسته است.
این پایگاه به نقل از خبرگزاری الشرق الاوسط مصر افزود که کل اظهارات منسوب به مرسی از جمله در مورد ایران عاری از صحت است.
از سوی دیگر شبکه 'الجزیره' قطر نوشت که یاسر علی دستیار مرسی اعلام کرد که رئیس جمهور منتخب هیچ مصاحبه ای با خبرگزاری فارس انجام نداده است.
الجزیره افزود که یک منبع رسانه ای ریاست جمهوری نیز هر گونه مصاحبه مرسی را با فارس تکذیب کرده است.
الجزیره گفت که به نظر می رسد صدای فردی که در نسخه صوتی مصاحبه فارس با مرسی به گوش می رسد با رئیس جمهور منتخب مصر مطابقت ندارد.
پایگاه خبری شبکه 'العربیه' نیز گزارش داد که یک مقام مسئول در دفتر ریاست جمهوری مصر به خبرگزاری رسمی الشرق الاوسط گفته است که رئیس جمهور منتخب مصر با هیچ خبرنگاری گفت و گو نکرده است.
این منبع عربی به نقل از این مقام مسئول افزود: تنها دفتر ریاست جمهوری است که می تواند از زبان رئیس جمهور سخن بگوید.
العربیه افزود: این سخنان پس از آن ایراد شد که خبرگزاری ایرانی 'فارس' اعلام کرد که با محمد مرسی دقایقی پیش از اعلام پیروزیش در انتخابات ریاست جمهوری، مصاحبه انجام داده و متن این مصاحبه را به همراه فایلی صوتی در سایت خود منتشر کرده است اما کارشناسان تاکید دارند که این فایل صوتی ساختگی است و صدای فرد مصاحبه شونده صدای رئیس جمهور منتخب مصر نیست.
به گزارش العربیه، 'فرید السید' سخنگوی رسانه ای ستاد محمد مرسی، مصاحبه او با خبرگزاری فارس را از پایه و اساس رد کرد.
او در این باره گفت: من به عنوان سخنگوی رسانه ای ستاد مرسی در قاهره تاکید می کنم، او با هیچ رسانه ایرانی پیش از اعلام پیروزیش گفت و گو نکرده اما درباره مصاحبه هایش پس از اعلام پیروزیش در انتخابات خبری نداریم چرا که او در پی تشکیل تیم رسانه ای جدید برای ریاست جمهوری است.
روزنامه 'الحیات' نیز نوشت که مرسی در بیانیه ای منتشره از سوی دفتر ریاست جمهوری هر گونه گفت وگو با خبرگزاری فارس را در مورد از سرگیری روابط با ایران برای ایجاد توازن راهبردی در منطقه نفی کرد.
روزنامه 'القدس العربی' نیز بر روی پایگاه اینترنتی خود به نقل از ریاست جمهوری مصر هرگونه مصاحبه مرسی با خبرگزاری فارس قبل از پیروزی در انتخابات در خصوص از سر گیری روابط با ایران و بازنگری در پیمانهای امضاشده با رژیم صهیونیستی از جمله کمپ دیوید برای تامین منافع مصر و فلسطین را رد کرد.
خبرنگار 'بی بی سی' عربی از قاهره به نقل از سخنگوی مرسی هم هرآنچه را که خبرگزاری فارس به عنوان گفت وگو با مرسی رییس جمهور مصر نسبت داده، رد کرده است .
بی بی سی افزود: سخنگوی مرسی گفت که آنچه در مورد توازن راهبردی در منطقه از زبان رئیس جمهور منتخب مصر از سوی خبرگزاری فارس منتشره شده به هیچ وجه صحت ندارد.
پایگاه اینترنتی روزنامه مصری'الاهرام' نیز خبر تکذیبیه مصاحبه مرسی با فارس را به نقل از خبرگزاری الشرق الاوسط منتشر کرده است.
در همین حال پایگاه 'اخبار مصر پس از انقلاب 25ژانویه' هم به نقل از 'فرید السید' سخنگوی رسانه ای ستاد انتخاباتی 'محمد مرسی' هرگونه گفت وگوی مرسی با رسانه های ایرانی پیش از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری مصر را رد کرد.
السید گفته است: من به عنوان سخنگوی رسانه ای مرسی تاکید می کنم که وی تا قبل از اعلام نتایج انتخابات هیچگونه گفت وگویی با هیچ رسانه ای ایرانی نداشته اما پس از آن را نمی دانم .
پایگاه مصری 'الیوم السابع' نوشت که یک مقام دفتر ریاست جمهوری مصر در گفت وگو با خبرگزاری الشرق الاوسط اظهار داشت هرآنچه را که فارس به نقل از دکتر مرسی منتشر کرده بی پایه واساس است.
درباره فایل صوتی مرسی
در خصوص فایل صوتی محمد مرسی که در خبرگزاری فارس منتشر شده است، خبرنگار ایرنا در قاهره توضیحاتی را ارایه کرده است.
وی می گوید:از صبح روز دوشنبه خبرگزاری فارس – در بخش مسایل ایرانی در تویتر- اعلام کرد که گفت وگوی اختصاصی خود را با مرسی منتشر خواهد کرد.
پخش این مطلب پرسش هایی در مصر وبویژه در میان دست اندرکاران مسایل ایران ایجاد کرد در خصوص اینکه چرا باید اولین مصاحبه آقای مرسی با رسانه ای ایرانی که حساسیت هایی را در همان ابتدای راه ایجاد می کند،صورت گیرد.
با اطلاع از این مساله با یکی از سخنگویان مرسی تماس گرفته شد و وی تاکید کرد که چنین مصاحبه ای انجام نشده و خواست منتظر پخش این گفت وگو از خبرگزاری فارس باشیم و موضوع را پیگیری کنیم.
دو ساعت بعد 'فارس' گفت وگو را به دو زبان عربی وفارسی پخش کرد که برخی مطالب مندرج در آن مارا شوکه کرد.
تلاش کردیم تا به متن کامل آن دسترسی پیدا کنیم بویژه اینکه رویترز هم این خبر را بازتاب داده بود. با پیگیری موضوع در سایت های خبری وشبکه های اجتماعی متوجه شدیم که این مساله با واکنش های گسترده ای در مطبوعات کشورهای خلیج فارس بویژه عربستان روبه رو شده است.
سپس متوجه شدیم که 'خبرگزاری فارس' فایل صوتی را بهمراه خبر فارسی آن منتشر کرده است وعربی آن این فایل را ندارد و کسانی که متن عربی را مطالعه می کنند دسترسی به فایل صوتی آن ندارند.
پس از شنیدن فایل صوتی، مشاوران مرسی و دیگر همکاران وی توجه شدند که صدا، صدای وی نیست. این فایل همچنین به سمع 'سیف الاسلام' فرزند امام حسن بنا هم رسید و همه مطمئن شدند که تقلبی است.
نکته قابل تامل این است که آقای مرسی هرگز لهجه عامیانه محاوره ای نداشته و این لهجه با شخصیت فرهیخته ی ایشان هیچ تناسبی ندارد همچنانکه تن صدا، صدای ایشان نبود.
در اینجا بود که همه برآمدند تا این خبر را تکذیب کنند. ابتدا تلاش شد که با شخص مرسی تماس گرفته شود اما ایشان برای اولین بار به کاخ ریاست جمهوری رفته بودند وبه دلایل امنیتی از سوی گاردها حفاظت می شدند ودسترسی به ایشان امکان پذیر نبود. از همین رو انتشار خبر تکذیبیه با تاخیر صورت گرفت . 'ولید الحداد' سخنگوی مرسی خواستار تکذیب این خبر شد.در همان حال بی بی سی نیز خبر تکذیبیه دیگری را از طرف ' یاسر علی' مسوول ستاد انتخاباتی مرسی منتشرکرد و پس از آن دیگر سایت ها اقدام به این کار کردند.
تکذیب خبر از سوی سخنگویان مرسی، کاخ ریاست جمهوری را برآن داشت تا با انتشار بیانیه هرچند با تاخیر بطور رسمی خبر را تکذیب کند و در اینجا بود که از همه اعضای ستاد انتخابات مرسی خواست تا دیگر در این زمینه سخن نگویند چون خود را تنها مرجع در این زمینه اعلام کرد. 
خبرگزاری فارس با حمله به ایرنا این اخبار را رد کرد و نوشت: 
پایگاه خبری تلویزیون رسمی مصر (egynews) روز گذشته بلافاصله بعد از انتشار مصاحبه فارس با محمد مرسی، این مطلب را با تیتر "تقویت رابطه با ایران توازن استراتژیک در منطقه ایجاد می‌کند" بازتاب داد.
مصاحبه تفصیلی این خبرگزاری با "محمد مرسی" نامزد اسلام‌گرای انتخابات ریاست جمهوری مصر تنها چند ساعت پیش از اعلام پیروزی‌اش در انتخابات بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های مختلف منطقه و جهان داشته است.
تاکید مرسی بر تجدید روابط با ایران که از سال 1358 شمسی تاکنون بدلیل همکاری‌های قاهره با رژیم صهیونیستی قطع و در پایین‌ترین سطح ممکن بود، لرزه بر اندام بسیاری از رسانه‌های وابسته به رژیم صهیونیستی و دشمنان مقاومت در منطقه انداخت به همین دلیل تلاش کردند تا اصل این مصاحبه را زیر سوال ببرند اما فایل صوتی که خبرگزاری فارس بر روی خروجی خود قرار داد، جای هیچ تردیدی باقی نگذاشت ضمن اینکه اسم و هویت خبرنگاری که با رئیس‌جمهور منتخب مصر مصاحبه کرده است، کاملاً شفاف در فایل صوتی ذکر شده و هر کس می‌تواند با جستجوی نام این خبرنگار در اینترنت هویت آن را ببیند.
هرچند برخی سایت‌ها و رسانه‌های داخلی در امتداد خط رسانه‌های ضد ایرانی این مصاحبه را تکذیب کردند، اما این مصاحبه در رسانه‌های رسمی مصر و شبکه‌های تلویزیونی "ایجی نیوز" و "الحیاة" بازتاب گسترده ای داشت.
 
پایگاه اینترنتی ایجی نیوز تلویزیون رسمی مصر ساعت‌ها این مصاحبه را در تیتر صفحه اول سایت خود منتشر کرد. نکته جالب اینکه اگر با اظهارنظرهای منتشر شده ذیل این خبر دقت کنیم، متوجه می شویم که عده‌ای تندرو و وهابی که از محتوای مصاحبه مرسی با فارس به خشم آمده بودند، به جریان سازی علیه این مصاحبه روی آوردند.
 
 
منبع


نظرات | ۱۳٩۱/٤/٧ - کاوه |لینک به نوشته

بحرین چگونه از ایران جدا شد؟

عصر ایران ؛ مهدی قدیمی- دکتر هوشنگ طالع تنها بازمانده از چهار نماینده ای است که در مجلس شورای ملی، هویدا را به دلیل موافقت با جدایی بحرین از خاک ایران استیضاح کردند.دکتر طالع - بحرین

دکتر طالع که قبل از نمایندگی مجلس کارشناس سازمان برنامه و از فعالان نهضت ملی شدن نفت و عضو حزب پان ایرانیست بوده است، پس از انقلاب بیشتر وقت خود را به تحقیق و تالیف کتب مختلف درباره تاریخ ایران باستان و همچنین تاریخ معاصر ایران پرداخته است.
او سال گذشته هم اطلس مصوری با نام "جهان نمای تاریخ ایران" تالیف کرد که حاوی همه نقشه های سرزمین ایران از 1076 سال پیش از میلاد مسیح تا سال 1349 خورشیدی است.
گفت و گوی عصرایران با دکتر طالع درباره "بحرین" و داستان جدایی آن از ایران و همچنین ماجرای استیضاح هویداست.

اصل منازعه بر سر مالکیت بحرین از چه زمانی آغاز شد؟

اولین بار که استعمارگران اروپایی در قالب پرتغالی ها وارد خلیج فارس شدند، بعد از تصرف جزیره قشم متوجه بحرین شدند. بحرین یک موقعیت بی نظیر داشته و دارد. چون در این سرزمین که دو طرفش خشک است، چشمه های طبیعی آب شیرین وجود دارد. همان چشمه ها باعث می شد که این سرزمین قابل زندگی باشد و همه به آن چشم طمع داشته باشند.
پرتغالی ها به این سرزمین دست اندازی می کنند ولی ایرانی ها آن ها را می رانند. بعد از پرتغالی ها، انگلیس ها می آیند و رفته رفته شروع می کنند برای مقابله با دزدی دریایی با شیخ های آن سوی خلیج فارس قرار داد هایی می بندند که آن ها دست از دزدی دریایی بر دارند.
بعد هم به بهانه مبارزه با برده داری با این ها قراردادهایی می بندند. در این بین قرار دادی هم با شیخ بحرین می بندند که دولت ایران به این موضوع اعتراض می کند.

در نهایت حتی نماینده دولت بریتانیا در خلیج فارس هم اقرار می کند که بحرین تحت مالکیت و حاکمیت دولت ایران است و ما فقط به خاطر موضوعات مربوط به برده داری و دزدی دریایی با آن ها قرارداد هایی بسته ایم.

دولت ایران در این ایام حتی نیرو به بحرین اعزام می کند و تا زمان ناصرالدین شاه هم پرچم شیر و خورشید بر فراز خانه شیخ بحرین در اهتزاز بود. در اواخر دوره قاجاریه و اوایل پهلوی، نمایندگانی از بحرین نزد رئیس مجلس می آیند و دو نفر را به عنوان نماینده مجلس معرفی می کنند. البته چون طبق قانون مشروطه نماینده ها باید بر مبنای اصولی انتخاب می شدند، دولت ایران نمی تواند این نماینده ها را بپذیرد. در همین زمان دولت ایران اقدامات دیگری انجام می دهد. از جمله اینکه قیمت تمبر پست بحرین را با نرخ تمبرهای داخلی یکسان می کند واین هنوز پایان دوران قاجار بود.

حتی در زمان جنگ های هرات هم وقتی محمد شاه در کنار هرات اردو زده بود، سفیر انگلیس نزد میرزا آقاسی آمد و مسائلی راجع به بحرین مطرح کرد. میرزا آقاسی حرف های سفیر انگلیس را رد می کند و دستور می دهد نقشه های دریاداری دولت بریتانیا را بیاورند و نشان می دهد که در همان نقشه ها هم همواره بحرین را به رنگ سرزمین های خاک ایران کشیده بودند. میرزا آقاسی به سفیر انگلیس می گوید می توانیم به بحرین برویم و از مردم بحرین بپرسیم دوست دارند با ما زندگی کنند یا با شما. سفیر انگلیس هم می دانست که جواب مردم بحرین چه خواهد بود و مسئله منتفی شد.

 

این موضوع در دوره پهلوی هم همین حالت را داشت یا تغییری در مواضع ایران ایجاد شد؟

تمام دولت های ایرانی حتی دولت های در زمان اشغال، دولتی مانند دولت حکیمی با همه آن مشکلات، تحت همه فشارهایی که انگلیس ها با پشتیبانی روس ها و امریکایی ها برای تحمیل طرح قیمومیت بر ایران وارد می کردند، همچنین با وجود مسائلی نظیر قیام پیشه وری در تبریز و این دست مسائل، هیچ گاه  از مسئله بحرین غافل نبودند و آن را دنبال می کردند.

هربار که اتفاقی می افتاد یا انگلیس ها در این باره اظهار نظری می کردند که مغایر با مالکیت ایران بر بحرین بود، دولت ها در برابر آن جبهه می گرفتند.

در حدود سال های 24 یا 25 یک بار ایرج اسکندری در مجلس گفته بود این شیخ کیست که در بحرین برمسند نشسته است؟ چرا وزارت کشور دو نفر پاسبان نمی فرستد تا او را دستگیر کنند و به تهران بیاورند؟!

روزنامه ها هم به این موضوع حساس بودند و درباره آن مطلب می نوشتند. روزنامه طنز باباشمل چندین بار کاریکاتورهایی با موضوع بحرین منتشر کرد. یکی از این کاریکاتورها هم تصویر پاسبانی بود که یک فرد با لباس عربی را با طناب بسته بود و آورده بود و داشت صدا می زد "شازده اینو من آوردم، چه کارش کنم!" و منظور از شازده هم اسکندری بود.

روزنامه های ملی گرا که مدام از لزوم بازگشت بحرین به ایران می نوشتند و روزنامه های دولتی نظیر کیهان و اطلاعات هم هرگاه موضوعی پیش می آمد در همین راستا موضع گیری می کردند.

دولت دکتر مصدق هم مسئله بحرین را دنبال کرد و در آن زمان وزارت امورخارجه در رابطه با بحرین فعال بود. هر گفتار و رفتاری بر خلاف مالکیت ایران بر بحرین، با واکنش دولت های وقت و نمایندگان مجلس مواجه می شد.

بحرینافزون بر آن در سال 1336 در جلسه هیئت وزیران در حضور خود شاه تشکیل شد، بحرین به عنوان یکی از استان های ایران نامگذاری شد. در آن روز ایران سیزده استان داشت و نام استان چهاردهم از آن زمان روی بحرین ماند. در آن سال شاه دستور داد جلسه هیئت دولت در حضور خودش در کاخ مرمر تشکیل شود و به شکل نمادین دو کرسی نمایندگی مجلس شورای ملی هم برای نمایندگان بحرین خالی بود.

حتی درسال های 47 – 1346 هم که تولید پیکان آغاز شد، یکی از بازرگانان در بحرین پیکان خریده بود و وارد آبادان کرده بود. دولت هم این خودرو ها را توقیف کرده بود و هزینه های گمرکی را طلب می کرد. این بازرگان هم مدعی بود از بحرین که جزئی از خاک ایران است به آبادان آورده و نباید گمرکی پرداخت کند. کار به دادگاه کشید و رئیس دادگاه هم یکی از هم دوره های من در دبیرستان البرز بود به نام آقای جهادی؛ ایشان هم حکم داد که بحرین جزء خاک ایران است و برای آوردن کالا از آنجا به ایران نباید گمرکی پرداخت شود.

چرا انتخابات در بحرین برگزار نمی کردیم تا نماینده های آن ها به پارلمان ایران بیایند؟

بحرین را انگلیسی ها اداره می کردند و ما نمی توانستیم در آنجا انتخابات برگزار کنیم. در تمام حاشیه خلیج فارس به جز ایران، سال ها بود که انگلیس ها حاکم بودند و حضور نظامی داشتند. حتی به بعضی از جزیره های ایران هم آمده بودند و حضور نظامی پیدا کرده بودند. اما مهم این بود که دولت ایران از ادعای مالکیت خود بر آن جزیره ها دست بر نداشته بود.

یک مثال میزنم تا موضوع روشن تر شود؛ فرض کنید شخصی ملکی دارد و شخص دیگری آن ملک را تصرف کرده است. تا نفر اول که صاحب ملک است نرود و در یک دفترخانه سند امضا نکند و مالکیت را به شخص متصرف واگذار نکند و از حقوق خودش صرف نظر نکند، تغییری در مالکیت ایجاد نمی شود و او تنها نمی تواند در ملک خود اعمال حاکمیت کند. این وضعیت بحرین در آن زمان بود.

 

خوب این بحث بین ایران و انگلیس بود. موضع مردمی که ساکن بحرین بودند چه بود؟

در آن جا هم ایرانی ها خیلی متشکل کار می کردند وچند باشگاه داشتند که مهمترین آن ها باشگاه فردوسی بود. این باشگاه محل تجمع ایران گرایان بحرین بود و خیلی هم فعال بود. این باشگاه در بحرین نفوذ اجتماعی زیادی داشت اما نفوذ سیاسی نداشت چون همه امور به دست شیخ بحرین بود که او هم توسط مستشاران انگلیسی اداره می شد.

 

هنگام ورود شما به مجلس آیا هنوز مسئله بحرین مورد توجه بود؟

ما یعنی نمایندگان حزب پان ایرانیست، در سال1346 وارد مجلس شدیم، یعنی در دوره بیست و دوم مجلس شورای ملی. در این سال ها هم موضوع بحرین مورد توجه بود و نمایندگان پان ایرانیست بارها، چه در نطق های پیش از دستور و چه در فرصت های دیگر درباره مسئله بحرین و لزوم بازگشت آن به خاک ایران سخن گفته بودند.

در آن زمان ایران و ترکیه و پاکستان عضو پیمان مرکزی بودند. در آنجا دو متحد ما هرکدام یک مسئله خاک داشتند. پاکستانی ها مدعی کشمیر بودند و هنوز هم این ادعا را دارند درحالی که کشمیر در درازای تاریخ سرزمین مستقلی بوده است. ترک ها هم ادعای قبرس را داشتند ، تنها به این دلیل که ایک اقلیت ترک زبان در قبرس ساکن بودند. خوب دولت ایران از هر دو ادعای این ها جانب داری می کرد و حتی می گویند وقتی جنگ قبرس پیش می آید، دولت ترکیه فاقد نیروی هوایی کارآمد بود و دولت ایران با عوض کردن پرچم جنگده های اف 4 ایران، آن ها را به کمک ترک ها می فرستد و با بمباران مناطقی از قبرس ترکیه می تواند بر آن بخش ها حاکم شود.

در این شرایط میهن پرستان ایرانی هم می گفتند بحرین کم ارزش تر از کشمیر و قبرس نیست و باید به مام میهن بازگردد.

ماجرای جدایی بحرین از ایران هم در همین سال ها اتفاق افتاد. چه عاملی باعث شد شاه که در سال 36 بحرین را استان چهاردهم ایران می دانست در این سال ها جدایی بحرین از خاک ایران را بپذیرد؟

در این سال ها اتفاق ویژه ای نیفتاد تا اینکه در سال 1348 شاه به دهلی نو رفت. بعدها مدارک نشان داد که شاه آنجا در برابر یک پرسش غیر منتظره قرار نگرفته بود، بلکه حکومت شاه می خواست در مورد مسئله بحرین به توافقی برسد. بنابراین آنجا از شاه سوال می شود که شما حدود دریایی خود را تا کجا می دانید و شاه هم می گوید تا همین اقیانوس هند. و بعد از این پرسشی که شاید پیش ساخته بود درباره بحرین مطرح می شود. شاه هم می گوید که ما نمی خواهیم درمسئله بحرین به زور متوسل شویم و اگر مردم نخواهند با ما زندگی کنند ما زور به کار نمی بریم!

امروز اسناد نشان می دهد که پیش از این حرف های شاه گفتگو هایی انجام شده بود و آن موقع "دولت شاه" - این لفظ را استفاده می کنم چون دولت کاره ای نبود و شاه تصمیم می گرفت و خودش دولت بود - با انگلیس ها به این توافق رسیده بود که در بحرین یک همه پرسی انجام شود. البته اگر قرار بود همه پرسی انجام شود و بحرین هم استان چهاردهم بود، باید از سیزده استان دیگر هم همه پرسی انجام می شد.

از سوی دیگر همه پرسی اصول و روش ویژه ای داشت و قبلا هم انجام شده بود. مثلا در منطقه "سار" که اصلا آلمانی بود و به اشغال فرانسوی ها در آمده بود، توافق به همه پرسی کردند. برای این کار ابتدا حاکم نظامی منطقه از قدرت پایین آمد، احزاب آلمانی در آنجا شعبه زدند و فعالیت کردند و یک سال بعد از فعالیت احزاب، همه پرسی برگزار شد. در نتیجه هم با وجود اینکه فرانسه تا آن زمان بر این منطقه حاکم بود، مردم سار با اکثریت آرا به بازگشت به آلمان رای می دهند.

در بحرین هم اگر قرار بود همه پرسی انجام شود باید ابتدا شیخ بحرین کنار می رفت و یک حاکم موقت از طرف سازمان ملل مستقر می شد. این کار هم چندین بار انجام شد. حتی یک بار آقای جلال عبده که از بزرگان دادگستری ایران بود از طرف سازمان ملل حاکم موقت یکی از کشورهای افریقایی شد و حکومت استعمار گر کنار رفت و همه پرسی انجام شد و این کشور هم مستقل شد.

اما به هر حال انگلیسی ها می دانستند اگر این شرایط پیش بیاید نتیجه همه پرسی چه خواهد شد و زیر بار چنین همه پرسی ای نمی روند. البته در این میان ایرانی ها خیلی روی حمایت امریکایی ها حساب می کردند و اردشیر زاهدی بعد از دیدار با وزیر امورخارجه بریتانیا درباره بحرین، به آمریکا می رود.

زاهدی به دیدار وزیر امور خارجه وقت آمریکا، آقای شوتز، می رود و صحبت هایی که با وزیر امور خارجه انگلیس انجام شده بود را به او منتقل می کند. زاهدی انتظار داشت که مورد حمایت قرار بگیرد اما وزیر امورخارجه آمریکا می گوید ما به هر حال نمی خواهیم که در آن منطقه گلوله ای از لوله اسلحه ای خارج شود. بنابراین اگر دولت ایران بخواهد قدرت نمایی کند، اعراب به کمونیسم متمایل خواهند شد.در اینجا دولت ایران تسلیم نظرات انگلیس شد.

بعد از اینکه دولت ایران تسلیم خواست انگلیس شد، این طرح طی چه فرایندی اجرا شد؟

ابتدا در فروردین ماه سال 49 ، زاهدی گزارشی را به مجلس ارائه کرد. البته اسناد نشان می دهد که زاهدی تلاش کرده بود ارائه گزارش به مجلس را به هویدا واگذار کند اما هویدا زیر بار نرفته بود. شاه هم به زاهدی می گوید که تعهد را انجام دهد. گزارش مذکور برپایه کتابی بود که سال قبل از آن یعنی سال 48، اداره نهم سیاسی وزارت امور خارجه منتشر کرده بود و در آن تاریخ مالکیت دو هزارو پانصد ساله ایران بر بحرین را شرح داده بود.

به هر حال سرتاسر گزارشی که ایشان عنوان کردند، حاکی از این بود که بر بحرین حاکمیت داشته و بعدا استعمارگران بر بحرین حاکم شدند و انگلیس با حیله و تزویر آنجا را در اختیار گرفت، اما دولت ایران هرگز از ادعای مالکیت خود دست بر نداشت. تا اینکه اعلی حضرت در مصاحبه دهلی نو فرمودند ما نمی خواهیم خاکی را به زور در اختیار خود نگه داریم. بنابراین ما از دبیرکل سازمان ملل می خواهیم که "مساعی جمیله اش" را برای حل و فصل این مسائل به کار بگیرد.

این همان اقدامی بود که باعث شد دولت را استیضاح کنید؟

بله. نمایندگان پان ایرانیست در مقابل این اقدام، به علت دست شستن دولت از مالکیت بحرین، دولت را مورد استیضاح قرار دادند.

جلسه استیضاح هویدا - فقط چهار نماینده با ابقای بحرین در مالکیت ایران موافقت کردند
جلسه استیضاح هویدا - فقط چهار نماینده با ابقای بحرین در مالکیت ایران موافقت کردند!

 

حزب شما چند نماینده در مجلس داشت و جمعا چند نفرخواستار استیضاح هویدا شدند؟

پان ایرانیست ها پنج نماینده در مجلس شورای ملی داشتند و ما پنج نفر فراکسیون پان ایرانیست مجلس را تشکیل داده بودیم. این پنج نفر هم عبارت بودند از دکتر محمدرضا عاملی تهرانی، دکتر اسماعیل فریور،محسن پزشک پور، من و آقای دکتر صدر. البته از این جمع هم دکتر فضل الله صدر را ترساندند و ایشان با اینکه استیضاح را امضا کرده بود، روز استیضاح در جلسه حاضر نشد و اعلام کرد برای دیدار خواهرش به مشهد سفر کرده است. روز رای گیری برای گزارش دولت هم در مجلس حاضر نشد و توسط پیش خدمت رای خود را در موافقت با دولت داد و به همین علت از فراکسیون و از حزب اخراج شد.

در آن زمان امضای پنج نماینده برای استیضاح نخست وزیر کافی بود؟

در قانون آن زمان مجلس شورای ملی هر نماینده به تنهایی می توانست هریک از وزیران یا نخست وزیر را استیضاح کند.

بعد از استیضاح، چند نفر به عدم صلاحیت هویدا رای دادند؟

فقط ما چهار نفر به استیضاح رای موافق دادیم و بقیه استیضاح را رد کردند. البته طبیعی هم بود چون اکثریت مجلس در اختیار حزب ایران نوین و حزب مردم بود.

یعنی فرمایشی بودن مجلس در آن زمان کاملا عادی بود؟

در این باره شایع بود که ساواک از ابتدا از نمایندگان حزب ایران نوین و حزب مردم استعفا نامه هایشان را از ابتدا گرفته و هر وقت لازم باشد می تواند آن ها را مستعفی اعلام کند. البته این را من به چشم خودم ندیده ام و فقط شنیده بودیم که این طور است.

چه عواملی باعث می شد مجلس تا این اندازه بی اراده باشد؟

به هر حال در هر دوره ای که پایه های دموکراسی در یک جامعه متزلزل شود امکان همه نوع دستکاری در انتخابات وجود خواهد داشت و مجلس آن زمان هم محصول چنین وضعیتی بود. من با بسیاری از نمایندگان آشنایی داشتم. خیلی از آن ها خائن و وطن فروش نبودند اما به دلیل جو حاکم اصلا نمی توانستند تصور کنند که می شود مخالفت کرد.

برای این ها خیلی عجیب و غیر قابل پذیرش بود که با موضوعی مخالفت کنند و در مقابل دوره بعد اجازه ورود به مجلس را پیدا نکنند. در حالی که ما معتقد بودیم اگر به مجلس هم نرفتیم می توانیم با تخصص خود امرار معاش کنیم وبالاخره باید در جاهایی ایستادگی کنیم.

به موضوع بحرین برگردیم ؛ بعد از گزارش زاهدی، چه مراحلی برای جدایی بحرین از ایران طی شد؟

بعد از آن رئیس سازمان ملل شخصی به نام "گیچاردی" که از دیپلمات های ایتالیایی بود را برای این کار انتخاب کرد . او هم مرد شریفی بود که تنها وظیفه اش را انجام داد. در گزارشی هم که تهیه کرد نوشته است: "قبل از اعزام من به این ماموریت، فهرست برخی از سازمان ها را به من دادند و من ملزم بودم که نظرات آن ها را بپرسم." این سازمان ها هم نهادهایی بودند نظیر انجمن حقوقدانان، انجمن بلدی، انجمن زنان و این دست تشکل های صوری که ساخته و پرداخته دستگاه و وابسته به شیخ حاکم بودند.

بنابراین در حضور شیخ بحرین و پلیس محلی و نیروهای نظامی بریتانیا و مستشاران انگلیسی این نظر سنجی انجام شد. از این گزارش به خوبی می شود فهمید که آنچه برگزار شده، همه پرسی نبوده و در شرایط آزاد هم نبوده است.
ایشان در گزارش خود می گوید: نمی توانیم بگوییم چه کسانی ایرانی هستند مگر از این راه که به خانه ها برویم و ببینیم چه کسانی فارسی صحبت می کنند.

ایشان در یک جا تعداد ایرانی تبارها را بیش از بیست درصد و درجای دیگر بیش از هفتاد درصد اعلام می کند. این آمارها نشان می دهد که دستگاه شیخ حاکم اجازه نمی داد که همه پرسی آزاد انجام شود.

بعد هم دولت ایران تحت فشار آمریکا و انگلیس،از شورای امنیت درخواست کرد که این گزارش به تصویب شورای امنیت برسد.

این اتفاقات در داخل کشور یا در سطح مجلس با مخالفت و واکنش مواجه نشد؟

دولت پس از این مرحله، گزارشی از این فراگشت به مجلس آورد که عنوان آن "تصمیم قانونی مجلس" بود. این مطالب را مطرح کردند و باز هم نمایندگان پان ایرانیست سخنرانی هایی انجام دادند و مخالفت کردند. اما آن ها از ابتدا رای داشتند و این گزارش هم رای آورد. اما نکته جالب توجه اینجاست که علی رغم همه اقدامات درونی و بیرونی که انجام دادند، ولی بر پایه قوانین مشروطیت، بحرین هنوز یکی از استان های ایران است و از نظر حقوق داخلی ایران، هیچ تغییری انجام نشده است.

به هرحال این جدایی به تصویب مجلس شورای ملی رسیده است.

برپایه قانون اساسی مشروطیت، تغییر در حدود کشور می بایست با طی مراحل قانونی صورت پذیرد. طبق نظام نامه داخلی مجلس، قانون به دوشکل می توانست وجود داشته باشد. نخست چیزی که نمایندگان اشاره می کردند که برای ارائه طرح به مجلس تعداد مشخصی از نمایندگان باید پیشنهاد این طرح را امضا می کردند. طرح می بایست عنوان مشخص و توجیه برای مطرح شدن می داشت و بعد از طرح در صحن علنی و بررسی در کمیسیون ها اگر در مجلس رای می آورد به قانون تبدیل می شد و بعد از آن در روزنامه رسمی منتشر می شد و شاه دستور اجرای آن را به نخست وزیر صادر می کرد.

شکل دوم لایحه بود که از طرف دولت به مجلس می آمد وآن هم باید عنوان لایحه قانونی مبنی پیشنهاد مربوطه می داشت. همچنین باید توجیه لازم را هم می داشت تا مشخص شود چرا آنچه در این لایحه آمده لازم است و اگر تقاضای فوریت نمی شد در کمیسیون و بعد هم در صحن بررسی می شد. اگر تصویب می شد تبدیل به قانون می شد و باید تشریفات قبلی را طی می کرد. یعنی حتما باید به توشیح پادشاه می رسید و در روزنامه منتشر می شد و توسط شاه برای اجرا به نخست وزیر ابلاغ می شد.

در حالیکه آنچه به مجلس آمد، هیچ کدام از این ها را نداشت. عنوان آن "تصمیم قانونی مجلس" بود و محتوای آن گزارش عملکرد سازمان ملل بود. در حالیکه حتی اگر فراگشت انجام شده در سازمان ملل را به عنوان توجیه آن می دانستند باید عنوان آن "لایحه جدایی بحرین از ایران" می بود. بعد از آمدن به مجلس هم باید به کمیسیون های مربوطه می رفت. در غیر این صورت باید تقاضای دو فوریت می کردند که اگر موافقت می شد می توانستند برای آن در همان جلسه رای گیری کنند. که هیچ کدام از این ها انجام نشد.

از سوی دیگر شاه هم چنین چیزی را امضا نکرده و در روزنامه رسمی هم منتشر نشده و برای اجرا هم به کسی ابلاغ نشده است.

بنابراین از نظر قانون اساسی مشروطیت، علی رغم کارهایی که در مجلس بیست و دوم انجام شد، هیچ تغییری در موضوع مالکیت بحرین صورت نگرفته و بحرین همچنان یکی از استان های ایران است.

این سخن شما امروز هم قابل پی گیری است؟

قانون اساسی مشروطیت و نظامنامه داخلی مجلس شورای ملی موجود است و می توان آن ها را مطالعه کرد. ما اصولا چیزی به نام "تصمیم قانونی مجلس" نداریم. البته مجلس می تواند تصمیماتی بگیرد همان طور که امروز هم مثلا مجلس در باره جزایرایرانی خلیج فارس بیانیه می دهد و این مانعی ندارد؛ اما تا وقتی که تشریفات قانونی لازم را طی نکند تبدیل به قانون نمی شود. آن روز هم همین اتفاق افتاد.
حتی وزیر جنگ آن زمان، تیمسار رضا عظیمی هم در جلسه هیئت دولت اعلام کرد که اعلی حضرت این مسئله را توشیح نکردند. البته او تعمدا این را درجلسه هیئت دولت گفت که صورتجلسه و ثبت و ضبط بشود. مهمترین مسئله ای که پیش روی ما قرار دارد این مسئله است که حتی با وجود رای شورای امنیت به این مسئله، از نظر قوانین حاکم بر ایران در آن زمان تغییری در موضع بحرین به وجود نیامده است.

امروز با توجه به وضعیت منطقه و ادعاهای اخیر اماراتی ها، فکر می کنید طرح چنین موضوعی ممکن است؟

اگر دولت های ما هوشیار باشند، همه واحدهای آن سوی خلیج فارس، ایرانی – عربی هستند و ترکیب جمعیتی آن ها گویای این مطلب است. حتی از پنج شیخی که حاکمان امارات هستند، شاید چهار نفرشان ایرانی تبار هستند. بخش بزرگی از جمعیت امارات و بحرین هم ایرانی تبار هستند و قطر هم همین حالت دارد.

در سال های 40 تا 43 ورد زبان ها بود که شیخ کویت به یکی از بزرگترین سرمایه داران کویت به نام "بهبهانی" که ایرانی بوده، پیغام می دهد که تو هرچه داری بفروش و از اینجا برو. او هم پاسخ می دهد که شما بفروشید و بروید. یعنی در کویت هم این ها تلاش کردند با خارج کردن ایرانی ها، منطقه را عربیزه کنند.

بحرین کرانه ای هم که امروز در اشغال عربستان است، همان استان های "احصا" و "قطیف" منطقه های شیعه نشین و ایرانی بوده و اصل بحرین همان جاست. بعدها که در میانه های دولت صفوی، ترکان عثمانی بخش هایی از عربستان و این منطقه را اشغال می کنند نام بحرین مطرح می شود.

اولین قیام ایرانی ها بر علیه اعراب هم توسط "قرمتیان" بود که در بحرین ساکن بودند. بحرین آن زمان هم منامه نبود، بلکه همین مناطقی بود که امروز هم مردم آن شورش کرده اند و می دانیم که چاه های نفت مهمی هم در این مناطق است. این مناطق هم همگی ایرانی نشین هستند. بنابراین باید در سیاست ها و نوع نگاهمان نسبت به آن سوی خلیج فارس باز بینی کنیم و سعی کنیم حقایق تاریخی را بیشتر در اختیار مردم قرار دهیم تا بدانند که اصلا بحرین کجا بوده. بحرین از زیر بصره یعنی کاظمیه شروع می شده و تا دماغه قطر امتداد داشته است.
یک بخش کوچک آن هم جزیره ای بوده که امروز به نام بحرین می شناسیم. این نوار تنها قسمت بارور آن منطقه است و قیام فرمتیان و دولت قرمتیان هم در این منطقه بوده اند. این ها واحدهای عربی نیستند و حداکثر ایرانی – عربی هستند و باید حقوق ما در این سرزمین ها به رسمیت شناخته شود.

برای این منظور چه اقداماتی باید انجام شود؟

یک نمونه آن اقدام خوب آقای احمدی نژاد بود که به بوموسی سفر کرد. این باعث حرکت همه جانبه ایرانی های درون و برون کشور برای دفاع از حقوق تاریخی مان شد. چون اگر خود مردم در صحنه نباشند، دفاع از تمامیت ارضی و منافع ملی مشکل است.
ما دیدیم در این جریان حتی افرادی که ممکن است به لحاظ خط مشی سیاسی مخالف این دولت باشند و اصلا کسانی که خارج از ایران به فعالیت سیاسی مشغولند هم از حق مالکیت ایران بر جزایر سه گانه دفاع کردند و دنیا فهمید که ایرانی ها روی این مسئله حساس هستند و اگر کسی بخواهد متعرض آن شود نه با یک دولت که با یک ملت طرف خواهد بود.
اگر احزاب اجازه فعالیت داشته باشند این موضع گیری های ملی بهتر شکل می گیرد. در این مورد بوموسی هم اگر این خیزش ملی شکل نمی گرفت، صرفاً با سفر رئیس جمهور و مقامات نظامی ، نمی شد انتظار داشت آن ها کوتاه بیایند.

چرا این اتفاق در زمان جدایی بحرین از ایران نیفتاد؟

یکی از بزرگترین اشتباهات شاه این بود که خودش در این باره تصمیم گرفت. در حالی که آدم ضعیفی بود و به راحتی می توانستند او را تحت فشار قرار دهند. در حالیکه اگر خودش را در موضع تصمیم گیری قرار نمی داد و تصمیم گیری را به ملت می سپرد این اتفاق نمی افتاد.

اما آن ها حتی آن گزارش را در ایام تعطیلات نوروزی مدارس و دانشگاه ها به مجلس آوردند و خیلی از افراد جامعه از آن مطلع نشدند. اگر آن روز یکی از مراجع تقلید هم به این مسئله اعتراض کرده بود، این اتفاق آنقدر راحت به وقوع نمی پیوست. من حتی نمی گویم از منظر ملی، بلکه از نظر دینی هم این مراجع مقلدین زیادی در بحرین داشتند و اگر فتوا می دادند من حتم دارم که شاه از موضعش عقب نشینی می کرد. یا لا اقل می توانست این بهانه را بیاورد که اگر این موضوع مطرح شود مردم برای حکومت من مشکل ایجاد می کنند و به این وسیله انگلیس و آمریکا را منصرف کند.

امروز بعد از گذشت 45 سال، می توانید بین خودتان و کسانی که در مجلس نسبت به این اتفاق سکوت کردند، مقایسه ای انجام دهید؟

به نظر من کسانی که به این جدایی رای موافق دادند یا در این زمینه تلاش کردند، از راس آن نظام تا کسانی که در رده های پایین تر تاثیر گذار بودند، در خون هایی که امروز در بحرین ریخته می شود و آنچه که امروز بر مردم بحرین می گذرد، شریک هستند و نمی توانند از مسئولیت خودشان شانه خالی کنند.

بحرین

از میان ما چهار نفری که رای مخالف دادیم هم متاسفانه آن سه تن در قید حیات نیستند. البته آقای دکتر صدر هنوز در قید حیات هستند و باید همان مسئولیت ها را به دوش خوداحساس کنند.

اما به طور کلی ما وظیفه ای را که در پیشگاه ملت داشتیم انجام دادیم. دست کم باعث شدیم که این اسناد تاریخی باقی بماند. ما کار ویژه ای انجام ندادیم. چون به عنوان پان ایرانیست به مجلس رفتیم تا حقوق تاریخی غارت شده ملت ایران را بازگو کنیم. ما قصد انتفاع نداشتیم ضمن آنکه مجلس در آن روزها انتفاعی نداشت. حقوق نمایندگی ما ماهانه پنج هزار تومان بود، در حالیکه من قبل از نمایندگی هم به عنوان کارشناس ارشد سازمان برنامه بیش از سه هزار تومان حقوق می گرفتم و خبری از این مزایایی که امروز هست نبود. من اصلا نمی توانم تصور کنم که الان یک نماینده در شهر خودش دارای دفتر و تشکیلات و کارمند است. آن زمان تمام هزینه های رفت و آمد به حوزه های انتخابیه و رسیدگی به امور به عهده خودمان بود. اگر از رستوران مجلس استفاده می کردیم هزینه غذایی که خورده بودیم آخر ماه از حقوق مان کم می شد. اگر مهمان داشتیم هزینه آن هم محاسبه می شد. بنابر این ما رفته بودیم که صدای حق طلبانه مردم را از تریبون مجلس و به عنوان نماینده مردم ایران، به همه برسانیم.

وقتی هم در برابر مسئله بحرین قرار گرفتیم کمترین کاری که می توانستیم برای انجام وظیفه خود انجام دهیم همین بود. ایرادی هم که به نفر پنجم وارد می کنیم همین است وگرنه از 180 نماینده دیگر ایردای نمی گیریم چون اصلا چنین تعهدی نداشتند. هرچند که آن ها هم سوگند یاد کرده بودند از تمامیت ارضی ایران دفاع کنند اما به هر حال ما می بایست این کار را می کردیم. من همچنان معتقدم کار ویژه ای نکردیم و اگر یک بار دیگر به دنیا بیایم و در همان موقعیت قرار بگیرم همان کار را انجام می دهم.

منبع


نظرات | ۱۳٩۱/٤/٢ - کاوه |لینک به نوشته

onLoad and onUnload Example