برای نازنین
 
در باب استغنا

 

با کمال احتیاج، از خلق استغنا خوش است

با دهان خشک مردن بر لب دریا خوش است

نیست پروا تلخکامان را ز تلخیهای عشق

آب دریا در مذاق ماهی دریا خوش است

هر چه رفت از عمر، یاد آن به نیکی می‌کنند

چهرهٔ امروز در آیینهٔ فردا خوش است

برق را در خرمن مردم تماشا کرده است

آن که پندارد که حال مردم دنیا خوش است

فکر شنبه تلخ دارد جمعهٔ اطفال را

عشرت امروز بی‌اندیشهٔ فردا خوش است

هیچ کاری بی تامل گرچه صائب خوب نیست

بی تامل آستین افشاندن از دنیا خوش است

 

صائب تبریزی


نظرات | ۱۳٩۱/٩/۳٠ - کاوه |لینک به نوشته

پروفسور حسابی، فیزیکدانی فکور و بزرگوار بود

دکتر مهدی گلشنی، مدیر گروه فلسفه علم و رئیس پیشین دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف، یکی از فیزیکدانان برجسته ایران است. وی در گفتگو با عصرایران ، جایگاه علمی، منش و خصائل اخلاقی او و نیز شیوه تدریس و نگرش پروفسور حسابی به علم فیزیک را می شکافد.

مهدی گلشنی معتقد است دکتر حسابی جنبه های فلسفی فیزیک را به خوبی درک کرده بود و نه فقط بنیانگذار علم فیزیک در ایران، بلکه متفکری عمیق بود. وی معتقد است کلاس های دکتر حسابی برای مبتدیان سودمند نبود اما دانشجویان داناتر، از کلاس های او بهره های فراوان می بردند.

مهدی گلشنی غلو در ستایش و نقد غیرمنصفانه دکتر حسابی را، موجب مخدوش شدن چهره دکتر حسابی در جامعه ایران می داند و بر ضرورت اجتناب از افراط و تفریط در این زمینه، تاکید می کند. 

***


ابتدا مختصراً درباره سابقه آشنایی خودتان با دکتر حسابی، توضیح بفرمایید.

بنده در سال 1336 وارد دانشکده فیزیک دانشگاه تهران شدم. در سال دوم دانشجویی ام، با آقای دکتر حسابی کلاس درس نورشناسی (یا اپتیک) را داشتم.
آقای دکتر حسابی جزوه ای داشتند که ترجمه یک کتاب خیلی خوب درباره نور بود. ایشان خودشان این کتاب را از زبان فرانسوی به فارسی برگردانده بودند. این جزوه در طول سال های متمادی، در اثر تکثیر فراوان، کمرنگ شده بود.

جناب دکتر حسابی در کلاس درسشان، لب مطالب را می گفتند. اگر شما قبلا مطلب را می دانستید، کلاس ایشان برای شما خیلی مفید بود ،اما در غیر این صورت، از کلاس ایشان استفاده زیادی نمی کردید. من خودم رفتم یک کتاب انگلیسی اپتیک پیدا کردم ( کتاب جنکینز و وایت) و دست به کار خواندن آن شدم. این کار خیلی برای من و دیگر دانشجویان برکت داشت زیرا موجب پیشرفت زبان انگلیسی ما شد و ضمناً پس از خواندن آن کتاب، وقتی که در کلاس دکتر حسابی حاضر می شدم، استفاده کامل می کردم.

 در آن مطالب فشرده ای که آقای دکتر حسابی در کلاس درس می گفتند، نکات قابل استفاده فراوانی وجود داشت که در کتاب نبود. بنابراین، کلاس آقای دکتر حسابی برای همه قابل استفاده نبود. اما ایشان بر روی نکاتی که توضیح می دادند، پیشاپیش خیلی فکر می کردند.
حسن جناب دکتر حسابی این بود که خودشان به آزمایشگاه می آمدند و درباره جزئی ترین مسائل، مثل تغییر جهت پلاریزاسیون نور،توسط تیغه پلاریزور، به دانشجویان توضیح می دادند؛ با اینکه، این کار وظیفه ایشان نبود و آزمایشگاه مدرس داشت.

من در سال سوم، درس اپتیک را با جناب دکتر حسابی ادامه دادم و چون باز خودم قبل از کلاس مطالعه می کردم، از کلاس ایشان خیلی بهره مند می شدم.
 آن موقع لیسانس فیزیک، سه ساله بود. بعد از اینکه سال سوم تمام شد و من به آمریکا رفتم، در امتحان جامع دانشگاه برکلی، با اینکه با مدرک لیسانس از ایران خارج شده بودم، در دانشگاه برکلی کالیفرنیا به عنوان دانشجوی دکترا پذیرفته شدم. البته با این شرط که پس از یکسال باید امتحان می دادیم و اگر در آن امتحان موفق می شدیم، دوره دکترا را ادامه می دادیم و گر نه، فوق لیسانس می گرفتیم و به ایران برمی گشتیم.

من در آن امتحان جامع، بالاترین نمره ام را از درس اپتیک گرفتم؛ درسی که استادش در دانشگاه تهران جناب دکتر حسابی بودند. آقای دکتر حسابی آدم فکوری بودند و جنبه های فلسفی فیزیک را هم اولین بار جناب دکتر حسابی به ما معرفی کرند.

من ابعاد فلسفی فیزیک را در آمریکا بیشتر دنبال کردم ولی ریشه این گرایش در من، محصول کلاس درس آقای دکتر حسابی بود. در اواسط دهه 1360، سمینار سالیانه فیزیک در شیراز برگزار شد و قرار شد در آن سمینار از جناب دکتر حسابی تجلیل شود و بنده هم یکی از سخنرانان آن سمینار بودم.

شما از سال 1339 تا اواسط دهه 1360، دیگر با دکتر حسابی رابطه ای نداشتید؟

نه، ارتباطم با ایشان قطع شد (جز در یک سمینار) تا اینکه این سمینار دانشگاه شیراز برگزار شد. در دهه 60، بنده به اتفاق دکتر منصوری، دکتر حداد عادل، دکتر پورجوادی و دکترتوسلی، به دیدن جناب دکتر حسابی رفتیم و دوباره موفق به دیدن ایشان شدم. ایشان هیچ غلوی در سخنانشان نبود. ایشان در همان جلسه توضیح دادند که نزد اینشتین رفته و با او حرف زده بودند و اینشتین هم ایشان را به انریکوفرمی در شیکاگو ارجاع داده بود.
در شیکاگو هم برخورد خیلی خوبی با آقای دکتر حسابی شده بود و برای آزمایشی که ایشان باید انجام می داد، یک وزنه بزرگ طلا در اختیار ایشان گذاشته بودند تا آزمایش مد نظر ایشان انجام شود.


مهدی گلشنی، دکتر حسابی، رضا منصوری، غلامعلی حداد عادل، نصر الله پورجوادی و محمدتقی توسلی


آقای دکتر حسابی در آن جلسه این خاطره را برای ما تعریف کردند. اما وقتی که ما می خواستیم از جلسه خارج شویم، ایشان یک مجله انگلیسی را آوردند و گفتند این دیدگاهی که الان در QCD (نظریه ای در فیزیک ذرات بنیادی ) درباره بعضی پتانسیل ها مطرح می شود، در نظریه من نیز وجود داشت. این حرف خود جناب دکتر حسابی بود.

 من در سال 77-1976 در دانشگاه پنسیلوانیا فرصت مطالعاتی داشتم. در آن دانشگاه اتاقی در اختیار من بود که یکی از اساتید بازنشسته آن دانشگاه هم در همان اتاق بود. او هفته ای یکی دو بار دانشگاه می آمد و با هم حرف می زدیم و بحث می کردیم. آن استاد آمریکایی، خیلی زیاد ازآقای دکتر حسابی تعریف می کرد. اینکه آقای دکتر حسابی با وجود سن و سال بالا، هنوز روحیه علمی اش را حفظ کرده بودند، از نظر او بسیار قابل تحسین بود.  

اسم آن استاد آمریکایی چه بود؟

متاسفانه اسمش را به خاطر ندارم. در دهه 1360، که ما دوره دکترای فیزیک را در دانشگاه صنعتی شریف ایجاد کردیم، پروفسور عبدالسلام برنده جایزه نوبل فیزیک را به ایران دعوت کردیم تا دوره دکترای فیزیک را افتتاح کنند.
من آن موقع رئیس دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف بودم. پروفسور عبدالسلام دوره دکتری فیزیک دانشگاه صنعتی شریف را افتتاح کردند و بعد من به اتفاق ایشان به شیراز رفتم تا ایشان دوره دکتری فیزیک دانشگاه شیراز را هم افتتاح کنند.


دکتر حسابی و پروفسور عبدالسلام


در آن جلسه افتتاحیه، آقای دکتر حسابی هم تشریف داشتند. بعدا هم در جلسه ای که در سازمان انرژی اتمی به مناسبت افتتاح "ساختمان دکتر حسابی" برپا شد، پروفسور عبدالسلام و پروفسور حسابی و علامه جعفری حضور داشتند و بنده هم ان جا بودم. می خواهم بگویم بنده جناب دکتر حسابی را مجدداً در این جاها ملاقات کردم.

من هیچ نقطه منفی ای در شخصیت دکتر حسابی ندیدم. همه ما ضعف هایی داریم ولی لااقل من هیچ ضعف اساسی در پروفسور حسابی مشاهده نکردم.
ظلمی که در حق آقای دکتر حسابی شد، بعضی غلوها درباره ایشان و نقدهای تند کسانی بود که خواستند با این غلوها مقابله کنند. یعنی این طرف دوم ماجرا هم زیاده روی کرد و تقریباً ایشان را سکه یک پول کرد. در حالی که منتقد اصلی قصه غلو درباره دکتر حسابی، خودش جلسه تجلیل از دکتر حسابی در دانشگاه شیراز را بر پا کرده بود.

 بعضی از کسانی که درباره آقای حسابی صحبت کرده اند، افراط و تفریط کرده اند. من از این متعجبم که افرادی که با آقای دکتر حسابی کلاس نداشته اند، چگونه به خودشان اجازه می دهند این طور قاطعانه درباره ایشان اظهار نظر کنند.

 بعضی ها از دانشگاه الزهرا و جاهای دیگر درباره آقای دکتر حسابی حرف هایی به شدت منفی را مطرح کردند. این افراد مطلقاً شاگرد دکتر حسابی نبوده اند. این ها تحت تاثیر دیگران، در انتقاد از آقای دکتر حسابی زیاده روی کردند.

ما نباید هیچ کس را بت کنیم و به همه چیز او نمره 20 بدهیم یا آنکه به همه چیز او نمره صفر بدهیم.  ولی نباید محسنات او را هم نفی کنیم. حافظ می گوید: عیب می جمله چو گفتی هنرش نیز بگوی. در نقد جناب دکتر حسابی این نکته رعایت نشد.

موارد غلو درباره دکتر حسابی، به نظر شما چه بوده است؟


آقای دکتر حسابی یک مذاکره ساده با آلبرت اینشتین داشته اند. این چیزی است که من از زبان خود آقای دکتر حسابی شنیدم. ایشان می گفتند من نظریه ام را برای اینشتین توضیح دادم و او هم مرا به فرمی ارجاع داد. اینکه حول و حوش ملاقات با اینشتین چه ها گذشته، چیزهایی است که من از زبان خود آقای دکتر حسابی نشنیدم.

اینکه شما چیز بیشتری از خود دکتر حسابی نشنیده اید، دال بر این نیست که چیز بیشتری وجود نداشته.

بله، اما ماجراهایی که نقل می شوند، نوعاً به گونه ای است که بعید به نظر می رسد صحت داشته باشند.  

یعنی ماجرای حضور اینشتین در کنار سفره هفت سین دکتر حسابی و مواردی از این دست؟


به نظر من، این قصه ها بعید است که صحت داشته باشد. اخیراً یک نامه هم منتشر شده است که اینشتین با آیت الله بروجردی مکاتبه داشتند. این حرفها دروغ است.

دکتر حسابی نظریه ای در علم فیزیک داشت؟

من نمی خواهم بگویم نظریه ای داشت که در جهان فیزیک مطرح شده و جا افتاده است. آقای دکتر حسابی خودشان نزد ما ادعا کردند که نظریه ای داشته اند و در آن جلسه فقط یک بعد از نظریه خود را توضیح دادند. بیشتر از آن چیزی نگفتند.البته بنده بعداً رساله کوتاهی مربوط به سال 1977 ( دو سال قبا از انقلاب) از ایشان دیدم که ریاضیات نظریه ایشان را در بر داشت.


ایشان دنبال این بودند که مشکل تکینگی های مربوط به ذرات نقطه ای را حل کنند و لذا سراغ ذرات بینهایت گسترش یافته رفتند؛ ذراتی که انرژی آنها توزیعی پیوسته در فضا دارد و در بینهایت چگالی آن به سمت صفر میل میکند. همین کافی است که دغدغه های بنیادی ایشان را نشان دهد.

نکته این است که آقای کتر حسابی یک فیزیکدان طوطی گونه نبودند. ایشان عمیقاً در علم فیزیک تامل کرده بودند و به همین دلیل، سر کلاس نور، ایرادهایی را که دوبروی به نظریه حاکم کوانتوم وارد کرده بود، برای ما توضیح می دادند. این کاری است که استادهای دیگر کمترانجام می دهند. اما  جناب دکتر حسابی، عمیق ترین ایرادها را توضیح می دادند. ایشان ایرادهایی را که درک و طرح آنها ریزبینی ها و تیزبینی های ظریفی لازم داشت، توضیح می دادند.

 من خودم در سمینار بزرگی که در موسسه آموزش عالی پارس برگزار شده بود، شرکت داشتم. یکی از افراد حاضر در آن سمینار بین المللی، یک فیزیکدان معروف هندی الاصل  به نام پروفسور سودارشان بود که از تگزاس آمریکا آمده بود. سخنرانی او که تمام شد، آقای دکتر حسابی به سمت من آمدند (من آن موقع در انتهای سالن ایستاده بودم) و به من گفتند این فیزیکدان برجسته، وقتی که از احتمال منفی سخن می گوید، اصلاً متوجه هست که چه می گوید؟ می خواهم بگویم پروفسور حسابی خیلی ریزبین بودند.
آقایان دکتر حسابی، دکتر هشترودی و علامه جعفری با یکدیگر جلساتی داشتند. علامه جفعری همیشه از دکتر حسابی به نیکی یاد می کردند. ایشان با آقای دکتر حسابی درباره مباحث فلسفی فیزیک بحث می کردند.

 نگرش انتقادی آقای دکتر حسابی در قبال نظریه های علم فیزیک، خودش کمتر از یک نظریه ارزش نداشت. آن وقت ها کسی در ایران از نظریه های رایج در علم فیزیک، انتقاد نمی کرد. سکوت و تبعیت محض حاکم بود.جناب  دکتر حسابی دانشمندی صاحب نظر بودند و می دانستند چه می گویند.

پس این طور نبود که دکتر حسابی فقط یک استاد فیزیک بوده باشد در که در قحط الرجال هفتاد سال قبل در ایران، دانشکده علوم و دانشکده فنی را تاسیس کرده باشد.

نه، سطح تفکر دکتر حسابی بالا بود.

استاد خوبی هم بود؟

ایشان مدرس خوبی نبودند ولی اگر کسی شیوه تدریس ایشان را می دانست و جزوات ایشان را قبل از کلاس مرور می کرد، می توانست از کلاس ایشان استفاده زیادی بکند. من البته جزوه های ایشان را مرور نمی کردم چون خیلی کمرنگ بودند. کسانی که می گویند کلاس آقای دکتر حسابی به درد نمی خورد، حرفهای ایشان را در کلاس درس نمی فهمیدند. آقای دکتر حسابی استاد ممتازی بودند به شرط اینکه شما مطلب را می دانستید. اما مدرس موفقی نبودند.

در واقع، مطابق توضیح شما، شیوه تدریسش متناسب با فهم مبتدیان نبود.

بله، برای پیشرفته ها بود.

این تصور عمومی در جامعه ایران که دکتر حسابی بهترین فیزیکدان هفتاد سال گذشته این کشور بوده است، درست است؟

نه، این تصور درست نیست.

چرا؟

ما فیزیکدانان برجسته ای داشته ایم که با توجه به آثاری که از خودشان بر جای گذاشته اند، در سطح جهانی بیشتر از دکتر حسابی تاثیرگذار بوده اند.

مثلاً چه کسانی؟

من از فیزیکدانان داخلی فعلی صحبت نمی کنم برای اینکه خدای نکرده کسی از قلم بیفتد ، اما در میان ایرانیان مقیم خارج می توان نمونه های متعدی را نشان داد؛ مثلاً آقای دکتر وفا در دانشگاه هاروارد و آقای دکتر مشحون در دانشگاه میزوری.

 ولی نباید فراموش کنیم که دوران جناب دکتر حسابی، دوران دیگری بود. در دورانی که آقای دکتر حسابی فیزیک می خواندند و حتی زمانی که به ما فیزیک درس می دادند، دوره انقلاب در نظریه های فیزیک بود و یکی دو تئوری تازه داشت جا می افتاد. الان علم فیزیک خیلی پیشرفت کرده است.

منظورتان از جاافتادن تدریجی تئوری ها، دقیقاً چیست؟

یعنی نظریه کوانتوم ونظریه نسبیت عام مطرح بود و این نظریه ها هنوز مثل نظریه نیوتن نشده بودند که مقبولیت عام یافته باشند. یعنی علم فیزیک در حال رشد بود. فیزیکدانانی که از آنها نام بردم همگی متعلق به دهه های پیشرفت و جهش علم فیزیک هستند. اما آقای دکتر حسابی در زمان خودشان یک فیزیکدان برجسته در ایران بودند.

رشد علم در این بحث چه ارتباطی به برجسته تر بودن فیزیکدانان جدید دارد؟


زمینه های نظری فراهم تر شده، بعضی معماها حل شده،و امکان اظهار نظر هم بیشتر شده است. در قدیم یک مکتب علمی حاکم بود و کسی هم در برابرش مقاومت نمی کرد. همه تسلیم آن مکتب بودند. نظرهای مخالف خیلی رایج نبود. اما الان جو تغییر کرده است.

عنوان مرد علمی سال 1990 در رشته فیزیک هم – که به دکتر حسابی تعلق گرفت – ظاهراً بی ارزش بوده.

موسساتی وجود دارند که برای اشخاص نامه می نویسند و بیوگرافی اشخاص را هم برایشان می فرستند و از آنها می خواهند که آن را تصحیح کنند. بعد می گویند اگر می خواهید پس از انتشار این کتاب یک نسخه آن را برای شما بفرستیم، 200 یا 300 دلار بفرستید تا شما را مرد سال یا جزو چند نفر برگزیده فلان رشته علمی معرفی می کنیم. این کار خیلی رایج است. موسسه کمبریج یکی از این موسسات است. من خودم دهها نامه از این دست دارم. اما هیچ وقت جوابی به این نامه ها نداده ام.

وقتی دکتر حسابی به عنوان مرد علمی سال 1990 معرفی شده، یعنی فرم ارسالی موسسه کمبریج را پر کرده و آن مبلغ را پرداخته؟

نه، جواب سوال ها را داده اند و احتمالاً متوجه نشده اند که قصه چیست. به هر حال نباید چنین کاری می کردند و اگر فرم ارسالی موسسه کمبریج را پر کرده اند، اشتباه کرده اند. احتمالاً آقای دکتر حسابی جواب سوال های مرتبط با بیوگرافی شان را داده اند. به هر حال این قبیل مؤسسات اعتباری ندارند.

این طور نیست که اول پول را پرداخت کنند، بعد به عنوان مرد علمی سال انتخاب شوند؟

نه. اگر هم پول نفرستید ممکن است چاپ کنند اما به هر حال این موسسات اصالت ندارند.

در واقع آن مبلغ به بهانه خرید کتاب اخذ می شود نه به عنوان بهای اعلام نام فرد به عنوان فرد برگزیده در فلان رشته علمی.

بله. به نظر بنده جناب دکتر حسابی در این ماجرا مقصر نیستند.

این تصویر که دکتر حسابی به چهار زبان مسلط بوده، ادیب و موزیسین بوده، حافظ قرآن و گلستان و دیوان حافظ و ... بوده، واقعیت دارد؟

من درباره آشنایی ایشان با زبان های زنده دنیا، می توانم اظهار نظر کنم. جناب دکتر حسابی در بیروت درس خوانده بودند. پس عربی دانستن ایشان استبعادی ندارد. ایشان بر زبان فرانسه مسلط بودند و زبان انگلیسی را هم بسیار خوب می دانستد. بعید نمی دانم که زبان آلمانی را هم بلد بوده باشند. چیز عجیبی نیست.

جناب دکتر حسابی به موسیقی علاقمند بودند و اطلاعات خوبی دراین زمینه داشتند. جناب دکتر برکشلی،که در مورد گامهای موسیقی ایرانی تحقیق می کردند , با جناب دکتر حسابی در این زمینه مشورت می کردند. جناب دکتر حسابی اطلاعات خوبی هم در زمینه ادبیات داشتند . ایشان به ریشه لغات خیلی اهمیت می دادند و در پی آن بودند که برای لغات فرنگی، معادل فارسی سره بگذارند. در این  هم تردیدی نیست.

 در این هم که به کتاب های خارج از رشته فیزیک رجوع  می کردند، تردیدی نیست. چه در غیر این صورت، ایشان نمی توانستند در جلسات علمی مشترک با علامه جعفری شرکت کنند.


دکتر حسابی و علامه جعفری در روز افتتاح "ساختمان دکتر حسابی" در سازمان انرژی اتمی ایران



در واقع شما معتقدید تصویری که از دکتر حسابی در جامعه ایران ترسیم شده، تقریباً مطابق با واقع است.


متاسفانه ، به علت افراط و تفریطها تصویر واضحی از ایشان در زمان حال در کشور وجود ندارد.سخن من این است: جناب دکتر حسابی واقعاً آدم حسابی بودند! درباره خودشان هم غلو نمی کردند. من  با اطرافیان ایشان کاری ندارم ولی خود ایشان اهل غلو نبودند.

ماجرای رابطه دکتر حسابی و دکتر خمسوی چه بوده است؟

در این باره دو خاطره را برای شما تعریف می کنم تا به نگرش و شخصیت آقای دکتر حسابی پی ببرید. آقای دکتر حسابی در دانشکده فیزیک دانشگاه تهران با آقای دکتر خمسوی همکار بودند ولی ظاهراً رابطه آنه خیلی گرم نبوده است. ما البته در آن زمان چنین چیزی را حس نکردیم ولی یکی از استادان فیزیک، که رفت و آمد زیادی به خانه دکتر حسابی داشته اند، این را برای ما تعریف کردند.

این آقا از استادان شما بودند؟

نه، ایشان حتی بعد از ما دانشجوی فیزیک دانشگاه تهران شدند ولی خیلی به خانه آقای دکتر حسابی رفت و آمد داشتند. ایشان تعریف می کردند که یکبار عده ای آمدند درباره یک مساله فیزیک از آقای دکتر حسابی سوال کردند. آقای دکتر حسابی به آنها گفتند این مساله را از آقای دکتر خمسوی بپرسید؛ کسی که در دانشکده فیزیک رقیب آقای دکتر حسابی بود.

در پرانتز بگویم که آقای دکتر خمسوی بهترین مدرس فیزیک در ایران بودند. اما آقای دکتر حسابی بدون آنکه به آقای دکتر خمسوی حسادت کنند، آن دانشجویان را ارجاع به آقای دکتر خمسوی دادند.

یکبار دیگر هم از آقای دکتر حسابی سوال می شود که اگر بخواهید خودتان را با دکتر جناب و دکتر خمسوی مقایسه کنید، چه می گویید؟
 آقای دکتر حسابی می گویند اگر حل یک مساله مثل رفتن از نقطه الف به نقطه ب باشد،آقای دکتر خمسوی کوتاهترین فاصله را طی می کنند تا از نقطه الف به نقطه ب برسند، من یک منحنی را طی می کنم تا به ان نقطه برسم و دکتر جناب مسیری پیچیده تر را طی می کنند.

این اقرار ، اقرار مهمی است. یعنی آقای دکتر حسابی تا این حد منصف بودند که استادی را که رقیبشان بود، این گونه بالا بردند.

پس اینکه بعضی ها می گویند دکتر حسابی مانع پیشرفت دکتر خمسوی در ایران شد، صحت ندارد؟

مطلقاً دروغ است. آقای دکتر خمسوی منش های خاص خودشان را داشتند. ایشان زیر بار انجام خیلی کارها نمی رفتند. در سال آخر حیات آقای دکتر خمسوی، من به دنبال این بودم که ایشان به هر طریقی که شده به عنوان چهره ماندگار فیزیک معرفی شود؛ چون همه شاگردان دکتر خمسوی، بلااستثناء، ایشان را تحسین می کنند؛ چه از نظر تسلط علمی و چه از نظر خصائل انسانی.

آقای دکتر خمسوی بر همه درس های فیزیک تسلط داشتند. شما هر سوالی در سایر حوزه های فیزیک از ایشان می پرسیدید، جواب شما را می دادند. اما آقای دکتر حسابی به این چیزها حسادت نمی کردند و بزرگوارانه به توانایی های دکتر خمسوی اشاره می کردند.   

اتهام باندبازی به دکتر حسابی در دانشکده علوم صحت دارد؟

نخیر، ما مطلقاً چنین چیزی را احساس نکردیم. باندبازی هایی که الان گاهی در جذب اعضای هیات علمی در دانشگاههای ایران دیده می شود، مطلقاً در مرام دکتر حسابی نبود.

پس در مجموع، به نظر شما، دکتر حسابی در ایران بیش از حد بزرگ نشده است و تصویر فعلی او در افکار عمومی، مطابق با واقع است.


پرداختن به امور فرعی در قصه جناب دکتر حسابی، موجب مغفول واقع شدن محسنات ایشان شده است. آقای دکتر حسابی نظریات موجود در علم فیزیک را برای دانشجویان نقد می کردند و خودشان شخصاً در آزمایشگاه حاضر می شدند و به دانشجویان خیلی چیزها را آموزش می دادند. در حالی که این کار اصلاً جزو وظایف ایشان نبود. من کمتر دیده ام استادان درس های تئوریک به آزمایشگاه بروند و امور عملی را به دانشجویان یاد بدهند.

آقای دکتر حسابی برای زمان خودشان، فردی برجسته بودند. ایشان بنیانگذار علم فیزیک در ایران بودند و به عنوان بنیانگذار این علم در ایران، و نیز به عنوان یک فیزیکدان متفکر و یک انسان بسیار شریف، باید حقشان محفوظ بماند و محسنات و امتیازات ایشان انکار نشود.

 متاسفانه در ایران فعلی یک روز افراد را به عرش می برند و روز دیگر به زیر فرش. بسیار ضروری است که با این منش های غیراسلامی – غیرانسانی مبارزه شود. 

منبع: عصر ایران


نظرات | ۱۳٩۱/٩/٢٩ - کاوه |لینک به نوشته

مشاهیر کرمان

نویسنده: سیما کارآموزیان

    کرمان در طول تاریخ پرفراز و نشیب خود مردان و زنانی را در دامان خود پرورده است که در هر دوره تأثیرات قابل توجهی بر حوزه های مختلف اجتماعی، سیاسی، علمی و فرهنگی کشورمان گذاشته اند. مطلب زیر به صورتی خلاصه به برخی از مشاهیر کرمانی در حوزه های مختلف می پردازد، گرچه نام های بسیاری نیز از قلم افتاده اند.
   
    * ابوعبدالله محمد بن عیسی ماهانی (۲۱۰ هـ . ق)
    قدیمی ترین ریاضیدان کرمانی، ابوعبدالله محمدبن عیسی ماهانی که حدود ۲۱۰
    هـ . ق در ماهان به دنیا آمد. تخصص وی در هندسه و ریاضی محض بود و معادله درجه سوم را به وی نسبت می دهند که در بین دانشمندان اسلامی به معادله ماهانی موسوم است.یکی از آثار نجومی وی با عنوان
    « مقاله فی معرفه السمت لای ساعه اردت و فی ای موضع اردت» است که در استانبول موجود است. همچنین ماهانی بخش عمده ای از زندگی خود را صرف ساختن واژه ها و اصطلاحات فنی کرد و قسمت های مهمی از اصول اقلیدس را تفسیر و تشریح کرد. نمونه ای از این خدمات با عنوان«تفسیر المقاله العاشره من کتاب اقلیدس» در کتابخانه ملی پاریس موجود است.
    *شاه شجاع کرمانی (قرن - وفات: ۲۱۹ هـ . ق)
    از مشاهیر و عرفای معروف کرمان است که در قرن سوم (هـ . ق) می زیسته. وی از تبار شاهان بود ولی بارقه عشق حقیقی چنان آتشی به خرمن وجودش زد که زندگی شاهانه دنیا بگذاشت و گدایی درگاه حق به جان خرید.
    پسری داشت که وی نیز بر مسلک عرفا بود. نام کتابش مرآت الحکما است. حالت های عجیب و سخنان حکیمانه ای از او روایت شده - در اکثر کتب متقدمین مانند حلیه الاولیا حفظ ابونعیم و دیگر کتب تاریخی شرح حالات او عنوان شده است، ضمناً محمد مظفر به دلیل ارادتی که به این عارف خداجو داشت نام فرزندش را شاه شجاع گذاشت، هم او که ممدوح حافظ نیز بود.
    * سید شمس الدین (محمد) ابراهیم بمی (قرن نهم - وفات: ۸۲۹-هـ . ق)
    سیدشمس الدین ابراهیم بمی، عارف ربانی و از مشایخ و عرفای بزرگ قرن نهم و از معاصران
    شاه نعت الله است. وی در ولایت اربعه (بم) پا به عرصه وجود گذاشت. او در عهد خویش مورد احترام مردم از وضیع و شریف و عامی و عارف بوده است. حکام و پادشاهان هم در وی به دیده تکریم و تقدیس می نگریسته اند. صاحب مقامات، وفات سید شمس الدین ابراهیم را سال ۸۲۹ هـ . ق دانسته که در تاریخ کرمان نیز مورد تأیید قرار گرفته است، اما با قرائن موجود مشکوک به نظر می رسد زیرا مورخان و تذکره نویسان در عنوان احوال «شاه ولی » به اتفاق آورده اند که او در مراسم تشییع و کفن و دفن شاه ولی حضور داشته و بر جنازه او نماز گذارده است، از این رو عارف مزبور نه تنها تا سال ۸۳۴ هـ . ق تاریخ فوت «شاه ولی» می زیسته بلکه به قول محرابی کرمانی، صاحب مزارات کرمان، تا حدود ۸۵۰ هـ . ق یعنی سال وفات میرزا شاهرخ نیز در قید حیات بوده است.
    * افضل الدین ابوحامد کرمانی (۶۱۵ - ۵۳۰ هـ . ق)
    مورخ، نویسنده، شاعر و فیلسوف و پزشک عصر ملک دینار سلجوقی که از جمله کتب ارزشمند او «عقد العلی للموقف الاعلی» و«بدایع الزمان فی وقایع کرمان» در جغرافیا و تاریخ کرمان است که به تاریخ افضل شهرت دارد. وی در امر پزشکی تبحر داشت و پزشک مخصوص دربار سلاجقه نیز بود.
    * شیخ اوحدالدین کرمانی (قرن هفتم)
    اوحدالدین حامد بن ابی الفخر از عارفان و سرایندگان بنام است. وی در سفرهایی به حجاز و عراق و شام، با مشایخ بزرگ صوفیه از جمله شیخ رکن الدین سجاسی دیدار کرده است.
    ازشیخ اوحد الدین مجموعه ای به یادگار مانده به نام « دیوان رباعیات» که به کوشش احمد محبوب و با مقدمه استاد باستانی پاریزی چاپ شده است.
    تخلص وی «اوحد» است و اوحدی مراغه ای که مرید مکتبی وی بوده تخلص خود را به تیمن از همین نام گرفته است. اوحد الدین کرمانی که با شمس تبریزی هم دیدار داشته در بغداد به مقام شیخ الشیوخی رسیده و سرانجام در همان شهر چشم از جهان بسته و همانجا در قبرستان « شونیزیه» آرمیده است.
    * لاله خاتون (صفوه الدین) (نیمه دوم قرن هفتم هجری)
    لاله خاتون از چهره های نادر تاریخ و از زنان با حشمت و عفیف و پاکدامن و مقتدر به شمار می رود، که زمانی حکومت کرمان را در دولت قراختائیان کرمان در دهه آخر قرن هفتم هجری عهده دار بود. او ضمن پرداختن به امور سیاسی، در شعر و ادب نیز دستی قوی داشت. آرامگاهش در محله قبه سبزکرمان قرار داشته است.
    * خواجوی کرمانی (۷۵۳-۶۸۹ هـ . ق)
    کمال الدین ابوالعطا محمود علی بن محمود، شاعر، عارف و نویسنده توانای قرن هشتم هجری و چهره توانای ادب پارسی در ذیحجه سال ۶۸۹ هـ..ق دیده به جهان گشود. هنوز عماد فقیه و جلال عضد در کرمان و یزد شهرتی نداشتند که آوازه شاعری شیرین سخن در ایران و بیشتر شهرهای عراق پیچید. خواجه را ارادتی خاص به خواجو بود و بسیاری از غزل های خود را با الهام از سروده های خواجو به نظم کشیده است.
    * عماد فقیه کرمانی (عارف و شاعر بزرگ قرن هشتم) (۷۷۳ ـ ۶۹۰ هـ . ق)
    خواجه عماد الدین علی فقیه، مشهور به عماد کرمانی، از غزلسرایان نامی ایران و هم عصر با خواجوی کرمانی بود. غزل او نیز همچون غزل خواجو به سبک عرفا و حلقه ارتباط زبان سعدی به زبان حافظ است.
    ازاین سراینده نام آور به جز دیوان اشعار که در سال۱۳۴۸ ش به کوشش رکن الدین همایون فرخ چاپ شده ۵ مثنوی نیز به نام ۵ گنج به یادگار مانده که محتوایی عرفانی دارد، این اثر هم به کوشش استاد همایون فرخ به چاپ رسیده است.
    * شاه نعمت الله ولی (۸۳۴ -۷۳۱ هـ . ق)
    شاه نورالدین سید نعمت الله بن سید عبدالله بن محمد، معاصر با امیر تیمور گورکانی بوده و مدتی در کوهبنان و کرمان سکونت داشته و علاوه بر مقام عرفان در شعر و ادب نیز از پایگاه والایی برخوردار بوده است. دیوان شاه نعمت الله شامل قصیده، غزل، مثنوی و رباعی است. او نه فقط در ایران صاحب شهرت و دارای پایگاه مردمی بوده بلکه در هندوستان نیز مریدان بسیاری داشت؛ از آن جمله می توان بهمن شاه دکنی را نام برد که نخستین سنگ بنای آرامگاه او با هزینه همین پادشاه هندی گذاشته شد. آرامگاهش در ماهان (۳۰ کیلومتری جنوب شرق کرمان) است.
    * ابواسحاق کوهبنانی (قرن نهم هجری)
    ادیب، فیلسوف و نویسنده معروف که در ریاضی و نجوم و فلسفه و موسیقی نیز دست داشته و کتب او و نیز نظرات فلسفی اش در دانشگاه سوربن فرانسه تدریس می شده است. مجموعه خطی او حاوی ۸ رساله است که در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران نگهداری می شود. از بین رساله های او می توان رساله ای در تقویم کواکب و رساله ای در شطرنج را نام برد.
    *مشتاق علیشاه « میرزا محمد تربتی» (وفات: ۱۲۰۶ هـ . ق)
    نامش میرزا محمد تربتی و به مشتاق علیشاه ملقب بود. او از چهره های سرشناس عرفان و شعر ادب و هنر به شمار می رود . مدفن او در میدان مشتاقیه زیارتگاه اهل عرفان است. سیم مشتاق سیم چهارم ۳ تار از یادگارهای اوست.
    *حیاتی (بی بی جان) (اواخر قرن دوازدهم - اوایل قرن سیزدهم هـ .ق)
    این بانوی عارف اواخر قرن ۱۲ هجری در شهر بم قدم به عالم هستی گذاشت. دیوان حیاتی مشتمل بر انواع شعر از غزل و رباعی و قصیده و ترجیع بند و ترکیب بند است. اشعارش چاشنی عرفان و اخلاق دارد. او در نیمه نخست قرن سیزدهم درگذشت و آرامگاهش در حوالی مشتاقیه کرمان واقع است.
    * میرزا رضای کرمانی (وفات ۱۳۱۴ هـ . ق)
    وی فرزند ملاحسین عقدایی و از آزادیخواهان بنام این دیار است که در سال ۱۳۱۳ (هـ . ق) ناصرالدین شاه را در حرم حضرت عبدالعظیم کشت و به سال ۱۳۱۴ در میدان تهران به دار آویخته شد. این ابیات که پس از قتل ناصر الدین شاه سروده شده از اوست:
    محب آل رسولم غلام هشت و چهارم
    فدای همه ایران رضای شاه شکارم
    «رضا » بحکم قضا کشت ناصر الدین را
    زکیفر عملش بود، من گناه ندارم
    * ناظم الاسلام (۱۳۳۷-۱۲۸۰هـ . ق)
    محمد ناظم زاده شعاعی کرمانی دومین فرزند علی کرمانی، در سال ۱۲۸۰ هـ . ق در خانواده ای مؤمن و متعهد به احکام شریعت به دنیا آمد او بعد ها به ناظم الاسلام ملقب شد.
    غیر از قرآن و علوم شرعی، علوم متداول عصر از جمله ادبیات صرف و نحو، حساب و منطق هیأت و نجوم را به خوبی فرا گرفت. معلم او در منطق شرح اشارات میرزا آقاخان بردسیری بود.
    ناظم الاسلام پس از آموختن علوم مختلف به تهران رفت و بلافاصله در صف آزادیخواهان مشروطه قرار گرفت. بزرگترین اثر او « در تاریخ بیداری ایرانیان » است. از آثار دیگر او «شمس التصارف» و «شمس اللغات » و ترجمه مقام های حریری است. روزنامه نوروز نیز از یادگارهای او به شمار می رود.
    * مجد الاسلام (۱۳۴۲ - ۱۲۸۸هـ . ق)
    روزنامه نگار سیاستمدار، نویسنده، شاعر و چهره سرشناس علم و ادب کرمان به سال ۱۲۸۸ هـ . ق در کرمان متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه خاندانقلی بیگ به پایان رساند. در سال ۱۳۲۳ به دلیل حمایت از علمای متحصن در شاه عبدالعظیم به اتفاق
    ۲ نفر از همفکران خود به کلات تبعید شد و پس از آزادی به نگارش روزنامه های «محاکمات»، «کشکول»، «ندای وطن» و «الجمال» همت گماشت. اقدام های او در بیداری مردم و صدور فرمان مشروطیت موجب حبس او در باغ شاه از سوی محمدعلی میرزا شد. همچنین در تمامی انواع شعر نیز دست داشت. آثار به جا مانده از او بدین قرارند: کتاب شهر خاموشان، تاریخ انقلاب و دیوان شعر مجدالاسلام.
    سعید نفیسی کرمانی (۱۳۴۵-۱۲۷۴هـ . ق)
    استاد سعید نفیسی در سال ۱۲۷۴ هـ . ق متولد شد او فرزند مرحوم دکتر میرزا علی اکبر خان نفیسی (ناظم الاطباء کرمانی) و جد هشتم وی میرزا شریف کرمانی از پزشکان نامی قرن یازدهم بود. در سال ۱۲۹۰ نخستین اثر سعید نفیسی یعنی ترجمه کتاب
    « معالجه تازه برای حفظ دهان و دندان » با پشت جلد ترجمه سعیدبن ناظم الاطباء منتشر شد. استاد نفیسی در بیست ودوم آبان ماه ۱۳۴۵ هـ .ق در تهران بدورد حیات گفت.
    * استاد روح الله خالقی (۱۳۴۴-۱۲۸۵ هـ . ش)
    سازنده سرود «ای ایران» استاد روح الله خالقی فرزند میرزا عبدالله به سال ۱۲۸۵ هـ . ش در شهر کرمان به دنیا آمد. او در موسیقی، ذوقی وافر داشت و در ۱۵ سالگی به دیدار درویش خان نایل شد. ۱۷ ساله بود که به جرگه شاگردان کلنل علینقی خان وزیری درآمد و پس از گذراندن دوره تکمیلی در مدرسه عالی موسیقی سرانجام از نام آوران موسیقی ایران شد.
    * فواد کرمانی (۱۳۱۷-۱۲۲۷ هـ . ش)
    آقا فتح الله قدسی کرمانی متخلص به فواد از ارزنده ترین شاعران ولایی کرمان است. وی عارفی ربانی و شاعری آسمانی بود. شرح حال اجمالی خود را از ۷ تا
    ۶۰ سالگی در قالب مثنوی جمع آورده است. آرامگاهش در ۳ کیلومتری شهر کرمان در دامنه کوه سید حسین واقع است. اثر مشهور او «شمع جمع» نام دارد که در آن مصائب اهل بیت عصمت و طهارت را به گونه ای عاشقانه و عارفانه به نظم کشیده است.
    *آیت الله حاج میرزا محمد رضا احمدی (۱۳۲۴-۱۲۴۳هـ . ش)
    آیت الله احمدی از تبار شیخ الطایفه حاج آقا احمد و فرزند خلف حاج ابو جعفر از چهره های برجسته جهاد و اجتهاد و از شاگردان آخوند خراسانی است که تأیید مراتب اجتهاد ایشان از سوی آیت الله سید محمد کاظم طباطبایی و نیز استادش آخوند خراسانی دلیلی بر اقتدار مشارالیه در عرصه علم و ایمان است. ستم ستیزی او چنان خشم ظالمان زمان را بر انگیخت که وی را در محل حکومتی فلک کردند. اقدامی که به اعتقاد بسیاری از صاحبان نظر مقدمه ای بر انقلاب مشروطیت بود. مدفن وی در مسجد صاحب الزمان، زیارتگاه اهل ایمان است.
    * بهمنیار کرمانی (دهقان) (۱۳۳۴-۱۲۶۸ هـ . ش)
    احمد بهمنیار در خدمت پدر خردمندش ادبیات فارسی، عربی، فقه، اصول، فلسفه و ریاضیات را آموخت و سر آمد اقران خویش شد. زبان انگلیسی و ترکی را نیز به خوبی آموخته و در این ۲ زبان صاحب تحقیق و تالیف است. در سال ۱۲۸۹ روزنامه دهقان را برای اشاعه اندیشه های ملی خویش منتشر کرد اما به دلیل دارا بودن افکار آزادی خواهانه زندانی شد. بعدا در سال ۱۳۰۳ این روزنامه را در خراسان منتشر کرد.
    * دکتر عباس ریاضی کرمانی (۱۳۶۷- ۱۲۸۶هـ . ش)
    استاد نجوم دانشگاه تهران به سال ۱۲۸۶ در کرمان متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در کرمان و تحصیلات عالی را در تهران و فرانسه سپری کرد و از دانشگاه سوربن دکترا گرفت. وی از جمله اساتید برجسته دانشگاه بود که از سال ۱۳۲۵ اقدام به تهیه و ارائه تقویم ایران کرد. از او در زمینه نجوم و ریاضی تالیفات عدیده ای بجا مانده است.
    * ناظر زاده کرمانی - احمد (۱۳۵۵-۱۲۹۶هـ.ش)
    دکتر احمد ناظرزاده کرمانی فرزند محمد ناظر ایران بوده است. ارزشمند ترین تالیفات وی تحقیقی است درباره عمادالدین فقیه که به وسیله مرکز
    کرمان شناسی و مؤسسه سروش به چاپ رسیده است.
    دو مجموعه از اشعار وی به همت فرزندش انتشار یافته است و آرامگاه وی در ابن بابویه واقع است.
    *همایون کرمانی (۱۳۵۸- ۱۲۹۰ هـ.ش)
    محمد تجربه کار متخلص به همایون از غزل سرایان مکتب عراقی است که، به شیوه حافظ تمایل دارد. غزل های او جانمایه عرفانی، اخلاقی دارند. او سال های جوانی و شکل گیری فکری خود را در همگامی با فواد کرمانی گذراند و هنوز سومین دهه عمرش به پایان نرسیده بود که به عنوان غزل سرایی توانا از دیار خواجو و به عنوان خواجوی دوم مطرح شد.
    دیوان همایون کرمانی به وسیله مرکز کرمان شناسی در سال ۱۳۷۶ هـ . ش منتشر شده است.
    * محمد ابراهیم باستانی پاریزی (متولد ۱۳۰۴ هـ.ش)
    دکتر باستانی پاریزی فرزند حاج شیخ علی اکبر حاج آخوند پس از تحصیلات ابتدایی و متوسطه در پاریز و سیرجان از دانشگاه تهران در رشته تاریخ و جغرافیا لیسانس گرفت و به کرمان بازگشت و به تدریس در دبیرستان ها پرداخت. همزمان روزنامه هفتواد و نشریه فرهنگ کرمان را منتشر کرد. پس از سالی چند دوباره به تهران رفت و تحصیلات عالیه را ادامه داد تا موفق به اخذ دکترا در رشته تاریخ شد و هم اکنون سال هاست که استاد رشته تاریخ دانشگاه تهران است.
    او که از فضلا، ادبا و شعرای نام آشنای معاصر است بیش از ۴۰ اثر ادبی، اجتماعی و تاریخی به چاپ رسانیده که از آن جمله است:
    تصحیح تاریخ کرمان، جغرافیای کرمان، یاد و یادبود
    کتب تحقیقی تاریخی سیاست و اقتصاد، عصر صفوی و یعقوب لیث، از سیر تا پیاز، از پاریس تا پاریز، پیغمبر دزدان.
    نخستین اثر استاد مجموعه ای به نام های خاتون ۷ قلعه، آسیای ۷ سنگ، نای ۷ بند، اژدهای ۷ سر، کوچه ۷ پیچ، زیر این ۷ آسمان سنگ، ۷ قلم و ۸ الهفت و مقدمات و مقالات متعدد است.
    * اطهری کرمانی (۱۳۷۷-۱۳۰۵ هـ . ش)
    علی اطهری فرزند احمد به سال ۱۳۰۵ هـ . ش در کرمان به دنیا آمد. اشعار وی نخستین با در روزنامه های کرمان خصوصا روزنامه روح القدس چاپ و مورد توجه قرار داشت. اشعار او شور و سوزی خاص دارد. یکی از غزل های شور انگیز و زیبای او غزلی است با این مطلع:
    رفتی، ولی کجا که دل به جا گرفته ای
    دل جای توست گر چه دل از ما گرفته ای
    علاوه بر این کرمان صاحب بزرگان دیگری چون شیخ احمد روحی، موسی بن عمران جیرفتی، شمس الدین ابراهیم محمد بردسیری (صاحب مصباح الارواح) حامد الحسینی، خواجه شمس الدین محمد مروارید وزیر لایق سلطان حسین بایقرا که در فن خوشنویسی و سایر علوم از سرآمدان عصر خود به شمار می رفت است و نیز اساتید فرهیخته ای چون دکتر روح الامینی، دکتر جواد برومند سعید، دکتر رجبعلی پور، دکتر طاهره صفارزاده، هوشنگ مرادی کرمانی و دکتر میمندی نژاد را باید در این رابطه برشمرد. همچنین هنرمندان گرانقدری چون استاد علی اکبر صنعتی نقاش وپیکرتراش و مجسمه ساز شهیر که آثار جاودانه او در موزه ۱۵ آبان تهران میدان امام و موزه صنعتی کرمان از جاذبه های ارزشمند به شمار می رود و کتاب شور عشق منتشر شده از سوی مرکز کرمان شناسی، بیانی از اندیشه خلاق هنری اوست و نیز استاد قهاری، سازنده مجسمه خواجو در کرمان، و تندیس رازی در میدان رازی تهران و... که این دیار همواره به وجودشان افتخار می کند.
    لازم به یادآوری است که این دیار گهرپرور فرزندان غیور و نام آوران سترگ دیگری بویژه در دوره معاصر و در حوزه سیاست دارد که در این مختصر به آنها اشاره نشد. 
 
 
منبع: روزنامه ایران، شماره 3818 به تاریخ 1/10/86، صفحه 11 (ایران زمین) به نقل از وبسایت مگیران


نظرات | ۱۳٩۱/٩/٢٧ - کاوه |لینک به نوشته

تو آدمی حساس هستی

تو آدمی حساس هستی

می رنجی از هر چیز کوچک

احساس می پیچد همیشه

دور دلت مانند پیچک

                          یک اخم ساده می تواند

                          گیجت کند تا چندساعت

                         روزی که بی مهری ببینی

                         آن شب نداری خواب راحت

چشمت پر از اشک است وقتی

می پژمرد یک شاخه گل

اما نه اینکه لوس باشی

یا زودرنج و بی تحمل

                        هر اتفاق ساده ای زود

                        حک می شود روی دل تو

                       آهسته تر باید قدم زد

                       درماسه های ساحل تو

یا از نژاد شاپرکها

یا بوته های یاس هستی

امابه خود باید ببالی

ازاین که بااحساس هستی

                         ازدیدمردم گاه شاید

                         یک آدم دیوانه باشی

                         این بهتراست ازاینکه با آب

                          گل آسمان بیگانه باشی

شاعر: ناصر کشاورز

با تشکر از sedayesokut2011.blogfa.com


نظرات | ۱۳٩۱/٩/٢٦ - کاوه |لینک به نوشته

افتخارات ایران بعد از اسلام در هیچ دوره ای از تاریخ ایران وجود نداشته است

رهبر انقلاب در دیدار با رئیس جمهور و اعضای هیأت دولت (در مورخه 06/06/90):

اگر قرار است مسئله علاقه به ایران مطرح شود، یکی از مهمترین راهها، تحکیم و گسترش زبان و ادبیات فارسی است.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: در مورد علاقه به ایران، بجای تأکید بر ایران قبل از اسلام، بر ایران بعد از اسلام تأکید شود زیرا افتخارات ایران بعد از اسلام در هیچ دوره ای از تاریخ ایران وجود نداشته است. ایشان تأکید کردند: رشد پیشرفتهای علمی، هنری، فرهنگی و حتی نظامی در ایران بعد از اسلام بویژه در دوران دیلمی، سلجوقیان و صفویه بهیچ وجه قابل مقایسه با ایران قبل از اسلام نیست.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: اگر می خواهید از ایران و ایرانی گری حمایت کنید، ایران بعد از اسلام، مستندتر و آشکارتر است.

متن کامل سخنان به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری:

توصیه های مهم رهبر معظم انقلاب به اعضای دولت:
پایبندی خود را به ارزشها و شعارهای جذاب دولت حفظ کنید/اقدامات دولت را در مجامع نخبگانی تبیین کنید (۱۳۹۰/۰۶/۰۶ - ۲۱:۳۳)
رهبر معظم انقلاب اسلامی رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر امروز در دیدار با رئیس جمهور و اعضای هیأت دولت با قدردانی صمیمانه از حضور پرشور ملت در راهپیمایی روز جهانی قدس، پایبندی دولت به اصول و ارزشها و شعارهای جذابی همچون عدالتخواهی، استکبار ستیزی و خدمت رسانی صادقانه را ضروری و اثرگذار خواندند و تأکید کردند: جهاد اقتصادی نیازی حیاتی و زمینه ساز پیشرفت و شکوفایی اقتصادی کشور است.
حضرت آیت الله خامنه ای با تبریک هفته دولت و گرامیداشت یاد و خاطره شهیدان رجایی و باهنر، به حضور پرشکوه مردم در راهپیمایی روز قدس اشاره کردند و افزودند: از مردم عزیز ایران که در راهپیمایی روز قدس، بار دیگر عظمت خود را نشان دادند، صمیمانه قدردانی می کنم.
ایشان، روز قدس امسال را نمادی از حضور و انگیزه ملت ایران دانستند و خاطرنشان کردند: این حضور و شکوه و عظمت، امید را در فضای منطقه گسترش می دهد و انگیزه ملتها را برای استقامت دو چندان خواهد کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای با قدردانی از خدمات دولت، بر پایبندی به شعارها و جهت گیریهای اعلام شده تأکید کردند و افزودند: علت اقبال مردم در انتخابات سال 84 و 88 به رئیس جمهور همین شعارهای جذاب و ضروری بود چرا که مردم به ارزشها و آرمانها پایبند و دلبسته اند.
ایشان، عدالتخواهی، استکبارستیزی، ساده زیستی، مقابله با منش اشرافیگری، «مقابله با ویژه خواری و سوءاستفاده از ارتباطات اقتصادی و غیراقتصادی» و خدمت رسانی صادقانه را از جمله شعارهای جذاب دولت خواندند و افزودند: اصول و ارزشهایی که امام خمینی می فرمود و باعث محبوبیت ایشان در قلب ملتها شد از اساسی ترین شعارهای دولت است که باید کاملاً به آن پایبند بود.
رهبر انقلاب اسلامی، کار برای خدا را رمز برخورداری از توفیق الهی و ایجاد جذابیت در دلهای مردم برشمردند و تأکید کردند: اگر به هر علت تقید به شعارهای دولت سست شود توفیقات الهی نیز کم خواهد شد بنابراین با همان شور و نشاط و تلاش به خدمت صادقانه و بدون توقع ادامه دهید.
ایشان گزارشهایی را که وزراء و معاونان رئیس جمهور در این دیدار بیان کردند، گزارشهایی خوب، مستند، منطقی و متکی به آمار بویژه آمار مقایسه ای خواندند و افزودند: این گزارشها را باید به مجموعه نخبگان و زبدگان کشور نیز ارائه داد و اقدامات انجام گرفته را برای آنان تشریح کرد.
رهبر انقلاب اسلامی یکی از اشکالات دولت را حضور کم رنگ در میان نخبگان دانشگاهی و حوزوی دانستند و تأکید کردند: باید رئیس جمهور و وزراء اقدامات دولت در بخشهای مختلف بویژه در خصوص مسائل اقتصادی را که از مسائل اصلی کشور و مورد چالش موافقان و مخالفان دولت است، در جمع نخبگان مطرح کنند تا با استفاده از دیدگاهها و همچنین نظرات انتقادی آنان، هم افزایی بوجود آید.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه باید از انتقادها و اشکالات مجامع نخبگان استقبال کرد، افزودند: نباید به دلیل نحوه بیان برخی از مسائل، از دیدگاههای سازنده و مفید اکثریت نخبگان محروم شد.
بیان نقاط ضعف به موازات نقاط قوت از دیگر توصیه های رهبر انقلاب به رئیس جمهور و هیأت وزیران بود.
ایشان بیان نقاط ضعف را باعث اثرگذاری بیشتر در دلهای مردم دانستند و افزودند: همراه با تشریح کارها و بیان نقاط قوت، به صراحت به مردم بگویید که این کارها را نتوانستیم انجام دهیم و مطمئن باشید مردم، کسی را برای کاری که تلاش کرده اما نتوانسته انجام دهد، مؤاخذه نمی کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به ضرورت برخورد صحیح در قبال انتقادهایی که از دولت در رسانه ها یا مراکز قانونی مطرح می شود افزودند: تنها جهت گیری صحیح در قبال انتقادات رویکرد توجیه کننده و تبیین کننده است و رویکرد مخاصمه و حمله متقابل به نتیجه ای نمی رسد.
ایشان در این زمینه به دولتمردان توصیه کردند با رویکرد تبیینی در جلسات عمومی و با مردم صحبت کنید، به سؤالات و ابهامات پاسخ دهید تا این مسائل در رسانه ها نیز پخش و مسائل روشن شود که در این صورت غرض ورزی غرض ورزان به جایی نمی رسد.
رهبر انقلاب، توجه دولت به اولویتها را مهم خواندند و افزودند: باید با کار کارشناسی و دقیق، اولویتها را مشخص و براساس آن حرکت و تلاش کرد.
ایشان دادن وعده به مردم را باعث افزایش توقعات خواندند و افزودند: تحقق وعده های داده شده دولت به مردم، امری مطلوب و ضروری است و باعث استحکام ایمان و اعتقاد مردم می شود و برعکس اگر این وعده ها محقق نشود در ذهن مردم، مشکل ایجاد می کند.
رهبر انقلاب مقایسه میان عملکرد دولت با دولتهای قبلی را کاری خوب برشمردند اما افزودند: خیلی مهم است که مقایسه ای نیز میان وعده های دولت و کارهای انجام شده صورت پذیرد.
حضرت آیت الله خامنه ای سخنانشان در جمع اعضای دولت دهم را با تشریح ضرورت جهاد اقتصادی از 3 منظر ادامه دادند. 1- از منظر رونق اقتصادی و حل مشکلات معیشتی مردم 2- از زاویه ضرورت رسیدن به اهداف چشم انداز و 3- از منظر مقابله با اهداف خصمانه نظام سلطه بر ضد ملت ایران.
ایشان جهاد اقتصادی را یک نیاز قطعی و نه صرفاً یک اولویت دانستند و در تشریح بیشتر این نکات افزودند: معیشت مردم برای نظام اسلامی بسیار مهم است و تنها یک اقتصاد خوب، سالم و قوی می تواند کشور را به این هدف برساند و اقتصاد خوب و توانا نیز نیاز به مجاهدت اقتصادی دارد.
رهبر انقلاب انگیزه دوم برای جهاد اقتصادی را ضرورت حیاتی رسیدن به اهداف چشم انداز برشمردند و افزودند: در این سند بسیار مهم، تبدیل ایران به قدرت اول اقتصادی منطقه پیش بینی شده است و اگر این هدف محقق نشود و در این عرصه از رقبا عقب بمانیم ضربات اساسی خواهیم خورد بنابراین چاره دیگری جز جهاد اقتصادی نداریم.
حضرت آیت الله خامنه ای مقابله با دشمنان قسم خورده اسلام و انقلاب را سومین انگیزه نظام، مسئولان و ملت برای جهاد اقتصادی خواندند و افزودند: سلطه گران همه امکانات خود را برای زدن ضربات اساسی به اقتصاد ایران به کار گرفته اند اما هوشمندی، زیرکی و تدبیر مسئولان و ایستادگی ملت، آنها را ناکام خواهد گذاشت.
رهبر انقلاب خاطرنشان کردند: دشمنان در اوایل امسال از تحریم های فلج کننده و هوشمند سخن می گفتند اما تحریم ها نه تنها فلج کننده نشد بلکه به برکت هوشمندی نظام و مردم در موارد متعدد به تحرک و خودکفایی و کارهای بزرگ در کشور منجر گشت.
حضرت آیت الله خامنه ای، شکست را سرنوشت قطعی امریکا و جبهه استکبار در تحریم ایران خواندند و تأکید کردند: با توجه به واقعیات جهانی، امکان ادامه طولانی مدت این تحریم ها وجود ندارد و باید با جهاد اقتصادی، «توکل و اعتماد به خدا» و حرکت هدفمند و هوشمندانه آنها را خنثی کرد.
رهبر انقلاب اسلامی، طرح تحول اقتصادی را یکی از مصادیق جهاد اقتصادی برشمردند و تأکید کردند: به لطف خداوند اجرای قانون هدفمند سازی یارانه ها بعنوان یکی از محورهای طرح تحول اقتصادی آغاز شده ولی لازم است بقیه محورهای دیگر این طرح در دو سال باقیمانده دولت، به جریان بیفتد.
حضرت آیت الله خامنه ای در خصوص اجرای قانون هدفمند سازی یارانه ها، به ضرورت تقویت بخش تولید اشاره کردند و افزودند: مصوبه قانونی برای کمک به واحدهای تولیدی هنوز تحقق پیدا نکرده و باید با اجرای این مصوبه، در کوتاه مدت منابع به واحدهای تولیدی نیازمند تزریق شود.
رهبر انقلاب اسلامی با اظهار نگرانی از واردات برخی کالاها و محصولات خاطر نشان کردند: باید در سیاستهای واردات بازنگری جدی شود و از واردات بویژه محصولات زراعی و باغی و واردات کالاهایی که در آن مزیت تولید داریم، پرهیز شود.
حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه توصیه های خود به مجموعه دولت، لزوم توجه بسیار جدی به موضوع فرهنگ را متذکر شدند و خاطر نشان کردند: در موضوع فرهنگ اعم از کتاب، کارهای هنری و مؤسسات هنری باید بدون رودربایستی و با قاطعیت، جهت گیریهای انقلابی و اسلامی لحاظ شود.
ایشان با اشاره به محدود بودن منابع و لزوم تعیین اولویتها در موضوعات فرهنگی، دولت را به پرهیز از حاشیه سازی توصیه کردند.
رهبر انقلاب با اشاره به نیاز فراوان کشور به کار و تلاش و روحیه کاری و خطر پذیری دولت، خاطر نشان کردند: در چنین شرایطی شایسته نیست که دولت خود را درگیر حاشیه ها کند که البته برخی اوقات، دولت با کم توجهی زمینه ساز این حاشیه ها می شود و برخی اوقات هم حاشیه هایی است که دیگران بوجود می آورند.
ایشان نکاتی هم درباره علاقه به ایران مطرح کردند.
رهبر انقلاب اسلامی در این زمینه خاطر نشان کردند: اگر قرار است مسئله علاقه به ایران مطرح شود، یکی از مهمترین راهها، تحکیم و گسترش زبان و ادبیات فارسی است.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: در مورد علاقه به ایران، بجای تأکید بر ایران قبل از اسلام، بر ایران بعد از اسلام تأکید شود زیرا افتخارات ایران بعد از اسلام در هیچ دوره ای از تاریخ ایران وجود نداشته است. ایشان تأکید کردند: رشد پیشرفتهای علمی، هنری، فرهنگی و حتی نظامی در ایران بعد از اسلام بویژه در دوران دیلمی، سلجوقیان و صفویه بهیچ وجه قابل مقایسه با ایران قبل از اسلام نیست.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: اگر می خواهید از ایران و ایرانی گری حمایت کنید، ایران بعد از اسلام، مستندتر و آشکارتر است.
ارتباط میان سه قوه و همکاری قوا نکته دیگری بود که رهبر انقلاب اسلامی در دیدار هیأت دولت به آن اشاره کردند. حضرت آیت الله خامنه ای خطاب به دولت تأکید کردند: در مسائل مربوط به قوا، در مواردی که کوتاه آمدن امکان پذیر است، کوتاه بیایید، در مواردی که با تبیین قابل حل است، تبیین کنید و در مواردی هم که با ارتباطات دوستانه حل می شود، از این روش استفاده کنید.
در ابتدای این دیدار آقای احمدی نژاد رئیس جمهور مهرورزی، عدالت گستری، خدمت گذاری و همدلی و هم افزایی را از اصول و محورهای کاری این دولت ذکر کرد و گفت: همه موفقیتهای دولت نهم و دهم، حاصل پایبندی به ارزشهای الهی و آرمانهای انقلاب است.
وی با اشاره به نظارت نهادهای رسمی کشور بر فعالیت دستگاههای دولتی، حمایت از محرومین، مردمی بودن، پاک دستی و همدلی را خط ثابت این دولت برشمرد.
رئیس جمهور افزود: در این دولت با جهت گیریهای روشن، نسل جدیدی از مدیران و نیروهای مؤمن، کارآمد و پایبند به ارزشهای انقلاب پا به عرصه خدمت گذاشتند که همواره آماده خدمت و کار هستند.
آقای احمدی نژاد خاطرنشان کرد: دولت نهم و دهم در سخت ترین شرایط کشور و تحت فشار بی سابقه دشمنان با همراهی مردم و حمایتهای رهبر انقلاب، خدمات گسترده ای برای کشور انجام داده است.
پس از سخنان رئیس جمهور شماری از معاونان وی و تعدادی از وزیران به بیان گزارش عملکرد حوزه های خود پرداختند.
آقای رحیمی معاون اول رئیس جمهور گزارشی از حوزه ستادی و شوراهای ویژه دولت بیان کرد. معاون اول رئیس جمهور با اشاره به برگزاری بیش از پنج هزار جلسه با حضور وزراء و مدیران و کارشناسان در 10 ستاد و کار گروه گفت: در ستاد تدابیر ویژه اقتصادی با برگزاری 56 جلسه و تصمیمات اتخاذ شده، شدیدترین تحریم های غرب یا بی نتیجه مانده و یا تأثیر آنها به حداقل رسیده است. بررسی مسائل خرد و کلان مربوط به هدفمندسازی یارانه ها در 70 جلسه ستاد هدفمندی یارانه ها، تصمیم گیری درخصوص موارد کلان رشوه خواری، زمین خواری، قاچاق و پولشویی و ساماندهی صندوق های قرض الحسنه و برخی شرکتهای لیزینگ در 274 جلسه اصلی و فرعی ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی، فراهم کردن زمینه های لازم بمنظور ایجاد 5/2 میلیون شغل در 44 جلسه شورایعالی اشتغال و نظارت بر قیمت اقلام و کالاها و کنترل عرضه و تقاضا و جلوگیری از شوک احتمالی در بازار در پی اجرای هدفمندی یارانه ها در 27 جلسه کارگروه کنترل بازار، بخش دیگری از گزارش معاون اول رئیس جمهور در مورد حوزه ستادی و شوراهای ویژه دولت بود.
آقای رحیمی در ادامه گزارش خود به جلسات و تصمیمات ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز، کارگروه ویژه رئیس جمهور در امور نفت، کارگروه ترانزیت، شورایعالی صادرات غیرنفتی و شورایعالی اداری نیز اشاره کرد و گفت: رشد 83 درصدی کشفیات قاچاق، افزایش سرمایه گذاری در صنعت نفت تا مرز 54 میلیارد دلار در دولت دهم، افزایش 34 درصدی ترانزیت کالا در سال 89، و برنامه ریزی برای صادرات غیرنفتی تا مرز 45 میلیارد دلار از جمله نتایج تصمیمات اتخاذ شده در این شوراها و کارگروهها بوده است.
وزیر امور اقتصادی و دارایی نیز در این دیدار اعلام کرد دولت با پیگیری مدل اسلامی – ایرانی پیشرفت، اجرای سیاستهای کلی اصل 44 را در دستور کار جدی قرار داده بگونه ای که به موازات واگذاری مسئولیتها، میزان واگذاری مالکیتها به بخش خصوصی نیز از سال 84 تاکنون به 500 شرکت و 85 هزار میلیارد تومان بالغ شده که دهها برابر گذشته است.
آقای حسینی افزود: تاکنون 40 میلیون نفر دارای سهام عدالت شده اند که این میزان تا 45 میلیون نفر افزایش خواهد یافت.
وزیر اقتصاد قانون هدفمند کردن یارانه را گامی در جهت گسترش عدالت خواند و اعلام کرد: رشد مصرف در انرژی، آب و گندم متوقف شده و میزان مصرف 5 تا 30 درصد کاهش یافته است.
آقای حسینی از کاهش نقطه به نقطه تورم از تیرماه سال جاری خبر داد اما تأکید کرد برای حل مشکل تورم و بیکاری تلاشهای مضاعفی انجام خواهد شد.
به گفته آقای حسینی رشد اقتصادی کشور هر سال بیشتر شده است به گونه ای که مراکز جهانی نیز از بهبود اوضاع اقتصادی ایران در پی هدفمند کردن یارانه و اجرای اصل 44 سخن می گویند.
افزایش شاخص بورس به 25 هزار و پانصد واحد و افزایش سرمایه گذاری بورس به 118 هزار میلیارد تومان از دیگر نکات گزارش وزیر اقتصاد بود.
آقای حسینی با اشاره به افزایش بودجه عمرانی به 24 درصد افزود: سهم مالیات نیز در هزینه های دولت به حدود 42 درصد در سال 89 رسیده است که نشان دهنده تلاش برای رهایی از اتکای به درآمدهای نفتی است.
وزیر اقتصاد با تأکید بر ناکامی تحریمهای غرب افزود: افزایش ترانزیت کالای 111 کشور خارجی از مسیر ایران، رشد 124 درصدی جذب سرمایه های خارجی و رشد تجارت خارجی از شاخصهایی است که نشان می دهد تحریم های غرب با تدابیر نظام و دولت و ایستادگی مردم به اهداف خود نرسیده است.
وزیر اقتصاد و دارایی، در جمع بندی گزارش خود افزود: شتاب حرکت کشور به سمت عدالت براساس سیاستها و فعالیتهای دولت افزایش یافته است که گسترش بیمه های تأمین اجتماعی – افزایش حقوق مستمری بگیران و سهام عدالت از نشانه های آن است.
رئیس کل بانک مرکزی سومین عضو هیأت دولت بود که گزارشی از وضع پولی، و بانکی کشور ارائه کرد.
آقای بهمنی در گزارش خود با اشاره به سیاست کنترل نرخ تورم و رسیدن آن به 4/12 درصد در پایان سال 89 گفت: در پایان تیرماه سال نود، نرخ تورم به 3/16 درصد افزایش یافت که علت آن، اجرای قانون هدفمندی یارانه ها بود.
رئیس کل بانک مرکزی خاطرنشان کرد: بدون در نظر گرفتن تأثیر مستقیم و غیرمستقیم، هدفمندسازی یارانه ها، نرخ تورم قاعدتاً 9/9 درصد می بود.
مهار بی رویه رشد نقدینگی، شفاف سازی مطالبات معوق و مهار رشد آن، رشد 140 درصدی فروش اوراق مشارکت به میزان 157 هزار میلیارد ریال، افزایش منابع قرض الحسنه، ساماندهی مؤسسات مالی غیرپولی، گسترش سیستم های الکترونیک و افزایش تراکنش های الکترونیکی، مدیریت بازار ارز، تعیین ابزارها و عقود جدید در بانکداری اسلامی، برنامه ریزی برای حذف صفرهای پول ملی و اختصاص 17 میلیارد دلار از منابع بانکی برای سرمایه گذاری در طرحهای نفت، گاز و پتروشیمی، محورهای دیگر گزارش رئیس کل بانک مرکزی بود.
وزیر صنعت، معدن و تجارت نیز در این دیدار در گزارشی با مقایسه میان سالهای 78 تا 83 و 84 تا 89 گفت: سرمایه گذاری صنعتی و معدنی در این مدت از 14 هزار میلیارد تومان به بیش از 90 هزار میلیارد تومان رسیده است.
آقای غضنفری گفت: در سال 83، سه هزار و هفتصد معدن در کشور فعال بوده اند که در سال 89 به 5700 معدن و استخراج مواد معدنی نیز از 155 میلیون تن به 285 میلیون رسیده است.
افزایش دو برابری ظرفیت تولید خودرو، افزایش تولید سیمان از 32 میلیون تن به 74 میلیون تن، افزایش ظرفیت ذخیره سازی سیلوها به 9 میلیون تن از دیگر نکات گزارش آقای غضنفری بود.
وزیر صنعت معدن و تجارت با اشاره به افزایش محصولات کشاورزی و صادرات خدمات فنی مهندسی گفت: با مدیریت واردات کشور متوسط نسبت واردات به صادرات از 5/4 برابر به 3/2 برابر کاهش یافته است که نشان می دهد واردات و صادرات در روند متعادل شدن قرار دارد.
وزیر صنعت، معدن و تجارت در پایان گزارش خود اعلام کرد امیدواریم با سرمایه گذاری 70 هزار میلیارد تومانی در سالجاری و سال آینده، بیش از 1800 پروژه نیمه تمام معدنی و صنعتی را به مرحله بهره برداری برسانیم.
آقای خلیلیان وزیر جهاد کشاورزی در این دیدار در گزارشی به تولید 107 میلیون تن محصولات کشاورزی در سال 89 و رشد پانزده درصدی آن نسبت به سال 88 ، رسیدن به مرحله تولید پایدار در تولید گندم و برنامه ریزی برای صادرات 2 میلیون تن گندم در سال جاری، افزایش تولید برنج به دو میلیون و دویست و سی هزار تن در سال 89 ، و برنامه ریزی برای خودکفائی در تولید برنج در 2 سال آینده، افزایش کیفیت برگ سبز چای کشور و تولید 31 درصدی چای درجه یک در سال 90 ، و افزایش چهل درصدی تولید ابریشم در کشور، اشاره کرد.
آقای خلیلیان به توسعه زیرساختهای آب و خاک در بخش کشاورزی و افزایش اراضی تحت پوشش آبیاری تحت فشار و سامانه آبیاری مدرن نیز اشاره کرد و در خصوص صادرات و واردات محصولات کشاورزی گفت: صادرات محصولات کشاورزی در برنامه سوم 6 میلیارد دلار بود که در شش سال اخیر به بیش از 21 میلیارد دلار رسیده است. وزیر جهاد کشاورزی همچنین با اشاره به افزایش ظرفیت صنایع فرآوری محصولات کشاورزی، توسعه جنگل ها، مرتع داری و آبخیزداری، کاهش مصرف سموم و کودهای شیمیائی گفت: میزان واردات محصولات کشاورزی تا پایان تیر ماه امسال، 27 درصد نسبت به مدت مشابه سال قبل کاهش داشته است.
آقای نیکزاد نیز در این دیدار در گزارشی مقایسه ای میان 8 سال قبل از دولت آقای احمدی نژاد با 6 سال دولت نهم و دهم گفت: احداث راه، بزرگراه و راه اصلی از 59 هزار کیلومتر به 72 هزار کیلومتر رسیده است و راه روستایی نیز از 43 هزار به 57 هزار کیلومتر بالغ شده است.
وزیر راه و شهرسازی، توسعه 10 برابری ناوگان هوایی و افزایش حجم ترانزیت کالاها را از دیگر نتایج فعالیتهای دولتمردان در 6 سال اخیر برشمرد و گفت: از سال 76 تا 83 حدود 3 میلیون واحد مسکونی احداث شده بود که در 6 سال اخیر به 4 میلیون و 850هزار واحد رسیده است.
افزایش ساخت بیمارستانها، صنعتی سازی ساختمان، نوسازی مدارس، واگذاری بخش های مهمی از صنایع ارتباطات، موبایل و اینترنت به بخش خصوصی، افزایش ضریب نفوذ اینترنت،  افزایش هزار درصدی روستاهای برخوردار از خدمات الکترونیک و افزایش حجم مخازن سدها از 32 میلیارد به 43 میلیارد متر مکعب از دیگر مسائلی بود که مهندس نیکزاد در گزارش خود به آنها اشاره کرد.
وی همچنین آثار مثبت مسکن مهر را تشریح کرد.
آقای قاسمی وزیر نفت نیز گزارشی از حوزه های گاز، بنزین، پتروشیمی، صنعت نفت و بهره برداری از میادین مشترک ارائه کرد. وزیر نفت در خصوص دسترسی به گاز در شهرها و روستاها گفت: در سال 84 تعداد مشترکان گاز، 5/7 میلیون مشترک بود که این میزان در 6 سال اخیر به بیش از سیزده میلیون مشترک رسیده است.
کاهش مصرف بنزین به 58 میلیون لیتر در روز با وجود افزایش تولید خودرو، در 6 سال گذشته، افزایش تعداد جایگاههای سی ان جی از 75 جایگاه در سال 84 به 1700 جایگاه در سالجاری، و افزایش تولید پتروشیمی از 18 میلیون تن در سال 84 به 52 میلیون تن در سالجاری عدد و رقم های دیگری بود که وزیر نفت در گزارش خود به آنها اشاره کرد.    
وزیر نفت به اشاره به بومی سازی طراحی و اجرای طرحهای وزارت نفت و 52 میلیارد دلار سرمایه گذاری داخلی در فازهای قدیم و فازهای باقیمانده پارس جنوبی تأکید کرد: اهتمام برای افزایش استخراج از میادین مشترک با کشورهای همسایه از جمله برنامه های اصلی وزارت نفت است.
وزیر بعدی که در این دیدار گزارش داد آقای شیخ الاسلامی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی بود. آقای شیخ الاسلامی در حوزه تعاون از افزایش 2 برابری تعداد تعاونی ها در برنامه چهارم خبر داد و گفت: تعداد اعضای تعاونی ها نیز به بیش از 5 میلیون نفر رسیده است و در مجموع سهم ارزش افزوده بخش تعاون از 5 درصد در سال 83 به 5/8 درصد رسیده است.
وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی افزود: برای سال گذشته ایجاد یک میلیون و یک صد هزار شغل پیش بینی شده بود که با همت و تدبیر دولت و فعالان بخش های مربوط، این میزان به یک میلیون و 600 هزار شغل رسید و برای سال جاری نیز ایجاد 5/2 میلیون شغل پیش بینی شده است.
کاهش فاصله طبقاتی به عنوان مهمترین سیاست دولت در حوزه رفاه، افزایش 38 درصدی شمار افراد بیمه شده و افزایش متوسط حقوق افراد تحت پوشش صندوق تأمین اجتماعی از 140 هزار تومان به 550 هزار تومان در سال 89 دیگر مسئله ای بود که وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی به آن اشاره کرد.
آقای بقایی معاون اجرایی رئیس جمهور هم با اشاره به نود سفر استانی دولت با بیش از بیست هزار مصوبه، گزارشی از این سفرها ارائه کرد.
معاون اجرایی رئیس جمهور گفت: هشتاد درصد مصوبات دور اول سفرهای استانی، 52 درصد مصوبات دور دوم سفرها، و 26 درصد مصوبات دور سوم سفرها کاملاً محقق شده و 18 درصد از مصوبات دور اول، 25 درصد از مصوبات دور دوم و 23 درصد از مصوبات دور سوم سفرها در دست اجرا است. آقای بقایی با اشاره به بیش از چهارده هزار ملاقات مردمی رئیس جمهور و 32 هزار ملاقات مردمی وزراء در 3 دور سفرهای استانی گفت: حل مشکلات مردم، مهمترین هدف سفرهای استانی است.
آقای میرتاج الدینی معاون پارلمانی رئیس جمهور نیز در این دیدار با اشاره به همکاری دولت و مجلس، فضای کلی روابط قوای مقننه و مجریه را خوب خواند و نکاتی را برای بهبود روند این روابط بیان کرد.
خانم بداغی معان حقوقی رئیس جمهور نیز در گزارش خود به کارشناسی های حقوقی گسترده در دولت و کمیسیونهای تخصصی برای رعایت موازین قانونی و حقوقی در مصوبات اشاره کرد و گفت: رعایت قانون، اصل اساسی در سیاستها و اقدامات دولت به شمار می رود.
وزیر امور خارجه آخرین عضو هیأت دولت بود که در این دیدار 3 ساعته گزارش داد. آقای صالحی اعلام کرد: با وجود همه تلاشهای دشمنان، جمهوری اسلامی به یاری خداوند و با تدبیر مسئولان و ایستادگی ملت از موقعیت روزافزونی برخوردار است.
 


نظرات | ۱۳٩۱/٩/۱۸ - کاوه |لینک به نوشته

دکتر مهدی گلشنی: علم نمی تواند خدا را نفی کند

عصر ایران - از زمانی که گالیله و کوپرنیک و جوردانو برونو در برابر آموزه های طبیعت شناسانه کلیسای کاتولیک قیام علمی کردند، تا به امروز که دانشمندانی چون ریچارد داوکینز و استیون هاوکینگ، اصل وجود خدا و یا آفرینش جهان توسط خداوند را زیر سوال می برند، درباره نسبت علم ( Science ) و دین سخنان فراوانی بیان شده است.

 عصر ایران در گفتگو با دکتر مهدی گلشنی، فیزیکدان و رئیس پیشین دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف، نسبت علم و دین را از چشم انداز "رابطه مومنان و علم جدید" واکاوی کرده است.
مهدی گلشنی، رئیس کنونی و نیز بنیانگذار گروه "فلسفه علم" دانشگاه صنعتی شریف است. 

***


 اگر یافته های علمی با آموزه های دینی در تضاد کامل قرار گیرد، مومنان عقلاً و منطقا چه موضعی را باید اتخاذ کنند: پافشاری بر آموزه های دینی یا رهاکردن آنها با استناد به یافته های علمی؟

به نظر اینجانب رخ دادن تعارض بین یافته های علمی با آموزه های  دینی نتیجه تجاوز از حدود مجاز توسط یکی ازدو طرف است. کارعلمی در درجه اول با آزمایش و نظریه پردازی سر و کار دارد و این دو امر حدّاقل از دیدگاه اسلام مورد تأیید است.
اشکال وقتی رخ می دهد که یا نامسلّمات دین با نظرات رایج در علم مقایسه می شود و یا عالمان از حدودی که علمی تجربی به آنها اجازه داده تجاوز کنند.

در توضیح امر اخیر باید عرض کنم که همه نظریه های علمی مملوّ از مفروضات فوق علمی ( متافیزیکی و ... ) هستند؛ مفروضاتی که از خود علم تجربی نتیجه نمی شوند، بلکه از طرف علماء بر علم تجربی تحمیل می شود. اینجا است که پای مفروضات ضدّ دینی در کار می آید. مثل اینکه بعضی از نظریه های علمی،  عالَم را بی هدف می دانند. نداشتن هدف برای عالم، قابل اثبات نیست؛ زیرا نیافتن، دلیل بر نبودن نیست.

 امّا در علم روز در سطحی که تجربه به آن دسترسی ندارد گاه این گونه مفروضات در کار آمده است. اگر علماء به محدوده صلاحیت علم تجربی درباره اظهار نظر در مورد امور عام عالم توجه کنند، کمتر این گونه اشکالات پیش می آید.


فرد دیندار از آن حیث که دیندار است، آیا عقلاً موظف به پذیرش یافته های علمی است؟

فرد دیندار موظف است هرکاری را بر اساس عقلانیت و جهان بینی دینی انجام دهد. در پذیرش نظریه های علمی هم باید توجه کند که آیا درعرضه کردن یافته های علمی، فرض های عام – غیر قابل اثبات با تجربه – به کار رفته است یا نه؛ و اگر رفته آیا آن فرضیه های عام با جهان بینی دینی اش می خواند یا نه؟ البته فرد غیر دیندار هم باید به کیفیت رسیدن به آن نتایج توجه کند.

بسیاری از دینداران اگر یافته های علوم طبیعی را در تایید اعتقادات خود ببینند، به آنها استناد می کنند ولی اگر گزاره های علمی را موید اعتقادات خود نبینند، آنها را ظنی و نامعتبر و حتی گاه بی ارزش قلمداد می کنند. این رویکرد دوگانه به علم، منطقاً و اخلاقاً چه حکمی دارد؟

اولا باید توجه کرد که در بسیاری از موارد یافته های علم موقتی هستند و با گذشت زمان و تجارب بیشتر یا تغییر می کنند و یا اصلاح می شوند. بنابراین بنده شخصاً اعتقادی به این ندارم که همواره بخواهیم یافته های علم را با متون دینی تطبیق دهیم و آنچه را که مطابق یافتیم بپذیریم و موارد تعارض را طرد کنیم.

 به دلیل موقتی و ناکامل بودن یافته های علمی، من معتقدم که باید تجربه و نظریه پردازی را به کار برد و در مواردی که تعارض با متون دینی دیده می شود به مفروضات نهانی فوق علمی که در کار بوده توجه کرد و در صورت تعارض با مفروضات متافیزیکی مورد تأیید دین، آن یافته علمی را قطعی تلقی نکرد.

برخی از دینداران، به تبعیت از کانت و همانند آکادمی ملی علوم آمریکا، معقتدند گزاره های علمی به هیچ وجه به کار نفی و اثبات اعتقادات دینی نمی آیند؛ چرا که علم از طبیعت و فیزیک سخن می گوید و دین از مافوق طبیعت و متافیزیک. ولی در قرآن آمده است در طبیعت بنگرید تا به وجود خدا پی ببرید. آیا این دو دیدگاه متضاد نیستند؟

این طور نیست که دین فقط از ماوراء الطبیعه سخن بگوید. دین هم مانند علم هم از طبیعت سخن می گوید و هم از ماوراء طبیعت. منتهی دین روش علمی ( تجربه و نظریه پردازی ) را تأیید می کند و آن را دریچه ورود به فهم عالم طبیعت می داند. در قرآن مکرراً به مطالعه نظری و تجربی طبیعت توصیه شده است . دلیلش هم این است  که قرآن فهم طبیعت را وسیله فهم مصنوعات الهی و درک عظمت خلقت می داند.

امّا اینکه بعضی ، نظیر آکادمی علوم آمریکا، معتقدند که گزاره های علمی به کار نفی و اثبات اعتقادات دینی نمی آیند درست نیست؛ زیرا به طور واضح می توان نشان داد که بعضی از عالمان از بعضی گزاره های علمی استفاده کرده به نفی خداوند پرداخته اند. یعنی از گزاره های علمی یک طرفه استفاده کرده اند؛ در حالی که در جهت عکس آن هم می شد استفاده کرد.

اگر کسی در طبیعت منصفانه نظر کرد و به این نتیجه رسید که خدا وجود ندارد، آیا دینداران می توانند بر او خرده بگیرند که چرا از دین خارج شدی؟


با نظر کردن به طبیعت هرگز نمی توان به این نتیجه رسید که خدا وجود ندارد. این نظر در صورتی درست و موجه است که خداوند خود از جنس طبیعت باشد. البته در صورت اخیر هم نیافتن دلیل بر نبودن خدا نیست.

اینکه کسی ادعا کند که خدا وجود ندارد، صرفاً ادعاست و قابل اثبات نیست. البته یک فرد می تواند بگوید که وجود خدا برای من ثابت نشده است. این حالت لا ادری گرایانه در مورد بعضی از دانشمندان ملاحظه شده است، ولی این فرق دارد با اینکه بگوید خدا وجود ندارد.

ویکتور جان استنجر، فیزیکدان آمریکایی، با اشاره به این نکته که اکثریت (93 درصد) اعضای آکادمی ملی علوم آمریکا به خدا اعتقاد ندارند، دلیل این امر را "علم آنها" می داند. آیا با او در این خصوص موافقید که دلیل خداناباوری اکثریت ساینتیست ها، آشنایی آنها با  science است؟
 
اینکه در صد بالائی از اعضای آکادمی علوم آمریکا به خدا اعتقاد ندارند، ناشی از تفکری است که بر علمشان حاکم شده است؛ تفکری که فقط به داده های حسّی توجه دارد و طبیعت را در مادّه خلاصه می کند.  به عبارت دیگر ،این گونه اعتقادات از خود علم نتیجه نشده ، بلکه از جهان بینی حاکم بر علم نتیجه شده است.


البتّه دانشمندان بسیار برجسته ای هم در علم روز در آمریکا و سایر کشورهای غربی وجود دارند که عمیقاً به وجود خدا اعتقاد دارند و این به دلیل آن است که جهان بینی حاکم بر ذهن آنها وسیعتر از جهان بینی محدود سکولار است.

به نظر شما، آیا علم جدید اساساً می تواند بر ایمان مومنان بیفزاید و یا حتی مبنای ایمان آنها باشد؟ چگونه؟

علم جدید هر روز وجه جدیدی از طبیعت را کشف می کند و عظمت آن را بیشتر و بیشتر نشان می دهد.  پس می تواند بر ایمان مؤمنان بیفزاید. این نتیجه را به راحتی می توان از قرآن نیز استنتاج کرد. چه قرآن نتیجه مطالعه طبیعت را "اعجاب از عظمت خلقت خداوندی" تلقی می کند. پل دیویس، یکی از دانشمندان بنام معاصرانگلیسی، می گوید : هر چه علم پیش تر و پیش تر می رود، انکار هدفداری طبیعت مشکل تر و مشکل تر می شود.

ظاهراً نزاع علم و دین در جهان مسیحیت، بیشتر بر شمار ملحدان افزود تا مومنان. آیا اگر آتش چنین نزاعی در جهان اسلام نیز به تمامی برافروخته شود، باید در انتظار رشد شمار خداناباوران جوامع اسلامی باشیم؟

اوّلا رابطه علم و دین در اسلام بسیار بیشتر از مسیحیت مورد تأکید است و به همین جهت شما می بینید که بعد از ترجمه متون یونانی و .... به عربی، علوم طبیعی و فلسفه به سرعت در جهان اسلام رشد کرد.
 ثانیاً، پس از پیدایش علم جدید توسط گالیله و کپلر و نیوتون و بویل و نظایر این ها در یک متن دینی، به زودی، در طی کمتر از 100 سال ، این علم وجهه دینی خود را از دست داد ( گرچه بعضی از بزرگترین عالمان – نظیر ماکسول – افرادی بسیار متدین بودند) و فلسفه هایی ( مثل فلسفه هیوم و کانت و ... ) رواج یافت که جدائی علم از دین را تشدید کرد . در چند دهه اخیر که گرایش بیشتری به دین و معنویات در غرب دیده می شود، یک دلیلش ظهور تعدادی فلاسفه دین مدار بوده است.

من چیزی را که در غرب باعث افزایش ملحدان شد ،در محیط های اسلامی پیش بینی نمی کنم. البته همانطور که رفتار نامناسب کلیسا با علماء باعث جدائی آنها از کلیسا شد، اگر این گونه رفتارها در یک جامعه اسلامی ، آن هم به نام اسلام، رخ دهد، نتیجه آن دورشدن عالمان از دین خواهد بود.

آیا ممکن است روزی علم چنان بر دین غلبه یابد که دینداران عالم را به دئیست ها تقلیل دهد؟


با توجه به روند پیشرفت علم در قرن بیستم و دهه اول قرن بیست و یکم، من چنین چیزی را پیش بینی نمی کنم ؛ زیرا در سالهای اخیر محدودیت های علم تجربی بیشتر و بیشتر مورد تأیید قرار گرفته است و عدّه بیشماری از بزرگان علم اقرار کرده اند که جواب همه سوالات مورد دغدغه بشری را نمی توان از علم گرفت. این را شما در اوائل قرن بیستم مشاهده نمی کردید، زیرا در آن زمان نظر عدّه زیادی این بود که جواب تمام سوالات را علم خواهد داد.

وقتی به تاریخ تقابل و تعامل علم و دین نظر می کنید، به نظرتان این دو نهاد در زندگی بشر در حال واگرایی اند یا همگرایی؟

با توجه به تحولات چند دهه اخیر، به نظر می رسد که دو نهاد علم و دین در حال همگرائی هستند. کافی است به تعداد سمینارهائی که بین اصحاب علم و اصحاب دین در زمان حاضر در غرب برگزار می شود ، نظر افکنید.  این هم  بیشتر به دلیل محدودیت هائی است که در مورد علم تجربی مشاهده شده است.

فرد دیندار از آن حیث که دیندار است، به علم چگونه باید بنگرد که ایمانش از دست نرود؟ آیا اساساً چنین تضمینی ممکن است؟

یک فرد دین دار باید علم را وسیله کشف عالم خلقت و رموز آن و وسیله رفع نیازهای مشروع بشری بداند . اگر او حدود و ثغور علم و نحوه دخالت موجه دین در حوزه علم را خوب فهمیده باشد، دلیلی نمی بینم که ایمانش را از دست بدهد. البته شرایط خاص اجتماعی ممکن است باعث از دست دادن دین شخص شود، ولی من این را جزو حالات استثنائی می دانم.

علم اگر نهایتاً ایمان را از بشر بگیرد و رفاه و پیشرفت را به او هدیه کند، داوری دکتر گلشنی درباره علم چه خواهد بود؟

به نظر بنده اولا علم نمی تواند در درازمدت ایمان را از بشر بگیرد. ثانیاً اگر علم ایمان را از بشر بگیرد و رفاه و پیشرفت را به او هدیه بکند، هیچ تضمینی نیست که جامعه بشری در امان بماند و هیچ چیزی باعث جلوگیری از تجاوزات و نابودی بشر نمی شود. من شخصاً رفاه مادی را وسیله ارضای اشتهای بشر نمی دانم و خلأ حاصل از ایمان و معنویت را با هیچ چیز قابل پرکردن نمی دانم.

منبع


نظرات | ۱۳٩۱/٩/۱٦ - کاوه |لینک به نوشته

طارق بن زیاد، فاتح اندلس

برشلونة، اشبیلیه، مالقة، سرقسطة، طلیطلة، بلد الولید، بلنسیة

آیا این اسامی را شنیده اید و از تاریخ و موقعیت آن اطلاعاتی دارید؟

یک بار دیگر همین نامها را به شکل دیگری بیان خواهم کرد.

بارسلونا، سویا، مالاگا، ساراگوسا، تولدو، والادولید، والنسیا

مطمئنا اسامی ذکر شده در بار دوم برای شما بسیار آشناتر است و مممکن است روزانه، بارها آن را از افراد مختلف و در اماکن متفاوت بشنوید. اگر از ما خواسته شود که در مورد این اسامی توضیحاتی را بیان کنیم، مطمئنا اکثر جوانان و حتی کودکان و بزرگسالان، اظهار نظر خواهند کرد و توضیحات مفصلی را در مورد لیگ اسپانیا بیان خواهند کرد و اینکه اینها، نام باشگاه‌های حاضر در لالیگاست و نام بازیکنان حاضر در آنجا و سن و علایق و نام پدر و فرزندان آنها و اینکه کجا متولد شده‌اند و چقدر حقوق می‌گیرند و خلاصه بیوگرافی کامل بازیکنان و تیم‌ها را با اطلاعات و مشخصات دقیق بیان می‌کنند و حمایت و تعصب شدید خود را نسبت به یک یا چند تا از آنها نشان خواهند داد.

اما به جرأت می‌توان گفت که شاید کمتر از یک در صد از همین فوتبالدوستان، ممکن است از تاریخ این اسامی که در واقع نام شهرهای اسپانیاست و فاتحان و دانشمندان آن، خبر داشته باشند. کمتر افرادی از ما ممکن است بدانیم که مسلمانان بیش از هشتصد سال این سرزمین ( یعنی اسپانیا) را آباد کرده بودند و اسامی مذکور در سطر اول، دقیقا همان اسامی سطر بعدیست که با تلفظ اسلامی آن ذکر شده است.

قهرمانان و علمای بزرگی بر آن دیده به جهان گشوده و یا رخت بر بستند. مسلمانان بر فراز آن سرزمین چراغی را برافروختند که اروپا تا به امروز از نور آن بهره می‌برد و تمدن خود را بر آن بنا نهاده است. اما ما را چه شده که نام آورانِ مسلمان عرصه یِ علم و عمل را فراموش کرده و خواطر خود را با نام و یاد و حمایتِ بازیکنان غیر مسلمانی که غالبا تهی از ارزشهای علمی و معنوی در دین و دنیا هستند، مشغول ساخته‌ایم.

چرا ما چشم خود را بر هشتصد سال افتخار آفرینی مسلمانان بر سرزمین اندلس (اسپانیا) بسته‌ایم و هیچ اطلاع و آگاهی از آن نداریم اما در جریان ریزترین و محرمانه‌ترین خبرهای باشگاه‌ها و فوتبالیستهای اروپا و جهان قرار داریم. ما به غیر مسلمانانی که با وحشیانه ترین حالت ممکن اجداد ما را در دادگاه‌های تفتیش عقاید محکوم به مرگ کرده و به صلیب کشیدند، افتخار می‌کنیم و با تعصبی عجیب و شدید از موضع آنها دفاع می‌کنیم، برای دیدن بازی‌های آنها که هیچ ارتباط دینی و فرهنگی با ما ندارند، لحظه‌شماری می‌کنیم، اما هویت و فرهنگ و تمدن خود را که جزئی از وجود ماست، فراموش کرده‌ایم. حتی به جرأت می‌توان گفت که تعصب بسیاری از جوانان و بزرگسالان ما نسبت به فوتبال، بیش از تعصب آنها به دین و آیین و ناموس آنهاست. دردها و ضعف‌های ما بسیار زیاد است، ولی هیچ دردی بی‌درمان نیست. همیشه روشن کردن شمعی در تاریکی، بهتر از بد و بی‌راه گفتن به تاریکی است.

آنچه در ادامه خواهید خواند، سرگذشت یکی از هزاران قهرمانِ مسلمانی است که با رشادتها و دلاورمردی‌های خود و لشکریانش، سرزمین ایبریه (اسپانیا و پرتغال و جنوب فرانسه امروزی) را فتح کرده و آن را از سقوط در تاریکی‌های قرون وسطا نجات داد. او سرزمینی را فتح کرد که بعدها مسلمانان آن را با علم و دانش، آباد ساختند و پایه‌های بزرگترین و پیشرفته‌ترین تمدن زمان را بر آن بنا نهادند.

این دلاورمرد تاریخ کسی نیست جز “طارق بن زیاد اللیثی”.

طارق بن زیاد و فتح اندلس

مختصری از زندگی‌نامه‌ی طارق
طارق بن زیاد بن عبدالله، از فرماندهان قدرتمند در شمال آفریقا بود که توانست در مدت کمی، به همراه موسی بن نصیر، تمامی شمال آفربقا که شامل کشورهای لیبی، تونس، الجزایر، مغرب، موریتانی و صحرای بزرگ آفریقا و همچنین شبه جزیره یِ ایبریه را که شامل اسپانیا و پرتغال و جنوب فراسه بود، تحت حاکمیت خلافت اسلامی درآورد.

از سیرت قهرمان بزگ و فاتح اسپانیا تا قبل از رسیدن به فرماندهی در شمال غرب آفریقا، اطلاعات چندان دقیقی وجود ندارد. گفته شده که در سال ۵۰هـ (۶۷۰م) متولد شده و اصل و نسب او از قبایل بربر شمال آفریقاست. بعضی هم گفته‌اند که طارق، ایرانی و از شهر همدان است. عده ای هم بر این باورند که طارق از قبایل عربی است که برای فتح آفریقا، با لشکر مسلمانان همراه شده بود.

اما اینکه آیا طارق آفریقایی و یا ایرانی و یا عرب بود مهم نیست. مهم این است که او مسلمانِ موحد و از نوابغی بود که با رهبری و تاکتیکهای جنگی خود، تمدنی جدید را بر خرابه‌های اسپانیا بنا نهاد.

طارق خود را به تاریخ معرفی می کند
طارق بن زیاد بهترین گزینه‌ی موسی بن نصیر برای فرماندهی لشکر مسلمانان بود تا فتح سرزمین‌های آفریقا (شمال آفریقا) را تکمیل کند. او که در نبردهای مختلف، جنگاوری و دلاوری خود را ثابت کرده بود، از نظر ایمان و اعتقاد نیز در درجه‌ی بالایی قرار داشت. این امر سبب شد تا موسی بن نصیر، ولایت شهر برقه را به او واگذار نماید.

اما طارق که دارای روحیه ی مبارزه طلبی و سلحشوری بود، به این مقام اکتفا نکرد و به عنوان فرمانده‌ی لشکر به مجاهدتهای خود برای فتح شهرها و تبلیغ اسلام ادامه داد تا جایی که توانست در طول مدت محدودی، با همراهی موسی بن نصیر، تمامی مغرب را به تصرف خود در آورد. تنها شهری که طارق نتوانست به آن دست یابد و آن را تصرف کند، شهر سبتة (در شمال مغرب و جنوب تنگه جبل الطارق) بود که شخصی به نام کونت جولیان بر آن حکم می‌راند. جولیان فردی سرسخت و زیرک بود که که با چنگ و دندان از ملکِ خود دفاع می‌کرد.

طارق و موسی چندین بار برای فتح این شهر اقدام کردند اما موقعیت مناسب نظامی و وجود موانع طبیعی (کوه‌ها) از یک طرف و از طرف دیگر، رساندن کمک‌های نظامی و غذا توسط اسپانیایی‌ها که از سمت دریا صورت می‌گرفت، سبب شد تا آنها از فتح این شهر ناتوان بمانند.

زمانی که موسی بن نصیر از تصرف شهر سبتة از طریق نظامی ناامید شد، فرمانده‌اش طارق بن زیاد را والی یکی از شهرهای مجاور به نام طنجة گردانید تا دورادور، سبته و حاکم آن را زیر نظر داشته و در فرصت مناسب به آنجا حمله کند. موسی ۱۹۰۰۰ سرباز را که از اقوام بربر شمال آفریقا بودند، با تجهیزات کامل در اختیار طارق قرار داد و همچنین تعداد اندکی از مسلمانان عرب را همراه آنها کرد تا به آنها اسلام را بیاموزند.

طارق منتظر فرصتی بود تا بتواند اعتماد کنت جولیان را کسب کرده و بدون حمله‌ی نظامی و خونریزی آنجا را فتح کند. لذا مدام به او نامه می‌نوشت و با احترام و ملاطفت، از او می‌خواست تا اسلام آورده و یا تحت سلطه‌ی مسلمین قرار بگیرد.

هر چند که اقدامات طارق برای فتح سبتة، نتیجه‌ای در بر نداشت، اما ناگهان اتفاق غیره منتظره و غیر قابل پیشبینی رخ داد که نه تنها سبب شد کنت جولیان شهر را به طارق واگذار نماید، بلکه پیشنهاد فتح اسپانیا و همکاری با او را نیز به طارق بدهد.

واقعه‌ی غیر منتظره‌ای که مقدمات فتح بزرگ را فراهم کرد
در این اثناء (سال ۷۰۰م) که لشکر مسلمانان به فتوحات خود در شمال آفریقا ادامه می‌دادند، پادشاه ایبریه (اسپانیا و پرتغال) وفات کرده و فرزند او بنام “غیطشه” به تخت می نشیند. یک سال قبل از ورود مسلمانان به اندلس، یکی از فرماندهان لشکر اسپانیا به اسم رودریک (لذریق)، پادشاه غیطشه را به قتل رسانده و خود به جای او به تخت مینشیند. فرزندان پادشاه غیطشه به طرف شمال فرار کرده و با جمع کردن طرفداران خود به مقابله با رودریک پرداختند. یکی از فرزندان پادشاه سابق، نزد جولیان که از حامیان پدرش بود آمده و از او در خواست کمک کرد. این امر سبب شد تا جولیان به فکر صلح با مسلمانان بیفتد و از آنان برای بازپس گرفتن مملکت اسپانیا، کمک بطلبد. جولیان هنوز در کمک گرفتن از مسلمانان متردد بود که وقوع حادثه‌ی مهمی برای او و خانواده اش، سبب شد تا تصمیم خود را عملی کند.

واقعه از این قرار بود که: کنت جولیان دارای دختری بنام فلوراندا بود که از جمال و زیبایی بهره‌یِ وافری برده و کنت او را بسیار دوست می‌داشت. کنت جولیان مطابق عرف مرسوم بزرگان و امرا، او را برای آموزش و تربیت به سرزمین اسپانیا فرستاد تا از فضایل و فضای آنجا بهره ببرد. اما رودریک، پادشاه اسپانیا تا او را دید، دیوانه‌ی او گشت. رودریک دخترک را با اکراه و اجبار بسوی خود کشیده و او را مورد تجاوز قرار داد. فلوراندا، پنهانی نامه‌ای به پدرش نوشته و او را از واقعه آگاه می‌کند. زمانی که کونت جولیان از این امر مطلع گشت، قسم خورد تا رودریک را از تخت پایین نکشیده و از او انتقام نگرفته، آرام ننشیند.

لذا برای تنفیذ تصمیم و قسم خود، اعلام کرد که حاضر است شهر سبته را به مسلمانان واگذار کند. او همچنین موسی بن نصیر، فرمانده‌ی مسلمانان را ترغیب کرد تا برای فتح اسپانیا اقدام کنند و او نیز کشتی‌های خود را در اختیار آنها قرار خواهد داد. جولیان اطلاعاتی را در مورد مشکلات داخلی اسپانیا و اوضاع و احوال آنجا در اختیار موسی بن نصیر قرا داد و با توضیحات خود، موسی بن نصیر را برای فتح اسپانیا قانع کرد.

موسی برای فتح اسپانیا و کسب اجازه از خلیفه‌ی مسلمانان، ولید بن عبد الملک بن مروان، نامه‌ای به دمشق فرستاد. اما ولید در جواب او، دستور داد که بدون برنامه‌یِ حساب شده و کسب خبر دقیق از اوضاع و احوال اسپانیایی‌ها و سرزمینشان، اقدام شتابزده‌ای انجام ندهند و مسلمانان را با درگیری در سرزمینی دور و نا آشنا به کام مرگ نفرستند. به ویژه که برای رسیدن به اسپانیا باید از دریا بگذرند و مسلمانان تجربه‌ی چندانی در دریانوردی ندارند و از جانب دیگر نیروی دریایی اسپانیا بسیار قوی بوده و کشتیهایی جنگی در اختیار دارد.

توضیح مختصر در مورد شبه جزیره‌ی ایبریه (اندلس)
تا قبل از اینکه مسلمانان سرزمینهای اسپانیای امروزی و اطراف آن یعنی یونان و جنوب فرانسه را فتح کنند، به نام ایبریه خوانده میشد. پس از فتح این سرزمینها توسط مسلمانان، آن را به نام اندلس خواندند و این نام برگرفته از کلمه‌ی فندلسیا است که به اقوام ساکن در جنوب اسپانیا اطلاق می‌شد. لذا پس از این هرگاه نام ایبریه و یا اندلس و یا اسپانیا ذکر شد، تمامی سرزمین اسپانیای امروزی و پرتغال و جنوب فرانسه، مد نظر است.

گرچه در اندلس، اقوام مختلفی زندگی می‌کردند، اما اغلب ساکنان آن، قوط ها (کوت‌ها) بودند. لذا در این مورد نیز، هرگاه کلمه قوط و یا قوط ها ذکر شد، قصد ما اقوام ساکن در اسپانیا قبل از حضور مسلمانان است.

اندلس شبه جزیره‌ای است که در قسمت جنوب غربی اروپا واقع است و از سه طرف در محاصره‌ی دریا و اقیانوس است. از شرق به دریای سفید و از غرب و شمال غربی به اقیانوس اطلس و جنوب به تنگه‌ی جبل الطارق متصل است. از سمت شمال غربی نیز که تنها مرز خشکی آن است، به فرانسه و سایر نقاط اروپا متصل می‌باشد. اندلس، سرزمینی دارای کوه‌های بلند و درختانی سرسبز و رودهای فراوان و پر آب است و پستی و بلندیهای زیادی دارد.

موقیت جغرافیایی اسپانیا و وجود موانع طبیعی مانند کوه ها و رودها و جنگلهای انبوه، باعث شده بود تا جنگ و پیکار در چنین محیطی بسیار مشکلتر و سخت تر از سایر جنگها باشد به طوری که در نگاه اول، دست یافتن به چنین سرزمینی از طریق لشکرشی، غیر ممکن به نظر می‌رسد.

ورود اولین لشکر مسلمانان به اسپانیا و اروپا
موسی بن نصیر بنا به دستورخلیفه و همچنین بدلیل عدم اعتماد کامل به جولیان و از ترس اینکه مبادا این پیشنهاد یک نیرنگ و خدعه باشد، لشکر کوچکی متشکل از ۵۰۰ سرباز را فراهم آورد و فرماندهی آنها را به شخصی به نام طریف بن مالک واگذار کرد تا با ورود به اسپانیا به کسب اطلاعات و تحقیق و تفحص از اوضاع و احوال آنجا بپردازد و راههای نفوذ به آنجا را پیدا کند.

کنت جولیان چهار تا از کشتیهای خود را در اختیار آنها قرار داد تا آنها را تنگه عبور داده و به اسپانیا برساند. لشکر طریف در سال (۹۱هـ/۷۱۰م)، در منطقه‌ای که بعدها به نام او جزیره‌ی طریف نامگذاری شد، پیاده گشت وبا یک حمله‌ی غافلگیرانه، آنجا را تصرف کرده و غنیمتهای زیادی بدست آورد. سپس بعد از تحقیق و جستجوی کافی، به مغرب برگشته و نتایج سفر خود را برای موسی بن نصیر بیان کرد.

با این پیروزی، صدق گفتار جولیان برای موسی ثابت شد و از راهنمایی‌ها و کمک‌های او برای فتوحات بعدی استفاده کرد.

طارق پا بر سرزمین اسپانیا می‌نهد
موسی بن نصیر، طارق بن زیاد فرمانده‌ی لشکر را فرا می‌خواند و هفت هزار مجاهدِ جنگاور از بربرهای شمال آفریقا و سیصد نفر از مجاهدین عرب را در اختیار او قرار می‌دهد تا برای جهاد با اسپانیایی‌ها آماده شوند. طارق لشکر خود را در تاریخ ۵ رجب سال ۹۲هـ (۷۱۱م) بوسیله چهار کشتی و در چندین نوبت، از جزیره طنجة در شمال مغرب، به دامنه‌های کوه کالبی در جنوب اسپانیا انتقال داد. این کوه بعدها به نام جبل الطارق مشهور گشت که تا حالا نیز این کوه، به نام طارق مزین است.

وعده‌ی رسول الله صلی الله علیه وسلم به طارق در خواب
زمانی که طارق سوار بر کشتی شد تا بسوی اندلس حرکت کند، ناگهان خواب بر او چیره گشت. او در خواب رسول الله صلی الله علیه وسلم را زیارت کرد، مهاجرین و انصار نیزهمراه آن حضرت بوده و شمشیرها و کمان‌هایشان را بدست داشتند. رسول الله صلی الله علیه وسلم به او فرمود: “ای طارق به سوی سرنوشت خودت پیش برو و با مسلمانان به نرمی برخورد کن و به عهدت وفادار باش”. طارق که نگاهش را به رسول الله صلی الله علیه وسلم دوخته بود، دید که ایشان به همراه اصحابش، جلوتر از او داخل اندلس شدند. هنگامی که طارق از خواب بیدار شد، همراهانش را بشارت داد و خود او نیز روحیه‌ای مضاعف یافت و به پیروزی در این مسیر، یقین پیدا کرد.

گفتگوی طارق و پیرزن اسپانیایی
زمانی که طارق و همراهیانش در دامنه‌ی کوه پیاده شده و مستقر گشتند، پیرزنی متوجه آنان و هدفشان شد. پیرزن پیش فرمانده لشکر آمده و گفت: من همسری داشتم که وقایع را پیشگویی می‌کرد. او گفت که شوهرش از امیری سخن می‌گفته که به اسپانیا وارد میشود و سراسر اسپانیا را تحت تصرف خود در خواهد آورد. پیرزن اوصاف آن امیر را از قول شوهرش چنین بیان کرد که او دارای جثه‌ی بزرگی بوده و روی شانه‌ی سمت چپ او خالی قرار دارد که از مو پوشیده است. طارق شانه‌ی خود را بیرون کرده و خالی که پیرزن از آن سخن می‌گفت، مشاهده شد. هر چند که طارق با دیدن پیامبر در خواب و وعده‌ی او، هیچ شکی در پیروزی نداشت، دیدن علامتی که پیرزن بیان کرده بود بر شانه طارق، امید و رغبت طارق و لشکریانش را برای فتح اسپانیا، دو چندان کرد.

طارق و اولین رویارویی با اسپانیایی‌ها
طارق و لشکریانش پس از ورود به اسپانیا، برای مدتی از دیدگان پنهان ماندند، تا دشمن از حضور آنها آگاهی پیدا نکند. آنها به روز مخفی شده و شب ها را به کسب خبر و جستجوی اردوگاه مناسب می‌پرداختند. پس از آمادگی و استقرارکامل لشکر در مکان مناسب، طارق نامه‌ای به “تدمیر”( یا تئودور)، استاندار سرزمین‌های جنوبی فرستاد و طبق دستور و سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم، دین اسلام را بر او و ملتش عرضه نمود.

طارق از او درخواست کرد که اسلام را بپذیرد که در این صورت، در پست خود باقی خواهد ماند و به عنوان یکی از فرماندهان مسلمین، مطابق دستورات اسلام عمل کرده و از اوامر خلیفه ی مسلمین پیروی خواهد کرد. راه دوم این است که تسلیم شود و به خلیفه ی مسلمین جزیه و سرانه سالانه پرداخت کند که در این صورت نیز جایگاه و سرزمینش در امان بوده و هیچ گونه تعرضی به او صورت نخواهد گرفت. در صورتی که این دو پیشنهاد را رد کند دیگر راه سومی جز قضاوت شمشیر بین آنها نیست و تا سه روز فرصت دارند که تصمیم بگیرند.

تدمیرکه به خود و سربازانش بسیار مغرور بود، پیشنهادات فرمانده‌ی مسلمین را رد کرده و جنگ را انتخاب کرد.

طارق با استفاده از اطلاعاتی که کنت جولیان در اختیار او نهاد، توانست قسمتی ازسرزمین‌های غربی اطرافِ کوه را به تصرف در آورد. در این هنگام تدمیرکه از حمله ناگهانی طارق به وحشت افتاده بودند، پیک‌هایی را به سوی امپراطور رودریک فرستاد و او را از تصرف بعضی سرمینهای غربی توسط سپاه مسلمانان آگاه ساخت.

او در نامه ی خود بیان کردکه “قومی پیدا شده‌اند که نمی‌دانیم اهل زمین هستند یا اهل آسمان؟ من آنها را دیده‌ام، تو نیز هرچه سریعتر خود را برسان”.

طارق با لشکریانش با یک حمله ی ناگهانی بر تدمیر یورش برده و پس از سه روز پیکار و درگیری، جزیرة الخضراء و منطقه‌ی تحت تسلط او را تصرف کرد و بدین ترتیب تقریبا همه‌ی سرزمین‌های حاشیه‌ی ساحلی جنوب اسپانیا را تحت سلطه ی خود در آورد. رودریک که در آن هنگام مشغول جنگ با فرزندان پادشاه سابق در شمال بود، با شنیدن این خبر، یکی از بهترین فرماندهانِ لشکرش را به نام “ادیکو” برای مقابله با سپاه طارق فرستاد تا خودش بتواند لشکر را برای حمله‌ی نهایی آماده کند. اما طارق بن زیاد، ادیکو و لشکریانش را نیز در هم کوبید.

حرکت رودریک، پادشاه اسپانیا و لشکریانش بسوی سپاه مسلمانان
رودیک فرمانده‌ی بسیار قدرتمندی بود که تجهیزات و سربازان زیادی در اختیار داشت. هرچند که سرکشی و ظلم او سبب شده بود تا بسیاری بر ضد او موضع بگیرند و به مقابله با او بپردازند، اما هنگامی که سخن از یک دشمن خارجی به میان آمد، همگی با یکدیگر متحد شده و یک لشکر واحد را تشکیل دادند که از حضور بیش از ۱۰۰هزار سرباز با تجهیزات کافی، بهره می‌برد. او تمامی بزرگان و فرماندهان و اسقف‌ها را کنار خود جمع کرد و به سوی لشکرِ مسلمانان که در سمت جنوب قرار داشت حرکت کرد. رودریک فرزندان غیطشه را نیز، که با او در حال جنگ بودند، با خود همراه ساخت و با اعطای پرچم به آنها، فرماندهی سمت راست و چپ لشکر را به آنها واگذار کرد.

رودریک با نیروها و امکاناتی که فراهم آورده بود، هیچ شکی به پیروزی خود در این جنگ نداشت، تا جایی که آنها چهارپایانی را به همراه خود آورده بودند که غیر طناب هیچ چیز دیگری را حمل نمی‌کردند، تا به وسیله‌ی این طناب‌ها، مسلمانانی را که اسیر می‌کنند ببندند. خودِ رودریک نیز سوار بر ارابه‌ای بود که بوسیله سه اسب تیزرو هدایت می‌شد و لباس پادشاهی مزین به طلا و جواهرات نیز بر تن داشت. این اعتماد به نفس بیش از حدّ رودریک و سپاهیانش بدین خاطر بود که تعداد و امکانات آنها، چندین برابر بیشتر از سپاه مسلمانان بود. همچنین آنها در سرزمین خود می‌جنگیدند و از جغرافیای طبیعی آن به مراتب، آگاهی بیشتری داشتند.

اما با تمام این اوصاف، طارق و لشکریانش هیچگاه متزلزل نشده و یأس را به خود راه ندادند. چرا که آنها از روحیه‌ای بالا که برگرفته از ایمان و تقوا بود، برخوردار بودند و هیچگونه دلبستگی به این دنیا نداشتند و لشکرکشی آنها به اسپانیا و قاره‌ی اروپا، فقط برای باز کردن راه دعوت و رسانیدن دین اسلام بود. آنها می‌خواستند تا کسانی را که سد تبلیغ دین الله می‌شوند از میان بردارند که در این میان یا موفق می‌شدند و دین را به سایر امت‌ها می رساندند و یا شهید می‌شدند و بهشت برین را دریافت می‌کردند. این مساله در خطبه‌ای که طارق برای سپاهیانش ایراد می‌کند واضح و روشن است. آنچه که بعضی از مستشرقین درباره‌ی طارق بن زیاد ذکر می‌کنند که او سربازانش را به اسارت زنان و غنیمت گرفتن اموال و طلا وعده می‌داد، کاملا مردود بوده و تاریخ آن را تکذیب می‌کند.

آمادگی طارق برای رویارویی با لشکر اسپانیایی‌ها
هنگامی که طارق از حرکت رودریک با لشکریانش آگاه شد، موسی بن نصیر را از واقعه آگاه کرده و از او درخواست کمک کرد.

همانطور که قبلا گفتیم، طارق با هفت هزار سرباز، قدم بر سرزمین اسپانیا نهاد. پس از درخواست کمک از موسی بن نصیر، او نیز پنج هزار سرباز دیگر را برای کمک به لشکر طارق به اسپانیا فرستاد که جمعا لشکر طارق به چیزی در حدود ۱۲هزار نفر رسید.

با این اوصاف هنوز هم لشکر رودریک بسیار بیشتر از سپاه اسلام بود. این در حالی بود که اکثر لشکریان طارق پیاده و بدون مرکب بودند و فقط تعداد انگشت شماری از آنها اسب داشتند. اما طارق بعد از فتح جزیرة الخضراء، آزادی بیشتری در انتخاب مکانِ مناسب برای جنگ داشت. لذا با ذکاوت تمام، منطقه ای بین دره و رودخانه را برای استقرار سپاه در نظر گرفت که متناسب با تعداد کم سربازان او و تعداد زیاد سربازان دشمن بود. او لشکرِ خود را طوری مستقر کرد که از سمت راست و از طرف شرق بوسیله‌ی دریاچه‌یِ خاندا حمایت شود ودشمن نتواند از آن طرف به آنها حمله کند. به ویژه که این دریاچه بوسیله‌ی رودِ برباط که به آن می‌ریخت، تا قسمت غربی و دره ی برباط کشیده شده بود.

در چنین وضعیتی، سمت چپ لشکر در ضلع غربی نیز بوسیله‌ی رود و دره‌ی برباط، حمایت می‌شد. پشت سر لشکر و در ضلع جنوبی نیز، کوه‌های رتینا قرار داشتند که از این مسیر نیز، امکان هجوم و دور زدن لشکر مسلمانان، عملا غیر ممکن بود. تنها مسیری که رودریک ناچار باید آنرا برای حمله به مسلمانان انتخاب می‌کرد، سمت شمال بود. طارق با خیال آسوده از مسیرهای غربی و شرقی و جنوبی، لشکر را برای دفع حمله از سمت شمال آماده کرد.

تشویق و ترغیب سپاهیان قبل از شروع جنگ
طارق پس از حمد و ثنای الله عزوجل، مسلمانان را به جهاد و قربانی در راه الله تشویق و ترغیب کرد و آیه ۱۱۱ سوره ی مبارکه ی توبه را برای آنها تلاوت کرد:

{الله، از مومنان جان‌ها و مال هایشان را خرید، تا بهشت از آنان باشد. در راه الله جنگ می‌کنند، چه بکشند چه کشته شوند وعده‌ای که الله در تورات و انجیل و قرآن داده است به حق به عهده‌ی اوست و چه کسی بهتر از الله به عهد خود وفا خواهد کرد بدین خرید و فروخت که کرده‌اید شاد باشید که کامیابی بزرگ است{

اما اینکه طارق کشتیها را سوزاند تا فکر برگشت به اذهان لشکریان خطور نکند و برای نجات جان مجبور شوند بجنگند، بین مورخین اختلاف وجود دارد و بسیاری از مورخین این واقعه را صحیح ندانسته و آن را رد می‌کنند.

رویاروی لشکر ۱۲هزار نفری مسلمانان در مقابل لشکر۱۰۰هزار نفری مسیحیان اسپانیا
در روز یک شنبه، ۲۸ رمضان سال ۹۲ هجری (موافق با ۱۷/۷/۷۱۱ م) دو لشکر در نزدیکی رود لکه با هم برخورد کرده و جنگ سختی میان آنها درگرفت. این درگیری، هفت تا هشت روز ادامه داشت به طوری که مسلمانان در روز عید فطر نیز مشغول نبرد بودند. سه روز اول، درگیریِ چندانی صورت نگرفت و هر دو طرف محتاطانه عمل کرده و سعی کردند تا از نیرو و قدرت همدیگر آگاهی پیدا کنند. در این مدت بدلیل اینکه، رودخانه میان دو لشکر حایل ایجاد کرده بود، درگیری‌های کوچکی رخ داد که بیشتر بصورت تیراندازی به مواضع یکدیگر بود. اما در روز چهارم، رودریک و لشکریانش از رودخانه عبور کرده و پس از برخورد با سپاه مسلمین، به جنگ تن به تن با یکدیگر پرداختند.

تنور جنگ چنان داغ شد که قسمت بزرگی از نیروهای جنگنده‌ی دو طرف نابود شد. در این مدت، بیش از یک چهارم لشکر مسلمانان یعنی نزدیک به سه هزار نفر شهید شدند و اگر عقیده‌ی راسخ و هدف بلند آنها نبود، اسپانیایی‌ها که بسیار سخت وجسورانه می‌جنگیدند بر آنها تسلط یافته و آنها را از دم تیغ می‌گذراندند. اما نصرت و یاری اللهِ عزوجل شامل حال مسلمانان شد و با فرار پرچمداران سپاه رودریک، روی سکه‌ی جنگ به نفع آنها برگشت.

طرحی که شیرازه‌ی لشکر دشمن را از هم پاشید
قضیه از این قرار بود که، جولیان و اسقف همراهِ او، توانستند تعدادی از سربازان لشکر رودریک را بسوی خود جذب کنند و بوسیله‌ی آنها نوعی تفرقه و دو دستگی را در لشکر رودریک ایجاد کنند. مخصوصا که لشکر رودریک از اقوام و گروه‌های مختلفی تشکیل شده بود که تا قبل از شروع جنگ، با همدیگر می‌جنگیدند و تنها برای مقابله با لشکر مسلمانان در قالبِ صف واحدی جمع شده بودند. هرچند این توافق و اتحاد آنها، آمار سربازان رودریک را بسیار بالا برده بود، اما همچنان در دل، حقد و کینه‌ی هم را نگه داشته و به یکدیگر بی اعتماد بودند. آنها در صدد فرصتی بودند تا از پشت به یکدیگر خنجر زده و زمام امورِ حکومت را بدست بگیرند. پرچمداران نیز که از فرزندان غیطشه، پادشاه مقتول بودند و کینه‌ی رودریک را به دل داشتند، برای ضربه زدن به رودریک و از پای در آوردن او، پرچم‌ها را رها کرده و عقب نشینی کردند. آنها فکر می‌کردند که سپاه مسلمانان برای جمع آوری غنیمت پا بر سرزمین اسپانیا گذاشته و پس از شکست رودریک، غنیمت‌ها را جمع‌آوری کرده و اسپانیا را ترک می‌کنند.

به دنبال عقب نشینی پرچمداران، اختلاف و انشقاق، دامنه‌ی گسترده‌تری پیدا کرده و هر کدام از فرماندهان که از اقوام مختلف بودند، برای نجات جان خود و سربازان خود، صحنه‌ی جنگ را ترک کرده و فرار کردند.

مسلمانان که شاهد فرار سربازان اسپانیایی بودند آنها را دنبال کرده و تعداد زیادی از آنها را اسیر کرده و یا به هلاکت رساندند. بسیاری از آنها نیز خود را به رودخانه انداخته و غرق شدند و تعداد اندکی از آنها توانستند جانِ سالم به در ببرند. با طلوع خورشید در روز هفتم، نشانه‌های پیروزی نیز، برای مسلمانان پدیدار گشت.

نکته‌ی قابل تأمل
هرچند که نقشه ی جولیان و راهنمایی‌های او، در پیروزی مسلمانان بی تأثیر نبود اما نمی‌توان گفت که تنها دلیل موفقیت طارق در این جنگ بود. بلکه مهمترین دلایل پیروزی مسلمانان در این جنگ، اخلاص و رشادت‌های آنها در جنگ و گذشتن از جان و مال خود برای نصرت دین الله بود. لذا همانطور که ذکر شد می‌بینیم که با وجود شهادت بیش از یک چهارم از مسلمانان، آنها روحیه‌ی خود را حفظ کرده و ثابت قدم ماندند.

از دلایل دیگری نیز که در این پیروزی نقش موثری داشت، انتخاب مکان مناسب برای استقرار لشکر، توسط طارق بود بطوری که لشکر وی بوسیله‌ی موانع طبیعی حمایت می‌شد.

هلاکت رودریک، پادشاه متکبر و مغرور قوط
رودریک که آخرین پادشاه قوط ها در سرزمین اسپانیا بود و قبل از شروع جنگ، همانند نوعروسان سوار بر مرکب طلایی و با لباسهای فاخر، به عیش و نوش می‌پرداخت، با مشاهده‌ی نشانه‌های شکست در لشکر خود، از صحنه‌ی جنگ گریخته و پنهان گشت. بعد از آن هیچ اثری از او پیدا نشد. اما گفته می‌شود با توجه به اینکه اسب او به همراه زین طلاییش، بعد از جنگ پیدا شد، احتمالا او نیز همانند بسیاری از سربازانش در رودخانه غرق شده است.

نتایج این پیروزی
پس از اینکه آتش جنگ فروکش کرد و مسلمانان پس از یک پیکار بسیار نفس‌گیر، نفسی تازه کردند، غنایم به جا مانده از لشکر فراری را جمع‌آوری کردند. بیشتر این غنایم، اسب‌های سربازان قوط بود که به دست مسلمانان افتاد. بعد از تقسیم غنایم، دیگر هیچ سرباز پیاده‌ای وجود نداشت.

از نتایج دیگری که این پیروزی در بر داشت این بود که خوف و ترس عجیب و شدیدی از مسلمانان در دل قوط ها پیدا شد، بطوری که دیگر هرگز نتوانستند جمعیت قابل ذکری را فراهم آورند تا بر مسلمانان هجوم ببرند، بلکه بیشتر آنها در شهرها و کوه‌ها و قلعه‌ها سنگر گرفته و حالت تدافعی به خود گرفتند. از طرف دیگر، زمانی که خبر پیروزی لشکر مسلمین به شمال آفریقا و طنجه و سبته رسید، سیل مجاهدین بربر و عرب به سوی اسپانیا سرازیر شد و همگی در رکاب طارق قرار گرفتند.

پیشروی طارق بسوی شمال اسپانیا
با این پیروزی، مسلمانان بزرگترین لشکر اسپانیا را به زانو در آورده و بعد از آن هرگز با همچنین لشکربزرگ و قدرتمندی در سرزمین اسپانیا برخورد نکردند. مسلمانان به سرعت در سرزمینهای اطراف منتشر شدند.

موسی بن نصیر که از دور اوضاع و احوال مسلمین را زیر نظر داشت می‌خواست که لشکر مسلمانان بیش از این پیش نرود، مبادا که در این سرزمین پهناور و گسترده‌ای که با مناطق و جغرافیای آن آشنایی کافی ندارند، گرفتار شده و غافلگیر شوند.

اما نظر طارق بر این بود که تا قبل از اینکه فرصت را از دست بدهد و اسپانیایی‌ها بتوانند خود را جمع و جور کنند، به سرعت پیش برود و شهرها را یکی پس از دیگری فتح کند. چرا که ماندن در نزدیکی‌های ساحل و با توجه به خستگی لشکریان پس ازیک مبارزه سخت، این احتمال را افزایش می داد که قوط ها برای یک حمله‌ی جدید، به ترمیم و تجهیز لشکر خود اقدام کنند.

با این اوصاف، طارق مسیر خود را بسوی شمال، در پیش گرفت و شهر اشبیلیه (سویا)، پایتخت جنوبی را تصرف کرد.او پس از فتح اشبیلیه، به سمت استجه حرکت کرد و در آنجا با دفاع سرسخت مردم آنجا روبرو شد. پس از یک درگیری سخت، مردم شهر که خود را قادر به مقابله با طارق نمی‌دیدند، طلب صلح کرده و درهای شهر را برای مسلمانان گشودند.

پس از فتح استجه، طارق لشکرش را به دسته‌هایی متشکل از هفتصد سرباز تقسیم کرد و آنها را به مناطق اطراف اعزام نمود و خودش با سربازان تحت امرش به سوی طلیطله (تولدو) که از شهرهای مهم اسپانیا بود، حرکت کرد. طلیطله از مستحکمترین شهرهای اسپانیا بود که از سه جهت، یعنی شمال و شرق و غرب، با موانع طبیعی و کوه‌های بلند، حمایت می‌شد. تنها مسیر ممکن برای ورود به شهر، سمت جنوبی آن بود. اما تسلط بر شهر از این سمت نیز بدلیل وجود قلعه های بلند و محکمی که بر آن بنا شده بود، تقریبا غیر ممکن به نظر می‌رسید.

خوشبختانه، قوطها که با متحمل شدن دو شکست قبلی، خوف و ترس عجیبی در دل آنها پیدا شده بود، بجای دفاع از این شهر مستحکم، آن را خالی کرده و به کوه ها فرار کردند و شهر بدون هیچگونه درگیری و خونریزی به تصرف لشکر طارق در آمد.

دسته‌های اعزامی طارق نیز، توانستند قرطبه (کوردوبا) پایتخت اندلس و مالقه (مالاگا) را فتح کنند.

آنها همچنین غرناطة (گرانادا) را محاصره کرده و پس از مدت زمان کمی آن را گشودند. خود طارق نیز به همراه سربازانی که در اختیار او بودند، مسیر خود را به سمت شمال اسپانیا ادامه داد و بسیاری از شهرها و روستاهایی که در مسیر او بودند را تحت سلطه‌ی خود درآورد.

دستیابی به مائده‌ی حضرت سلیمان
پس از فتح طلیطله، طارق به شهری داخل شد که به شهر مائده (سفره) معروف بود. طارق در آنجا مائده ی حضرت سلیمان را مشاهده کرد که از طلا تشکیل شده بود. اطراف آن مزین به زمرد سبز و پایه‌های آن (که ظاهرا به شکل میز غذا خوری بوده) از مروارید و یاقوت و مرجان تشکیل شده بود. این مائده که۳۶۰ پایه داشت در کلیسای شهر نگهداری می‌شد. طارق آن را به عنوان غنایم با خود برداشت و به همراه سایر غنایم آن را تقدیم خلیفه ی مسلمین در دمشق کرد. خلفای بعدی از این مائده و جواهرات آن، برای تحکیم و تزیین کعبه استفاده کردند.

ورود موسی بن نصیر به اندلس
با توجه به اینکه سرزمین‌های فتح شده توسط طارق و لشکریانش، بسیار گسترده و وسیع بود (که برای اختصار کلام از ذکر آنها خودداری می‌کنیم) و سربازان طارق قدرت کنترل تمامی این سرزمینها را نداشتند، بطوری که در برخی شهرها، قوط ها سر به شورش زدند و احتمال این می‌رفت که دامنه‌ی این شورش‌ها به شهرهای دیگر نیز کشیده شود، طارق از موسی بن نصیر طلب کمک کرد.

هنگامی که این خبر به موسی رسید، شخصا با لشکر تحت نفوذ خود به اندلس وارد شده و با فتح دوباره‌ی شهرها، شورشیان را سر جایشان نشاند. سپس طارق و موسی به فتوحاتشان به سوی شمال و مرزهای فرانسه ادامه دادند. اما با ورود آنها به مرزهای فرانسه، خلیفه‌ی اموی در دمشق که از گسترش نفوذ طارق و موسی در سرزمین اسپانیا خبردار شده بود، ترسید که به دلیل در اقلیت بودن مسلمانان، قوط های ساکن اسپانیا بر آنها حمله کرده و آنان را از بین ببرند. لذا آنها را به مرکز خلافت فرا خواند. بدین ترتیب فتوحات برای مدتی متوقف شد.

اما پس از مدت کمی، رهبران مسلمان بعد از طارق و موسی بن نصیر همچون سمح بن مالک و عبدالرحمن غافقی و عبد الرحمن الداخل فتوحات را ادامه دادند، به طوری که علاوه بر اسپانیا و پرتغال، نیمی از فرانسه را نیز فتح کردند که این انتهای پیش روی مسلمانان در خاک اروپا بود.

نهایت قهرمان و فاتح اندلس
پس از دریافت نامه‌ی خلیفه، طارق بن زیاد به همراه موسی بن نصیر عازم دمشق شد. آنها به همراه خودشان قریب به سی هزار اسیر و برده و مقادیر بسیار زیادی از اموال و جواهر و طلا و زیورآلات به همراه داشتند که قابل شمارش نبود. هنگامی که آنها به منطقه‌ی طبریه در فلسطین رسیدند، ولیعهد خلیفه به آنها دستور داد که مدتی تأخیر کرده تا خلیفه که شدیدا بیمار بود، از دنیا برود و او به خلافت برسد. (شاید این دستور بدین علت بود که می خواست افتخار فتوحات را به اسم خود ثبت کرده و غنایم را بدست آورد) اما آنها به راه خود ادامه داده و با غنایمی که به همراه داشته، وارد دمشق شدند و آن را تقدیم خلیفه کردند. پس از اندک زمانی، خلیفه دار فانی را وداع گفته و ولیعهد، به خلافت رسید. خلیفه‌ی جدید که از سرپیچی دو فرمانده از دستوراتش ناراحت بود، آنها را از فرماندهی عزل کرد. بعد از آن، هیچ پست و مقامی به طارق واگذار نشده و هیچ نامی از او در تاریخ ذکر نشده که چه شد و چکار کرد و کی و در کجا وفات کرد.

چند نکته‌ی مهم در مورد فتوحات سرزمین اسپانیا
۱) نُه هزار سرباز مسلمان توانستند، فقط در مدت چند ماه، تمامی سرزمین اسپانیا را به تصرف خود درآورند.

۲) مسلمانان پس از فتح اسپانیا، یهودیانی را که در زیر ستم پادشاهان اسپانیایی بودند آزاد کرده و به آنها جا و سرپناه دادند. (۱)

۳) مسلمانان بر خلاف پادشاهانی که با تصرف شهرها، آن را ویران و مردم آن را قتل عام می‌کنند، اندلس را بیش از پیش آباد کرده و با اهالی آنجا با احترام و عدالت برخورد کردند. بطوری که پس از مدتی، اکثر ساکنان آنجا با مشاهده این رفتار مسلمانان، به دین اسلام گرویدند. همچنین کسانی که بر دین خود باقی ماندند، در سایه‌ی عدل اسلامی، تمامی شعائر دینی و مذهبی خود را بدون هیچگونه تعرضی از جانب مسلمین انجام می‌دادند.

۴) هدف طارق و سربازانش از لشکرکشی به اسپانیا، هرگز بخاطر جاه و مقام وسلطنت نبوده و تنها برای باز کردن راه دعوت و رساندن دین به جهانیان، دست به این اقدام زدند. لذا می‌بینیم، زمانی که خلیفه او و موسی بن نصیر را از فرماندهی عزل می‌کند، با کمال ادب و احترام، دستور را تنفیذ کرده و همانند مردم عادی به زندگی ادامه می‌دهند. این در حالی بود که آنها از قدرت و حمایت کافی برخوردار بودند تا بر علیه خلیفه، قیام کرده و حکومت جدیدی را برای خود، بنا کنند.

۵) اوصاف طارق، فرمانده‌ی مسلمین و لشکر او و اعمال او و شهرهایی را که فتح کرد و تمدنی را که بنا نهاد و… بیش از آن است که بتوان آن را بیان کرد. اما فقط می‌توان دعا کرد که یا ربّ برای ما نیز همچون رهبر و پیشوایی قرار داده و اسلام را بار دیگر همانند گذشته، عزت و نصرت بده.

 

منبع


نظرات | ۱۳٩۱/٩/۱۱ - کاوه |لینک به نوشته

سخنان مهم آیت‌الله مصباح یزدی در جمع دانشجویان سراسر کشور

رای عدم کفایت؛ پروژه دشمن برای اثبات فرضیه خطای رهبری در تایید رئیس جمهور است/ هماهنگی مسئول امریکایی با اپوزیسیون داخلی بر سر گرانی‌ها
 

آیت‌الله محمدتقی مصباح‌یزدی هفته گذشته در سخنان مهمی در دیدار با جمعی از دانشجویان سراسر کشور گفت: دشمنان اعلام کرده‌اند که حتی اگر یک روز به پایان زمان ریاست جمهوری کنونی باقی مانده باشد باید رأی به عدم کفایت او داده شده و فرضیه اشتباه رهبری در تایید او را اثبات کند.

به گزارش رجانیوز، علامه مصباح یزدی در این دیدار با اشاره به جنگ نرم دشمنان علیه اسلام و ایران اظهار داشت: وجوب شرکت در جنگ نرم همانند واجب بودن حضور در جنگ نظامی با دشمنان است و در این میان آنچه اهمیت دارد خلوص نیت افراد است زیرا مال و ثروت و سلاح هر چند می‌توانند تأثیراتی داشته باشند اما گرایش‌های واقعی در اشخاص ایجاد نمی‌کنند.

عنصر فریب مهم‌ترین ابزار دشمنان در جنگ نرم

رئیس مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی با بیان اینکه آگاهی‌های دینی و سیاسی هر فرد در جامعه اسلامی باید افزایش یابد گفت: دوران‌های مختلف تاریخی اقتضائات خاص خود را داشته و در عصر ما نیز که جنگ نرم در دستور کار دشمنان قرار دارد عنصر فریب یکی از عوامل اساسی مستکبران برای نفوذ در جوامع گوناگون به شمار می‌رود.

وی ادامه داد: فریب سبب می‌شود که افراد جامعه هدف همان کاری را انجام دهند که مدنظر بیگانگان است بنابراین فرهیختگان کشور باید دام‌های دشمنان را به خوبی بشناسند هر چند آنچه امروز در این زمینه مشاهده می‌شود بیشتر شامل اقدامات موسمی است.

آیت‌الله مصباح‌یزدی با اشاره به ابزارها و شعارهای دشمنان در جنگ نرم خاطر نشان کرد: توسعه سیاسی و اقتصادی، گسترش دموکراسی و مواردی از این دست از جمله راهکارهای غرب برای جهانی‌سازی و بسط قدرت به شمار می‌روند که نمود بارز آن همان فرهنگ آمریکایی است.

تمدن اسلامی نظام غربی را ریشه‌کن می‌کند

استاد برجسته حوزه علمیه افزود: زمانی بزرگ‌ترین مانع پیش روی نظام سرمایه‌داری و غربی، اتحاد جماهیر شوروی یعنی اردوگاه اصلی سوسیالیسم بود اما جنگ نرم آمریکا و همدستانش علیه این کشور موجب فروپاشی آن شد هر چند قدرتی دیگر یعنی تمدن اسلامی به تدریج رشد و بلوغ یافت و اگر به حد کمال خود برسد می‌تواند نظام غربی را ریشه‌کن کند.

وی با بیان اینکه نقشه‌ها و توطئه‌های دشمنان پس از 33 سال از پیروزی انقلاب اسلامی راه به جایی نبرده است گفت: انقلاب ما اکنون به دیگر کشورهای منطقه هم صادر شده و بیداری اسلامی را به وجود آورده است.

آیت‌الله مصباح یزدی با اشاره به تلاش غرب به منظور مصادره انقلاب‌های منطقه و کاهش شور و شوق مسلمانان در شرایط کنونی بیان داشت: دشمنان سعی می‌کنند با نفوذ سکولاریسم و درگیر کردن مسلمانان با مسائل مادی آن‌ها را از اهداف خود دور سازند.

رئیس مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی پیروزی حزب اسلام‌گرای اربکان را در ترکیه که دارای سیستم لائیک بود مورد توجه قرار داد و افزود: این امر معادلات نظامیان را در این کشور بر هم زد به همین دلیل غرب تلاش کرد تا از میان اسلام‌گرایان یک حزب معتدل به وجود بیاورد به همین دلیل مشاهده می‌کنیم امروز همان شخصی که در گذشته به سفیر اسرائیل بی‌اعتنایی می‌کرد با این رژیم غاصب پیمان دوستی بسته و علیه کشور مسلمان دیگری وارد جنگ می‌شود.

وی ادامه داد: مصر نیز همین مسئله را تجربه کرده است؛ زمانی مردم این کشور آغاز کننده بیداری اسلامی بودند اما رژیم نامبارک مبارک بر آن‌ها تحمیل شد و اخوان‌المسلمین سال‌ها در فشار بودند و امروز هم پس از اینکه دولت را به دست گرفته‌اند زیر فشارهای اقتصادی و مسائل مادی و به دلیل اینکه تحمل مشکلات را ندارند هنوز گذرگاه رفح را بسته نگه داشته و اجازه شکستن حصر غزه را نمی‌دهند.

اقتضای نظام اسلامی ارتباط معنوی با ولایت است

رئیس مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی گفت: اقتضای نظامی اسلامی این است که مردم با ولی فقیه ارتباط ظاهری و معنوی داشته باشند زیرا حمایت از ایشان پشت دشمنان را می‌لرزاند.

آیت‌الله مصباح‌یزدی با اشاره به فلسفه تحریم‌های جمهوری اسلامی ایران ابراز کرد: غرب سعی می‌کند با این حربه مردم را به سمت خود متمایل کند تا صدای اعتراض ملت علیه نظام بلند شود و در این شرایط برخی از خائنان منافق در داخل نیز با آن‌ها همراهی می‌کنند زیرا گرانی‌های اخیر عادی نبوده و اقدامات سودجویان بخشی از آن را به وجود آورده است.

وی ادامه داد: گروهی تلاش می‌کنند با زمینه‌سازی فرهنگی موجب تقویت خط سازش با غرب شوند و ایران را نیز به سرنوشت کشورهایی دچار کنند که پس از مدتی نه تنها با آمریکا مقابله نکردند بلکه به عوامل استکبار نیز تبدیل شده‌اند.

توافق اپوزیسیون داخلی با غرب بر سر تحریم‌ها

رئیس مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به چراغ سبز برخی افراد در داخل نسبت به مذاکره با آمریکا خاطر نشان کرد: یکی از مسئولان آمریکایی اخیراً اعلام کرده است که ما با سران اپوزیسیون داخلی بر سر گرانی‌ها کنار آمده‌ایم.

وی افزود: آمریکا با نفوذی که در میان کشورها و شرکت‌های چند ملیتی دارد می‌تواند شرایط سخت را از نظر اقتصادی بر ایران تحمیل کند بنابراین مردم باید هوشیار باشند.

آیت‌الله مصباح‌یزدی با بیان اینکه تنها یک نفر در کشور هست در مقابل غرب هیچ گونه انعطافی ندارد تصریح کرد: مقام معظم رهبری تنها فردی است که این ویژگی را دارد و در گذشته نیز امام راحل(ره) ایستادگی بی‌نظیری در مقابل آمریکا داشت.

رهبری کانون حملات دشمنان است

این استاد اخلاق حوزه علمیه ادامه داد: این ایستادگی موجب شده است که دشمنان تلاش کنند جایگاه رهبری را در داخل تضعیف کرده و پس از آن بتوانند به اهداف خود یعنی متمایل کردن سایر مسئولان به غرب موفق شوند زیرا خود می‌دانند تا زمانی که پرچم مقاومت در دستان رهبری باشد نمی‌توانند اهداف خود را دنبال کنند به همین دلیل مقام معظم رهبری را کانون حملات خود قرار داده‌اند.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تلاش برخی افراد در زمان حیات امام خمینی(ره) برای ارتباط با آمریکا گفت: نظریاتی که پیرامون کاهش دوره یا اختیارات ولی فقیه پس از رحلت امام ارائه شد همگی زمینه را برای فتنه 88 مهیا کرد که هدف این فتنه شکستن رهبری در ایران بود.

تلاش دشمنان برای اثبات اشتباه رهبر انقلاب

آیت‌الله مصباح‌یزدی بیان داشت: دشمنان اعلام کرده‌اند که حتی اگر یک روز به پایان زمان ریاست جمهوری کنونی باقی مانده باشد باید رأی به عدم کفایت او داده شده و اشتباه رهبری در تایید او ثابت شود.

رئیس مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) با تاکید بر افزایش بصیرت به ویژه در میان دانشجویان گفت: نباید هیچ گاه قطب‌نمای رهبری را از دست بدهیم زیرا ولایت فقیه بزرگ‌ترین نعمتی است که در اختیار ما قرار گرفته و دلیل شکست تلاش‌های مردم کشورهایی چون افغانستان و ترکیه با وجود مجاهدت‌های فراوان فقدان همین مسئله بوده است.

وی اقتضای نظام اسلامی را حفظ ارتباط ظاهری و معنوی ملت با رهبری و ولی فقیه دانست و افزود: حمایت مردم از رهبری پشت دشمنان را می‌لرزاند ضمن اینکه باید گفت رسیدن به پیروزی در سایه تحمل سختی‌ها و مشکلات بوده و سخن کسانی که می‌گویند تحریم‌ها کمر ما را شکسته و باید فکری برای مذاکره با آمریکا کرد با عمل مسلمانان در صدر اسلام که پس از دیدن لشکر احزاب، ایمانی افزون‌تر به پیامبر یافتند سازگار نیست.

آیت‌الله مصباح یزدی ادامه داد: آمریکا با وضع تحریم‌های شدید تلاش می‌کند مردم ایران را از مسئولان کنونی ناامید ساخته و در دوره بعد شخصی معتدل را مطرح کند که ناجی کشور لقب بگیرد و پس از کسب قدرت به وسیله حل مشکلات به مذاکره با غرب سامان بدهد اما باید توجه داشت که اگر مسلمانان صدر اسلام مشکلات را در شعب ابیطالب تحمل نمی‌کردند به پیروزی دست نمی‌یافتند.

 

منبع: رجانیوز


نظرات | ۱۳٩۱/٩/٧ - کاوه |لینک به نوشته

دشمنان بدانند که این اقدام بزرگ فرهنگی با قدرت ادامه می‌یابد

سردار سلیمانی:
زائران راهیان نور مسیر تهران از این پس با قطار به مناطق عملیاتی اعزام می‌شوند

خبرگزاری فارس: رئیس سازمان اردویی راهیان نور و گردشگری بسیج با اعلام راه‌اندازی ستاد راهیان نور شهید نوری در راه‌آهن، گفت: اعزام زائران راهیان نور مسیر تهران از این پس با خطوط ریلی و از طریق قطار به مناطق عملیاتی انجام می‌شود.

خبرگزاری فارس: زائران راهیان نور مسیر تهران از این پس با قطار به مناطق عملیاتی اعزام می‌شوند

به گزارش خبرگزار فارس، همزمان با فرارسیدن هفته بسیج، جلسه مشترک بین قرارگاه مرکزی راهیان نور و راه آهن جمهوری اسلامی ایران با حضور عبدالعلی صاحب محمدی معاون وزیر راه و شهرسازی و مدیرعامل راه آهن، سردار علی فضلی فرمانده قرارگاه مرکزی راهیان نور، سردار یعقوب سلیمانی رئیس سازمان اردویی راهیان نور و گردشگری بسیج به منظور تشکیل ستاد راهیان نور شهید نوری در راه آهن جمهوری اسلامی ایران و همچنین استفاده حداکثری از خطوط ریلی برای اردوهای راهیان نور برگزار شد.

این جلسه همچنین به منظور بررسی چگونگی پشتیبانی زائران راهیان نور، علی الخصوص اردوهای راهیان نور دانش آموزی و استفاده حداکثری از ظرفیت‌های موجود ریلی و همچنین افزایش ناوگان حمل و نقل ریلی برای اعزام دانش آموزان به مناطق جنگی، برگزار شد.

سردار یعقوب سلیمانی دبیر قرارگاه مرکزی راهیان نور سپاه و بسیج در این خصوص گفت: تشکیل ستاد راهیان نور در راه آهن جمهوری اسلامی ایران و جایگزینی خطوط ریلی برای بخشی از اعزام‌های راهیان نور عمومی و دانش آموزی، یکی از اقدامات مهم قرارگاه مرکزی راهیان نور سپاه و بسیج است که به مناسبت فرارسیدن هفته بسیج صورت گرفت.

دبیر قرارگاه مرکزی راهیان نور سپاه و بسیج ادامه داد: استفاده حداکثری راهیان نور از ظرفیت راه آهن با حذف بخشی از واگن‌های باربری راه آهن در خطوط تهران اهواز  و تهران خرمشهر صورت می‌گیرد. این مسیر، تک ریلی و به صورت رفت و برگشتی است که از این پس بخشی از اعزام های راهیان نور دانش آموزی و عمومی از این طریق انجام می‌گیرد.

وی افزود: به خاطر اهمیت و عملکرد مثبت راهیان‌نور، این اردوها باید به هر شکل ممکن برگزار شود تا آموزه‌هایی مثل جهاد و شهادت بین نسل جوان به خصوص دانش‌آموزان ترویج، حفظ و تقویت شود. با توجه به اینکه اعزام زائران راهیان نور مسیر تهران از این پس با خطوط ریلی و از طریق قطار به مناطق عملیاتی انجام می‌شود، نگرانی خانواده‌ها نیز در خصوص امنیت و سلامت فزرندانشان رفع می شود.

سلیمانی خاطرنشان کرد: در این مسیر، راویان و یادگاران دفاع مقدس و مربیان متعهد آموزش و پرورش، دانش‏آموزان را همراهی می‌کنند و برنامه‌های فرهنگی متناسب با این فضا اجرا می‌شود.

وی در خصوص اردوهای راهیان نور دانش آموزی دختران گفت: نزدیک به سه سال است که اردوهای راهیان نور دانش آموزی دختران اجرا می‌شود و بر اساس آن دانش‌آموزان دختر دوم دبیرستان به این اردوها اعزام می‌شوند. این اردوها بر اساس یک هماهنگی کامل و هدفمند و همچنین تفاهماتی که میان سازمان بسیج مستضعفین و آموزش و پرورش وجود دارد برگزار می‌شود.

سلیمانی تأکید کرد: در حال حاضر بخشی از این دانش‌آموزان و دانشجویان از طریق قطار و سیستم ریلی عازم مناطق عملیاتی می‌شوند، اما مسئله مهم این است که ظرفیت سامانه ریلی کشور برای این مسئله بسیار محدود است، برای مثال روزانه می‌توانیم تنها بخشی از این دانش‌آموزان را از مسیر تهران، تبریز و مشهد به مناطق عملیاتی اعزام کنیم که خوشبختانه با رایزنی های صورت گرفته با مدیر عامل راه آهن، قرار شد که با حذب واگن های باربری در برخی خطوط، ظرفیت مسافربری از قطارها بیشتر شود و بخشی از ظرفیت قطارهای خطوط اهواز و خرمشهر به بسیج تعلق بگیرد تا مشکل اعزام راهیان نور دانش آموزی از طریق خطوط ریلی حل شود.

دبیر قرارگاه مرکزی راهیان نور سپاه و بسیج در پایان خاطرنشان کرد: امیدواریم با مقدمات جایگزینی خطوط ریلی به جای اتوبوس در سفرهای راهیان نور دانش آموزی به والدین این اطمینان سلامتی دانش آموزانشان را بدهیم. دشمن قصد داشت با دست‌آویز کردن و بزرگ جلوه دادن برخی از حوادث نادر راهیان نور، تزلزلی در اراده مسئولان کشور در خصوص این حرکت عظیم فرهنگی ایجاد کند اما دشمنان بدانند که این اقدام بزرگ فرهنگی با قدرت ادامه می‌یابد و تجمع 8 هزار نفری دانش آموزان دوم متوسطه در شلمچه که به تازگی انجام شد نیز یکی از نشانه‌های آن است.

چندی پیش، مدیرعامل راه‏آهن جمهوری اسلامی ایران درباره استفاده بیشتر از ظرفیت شبکه ریلی برای اعزام کاروان‏های راهیان نور اعلام آمادگی کرده بود.

صاحب‏محمدی با بیان اینکه راه‏آهن جمهوری اسلامی ایران در همین راستا 50 واگن مسافربری در سال 1388 به بسیج واگذار کرده است، گفت: نیروهای بسیجی بخشی از این واگن‏ها را بازسازی و در اردوهای راهیان نور استفاده کرده‏اند و بخش دیگری نیز در حال بازسازی است تا به یاری خداوند متعال در این اردوها به‏کار گرفته شود.

مدیرعامل راه‏آهن جمهوری اسلامی ایران ادامه داد: واقعیت این است که ظرفیت ناوگان ریلی کشور محدود است و از طرفی، تقاضا برای اعزام کاروان‏های راهیان نور نیز بسیار بالاست.

صاحب‏محمدی تصریح کرد: امروز اگر کل ظرفیت شبکه ریلی کشور نیز در اختیار کاروان‏های راهیان نور قرار گیرد، باز هم تقاضا در این بخش وجود دارد.

منبع: فارس نیوز


نظرات | ۱۳٩۱/٩/٢ - کاوه |لینک به نوشته

ایران به ما سلاح می دهد ، اعراب هم تا سلاح هایشان در انبارها زنگ نزده بجنبند

دبیر کل جنبش جهاد اسلامی گفت با اشاره به حمایت های ایران از مبارزان فلسطینی، از کشورهای عربی خواست همانند ایران به مقاومت اسلامی فلسطین سلاح دهند.

به گزارش عصر ایران، گروه جهاد اسلامی پس از گروه های حماس و فتح، قوی ترین گروه مقاومت فلسطینی است. هم اکنون در غزه و در پاسخ مسلحانه به حملات اسرائیل، گروه جهاد اسلامی در کنار حماس ،  عملیات های ضد اسرائیلی انجام می دهد.

"رمضان عبدالله" در مصاحبه با شبکه الجزیره قطر اضافه کرد: ایران منبع اساسی و اصلی تسلیحاتی است که امروز فلسطینی ها با استفاده از آن در مقابل تجاوزها و دشمنی های اسرائیلی، ایستادگی می کنند. همه جهان این موضوع را می داند و این موضوع، مخفی نیست.

او به نوع این اسلحه و چگونگی دست یابی گروه های فلسطینی به آن از ایران اشاره ای نکرد.

قبل از این شیمون پرز رئیس جمهور اسرائیل گفته بود ایران موشک های فجر- 5 را در اختیار گروه های فلسطینی قرار می دهد تا این موشک ها را به سمت اسرائیل شلیک کنند.

عبدالله اضافه کرد: اگر اختلاف نظری با ایران درباره وضعیت سوریه وجود دارد فکر نمی کنم میان ما و ایران درباره آنچه که در فلسطین می گذرد اختلاف نظری وجود داشته باشد.
وی تصریح کرد:اسلحه مورد استفاده گروه های مقاومت در غزه در مقابل اسرائیل، ساخت ایران هستند یا اینکه با پول ایران خریداری شده اند.

این عضو ارشد گروه های مقاومت فلسطینی خواستار متنوع شدن منابع کسب سلاح گروه های فلسطینی شد و از کشورهای عربی خواست سلاح های خود را قبل از اینکه در انبارها، زنگ بزنند به مبارزان فلسطینی بدهند.

وی افزود: منطق می گوید ما در موضوع فلسطین، صددرصد با ایران هستیم. ایران همه نوع حمایت، کمک و پشتیبانی را از ما می کند اما عاقلانه نیست سلاح مقاومت در غزه به صورت انحصاری تنها از ایران باشد. ما می خواهیم از همه کشورهای عربی اسلحه داشته باشیم. 


نظرات | ۱۳٩۱/٩/۱ - کاوه |لینک به نوشته

لاریجانی: با افتخار می‌گوییم حمایت‌مان از فلسطین نظامی بود

رئیس مجلس با بیان اینکه نمایندگان مجلس آماده همراهی با مردم فلسطین در جنگ با صهیونیست‌ها هستند گفت: با افتخار می‌گوییم که حمایت ما از فلسطین جنبه مادی و نظامی داشت.

علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی که در حاشیه راهپیمایی نمایندگان مجلس سخن می‌گفت، با بیان اینکه راهپیمایی نمایندگان مجلس در حمایت از ملت فلسطین معنا دار است، گفت: راهپیمایی نمایندگان مجلس در حمایت از مردم مظلوم و شجاع فلسطین برگزار شده است.

وی افزود: درباره حمله رژیم صهیوینستی به غزه مباحث مختلفی مطرح است اما آنچه در بین همه این مباحث مشترک است اشتباه محاسباتی رژیم صهیونیستی است.

لاریجانی با بیان اینکه رژیم صهیونیستی تصور می‌کرد که برای خروج از پوسته انزوا می‌تواند به حماس ضربه بزند تصریح کرد: مردم فلسطین با الگوی عاشورایی امام حسین (ع) در مقابل صهیونیست‌ها ایستادند و البته از ملت ایران نیز پند گرفته‌اند.

رئیس مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه سلاح مجاهدت همراه با موشک‌های فلسطین پاسخ محکم مردم غزه به صهیونیست‌ها بود، تاکید کرد: رژیم صهیونیستی با پاسخ قوی مردم فلسطین، بیش از گذشته در شرایط سقوط قرار گرفته است و رژیم صهیونیستی در این ماجرا خسران جدی خواهد دید.

لاریجانی اظهار داشت: ما با افتخار اعلام می‌کنیم که از ملت فلسطین و حماس حمایت کردیم و با افتخار اعلام می‌کنیم که در سخت‌ترین شرایط در کنار مردم فلسطین خواهیم بود.

رئیس مجلس شورای اسلامی، تاکید کرد: افتخار می‌کنیم که کمک ما به مردم فلسطین جنبه مادی و نظامی داشته است و این کشورهای عربی که می‌نشینند و نشست برگزار می‌کنند باید بدانند که ملت فلسطین نیازی به سخنرانی و نشست ندارد.

وی افزود: برخی‌ها در این ماجراها گفته‌اند که ما برده نیستیم اما حرف ما این است که کشورهای عربی برای کمک به ملت فلسطین باید کمک نظامی کنند.

لاریجانی با بیان اینکه نمایندگان مجلس به عنوان نمایندگان ملت اعلام می‌کنند که آماده اعزام به غزه و جنگ با صهیونیست‌ها در کنار ملت فلسطین هستند، از مسئول سفارت مصر در ایران که در همراه با نمایندگان مجلس در راهپیمایی ضد صهیونیستی شرکت کرده بود، خواست زمینه اعزام نمایندگان مجلس به غزه را فراهم کند.

منبع: عصر ایران


نظرات | ۱۳٩۱/٩/۱ - کاوه |لینک به نوشته

اصرار بر ایرانی بودن موشک های « فجر 5 » چرا؟!

به تیترهای زیر توجه کنید:

 " پاسخ حماس به رژیم صهیونیستی با موشک های ایرانی فجر"
" تل آویو در شوک موشک های ایرانی حماس"
" موشک های ایرانی بالاخره به قلب تل آویو رسیدند"
"پیام اصابت موشک های ایرانی به تل آویو چیست ؟"
"سردرگمی مردم تل آویو از قدرت موشک های ایران"


این تیترها به همراه دهها تیتر گزارش خبری ، تحلیلی ، یادداشت ، مقاله و... در روزهای گذشته در برخی رسانه های کشورمان بازتاب داشته است و این در حالی است که دولت جمهوری اسلامی نه تنها تا کنون به طور رسمی نپذیرفته است که موشک های فجر 5 متعلق به ایران بوده و ایران آن را در اختیار گروه حماس قرار داده است ، بلکه آن را تکذیب هم کرده است.

حتی رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در اظهار نظری صریح اعلام کرده است که موشک های فجر 5 که حماس در روزهای گذشته به سمت شهرها و شهرک های اسراییل شلیک کرده ساخت و تولید ایران نبوده است.

در باب اینکه قطعا بسیاری از مردم که اصحاب رسانه نیز مستثنی از آن نیستند طرفدار مظلوم و منزجر از ظالم هستند (که در فقره اخیر مردم غزه و گروه حماس در زمره مظلوم و رژیم صهیونیستی مصداق بارز دولتی اشغالگر و ظالم است) شکی نیست و در این باب هر چند زدن تیترهای دهان پرکن و انقلابی ممکن است تسکینی هر چند موقت برای آرامش دل ها از جنایاتی باشد که ارتش اسراییل در نوازه غره مرتکب شده و می شود و ایرانی دانستن و خواندن موشک های فجر 5 ممکن است غرور آفرین و افتخار زا باشد اما باید توجه داشت که این کار دو آفت عمده دارد:

1- نخست اینکه ما با این کار خود عملا تلاش ها و رشادت های رزمندگان مقاومت در فلسطین را کوچک می کنیم و افتخار مقابله با اسراییل را یک جا به جیب خودمان واریز می کنیم!

2- باید به تبعات حقوقی و سیاسی این گونه تیتر زنی ها هم توجه داشت . هم اکنون دهها پرونده علیه کشورمان در محاکم آمریکا ، اروپا  و دیگر کشورهای غربی وجود دارد که برخی از آنها حتی به مرحله صدور حکم رسیده و کشورمان محکوم به پرداخت دهها و گاه صدها میلیون دلار غرامت به یک یا چند بازمانده رویدادهایی مانند انفجار در فلسطین و لبنان شده است.

بهانه این احکام در بسیاری از موارد هم پیمانی و حمایت جمهوری اسلامی ایران از گروه هایی چون حزب الله لبنان و حماس فلسطین و دادن سلاح به آنها بوده است.
از این رو ، حتی اگر موشک های فجر 5 ، واقعاً هم از سوی ایران به حماس داده شده است ، در شرایط حاضر که خود نظام هم آن را تأیید نمی کند ، نیازی به بوق و کرنای رسانه ای ندارد ، زیرا اگر چه امروز این حماسه سرایی ها می تواند برایمان خوشایند باشد ولی تبعات حقوقی بعدی در نظام نابرابر جهان نیز می تواند مستند به همین اخبار برایمان شکل بگیرد.

منبع: عصر ایران


نظرات | ۱۳٩۱/٩/۱ - کاوه |لینک به نوشته

عاقبت جاسوسی برای اسراییل+عکس

عصر ایران - اعضای مسلح هوادار حماس 6 جاسوس اسراییل را در غزه اعدام کردند و پس از اعدام یکی از این اعدام شدگان را به موتور بسته و در سطح شهر چرخاندند.



منبع: عصر ایران


نظرات | ۱۳٩۱/٩/۱ - کاوه |لینک به نوشته

onLoad and onUnload Example