برای نازنین
 
آیت الله جنتی؛ قدیمی ترین و کهن سال ترین مقام جمهوری اسلامی

عصر ایران ؛ سروش بامداد - با ابقای احمد جنتی در سمت دبیر شورای نگهبان می توان عنوان قدیمی ترین و کهن سال ترین مقام در جمهوری اسلامی ایران را به او اختصاص داد.

درباره  عنوان «قدیمی ترین» باید توضیح داد که با توجه به استمرار عضویت در فقهای شورای نگهبان از بدو استقرار و تاسیس در سال 1358 تا کنون و در تمام ادوار 5 گانه آن به او اطلاق می شود و تفاوت و تمایز آقای جنتی در این است که به رغم تصدی مناصب دیگر، عضویت فقها و بعدتر دبیری شورای نگهبان را همواره بر عهده داشته به گونه ای که به نماد نهاد شورای نگهبان در جمهوری اسلامی بدل شده است.

هر چند در دهه اول جمهوری اسلامی به سبب حضور چهره هایی چون آیت الله صافی گلپایگانی یا آیت الله یوسف صانعی که بعدتر به مقام مرجعیت رسیدند احمد جنتی تحت الشعاع آنان قرار داشت اما از همان ابتدا در جمع فقیهان شورا حاضر بوده و پس از رحلت امام خمینی و تفسیر نظارت مصرح در قانون اساسی به «استصوابی» توسط این شورا و دبیر آن دامنه نفوذ و تاثیر گذاری بیشتری یافت.  چندان که پورتال رسمی شورای نگهبان دایره بسیارگسترده ای از وظایف و احتیارات و امکانات حقوقی شورای نگهبان ترسیم کرده که عرصه های متعدد و متنوعی را شامل می شود.

اگر معیار استمرار مسوولیت یک عنوان و منصب مشخص نباشد البته چهره هایی چون آیت الله خامنه ای، اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد رضا مهدوی کنی که از ابتدای تاسیس جمهوری اسلامی با عضویت در شورای انقلاب و قبول مسوولیت های متعدد و متنوع در سال های بعد پیوسته در صحنه بوده اند قطعا نسبت به آقای جنتی ارجح هستند.

درباره آیت الله خامنه ای می توان به پیشینه عضویت در شورای انقلاب، فرماندهی کل سپاه پاسداران، معاونت وزارت دفاع، نمایندگی مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، امامت جمعه تهران، ریاست جمهوری، نمایندگی مجلس خبرگان رهبری و عضویت در شورای بازنگری قانون اساسی و پس از آن رهبری نظام اشاره کرد که اگر چه پیوسته است اما در مناصب مختلف بوده و اهمیت انتخاب خبرگان در سال 68 بقیه را تحت الشعاع جایگاه رهبری قرار داده است.

از جمله امامت جمعه تهران  که هر چند در سال 58 و با حکم رهبر فقید انقلاب عهده دار شدند و تا کنون نیز ادامه دارد و پیش از انتصاب آقای جنتی به عضویت شورای نگهبان صورت پذیرفته اما اکنون ذیل رهبری تعریف می شود. ضمن این که امامت جمعه شغل به حساب نمی آید و به همین خاطر هم زمان می توان سمت های دیگر را پذیرفت.

درباره هاشمی رفسنجانی نیز هرچند از روز پیروزی انقلاب تا حال حتی یک روز هم بی منصب نبوده اما او هم در مصادر متعدد- و نه 34 سال مداوم در یک مقام بوده است. ضمن این که احمد جنتی به لحاظ سنی (متولد 1305) از رهبری (1318) و هاشمی(1312 در شناسنامه و 1313 در اظهار خود ایشان) بزرگ تر است.

او اما از اسفند 58 تا کنون عضو شورای نگهبان است و تقریبا دو سوم آن را با عنوان دبیری گذرانده است.


بدین ترتیب  از حیث سابقه مسوولیت مستمر در یک سمت  او از سید محمود دعایی نیز که از سال 1359 مدیر روزنامه اطلاعات است فراتر می رود. یا اگر پیشتر از  عبدالله جاسبی رییس پیشین دانشگاه آزاد به عنوان پرسابقه ترین مدیر یاد می شد با تغییر او این نام نیز دیگر در صدر طولانی ترین مسوولیت ها قرار ندارد. مثال دیگر علی نقی خاموشی بود اما سمت او دولتی نبود و او هم جای خود را به محمد نهاوندیان داد.

در این میان می توان به عباس واعظ طبسی که تولیت آستان قدس رضوی را از ابتدای انقلاب اسلامی در سال 1357 تاکنون برعهده دارد اشاره کرد اما باید در نظر داشت که اولا او متولد 1314 است و ثانیا آستان قدس رضوی یک بنیاد غیردولتی است و نه مانند شورای نگهبان یک نهاد حکومتی.

نکته قابل توجه درباره فقهای شورای نگهبان این است که در انتصاب آنان یک دوره خاص و بازه زمانی در نظر گرفته نمی شود. رهبری حتی در انتصاباتی که قانون اساسی دوره زمانی تعیین نکرده بازه های 3 یا 5 سال تعیین می کنند اما فقهای شورای نگهبان گاه تاواپسین دم حیات واجد این سمت باقی می مانند کما این که آیت الله شیخ غلامحسین رضوانی تا لحظه آخر چنین بود.

شورای نگهبان یک نهاد اختصاصی در جمهوری اسلامی است و قیاس آن با مجالس سنا درست نیست اما  اگر بنا بر تشبیه باشد می توان یادآور شد در مجالس سنا یا دیگر نهادهای پایه ای در نظام های سیاسی دیگر دنیا نیز گاه افراد در مدت های طولانی واجد آن کرسی ها هستند و اتفاقا مورد اجماع و فراتر از دسته بندی های رایج تعریف می شوند.

شاید خود شیخ ریز نقش متولد لادان اصفهان نیز تصور نمی کرد در جمهوری اسلامی واجد چنان نقشی شود که با کمتر منصب دیگری قابل مقایسه است و در 87 سالگی نیز همان اشتیاق دورانی را نشان دهد که پنجاه و چند ساله بود و تنها از تعداد حضور خود در نماز جمعه تهران بکاهد و به جای هر ماه یک نوبت، به دو ماه یک بار کاهش دهد.

نیاز به توضیح نیست که شمار منتقدان احمد جنتی کم نیست و پس از ماجرای عدم احراز صلاحیت هاشمی رفسنجانی برای انتخابات ریاست جمهوری به عرصه های مختلف درون نظام نیز تسری یافت.


از سال 71 که روزنامه سلام در اعتراض به رد صلاحیت نیروهای چپ سنتی مذهبی در صفحه اول به طعنه تیتر زد:« خسته نباشید، آقای جنتی» تا همین پارسال که مدیر آن روزنامه- سید محمدموسوی خویینی- باز به طعنه گفت کاندیداهای ما زیر تیغ تیز آقای جنتی هستند( اشاره به نظارت استصوابی) در هر انتخابات و گاه بر سر مصوبات تایید نشده در شورای نگهبان یا به خاطر سخنی در نماز جمعه تهران نام او همواره مطرح بوده است اما در مقابل به منتقدان و مخالفان خود انگیزه داده است که هم چنان که او در کهن سالی آنی سیاست را واننهاده و اعلام خستگی و بازنشستگی نمی کند دیگران که در سن فرزندان و نوادگان اویند نیز ناامید نشوند و آیت الله را نه به خاطر گرایش فکری و سیاسی که در استمرار الگو قرار دهند. چند چهره سیاسی منتقد او گفته اند از او  -والبته تنها در این زمینه -الهام گرفته اند.

 

منبع: عصر ایران


نظرات | ۱۳٩٢/٤/٢٧ - کاوه |لینک به نوشته

رئیس جمهور سابق داریم تا سابق!

عصر ایران؛ سروش بامداد - «با توجه به ضرورت بهره مندی از تجربیات ارزنده و موثر روسای جمهور سابق و به منظور پی گیری و سامان دهی امور اجرایی مربوط به آنان شرح وظایف و تشکیلات تفصیلی دفتر رییس جمهور سابق در ساختار نهاد ریاست جمهوری موافقت و ابلاغ می شود.»

این بخشی از متن ابلاغیه ای با امضای غلامحسین الهام معاون نیروی انسانی دولت است که در واپسین روزهای ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد صادر شده و ابتدا این پرسش را قابل طرح می سازد که دولت کنونی چگونه در پایان 8 سال به این نتیجه رسیده که از «تجربیات ارزنده و موثر روسای جمهور سابق» باید استفاده کند و« پیگیری و ساماندهی امور اجرایی آنان» ضرورت دارد و چرا در تمام 8 سال گذشته به اهمیت آن پی نبرده بودند؟ پاسخ البته ساده است:

 دو هفته دیگر محمود احمدی نژاد نیز «رییس جمهور سابق» خوانده می شود و این عنوان دیگر تنها برای اکبر هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی به کار نخواهد رفت.

بیش از 7 سال گذشته اما وقت آن است که 14 اردیبهشت 1385 را فرایاد آوریم. روزی که مدیر کل پشتیبانی نهاد ریاست جمهوری در دولت احمدی نژاد در نامه ای نوشت:«چون ساختمان همراهان، مورد نیاز تشریفات نهاد ریاست جمهوری است لذا این ساختمان باید ترک [تخلیه] شود.»

ساختمان همراهان، در مجموعه سعدآباد واقع بود و شامل یک دفتر با چند کارمند می شد و سید محمد خاتمی نیمه دوم سال 84 و پس از اتمام ریاست جمهوری در آن مستقر بود و با این که قصد انتقال به بنیاد باران را داشت به لحاظ حفاظتی توصیه شده بود همان جا بماند اما تضییقاتی ایجاد کردند و با قطع تلفن های بین المللی وبرخی هزینه های جاری عملا این پیام را منتقل کردند که رییس جمهور سابق باید برود.



این در حالی بود که در دولت هشتم تصویب شده بود یک دفتر کار و چند کارمند با حداقل امکانات و درعین حال برخوردار از پشتیبانی نهاد ریاست جمهوری به رییس جمهور سابق اختصاص یابد و این مصوبه در دولت احمدی نژاد لغو نشده بود.
 
آقای الهام می توانست به استناد همان مصوبه دفتر کاری به محمود احمدی نژاد اختصاص دهد اما مشکل در همین مقایسه و همان یادآوری است.

نکته جالب این که در شرح وظایف دفتر رییس جمهور سابق در بند اول به «بررسی سفرهای داخلی و خارجی» اشاره شده که از شدت اشتیاق آقای احمدی نژاد به ادامه سفرها حکایت می کند!

احتمالا گفته خواهد شد این مصوبه تنها شامل رییس جمهور سابق نیست و همه روسای جمهور سابق را دربر می گیرد اما چرا این قدر دیر و چرا مصوبه ای دیگر؟ شاید از شرم رفتاری که در اردیبهشت 85 با رییس جمهور سابق (سیدمحمد خاتمی) شد و پس از آن ابتدا سید محمود دعایی دفتری را در موسسه اطلاعات و سپس سید حسن خمینی یکی از ساختمان های متعلق به بیت حضرت امام را برای خاتمی در نظر گرفتند و رییس جمهور سابق در دومی مستقر شد.

انتقادی متوجه اختصاص دفتر و امکانات حداقلی به «رییس جمهور سابق» نیست. چه خاتمی باشد و چه احمدی نژاد. اما آیا بهتر نبود آقای الهام که در آغاز دولت نهم واجد سمت های متعددی هم بودند  در تیر ماه 92 و واپسین ماه فعالیت دولت همان مصوبه دولت هشتم را به اجرا می گذاشتند و 7 سال قبل هم اجازه نمی دادند آن نامه توهین آمیز که در واقع به منزله حکم تخلیه دفتر خاتمی در ساختمان همراهان بود ارسال شود؟ آیا بهتر نبود حرمت نگاه می داشتند تا امروز آقای احمدی نژاد نیز در دفتری دیگر استقرار یابد؟

پدیده «رییس جمهور سابق» در جمهوری اسلامی دیگر منحصر به خاتمی و هاشمی نیست و اگر هاشمی را به سبب ریاست مجمع همچنان واجد مقام حکومتی بدانیم عنوان رییس جمهور سابق ،خاتمی را شامل می شد و به زودی محمود احمدی نژاد را نیز در برمی گیرد.

دولت نهم و دهم بیش از هر واژه دیگر بر «عدالت» تاکید کرد و با این تبعیض و تفاوت آشکار و مقایسه اتفاقی که در اردیبهشت 85 برای رییس جمهور سابق افتاد و دستورالعملی که برای رییس جمهور کنونی در تیرماه 92 منتشر می شود می توان به تماشای جلوه دیگری از شکوه عدالت در دولت کنونی نشست. شاید هم راز تفاوت در این باشد که سابق داریم تا سابق!

جرج اورول می گوید:« همه با هم برابرند اما بعضی ها برابرترند! »

شاید هم آقای الهام تصور می کنند «رییس جمهور فعلی» فردا که «رییس جمهور سابق» شود از «رییس جمهور سابق» فعلی سابق«تر» خواهد بود.

 

منبع: عصر ایران


نظرات | ۱۳٩٢/٤/٢٧ - کاوه |لینک به نوشته

زن می‌تواند تا زمان عده، آزاد و بی‌حجاب در خانه همسرش زندگی کند

آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی،یکی از مراجع تقلید شیعیان، با بیان اینکه بر اساس آمار‌ها بیشترین طلاق‌ها در میان ازدواج‌های دانشجویی است، گفت: جامعه‌شناسان باید در این مسئله کالبد شکافی و بررسی کنند.
او درادامه تفسیر سوره احزاب اظهار داشت: آیات ۲۸ و ۲۹ سوره احزاب زمانی نازل شد که مسلمانان در جنگ احزاب و همچنین بر یهودیان بنی قریظه پیروز شده بودند و غنایم زیادی نصیب آن‌ها شد، از این رو همسران پیامبر (ص) نیز در فکر امتیاز خواهی افتادند.

وی با بیان اینکه پیامبر (ص) دادن امتیازات ویژه به همسران خود را رد کرد افزود: آیاتی در این زمینه نازل شد که خداوند به پیامبر (ص) فرمود، همسرانت بر سر دو راهی زندگی تشریفاتی و زندگی ساده در کنار پیامبر (ص) قرار دارند که باید یکی از این دو را انتخاب کنند.

استاد برجسته حوزه علمیه قم افزود: در این آیات از پیامبر (ص) خواسته شده، تا در صورتی که همسرانش زندگی تشریفاتی و زرق و برق دنیا را می‌خواهند با دادن هدیه‌ای از آن‌ها طلاق بگیرد.

وی گفت: این آیات به ما می‌فهماند که طلاق گردفتن نیز بایدتوام با انسانیت، محبت، نیکی و زیبایی باشد.

شاهد افزایش طلاق‌ها و کاهش ازدواج‌ها هستیم

آیت الله مکارم شیرازی در ادامه به موضوع طلاق اشاره کرد و افزود: متاسفانه امروز در جامعه ما شاهد افزایش طلاق‌ها و کاهش ازدواج‌ها هستیم.

وی با بیان اینکه طلاق ضرورت اجتماعی است ابراز داشت: البته این ضرورت در جایی است که دیگر چاره‌ای نباشد.

این مرجع تقلید شیعیان گفت: برخی از مذاهب طلاق را ممنوع کرده‌اند و به همین دلیل زوجین به صورت غیر قانونی از هم طلاق می‌گیرند و ازدواج دوباره می‌کنند، اما اسلام طلاق را ممنوع نکرده است.

طلاق، زشت‌ترین و منفور‌ترین مباهات است

وی با بیان اینکه طلاق، زشت‌ترین و منفور‌ترین مباهات است بیان کرد: در روایات آمده، خداوند چیزی را مبغوض‌تر از طلاق، حلال نکرده است که می‌توان آن را به جراحی قب تشبیه کرد که تا ضرورت نداشته باشد نباید به سراغ آن رفت.

آیت الله مکارم شیرازی، ادامه داد: در روایتی دیگر آمده، چیزی بد‌تر از خراب شدن خانه‌ای با طلاق نیست و طلاق در واقع نوعی خانه خراب شدن است.

مرجع تقلید شیعیان، ادامه داد: در روایتی از امام صادق(ص) آمده، خداوند خانه‌ای که در آن طلاق باشد آن را منفور می‌داند و خانه‌ای که در آن ازدواج صورت می‌گیرد محبوب خدا است.

وی با بیان اینکه پیامبر(ص) شخصی را که سه بار ازدواج کرد و از همسرانش طلاق گرفت او را ملعون خواند، افزود: طلاق در جامعه باید به حداقل برسد و در جامعه ما آسان ازدواج نمی‌کنند اما به آسانی از هم جدا می‌شوند.

چرا در جامعه دانشگاهی طلاق بیش از سایر اقشار است؟

آیت الله مکارم شیرازی با بیان اینکه بر اساس آمار‌ها بیشترین طلاق‌ها در میان ازدواج‌های دانشجویی است گفت: جامعه‌شناسان باید در خصوص این مسئله کالبد شکافی و بررسی کنند، چرا در جامعه دانشگاهی طلاق بیش از سایر اقشار است در حالی که آنان از افراد باسواد و تحصیل کرده هستند چنین انتظاری از آن‌ها نمی‌رود.

عوامل مختلف طلاق

وی در ادامه به عوامل مختلف طلاق اشاره کرد و اظهار داشت: یکی از عوامل ایجاد طلاق، توقعات زیاد است که زن و مرد از هم توقعات و انتظارات زیاد دارند.

استاد برجسته حوزه علمیه قم، ادامه داد: نبود گذشت یکی دیگر از عوامل طلاق است چرا که اگر هر یک از زوجین، روی خواسته خود اصرار داشته باشند این امر موجب ایجاد کدورت‌ها و بی‌احترامی‌ها می‌شود.

وی افزود: باید اختلافاتی که در زندکی رخ می‌دهد را حل کرد و نباید مسائل جزئی را کش داد، چرا که ادامه دادن مسائل کوچک، همانند بهمنی است که از کوه سرازیر می‌شود و با گذشت زمان انباشه و موجب خسارات می‌شود.

آیت الله مکارم شیرازی، بیان داشت: اگر مشکلات در‌‌ همان ابتدا با عفو و گذشت برطرف شد، امید به ادامه زندگی وجود خواهد داشت در غیر این صورت به طلاق ختم می‌شود.

مهریه سنگین، یکی از عوامل طلاق است

مفسر قرآن کریم، در ادامه مهریه سنگین را یکی دیگر از عوامل طلاق عنوان کرد و با بیان اینکه سطح مهریه‌ها باید پایین بیاید افزود: مهریه زیاد باعث می‌شود، زن به فکر طلاق بیفتد و با دریافت مهریه سنگین، به دنبال ازدواج مجدد باشد.

وی با بیان اینکه بالا رفتن سن ازدواج هم عامل دیگری برای طلاق است گفت: با افزایش سن جوانان برای ازدواج و با شکل گیری شخصیت آنان، در صورت ازدواج نمی‌توانند با یکدیگر اخت و اجین شوند، لذا ازدواج‌ها باید باید در سنین پایین‌تر صورت گیرد و همچنین گفته‌اند فرزندانی که در سنین بالا‌تر به دنیا می‌آیند استعداد لازم را ندارند.

مرجع تقلید شیعیان، با اشاره به آثار منفی طلاق گفت: اگر در طلاق میان دو زوج پای فرزندی در میان باشد مصیبت خواهد بود و در نامه‌هایی هم که به ما می‌نویسند می‌گویند با وجود داشتن فرزندانی می‌خواهیم از هم جدا شویم که سر نوشت این فرزندان اعتیاد و مشکلات زیاد خواهد بود و فرزندان طلاق، فرزندان خطرناک و انتقام جویی خواهند شد.

وی با بیان اینکه دعوا و نزاع در بین دو فامیل از دیگر اثرات منفی طلاق است اضافه کرد: زوجینی که از هم طلاق می‌گیرند، ازدواج دوم آن‌ها نیز ازدواج محکمی نخواهد بود و بر اثر سابقه طلاقشان دچار بی‌اعتمادی از سوی طرف مقابل می‌شوند.

راهکارهای اسلام برای جلوگیری از طلاق

آیت الله مکارم شیرازی، با اشاره راهکارهای اسلام برای جلوگیری از طلاق عنوان کرد: در آیه ۱۹ سوره نساء آمده با همسران خود معاشرت صحیح و شایسته داشته باشید.

استاد برجسته حوزه علمیه قم، گفت: در صورت بوجود آمدن اختلاف در بین زوجین، اسلام می‌گوید باید به سمت حکمیت رفت که در آیه ۳۵ سوره نساء آمده، یک نفر از طرف زن و یک نفر از سوی مرد با هم بنشینند و راه اصلاح را در پیش گرفته و سر چشمه ناراحتی‌ها را پیدا کنند و با محبت، نصیحت و خواندن آیات و روایات ارتباط آن‌ها را اصلاح کنند و از‌‌ همان اول به دادگاه نروند.

وی تصریح کرد: اسلام می‌گوید خوب زندگی کنید و زمانی هم که می‌خواهید جدا شوید طلاق زیبا داشته باشید که می‌شود با دادن هدیه در زمان جدایی، طلاق زیبایی داشت و موجب ناراحتی همدیگر و اقوام نشد.

مرجع تقلید شیعیان، با بیان اینکه یکی دیگر از راه کارهای اسلام برای جلوگیری از جدایی‌ها آن است که زن بعد از طلاق به خانه پدر نروند و در‌‌ همان خانه همسر بماند افزود: زن می‌تواند تا زمان عده، آزاد و بی‌حجاب در خانه همسرش زندگی کند تا شاید در این مدت جوش و خروش‌ها فروکش کند و بعد آشتی صورت گیرد.

آیت الله مکارم شیرازی، گفت: این دستور اسلام در هزار و ۴۰۰ سال قبل است که‌ ای کاش این دستورات اسلام اجرا و ازدواج‌ها آسان و طلاق‌ها کم می‌شد تا جامعه از بسیاری مشکلات رهایی می‌یافت.

منبع: خبرآنلاین


نظرات | ۱۳٩٢/٤/٢٥ - کاوه |لینک به نوشته

تهران قدیم به روایت فلسفی: ماشین‌سواری خلاف شرع بود

مرحوم فلسفی، منبری معروف تهران در کتاب خاطرات خود به وضع عمومی شهر تهران در اواخر دوره قاجاریه و اوایل دوره پهلوی اشاره کرده است.

 

وضع عمومی تهران آن زمان

 

تهران در زمان کودکی و نوجوانی من شهری بود که هر چند بلدیه داشت، ولی به آن رسیدگی نمی‌کردند. آن موقع شهرداری را (بلدیه)، شهربانی را (نظمیه)، دادگستری را (عدلیه) و دارایی را (مالیه) می‌گفتند. بلدیه هیچ وقت به اندازه کافی بودجه نداشت.

 

کوچه‌ها کثیف و بدمنظره بود. مامورین می‌آمدند درب خانه‌ها را می‌زدند و می‌گفتند چرا جلو خانه‌تان را جاروب نکرده‌اید، آب نمی‌پاشید؟ زیرا مرسوم بود که خود صاحبخانه جلو منزلش جاروب کند و آب بپاشد. دیگر اینکه مصر بودند مردم بالای سردر خانه‌هایشان چراغ بگذارند.

 

چراغ سردر خانه‌ها هم به این ترتیب بود که یک میله آهنی به بالای سردر خانه نصب می‌کردند و یک چراغ فانوس مانندی را از آن می‌آویختند. جا نفتی حلبی هم درست می‌کردند و فانوس را با یک سرپیچ و یک لوله داخل آن می‌گذاشتند. این‌ها که منظم می‌شد، یک ساعت به غروب مانده مامور شهرداری در حالی که نردبانی به دوش داشت می‌آمد و درب هر خانه نردبان می‌گذاشت و بالا می‌رفت و با کبریت چراغ را روشن می‌کرد. نفت چراغ به عهده صاحبخانه و روشن کردن آن، وظیفه شهرداری بود. با این کار کمی کوچه روشن می‌شد، ولی هر گاه که باد شدیدی می‌وزید، چراغ‌ها را خاموش می‌کرد.

 

وضع شهر از نظر آب شرب مردم هم واقعا تاسف‌آور بود. البته بعضی محلات قناتی پاکیزه داشت، مثلا محله سرچشمه، قناتی داشت که به آن قنات حاج علیرضا می‌گفتند. قنات شاه هم در باب همایون بود، ولی آبی که برای مردم می‌آمد از جوی‌های روباز و کثیف بود. این آب‌ها آشغال‌ها و کثافت‌ها را با خود می‌آورد. بعضی از زن‌ها که مراقب وظائف انسانی خود نبودند کهنه‌ها و لباس‌های آلوده را در داخل این آب‌ها می‌شستند.

 

یکی از مناهی منکراتی که آن روز‌ها در منابر گفته می‌شد، این بود که (آب‌ها را آلوده نکنید، لباس‌های کثیف را در این آب‌ها نشویید، این آب‌ها در آب انبار‌ها ذخیره می‌شود و بچه‌های مردم می‌خورند، مریض می‌شوند) هر خانه‌ای یک آب‌انبار داشت. معمولا شب‌ها آب‌انبار‌ها را آب می‌انداختند و برای اینکه آشغالی از این مجرا وارد آب‌انبار نشود، خیلی از خانه‌ها یک بته یا یک جاروب بته‌ای را جلو دریچه آب انبار می‌گذاشتند که مواد زائد و آشغال را بگیرد و آب نسبتا صاف‌تری به آب انبار بریزد.

 

وضع کلی شهر خیلی بد، کثیف و آلوده بود. وقتی باد می‌آمد گرد و غباری که بر می‌خاست، مردم را بسیار رنج می‌داد. خیابان‌ها و کوچه‌ها در تابستان پر از گرد و غبار، و در فصل زمستان پر از گل و لای بود، و روی هم‌رفته در طول سال، وضعیت شهر همیشه کثیف و بد بود.

 

 

وسایل نقلیه

 

وسایل نقلیه آن روز اسب و قاطر و شتر و الاغ و گاری بود. درشکه هم برای آن‌هایی که قدرت مالی داشتند مورد استفاده قرار می‌گرفت. بعضی اوقات کالسکه هم بود. کالسکه، درشکه‌ای بود که رویش یک اطاق زده بودند و دو طرف آن شیشه داشت. خیلی هم زیبا بود و وسیله مخصوص رجال به شمار می‌رفت. اتومبیل تازه آمده بود. سوار شدن به آن هم خالی از محذور نبود، افراد خشکه‌مذهبی کم و بیش از سوار شدن به اتومبیل ابا داشتند و آن را تشبهی به کفار می‌دانستند. یکی از تجار قم در ایام جوانی برایم نقل کرد که در تجارتخانه‌ای متعلق به یکی از افراد متدین و معروف نشسته بودم، مردی مسافر که از تهران آمده بود و با صاحب حجره سوابق دوستی ممتدی داشت، وارد شد. صاحب حجره برخاست و با او روبوسی کرد و نشست. در آن موقع تازه اتومبیل معمول شده بود و عده‌ای از مردم برای مسافرت از اتومبیل استفاده می‌کردند. صاحب حجره از او پرسید: کی به قم آمده‌اید؟ گفت تازه آمده‌ام، از ماشین پیاده شدم و خدمت شما رسیدم. صاحب حجره که سنش از مسافر بیشتر بود و خود را در مسایل دینی آگاه‌تر از او می‌دانست، با قیافه‌ای متعجب گفت: آیا مسلمان هم با اتومبیل به قم می‌آید؟ مسافر تازه وارد احساس شرمندگی کرد و چیزی نگفت.

 

 

چراغ برق

 

اولین کسی که چراغ برق را به تهران آورد یکی از تجار به نام حاج امین‌الضرب بود. او یک موتور برق در خیابانی که از سرچشمه به میدان سپه (امام خمینی) می‌رود، نصب کرد. به همین مناسبت اسم آن مسیر را خیابان چراغ برق گذاشتند. با اینکه بعد‌ها آن خیابان به خیابان امیرکبیر شهرت یافت و آن نام تا امروز هم باقی است، هنوز بعضی‌ها آن را خیابان چراغ برق می‌گویند. در آن خیابان فضایی در حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ متر بود. موتور برقی را در آنجا نصب کردند که مقداری به محلات اطراف برق می‌داد. این قضیه برای مردم تماشایی بود. بعد هم دولت نیروگاه برق تأسیس نمود و چون تقاضا برای برق بیش از مقدار تولید آن بود، در بعضی محلات افراد به منظور کاسبی و کسب در آمد، موتور برق آوردند و نصب کردند و به مردم برق فروختند. حتی من یادم می‌آید شخصی به نام حسین آقا پسر حاج خداداد بود که او هم موتور برق آورد و در نزدیک میدان خراسان نصب کرد. موتورش قوی بود و تقریبا به تمام خانه‌های آن منطقه برق می‌داد و منفعت هم می‌برد. بعد از آن، دولت قدرتی پیدا کرد و رأسا نیروگاه‌های بزرگ ایجاد نمود و برق‌های خصوصی به تدریج تعطیل شد.

 

 

لوله‌کشی آب

 

آب لوله‌کشی هم از مسایلی بود که در عصر رضاخان بعضی از آقایان وعاظ درباره آن صحبت می‌کردند و می‌گفتند در جایی که مردم تهران آب مشروب ندارند، لوله‌کشی نیست و آب آلوده می‌خورند، رضاشاه در مملکت راه‌آهن می‌سازد. این راه‌آهن برای مردم این مملکت نیست، پیش‌بینی سیاسی است که ارباب‌های او کرده‌اند و به او دستور داده‌اند که با هزینه مردم ایران آن را به انجام رساند. اتفاقا همین‌طور بود و چنان واقع شد که مردم حدس می‌زدند، زیرا بزرگترین استفاده را متفقین در جنگ جهانی دوم برای شکست آلمان نازی از آن بردند. آن‌ها پس از اشغال ایران، وسایل جنگی و نظامی را علی‌الدوام از بندر شاهپور آن وقت در جنوب با راه‌آهن حمل می‌کردند و در شمال از بندر شاه (بندر ترکمن امروز) با کشتی از دریای خزر به روسیه می‌بردند، و همین امر باعث غلبه متفقین بر آلمان نازی و نامگذاری کشور ما به عنوان پل پیروزی شد.

 

مردم آب آشامیدنی بهداشتی نداشتند، اما رضاخان راه‌آهن را با آن همه مصالح و مخارج می‌ساخت، در حالی که اگر آن همه مخارج راه‌آهن را صرف آب لوله‌کشی تهران و بسیاری از شهر‌ها می‌کردند، مردم کثیری از آن وضع نامطلوب نجات می‌یافتند.

 

 

بهداشت و درمان

 

یکی از بیماری‌های بسیار شایع در آن زمان که بیشتر بچه‌ها و بعضی بزرگترهای خانواده به آن مبتلا بودند، بیماری انگل روده بود که شکم درد می‌آورد. اطبا، بچه‌ها را می‌دیدند و می‌گفتند کرم دارد و دوا می‌دادند تا کرم روده بچه دفع شود. تمام آب‌ها، آلوده به تخم کرم بود و شکم محیط مساعدی محسوب می‌شد تا تخم‌ها در آن پرورش پیدا کند و به صورت کرم در آید. بعضی از خانواده‌ها آب را می‌جوشاندند و می‌خوردند، اما توده مردم یا دست‌کم ۹۰ درصد آن‌ها مبتلا به عارضه کرم روده بودند.

 

در آن زمان‌ها بهداشت مفهومی نداشت. پزشک تحصیلکرده و امروزی هم خیلی کم بود. بعضی‌ها که در اروپا تحصیل کرده بودند، کم‌کم می‌آمدند و به معالجه و جراحی می‌پرداختند، ولی بیشتر پزشکان، کسانی بودند که طب قدیم خوانده بودند و بر اساس داروهای گیاهی طبابت می‌کردند.

 

 

جمعیت تهران

 

درست نمی‌دانم در آن زمان جمعیت تهران چقدر بود، اما شهر نسبت به امروز خیلی کوچک بود. برای اینکه حدود شهر تهران آن زمان را تصور کنیم کافی است بدانیم که تهران آن روز محصور به خندق و چند دروازه بود، از جمله: دروازه دولت، دروازه شمیران، دروازه خراسان، دروازه حضرت عبدالعظیم، دروازه خانی‌آباد، دروازه غار، دروازه قزوین و دروازه دولاب.

 

شهر تهران در محدوده این چند دروازه بود و پیداست که شهر بسیار کوچکی بود. خوب به خاطر دارم که ایستگاه راه‌آهن قدیم تهران- ری، که اغلب زائرین حضرت عبدالعظیم(ع) با آن رفت و آمد می‌کردند در حدود پنجاه متری ابتدای خیابان خراسان قرار داشت. پس از آن مزارع شروع می‌شد که کشاورزان در آن گندم می‌کاشتند. حال آن همه مزارع سرسبز تبدیل به میدان خراسان و ساختمان‌های اطراف آن شده است. شاید تهران در آن زمان ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار نفر بیشتر جمعیت نداشت.

 

 

منبع: تاریخ ایرانی به نقل از پارسینه


نظرات | ۱۳٩٢/٤/٢٥ - کاوه |لینک به نوشته

سلسله راویان!

به گزارش مشرق به نقل از باشگاه خبرنگاران، تارنمای شبکه المیادین اعلام کرد: یک پایگاه آمریکایی به نقل از یک مقام نظامی بازنشسته ادعا کرده است که نیروی دریایی سوریه اوایل ماه مه میلادی"اردیبهشت" به وسیله پرتاب یک موشک، زیردریایی وابسته به اسرائیل را در عمق 150 متری سواحل سوریه منهدم کرده است.

همچنین وی در ادامه مدعی شد: اسرائیل در واکنش به این اقدام سوریه با حمله به منطقه جبل قاسیون دمشق به استفاده از بمب های هسته ای با حجم کوچک در این عملیات دست زده است.

براساس گفته های این منبع نظامی این اقدام مورد بایکوت خبری سوریه واسرائیل قرار گرفته است.

این خبر هنوز از سوی هیچ یک از طرفین مورد تأیید قرار نگرفته است.

 

منبع: مشرق


نظرات | ۱۳٩٢/٤/٢٥ - کاوه |لینک به نوشته

پیشنهادشهاب مرادی برای روزوفات حضرت خدیجه

به گزارش ویژه نامه ضیافت مشرق- سخن از یک نامِ غریب است. نامی که در بین اسامی دختران ایرانی هر روز کمتر می شود؛ نام یک مادر؛ مادر مهربان همه ما.

همیشه برایم این "غربت" عجیب بوده! زیرا اسباب شهرت و محبوبیت تماما در او و تاریخچه زندگی اش جمع است؛ اما کوتاهی ما و شاید عوامل تاریخی دیگری باعث شده ما او را در حد شأنش تجلیل نکنیم و در بین مسلمین آن طور که شایسته ی حق اوست تکریم نشود.

کسی که نزد خدا و پیامبر اعظم از اهمیت و مرتبت خاص و والایی برخوردار بود.خانم بزرگواری که رسول خدا، برای وفات او، به جای روز عزا، "سال حزن و غم" اعلام کرد؛ عام الحزن!

او قبل از ازدواج خانمی ثروتمند، با شکوه و فخامت و جلال بود و بسیار زیبا و گرامی؛ او را اهل مکه ملکه ی عرب نامیده بودند و به جهت نجابت و عظمتش مورد احترام همگان بود. او اولین همسر پیامبر خداست؛ او اولین زن مسلمان است؛ او اولین نمازگزار در اسلام است؛ او در تصدیق و تایید نبوت رسول خدا، در حمایت و فداکاری برای اسلام لحظه ای کوتاهی نکرد. او وفادارترین یاور، آرامبخش ترین حامی برای رسول خدا بود؛ او سخاوتمندترین پشتیبان و عاشق ترین معشوق برای همسرش محمد مصطفی ص بود. او مادر فرزندان رسول خدا است؛ مادر فاطمه اطهر س!

او در ایمانش به خدا و رسول ثابت قدم و پاکباز بود. رسول خدا فقط او و سه زن الهی را در زمره ی زنان برگزیده عالمین معرفی کرد و در بین تمام زنان خلقت خدیجه کبری و دخترش فاطمه زهرا و آسیه و مریم را "انسان کامل" نامید. او در تمام مکارم اخلاق بی همتا بود. لذا بارها بعد از وفات خدیجه -حتی به همسران خود- می فرموند: خدیجه و أینَ مثلُ خدیجه؟ 

اما پیشنهاد: لطفا در روز دهم رمضان -یعنی روز جمعه ۲۸تیرماه۹۲- روز وفات حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها هر مسلمانی دخترش را با نام مبارک "خدیجه" صدا کند. یعنی فقط یک روز، نام دخترتان را خدیجه بگذارید و اگر کسی دو یا چند دختر دارد کوچکترین دختر را "خدیجه" بنامد. تاکید می کنم فقط برای یک روز! و از همه ی اعضاء فامیل و دوستان بخواهید تا دختر نازنین تان را به این نام مبارک صدا بزنند؛ خدیجه!

بیایید تلاش کنیم تا نام زیبای "خدیجه" زیاد شنیده شود و دلنشینی این نام زیبا، در تمامی خانه ها احساس شود و ان شاءالله با تلاش شما و سایر دوست داران محمد و آل محمد، یک رسم حسنه در احترام عمومی نسبت به مادر مهربان همه ی ما مسلمانان ؛ ام المومنین خدیجه کبری علیهاسلام در جامعه اسلامی مرسوم شود.

لطفا کوتاهی نکنید.

این نام گذاری برکات معنوی بسیاری دارد که شما بهتر می دانید.

 

منبع: مشرق


نظرات | ۱۳٩٢/٤/٢٥ - کاوه |لینک به نوشته

مصباح: ماجرای مردانی با لباس‌ سفید و شمشیر در جنگ 33 روزه

رئیس موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) گفت: جنگ ۳۳ روزه حزب الله با رژیم صهیونیستی همراه با امدادهای غیبی بود و وقایع آن جز با توجه به امداد غیبی، قابل تفسیر نیست.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، آیت‌الله محمد تقی مصباح یزدی یکشنبه شب در جلسه درس اخلاق ویژه ماه رمضان در دفتر مقام معظم رهبری در قم جنگ 33 روزه را همراه با امدادهای غیبی دانست و اظهارکرد: در جنگ 33 روزه اتفاقاتی افتاد که جز به صورت امداد غیبی قابل تفسیر نیست، من از شخص سید حسن نصر الله شنیدم که گفت اسرائیلی‌ها به نیروهای حزب الله حمله می‌کردند، ولی پس از عقب نشینی نیروهای حزب الله نیروهای اسرائیلی پیشروی نمی کردند، دلیل را که از سربازان اسرائیلی جویا شدند، آن‌ها گفتند که مردانی با لباس‌های سفید با شمشیر با ما می‌جنگند.

وی اضافه کرد: سربازان اسرائیلی قضیه جنگیدن مردانی با لباس‌های سفید به همراه شمشیر را در مصاحبه با شبکه‌های اسرائیلی گفتند و در جنگ 33 روزه داستان‌های عجیبی اتفاق افتاد که مصادیق امداد غیبی زنده شد، البته در طول دفاع مقدس نیز از این موارد داشتیم.

استاد اخلاق حوزه علمیه قم با اشاره به دلیل امدادهای غیبی اظهار کرد: امدادهای غیبی خداوند به این دلیل است که انسان بهانه‌ای را برای انجام ندادن تکلیف خود نداشته باشد و  موارد امدادهای غیبی در دفاع مقدس متواتر اجمالی بود.

رسیدن به اهداف بالا با تحمل سختی‌ها


رئیس موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) با اشاره به علت صبرکردن اظهار کرد: برای علت صبر می‌توان هم از برهان عقلی و هم از دلایل عرقی استفاده کرد.

آیت الله مصباح یزدی زندگی دنیا را همراه با سختی و گرفتاری دانست وافزود: انسان باید برای رسیدن به اهداف بالا باید سختی‌ها را تحمل کند و انسان راحت طلب به هدف‌های بالا نمی رسد، قرآن کریم نیز می‌گوید که چیزی به نفع انسان است که برای آن تلاش کند.

وی اضافه کرد: باید در همه امور زندگی تلاش کرد و پیدا کردن یک لقمه نان حلال نیاز به تلاش زیاد دارد.

رد کردن بهانه‌های کناره گیری از جهاد از سوی قرآن


استاد اخلاق حوزه علمیه قم با اشاره به زندگی پیامبر گفت: عمده زندگی پیامبر با جنگ و جهاد گذشت، مسلمانان در مکه در شعب ابی طالب در محاصره بودند، در مدینه هم تا آخرین لحظه زندگی پیامبر، زندگی ایشان با جنگ‌هایی همراه بود و پیامبر در آخرین روزها، مردم را به پیوستن به سپاه اسامه فراخواند.

رئیس موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) صبر و جهاد را یکی از موارد تاکیدشده در قرآن دانست و افزود: برخی افراد رسیدن زمان جمع آوری محصولات کشاورزی یا زخمی شدن در جنگ قبلی را بهانه‌ای برای کناره گیری از جهاد می‌دانست که قرآن کریم با شدت با این بهانه برخورد کرده است.

وی ادامه داد: قرآن کریم به مسلمانان درگیر در جهاد می‌گوید که دشمنان شما نیز همچون شما در سختی هستند، ولی شما امید رسیدن به خدا را دارید.

آیت الله مصباح یزدی با اشاره به همراه بودن تکالیف با سختی‌ها اظهار کرد: امام صادق(ع) از عیسی بن مریم(ع) نقل می‌کند که‌ای انسان‌ها شما هرگز به خواسته مگر مشتهیات را ترک کنید و در برابر آنجه کراهت دارید، مقاومت کنید.

وی اضافه کرد: همچنین قرآن کریم می‌فرماید که اگر صبر کنید، توطئه‌های دشمن بر شما اثر نمی کند.

رسیدن امداد غیبی در صورت داشتن تقوا و صبر


استاد اخلاق حوزه علمیه قم با اشاره به جنگ بدر گفت: زمانی که در جنگ سپاه مسلمانان به کفار رسیدند، از تعداد زیاد آن‌ها و سلاح‌های همراه شان نگران شدند،  اما قرآن در آن جنگ به مسلمانان دلداری می‌دهد که از تعداد و تجهیزات کم خود نگران نباشید و پس از جنگ بدر نیز خداوند در قرآن می‌فرماید که ما در حالی که شما ضعیف بودید، در چاه‌های بدر به شما کمک کردیم.

وی ادامه داد: خداوند در مکان دیگری از قرآن می‌گوید که اگر دشمنان ناگهان به شما مسلمانان حمله کردند و شما توان مقاومت را نداشته باشید، در صورتی که شما تقوا و صبر داشته باشید، پنج هزار فرشته به کمک شما می‌آیند.

رئیس موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) ایجاد روحیه راحت طلبی را سبب قبول نکردن ریسک  جهاد دانست و افزود: در جنگیدن باید قوانین شرعی را رعایت  کنید، در غیر این صورت خداوند ضمانتی را برای کمک کردن ندارد.

آیت الله مصباح یزدی با اشاره به جنگ حنین اظهار کرد: در جنگ حنین کثرت تعداد نیروهای سپاه مسلمانان باعث اعجاب آنان شد و علاوه بر ضعیف شدن تقوا، اعتماد آنان به خداوند کم شد، در نتیجه زمین بر آنها تنگ شد.

استاد اخلاق حوزه علمیه قم جهاد را یکی از فرایض اقوامی قبل از ظهور اسلام دانست و افزود: قرآن در آیه‌ای در خصوص مجاهدین همراه با پیامبران می‌فرماید که ربیون یعنی انسان‌های مخلص،  پیامبران را در جنگ‌ها همراهی می‌کردند و مصیبت‌هایی که به آنان می‌رسید، باعث سستی شان نمی شد و احساس ضعف نمی کردند.

استفاده خداوند از هر راه صحیحی برای هدایت مردم


وی ادامه داد: در ادامه این آیه آمده است که خداوند افرادی که در انجام وظیفه احساس ضعف نمی کنند، را دوست دارد.

رئیس موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) با اشاره به روش‌های قرآن برای تقویت روحیه صبر گفت: قرآن برای تقویت روحیه صبر و مقاومت، ثواب و پاداش حرکت در این راه را بیان کرده است.

وی اضافه کرد: سه چیز به تریب برای اولیاء برای ترویج روحیه صبر موثر است، ابتدا محبت الهی، سپس پاداش آخروی و در انتها پیروزی‌ها دینیو است.

آیت الله مصباح یزدی با اشاره به لطف الهی به بندگان اظهار کرد: خداوند از روی کمال لطف خود، از هر راه صحیحی برای هدایت مردم استفاده می‌کند.

 

منبع: عصر ایران


نظرات | ۱۳٩٢/٤/٢٤ - کاوه |لینک به نوشته

آلبرت اینشتن و علامه مجلسی

پایگاه اطلاع رسانی علامه محمدباقر مجلسی:

آلبرت اینشتین(فوت 1955 م) در رساله ی پایانی عمر خود با عنوان: "دی ارکلرونگ" Die Erkla"rung - von: Albert Einstein – 1954 یعنی:"بیانیه" که در سال 1954 آن را در امریکا و به آلمانی نوشته است - اسلام را بر  تمامی ادیان جهان ترجیح میدهد و آن را کاملترین ومعقولترین دین می داند. این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه ی اینشتین با آیت الله العظمی بروجردی (فوت1340ش =1961م) است که توسط مترجمین برگزیده شاه ایران محرمانه صورت پذیرفته است اینشتین در این رساله "نظریه نسبیت" خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از (نهج البلاغه) وبیش از همه (بحارالانوار) علامه مجلسی (که از عربی به انگلیسی توسط  حمید رضا پهلوی (فوت1371ش) و.. .ترجمه وتحت نظر آیت الله بروجردی شرح می شده) تطبیق داده و نوشته که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمیشود وتنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده "نسبیت" را ارائه داده  ولی اکثر دانشمندان نفهمیده اند از آنجمله حدیثی است که علامه ی مجلسی در مورد  معراج جسمانی رسول اکرم(ص) نقل میکند که: هنگام برخاستن از زمین دامن یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی میخورد و آن ظرف واژگون میشود.اما پس از اینکه پیامبر اکرم(ص) از معراج جسمانی باز میگردند مشاهده میکنند که پس از گذشت این همه زمان هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است ...اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه ی "نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن مینویسد...همچنین اینشتین در این رساله "معاد جسمانی" را از راه فیزیکی اثبات میکند(علاوه بر قانون سوم نیوتون=عمل وعکس العمل). او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول  معروف "نسبیت ماده و انرژی" میداند:
E = M.C2 >> M = E :C2
یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره عینا" به ماده تبدیل شده و زنده خواهد شد. او همچنین در همین رساله عقیده ی به "وحدت وجود" را از خرافات های شایع شده توسط ملا صدرا تلقی کرده و آن را از دیدگاه "فیزیک کلاسیک" و "فیزیک نسبیتی" به شدت مورد حمله قرار می دهد ...بطور خلاصه: او میگوید: هر موجودی دارای حیطه و مرز فیزیکی خاص خود است(حیز وجودی) که امکان ندارد با موجود یا وجود دیگری اتحاد یا وحدت داشته یا بیابد...در رابطه با "عقل" نیز با کمال شگفتی - انیشتین نظریه ی اخباریون شیعه را ( که عقل را نسبی میدانند و در حریم شرع و دین آن را بکار نمیبرند) صحیح دانسته و میگوید: حق با اخباری های شما ست وهنوز زود است که مردم این را بفهمند..در ادامه نیز فرمول ریاضی خاصی برای "عقل نظری بشر" ارائه داده و "نسبیت" آن را اثبات میکند... . اینشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ"بروجردی بزرگ" یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها  با لفظ"حسابی عزیز" یاد کرده است.
3000000دلار بهای خرید این رساله توسط پروفسورابراهیم مهدوی( مقیم لندن) با کمک یکی از اعضاء شرکت اتومبیل" بنز" از یک عتیقه فروش یهودی بوده و دستخط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خطشناسی رایانه ای چک شده و تایید گشته که او این رساله را به دست خود نوشته است. اصل نسخه ی این رساله اکنون جهت مسائل امنیتی به صندوق امانات سری لندن - بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی- سپرده شده و نگهداری میشود.

 

منبع: majlesi.net


نظرات | ۱۳٩٢/٤/٢۳ - کاوه |لینک به نوشته

شجریان تحریم شد یا تحریم کرد؟

فارس نیوز، امروز با نقل قولی از رهبر انقلاب نوشت:

ایشان در 1370/12/13 در دیدار با اعضاى گروه ویژه و گروه معارف اسلامى صداى جمهورى اسلامى ایران‌ به نکات جالبی درباره موسیقی مذهبی و اذان و مناجات‌های صدا و سیما اشاره کردند و نکاتی گفتند که متاسفانه اکنون بعد از گذشت 20 سال هنوز به آنها توجه جدی نشده است.

ایشان در این سخنان «ربنا»ی شجریان را اثری هنری می‌خواند که فاقد حس و حال مناسب برای اذان ماه مبارک رمضان است و بهتر است با نمونه‌های مسجدی جایگزین شود. ایشان بحث خود را اینگونه مطرح نمودند:«آن «ربّنا»هایى که شجریان خوانده و در ماه رمضان قبل از اذان مغرب مى‌گذارند، یک کار هنرى است؛ یک کار حالى نیست؛ مناسب نیست که بعد از اذان، کسى بخواهد آن‌طور چیزى را بگذارد؛ نه، بعد از اذان، به نظرم مى‌رسد که همین صداى معمولىِ مسجدىِ ما بهتر و مناسب‌تر باشد.»

 

متن کامل مطلب فارس نیوز به شرح ذیل است:

نقدی بر درخواست برخی از رسانه ها از رسانه ملی
شجریان تحریم شد یا تحریم کرد؟

برخی ازرسانه ها قبل از طرح تقاضای خود از مسئولان رسانه ملی مبنی بر پخش «ربنا»،بهتر است این موضوع را به خوبی تبیین نمایند که استاد شجریان از سوی رسانه ملی مورد تحریم قرا رنگرفت بلکه خود ایشان بود که مردم و رسانه ملی را تحریم کرد.


 

امسال هم به مانند چند سال گذشته و با ورود به ایام ماه مبارک رمضان برخی رسانه ها که غالباً خود را نماینده تام و تمام ملت می دانند در تلاشی هم آهنگ و با لحنی طلبکارانه تقاضای نا به جایی را از رسانه ملی مطرح نمودند. این رسانه ها با اشاره به عدم پخش آوای زیبا و هنرمندانه "ربنای" استاد محمدرضا شجریان(که نه در استاد بودنش شکی است و نه در لحن خوشش) در رمضان سالهای اخیر از صدا و سیمای جمهوری اسلامی تقاضای پخش دوباره این اثر را دارند. در اشاره به این درخواست چند نکته قابل ذکر است:

1- اول از همه آنکه؛ هرچند نوای ربنای شجریان برای بسیاری از مردم ایران جذاب و دلرباست لکن هستند آثار دیگری که در قیاس با این اثر از وزن نه چندان پایین تری برخوردارند و علاوه بر آن متناسب با ذائقه بسیاری از علاقمندان اند. سرزمین ایران پر است از هنرمندانی که بی هیچ ادعا و بهانه ای تنها برای مردم و به بهانه مردم خلق آثار می کنند.

بر همین اساس محدود نمودن هنر هنرمندان ایرانی تنهاد به چند نمونه محدود بی انصافی و جفا در حق ملت ایران است. باید به سلیقه های متنوع افراد مختلف توجه شود و رسانه هایی که خود را دلبسته به استاد شجریان می دانند باید از رویکرد تمامیت خواهانه و سلیقه ای خود که آن را به نام همه افراد جامعه معرفی می کنند اجتناب ورزند.

2- هنر در ارتباط مستقیم با ذائقه افراد معنا پیدا می کند. به عبارت دیگر برخی آثار هنری با ذائقه افراد بیشتری از جامعه متناسب است و برخی آثار دیگر ذائقه عده کمتری از افراد را اغنا می نماید. این به آن معنا نیست که تنها اثر پر طرفدار دارای اصالت است و دیگر آثار که از محبوبیت کمتری برخوردارند فاقد شاخصه های هنر اصیل اند.

بر این اساس نباید تصور کرد که تنها فلان اثر به استناد محبوبیت بیشتر می تواند منشا آثار و برکات خیر گردد و آثار دیگر هنرمندان چنین توان و اندازه ای ندارند. اتخاذ چنین رویکردی در بسیاری از اوقات با خود دیکتاتوری فرهنگی و رسانه ای را در پی داشته است به نحوی که تریبون رسانه ملی به حسب برخورد یکسویه و سلیقه ای تنها به عده ای خاص اختصاص داده شده و فضای کافی برای انعکاس دیگر استعدادهای نوظهور داده نشده است.

3- بحث دیگر بحث تخصص در شناخت آثار هنری اصیل است. برخی آثار هنری که به لحاظ تکنیکی از جایگاه برجسته ای برخوردارند به لحاظ کارکردی فضای خاص و ویژه ای را طلب می کنند. به عبارت دیگر ممکن است اثری از لحاظ ساخت و کیفیت تکنیکی دارای آیتمهای برجسته و عالی باشد اما به لحاظ نوع کارکرد محدود به شرایط خاصی باشد و اگر در شرایط خاص خود مورد استفاده و بهره مندی قرار نگیرد حق مطلب را ادا نخواهد کرد.

در همین رابطه می توان به نقل قولی از رهبر معظم انقلاب در رابطه با همین اثر "ربنای" محمدرضا شجریان اشاره کرد. ایشان در 1370/12/13 در دیدار با اعضاى گروه ویژه و گروه معارف اسلامى صداى جمهورى اسلامى ایران‌ به نکات جالبی درباره موسیقی مذهبی و اذان و مناجات‌های صدا و سیما اشاره کردند و نکاتی گفتند که متاسفانه اکنون بعد از گذشت 20 سال هنوز به آنها توجه جدی نشده است.

ایشان در این سخنان «ربنا»ی شجریان را اثری هنری می‌خواند که فاقد حس و حال مناسب برای اذان ماه مبارک رمضان است و بهتر است با نمونه‌های مسجدی جایگزین شود. ایشان بحث خود را اینگونه مطرح نمودند:«آن «ربّنا»هایى که شجریان خوانده و در ماه رمضان قبل از اذان مغرب مى‌گذارند، یک کار هنرى است؛ یک کار حالى نیست؛ مناسب نیست که بعد از اذان، کسى بخواهد آن‌طور چیزى را بگذارد؛ نه، بعد از اذان، به نظرم مى‌رسد که همین صداى معمولىِ مسجدىِ ما بهتر و مناسب‌تر باشد.»

4- نکته آخر که از همه نکات اشاره شده نیز مهمتر است وضعیت و چرایی عدم پخش آثار محمدرضا شجریان از رسانه ملی است. پس از آشوبهایی که در دوران پس از دهمین دورهٔ انتخابات ریاست جمهوری ایران به وقوع پیوست، محمدرضا شجریان در نامه‌ ای به عزت الله ضرغامی ریاست رسانه ملی از وی خواست تا از پخش آثار او در صدا و سیما خودداری گردد.

وی اعلام کرد سازمان صدا و سیما هیچ نقشی در تهیه این آثار نداشته و به حکم قانون و شرع از این سازمان خواست تا صدا و آثار او در هیچ‌یک از واحدهای رادیو و تلویزیون پخش نشود. وی در گفتگو با بی‌بی‌سی فارسی گفته بود که هر بار که صدای خود را از این رسانه می‌شنود احساس شرم می‌کند و بدنش می‌لرزد.

سوالی که در انتها و با فرض نابه جا بودن 3 نکته نخست مطرح می گردد و لازم است رسانه های مشتاق و دوستداران دوآتشه محمدرضا شجریان بدان پاسخ دهند آنست که با چنین موضع و منع قانونی و شرعی ای که شجریان خود برای پخش آثارش از رسانه ملی ایجاد نموده است بر کدامین اصل و با کدامین مبنا از رسانه ملی تقاضا دارند تا اثر "ربنای" وی که به خواست خود صاحب اثر از پخش آن جلوگیری شده است برای بار دیگر از تریبون رسانه ملی چه صدا و چه سیما پخش گردد؟.

بهتر است رسانه های فوق قبل از طرح تقاضای خود از مسئولان رسانه ملی این موضوع را به خوبی تبیین نمایند که شجریان از سوی رسانه ملی مورد تحریم و بی مهری قرار نگرفت بلکه خود ایشان بود که مردم و رسانه ملی را تحریم کرد. اگر این رسانه ها خبری از اعلام موضع جدید جناب استاد شجریان در این رابطه دارند که دیگر رسانه ها و ازجمله خود رسانه ملی از آن بی خبرند بد نیست آن اخبار را منتشر نمایند شاید که منشا تغییراتی در نگاه فعلی گردد.

سعید ملکی

 

منبع: فارس نیوز


نظرات | ۱۳٩٢/٤/٢۳ - کاوه |لینک به نوشته

رکورد تبانی در فوتبال

تبانی باعث شد تا فدراسیون فوتبال نیجریه از محرومیت کامل چهار تیم حاضر در لیگ این کشور خبر دهد.
 
در دو بازی برای صعود به لیگ دسته یک نیجریه در مجموع 146 گل از خط دروازه‌ها عبور کرد! اتفاقی که با واکنش شدید فدارسیون فوتبال نیجریه همراه شد.
 
مسئولان فدراسیون فوتبال نیجریه اعلام کردند هر چهار تیمی را که در رسوایی فوتبال این کشور نقش داشتند، با محکومیت دائمی مواجه خواهد کرد.
 
دو تیم حاضر در لیگ دسته دو نیجریه برای صعود به لیگ دسته یک این کشور نیاز به تفاضل گل زیاد داشتند و در نهایت این دو تیم توانستند با دو نتیجه‌ عجیب 79 بر صفر و 67 بر صفر به پیروزی برسند تا صعودشان به دسته یک این کشور قطعی شود! در یکی از این بازی‌ها پلاتئو فدرس یکی از بازیکنان 72 گل از 79 گل تیمش را به ثمر رساند!
 
فدراسیون فوتبال نیجریه در واکنش به این دو نتیجه‌ عجیب گفت: یک شرمساری کامل برای فوتبال نیجریه رخ داد.

تمامی بازیکنان و مسئولان چهار تیم و مسئولان سازماندهی مسابقات به دلیل تبانی تحت پیگرد قانونی بوده و با محرومیت کامل مواجه خواهند شد. هر بازیکن و فردی که کوچک‌ترین نقش را در این دو بازی داشته‌اند، با محرومیت مواجه خواهند شد.

 

منبع: عصر ایران


نظرات | ۱۳٩٢/٤/٢٠ - کاوه |لینک به نوشته

شریعتمداری: خدمات دولت‌های نهم و دهم از مشروطه تاکنون بی‌نظیر بوده است

حسین شریتعمداری در یادداشت روز کیهان نوشت:

دکتر روحانی اگرچه هوشمندتر از آن است که در چنبره فریب اصحاب فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 گرفتار شود و به عنوان عضو چندین و چند ساله شورای عالی امنیت ملی با نشان اعتماد نمایندگی رهبر معظم انقلاب نمی‌تواند از هویت واقعی و افشا شده جماعت فتنه‌گر بی‌خبر باشد ولی شواهدی در دست است که از طراحی یک پروژه وارونه برای تخریب و نهایتا ناکامی ایشان در مسئولیت خطیری که بر عهده گرفته است حکایت می‌کند. این پروژه که مدعیان اصلاحات و اصحاب فتنه با پوشش بازگشت به سال 84 از آن یاد می‌کنند، شامل دو بخش به هم چسبیده «ورود» و «تخریب» است. بخوانید؛
این روزها، در آستانه انتقال دولت دهم به یازدهم، مجموعه مشترکی از دست‌اندرکاران دولت‌های سازندگی و اصلاحات و مخصوصا اصحاب فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88، عملیات روانی پرحجم و گسترده‌ای را برای انکار خدمات برجسته و کم‌نظیر- و در پاره‌ای از موارد بی‌نظیر- دولت کنونی سازمان داده و در این شیپور فریب می‌دمند که انگار قرار است «ویرانه»ای از دولت دهم به دولت یازدهم تحویل داده شود! این در حالی است که دولت آقای دکتر احمدی‌نژاد اگرچه طی 2 سال اخیر به علت نفوذ حلقه انحرافی در آن، از بستر قبلی خود زاویه گرفته است ولی تمامی شواهد موجود حاکی از آن است که دولت ایشان در خدمت‌رسانی به مردم و عمران و آبادانی کشور نه فقط نقش برجسته‌تری از همه دولت‌های پیشین داشته است، بلکه خدمات دولت‌های نهم و دهم در طول تاریخ دولت‌ها، از مشروطه تاکنون بی‌نظیر بوده است. همین ویژگی منحصر به‌فرد، دولت احمدی‌نژاد را در کانون توجه و حمایت گسترده و بی‌دریغ توده‌های عظیم مردم و شخصیت‌های دلسوز و دلداده به اصول و مبانی اسلام و انقلاب جای داده بود. این حرکت پرشتاب اما، در سال‌های پایانی دولت ایشان با نفوذ حلقه انحرافی و اقدامات تخریبی آن، نه فقط از شتاب افتاد بلکه در پاره‌ای از موارد به قهقرا کشیده شد و دقیقا از همین نقطه به بعد، حمایت‌های پیشین را در مقیاس وسیعی از دست داد و با اعتراض‌ها و انتقادهای فراوانی از سوی حامیان قبلی خود روبرو شد.
گفتنی است که علاوه بر دشمنان بیرونی، دو گروه مشخص نیز در داخل کشور از بیان واقعیت یاد شده به شدت پرهیز داشته و مخصوصا طی دو سال اخیر برای دور کردن خدمات برجسته و انبوه دولت احمدی‌نژاد از کانون توجه مردم تلاش کرده‌اند. اصحاب فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 و حلقه‌انحرافی.
این دو گروه اگرچه اصرار داشته و دارند که با دو چهره و شناسنامه متفاوت معرفی شوند ولی با نگاهی دقیق‌تر می‌توان دید، دو روی یک سکه هستند و یا دستکم آن که هدف تعریف شده مشترکی را دنبال می‌کنند. نیم‌نگاهی به روزنامه‌های ایران، خورشید، شهروند، خبرگزاری جمهوری اسلامی- ایرنا- و ده‌ها سایت خبری و اینترنتی و شمار فراوان دیگری از نشریات اقماری که مستقیما تحت مدیریت حلقه انحرافی قرار داشته و با بودجه دولت اداره می‌شوند، بیندازید! آیا در خروجی آنها اثر چندانی از خدمات دولت پیدا می‌کنید؟! بیشترین صفحات این روزنامه‌ها و فضای‌مجازی سایت‌های یاد شده به حاشیه‌سازی، دروغ‌پردازی، دور کردن نیروهای ارزشی و انقلابی از احمدی‌نژاد، تحریف مبانی شناخته شده دینی، اصرار بر پایان دوره اسلامگرایی، تلاش برای جابه‌جایی باورهای اسلامی و انقلابی با آموزه‌های ارتجاعی و قرون وسطایی غرب و مخصوصا تبلیغات ناشیانه و غلوآمیز درباره لیدر حلقه انحرافی و... اختصاص یافته است. این حرکت زشت و پلشت را فقط با نیم‌نگاهی به روزنامه‌ها، سایت‌ها و اظهارنظرهای اعضای حلقه انحرافی به وضوح می‌توان دید. حرکت مرموزی که با دست‌اندازی غیرقانونی و گناه‌آلود حلقه انحرافی به کانون‌های قدرت و ثروت همراه بوده است. کمترین پی‌آمد اقدامات تخریبی این حلقه که هنوز به‌درستی معلوم نیست چرا از حمایت بی‌دریغ و همه‌جانبه دکتر احمدی‌نژاد برخوردار بوده و هنوز هم هست، پایین کشیدن رئیس جمهور کنونی از بلندای افتخارآفرینی در دولت نهم و سال‌های آغازین دولت دهم بوده است. آیا می‌توان احتمال داد که چرخه مورد اشاره به طور تصادفی به چرخش افتاده و خدمات فراوان دولت را تحت‌الشعاع قرار داده است؟! بعید به نظر می‌رسد!
حالا به سیاه‌نمایی ناجوانمردانه اصحاب فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 علیه دولت احمدی‌نژاد که از شدت وضوح و فراوانی نیازی به توضیح ندارد، نگاه کنید، آیا، میان این سیاه‌نمایی‌ها و حرکت مرموز حلقه انحرافی، تفاوت چندانی می‌بینید؟! هر دو جریان، مقابله با اقدامات ارزشمند دولت احمدی‌نژاد را دنبال کرده‌‌اند. حلقه انحرافی با نفوذ و تغییر بستر حرکت دولت و اصحاب فتنه با سوار‌شدن بر موج انحراف.
و اما دولت آقای احمدی‌نژاد اگرچه در دو سال پایانی عمر خود از شتاب اولیه افتاده است ولی خدمات برجسته آن ماندگار است و غیرقابل انکار که بارها به آن پرداخته‌ایم و باز هم خواهیم پرداخت.
اکنون به پروژه وارونه‌ای که اصحاب فتنه و برخی از مدعیان اصلاحات برای دولت دکتر روحانی تدارک دیده‌اند و شواهد موجود از کلید خوردن زودهنگام آن حکایت می‌کند نزدیک می‌شویم. اصحاب فتنه، آقای روحانی را از خود نمی‌دانند و با توجه به مواضع اعلام شده ایشان که در بسیاری از موارد با مواضع رسما اعلام شده و شناخته شده آنان در تناقض است، موفقیت آقای روحانی را شکست دیگری برای مدعیان اصلاحات تلقی می‌کنند. اصحاب فتنه از یکسو اصرار دارند که افراد وابسته و نزدیک به خود را در دولت آینده جای دهند و از سوی دیگر، این توهم را القاء می‌کنند که دولت یازدهم فقط یک «ویرانه»! را از دولت دهم تحویل گرفته است. حالا تصور کنید اگر فتنه‌گرانی که احتمالا در دولت آقای روحانی به کار گرفته می‌شوند مانند ده‌سال حاکمیت خود بر دولت و مجلس در پی خدمت‌رسانی به مردم و رسیدگی به امور اقتصادی و معیشتی آنها نباشند که بارها نشان داده‌اند نیستند، آیا این کم‌کاری و بر زمین نهادن امور حیاتی و ضروری کشور را به حساب ویرانه‌ای که تحویل گرفته‌اند نمی‌نویسند؟! و باز هم مانند گذشته به بهانه توسعه سیاسی، خدمت به مردم را وا نمی‌نهند؟!
آقای روحانی رئیس جمهور منتخب مردم است و انتخاب اعضای کابینه حق قانونی ایشان است ولی با شناختی که می‌دانیم از اصحاب فتنه دارند، نباید جانب احتیاط را از دست بدهند و کسانی را به همکاری در دولت خویش دعوت کنند که ننگ وطن‌فروشی در فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 را بر پیشانی دارند، آنها رفیق قافله ایشان نیستند....

منبع: وبسایت روزنامه کیهان


نظرات | ۱۳٩٢/٤/۱٩ - کاوه |لینک به نوشته

پرونده "لباس شخصی‌ها" بسته می‌شود؟

با لباس شخصی‌ها بر‌خورد می‌شود. به نظر می‌رسد می‌خواهند برای همیشه پرونده لباس‌شخصی‌ها را ببندند. شاید باید دعای بسته‌شدن این پرونده را به جان رییس مجلس کرد که اگر در قم به او حمله نمی‌شد حالا‌ها صحبتی از پایان‌دادن به کار لباس‌شخصی‌ها به میان نمی‌آمد. 22‌بهمن، چند روز پس از یکشنبه سیاه مجلس، علی لاریجانی به قم رفت تا در آنجا سخنرانی کند، اما آن‌ها که لباس‌شخصی خوانده می‌شوند، با داد و فریاد و پرتاب نعلین و مهر مانع از ادامه سخنرانی او شدند.

در همین رابطه، منصور حقیقت‌پور، نائب‌رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، که ریاست کمیته پیگیری اتفاقات 22‌بهمن در قم را بر عهده داشته است، درباره آخرین وضعیت این پرونده گفت: «افرادی بودند که به ما توصیه می‌کردند دنبال موضوع خاصی نباشید و این کار سازماندهی شده نبوده است و هنر بزرگ ما این بود که تمامی دستگاه‌ها را مجاب کردیم که این اتفاق سازماندهی شده است.»

    وی در گفت‌وگو با خبرآنلاین، تصریح کرد: «بیش از 2500‌ساعت برای به‌نتیجه‌رسیدن این پرونده کار انجام شده است و فکر می‌کنم این پرونده اجازه می‌دهد که برای اولین و آخرین‌بار موضوع لباس‌شخصی‌ها بسته شود.» وی درباره احتمال وجود رابطه میان خاطیان این پرونده و معادنان نظام گفت: «افرادی که در این پرونده مقصر هستند رابطه‌ای با معاندان نظام ندارند.» داستان لباس‌شخصی‌ها یا همان خودسرها، داستان امروز و دیروز نیست. سال‌هاست که جامعه ایرانی از آن‌هایی که خودسر و گروه فشار و لباس‌شخصی و انصار حزب‌الله خوانده می‌شوند رنج می‌برد؛ گروه‌هایی که تابع هیچ قانونی نیستند و در‌واقع خود، هم قانون هستند و هم اجرا‌کننده قانون.

    از مرغ آمین تا کوی دانشگاه

ریشه جریان‌های خودسر چندان مشخص نیست. می‌توان ریشه آن را در اوایل دهه 60 جست‌و‌جو کرد. آن زمان که دانشگاه‌ها پر از سخنرانی گروه‌های مختلف بود و عده‌ای به سخنرانی‌ها حمله می‌کردند و بساط سخنرانان را بر هم می‌زدند. چند صباحی این داستان‌ها متوقف و کم‌رنگ‌تر شد. اما از اوایل دهه 70 کم‌کم نیروهای لباس‌شخصی از پراکندگی درآمدند و در قالب انصار حزب‌الله فعالیت‌های خود را آغاز کردند. سایت انصار حزب‌الله تاریخ آغاز به‌کار این تشکیلات را دی‌ماه سال ۱۳۷۰ ذکر می‌کند. سال 1374 انتشارات «مرغ آمین» کتابی منتشر می‌کند؛ انتشار این کتاب خشم این گروه را به همراه دارد. انصار حزب‌الله در اعتراض به چاپ کتاب نسبت به آتش‌زدن دفتر این ناشر در خیابان کریم‌خان تهران اقدام می‌کند.

پس از آن در برابر فیلم آدم‌برفی اعتراضات گسترده‌ای را آغاز و در مقابل سینما قدس تهران تجمع کردند. این تجمع به درگیری و شکسته‌شدن شیشه‌های سینما انجامید. اکبر عبدی و نقش او در این فیلم دلیل اعتراض انصار حزب‌الله بود. حضور آن‌ها در هشت سال دولت اصلاحات پررنگ‌تر شد. هرجا دانشجویان بودند و هرجا سخنرانی بود و هرجا اصلاح‌طلبی می‌خواست سخنی بیان کند، لباس‌شخصی‌ها هم در آنجا حضور پیدا می‌کردند و سخنرانی را برهم می‌زدند. از سردادن شعارهایی علیه دانشجویان تا قطع سخنرانی سخنرانان و حمله به محل سخنرانی، آن‌ها همه کار می‌کردند. دو وزیر (عبد‌الله نوری، وزیر کشور وقت و عطا‌الله مهاجرانی، وزیر ارشاد وقت) سیدمحمد خاتمی در نمازجمعه توسط همین افراد مورد حمله قرار گرفتند. بزرگ‌ترین چالش آن‌ها حضور دکتر عبدالکریم سروش در دانشگاه بود و در آبان 76 از ورود دکتر سروش به دانشگاه امیرکبیر ممانعت به عمل آوردند.

 در دی‌ماه سال 77 نیز علیه آیت‌الله طاهری، نماینده ولی‌فقیه و امام‌جمعه اصفهان، در نمازجمعه شعار سر دادند و با پرتاب سنگ و چوب و آهن به طرف جایگاه نمازجمعه مانع از اقامه نماز شدند. اما اوج فعالیت آن‌ها در حمله به خوابگاه دانشجویان در ۱۸‌تیر ۱۳۷۸ است. جمعه ۱۸‌تیر دانشجویان در اعتراض به توقیف روزنامه سلام، در خوابگاه کوی دانشگاه واقع در خیابان امیر‌آباد اعتراض می‌کنند؛ اعتراضی که می‌رفت با پراکنده‌شدن دانشجویان تمام شود، با حمله ناگهانی لباس‌شخصی‌ها، به داخل کوی دانشگاه و خوابگاه‌های دانشجویی به یک حادثه تبدیل می‌شود.

به دنبال حضور نیروهای لباس‌شخصی در خوابگاه دانشجویان، نیروی انتظامی هم وارد خوابگاه می‌شود و با دانشجویان برخورد می‌کند. دو سال پس از این رویداد قوه‌قضاییه نظری، فرمانده نیروی انتظامی وقت، را تبرئه کرده و فقط یک سرباز به نام اروجعلی ببرزاده، به‌‌دلیل دزدیدن یک دستگاه ریش‌تراش محکوم شد. ۱۵۹‌نماینده مجلس ششم این اقدام را محکوم کردند. در مرداد‌ماه سال ۱۳۷۹ مسئولان دفتر تحکیم وحدت از استانداری لرستان درخواست مجوز برای برگزاری هفتمین جلسه این سازمان دانشجویی را کردند. پس از موافقت مسئولان وقت استانداری لرستان این جلسه در تاریخ چهارشنبه دوم شهریور ۱۳۷۹ و با پیام محمد خاتمی در خرم‌آباد آغاز شد. پس از آغاز اجلاس عده‌ای لباس‌شخصی با تظاهرات و ایجاد تنش سعی در بر‌هم‌زدن اجلاس را داشتند.

این تنش‌ها تا روز سوم برگزاری اجلاس ادامه داشت و در این بین از سخنرانی بعضی سخنرانان مدعو ممانعت به‌عمل آمد. این تجمع درنهایت باعث درگیری میان لباس‌شخصی‌ها و هواداران دفتر تحکیم وحدت شد. گروه‌های فشار با محاصره فرودگاه خرم‌آباد از حضور عبدالکریم سروش و محسن کدیور در اردوی دفتر تحکیم وحدت جلوگیری و به ضرب‌و‌شتم آنان پرداختند. یکی دیگر از اقدامات خودسرانه در دولت اصلاحات، ترور سعید حجاریان بود. این اتفاق به دست سعید عسگر از نیروهای خودسر صورت گرفت. او به همراه محسن مرتضی مجیدی که موتور را می‌راند حجاریان را در ۲۲ اسفند ۱۳۷۸ روی پلکان ساختمان شورای شهر مورد سوءقصد قرار داد. گلوله شلیک‌شده به گونه سعید حجاریان اصابت کرد و وارد گردن او شد. حجاریان به طرز معجزه‌آسایی زنده ماند، با وجود این وی تا به امروز از عوارض این حادثه رنج می‌برد.

    نقش نیروهای خودسر در دولت احمدی‌نژاد
 در خرداد‌ماه سال 84 موتورهای آشنا در تهران بودند که با عکس احمدی‌نژاد رژه می‌رفتند. این‌بار آن‌ها دیگر مخالف دولت نبودند. نیروهای لباس‌شخصی یا همان انصار حزب‌الله از سال 84 خیابان‌ها را رها می‌کنند. حالا دولت ارزشی و مکتبی بر سر کار آمده است. آن‌ها دیگر کاری ندارند. دانشگاه و خیابان و سینما و کتاب از این پس توسط خود دولت کنترل می‌شود و نیازی نیست که آن‌ها کنترل‌کننده باشند. دولت هم که حرف اضافی نمی‌زند که آن‌ها بخواهند کفن‌پوش و فریاد‌زنان به خیابان بیایند. البته تمام مدت هم نیروها مشغول ماه‌عسل با دولت نبودند. اسفند‌ماه 90 انصار حزب‌الله از سیاست‌های فرهنگی وزارت ارشاد دولت دهم عصبانی می‌شود. البته مدت‌هاست روابط شکر‌آب شده است.

اظهارات مشایی مورد پسند آن‌ها نیست. رفتار احمدی‌نژاد را دیگر تایید نمی‌کنند، اما درعین‌حال اعتراض چندانی هم نمی‌کنند. بارها منتقدان این جریان اعلام کردند که زمان دولت اصلاحات کمتر از این گفته شده بود، کفن‌پوش به خیابان می‌آمدید، اما چشم خود را روی رفتارهای دولت دهم بسته‌اید. به نظر می‌رسید این جریان خار در چشم و استخوان در گلو سکوت کرده بود. فقط در مقابل اکران فیلم «زندگی خصوصی» و «گشت ارشاد» نتوانستند سکوت کنند و با تجمع خود مانع از اکران آن فیلم شدند. البته یک‌بار هم در سخنرانی محمود احمدی‌نژاد در شب 14‌خرداد در حرم حضرت امام‌(ره) اعتراضاتی صورت گرفت، اما چون احمدی‌نژاد همیشه به اعتراضات بی‌توجه است به سخنانش ادامه داد. در طی دولت احمدی‌نژاد اگر رفتارهای خودسرانه‌ای هم بود بیشتر با مخالفان دولت صورت می‌گرفت. مانند آنچه بر علی لاریجانی در قم و سیدحسن خمینی در مرقد امام(ره) در سالگرد ارتحال پدربزرگش در سال 89 رفت.

برخورد با خودسرها

علی یونسی سال گذشته در گفت‌وگویی که با روزنامه بهار داشت در ارتباط با حضور نیروهای خودسر در دولت اصلاحات و عدم برخورد با این جریان‌ها گفت: «این‌ها یک جریان هستند نه چند شخص. سیاست وزارت اطلاعات در آن زمان محدود‌سازی گروه‌های فشار و خودسر بود و تا حدود بسیاری هم موفق شد، ولی قوه‌قضاییه غالبا در مقام برخورد با گروه‌های افراطی منفعلانه و ضعیف عمل کرده است. زمانی‌که من وزیر شدم اعلام کردم با نیروهای خودسر برخورد می‌کنم. تقریبا به جز دو تا شهر همه جا تعطیل شد. این‌ها یک ویژگی‌های شخصی دارند که خیلی گستاخ هستند و احساس امنیت هم می‌کنند. این تشری که مدتی پیش مقام معظم رهبری به این‌ها زد تا مدتی به کما می‌روند ولی به شکل دیگر حتما شروع خواهند کرد.»

البته او تصریح می‌کند که زورشان به این گروه‌ها نرسید: «برای این‌که یک گروهی خودش را وابسته کرد به روحانیت که ما حریف آن نبودیم. ما حریف کسانی که لباس مقدس روحانیت را پوشیده بودند، نشدیم. یک‌بار خود من هم رفته بودم به جامعه مدرسین می‌خواستم گزارشی بدهم. عده‌ای آنجا جمع شده بودند که کارشان همین است که یک زمان‌هایی بیایند بنشینند آنجا و شعار دهند. مزاحم من هم می‌شدند و من صلاح نمی‌دانستم خیلی با روحانیت در این جهت درگیر شوم ولی به طرق دیگری محدودشان کردیم.»حالا زمان آن رسیده است که برای حضور این نیروهای خودسر در جامعه سیاسی ایران پایانی نوشته شود. اگر دولت اصلاحات آن‌گونه که لازم بود نتوانست با لباس‌شخصی‌ها برخورد کند و دولت اصولگرای احمدی‌نژاد عزمی نداشت، ظاهرا مجلس اصولگرا می‌خواهد بساط لباس‌شخصی‌ها را برچیند.

 

منبع: فرارو به نقل از روزنامه بهار


نظرات | ۱۳٩٢/٤/۱۸ - کاوه |لینک به نوشته

بر سر در کاروانسرایی ...

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی به رئیس سازمان صدا و سیما در خصوص پخش تصاویر نامناسب در زمان برگزاری مسابقات والیبال لیگ جهانی و فوتبال جام کنفدراسیون ها تذکر داد.

علی مطهری عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرنگار پارلمانی مهر ضمن انتقاد از پخش تصاویر بانوان بدون پوشش ایرانی در زمان برگزاری مسابقات اول تیم های والیبال ایران و ایتالیا و همچنین تصویر نیمه برهنه یک خواننده زن غربی در مسابقه فوتبال اسپانیا و ایتالیا، گفت: نشان دادن این گونه تصاویر از  رسانه ملی این معنی را تداعی میکند که عفاف و حجاب چندان برای نظام جمهوری اسلامی اهمیت ندارد و نمایش بی مهابای زنان بدون پوشش ایرانی در خارج کشور موجب رسمیت یافتن بی حجابی در داخل کشورمی شود.

نماینده مردم تهران اظهار داشت: در تماس تلفنی که با رئیس صدا و سیما داشتم این موضوع را به وی متذکر شدم که آقای ضرغامی این انتقاد را پذیرفت و با بیان اینکه هیچ عمدی در پخش این تصاویر وجود نداشته است این امر را ناشی از مشکلات پخش زنده مسابقات ورزشی در خارج از کشور دانست.

مطهری در ادامه تصریح کرد: البته در پخش بازی دوم والیبال ایران و ایتالیا که پیروزی حق ایران بود این اشکال وجود نداشت و من از صدا و سیما تشکر می‌کنم.

منبع: عصر ایران

مخلص کلام اینکه: ایمان و امان به سرعت برق--- می رفت که مومنین رسیدند!


نظرات | ۱۳٩٢/٤/۱٠ - کاوه |لینک به نوشته

روحانی کافی نیست، خاتمی را هم اضافه کنید!

عصرایران - اصرار برخی اصول گرایان بر این که دکتر حسن روحانی را در زمره اصول گرایان قلمداد کنند و به استناد آن ، خرسندی اصلاح طلبان و اعتدال گرایان از پیروزی او را ناموجه جلوه دهند چند پرسش ساده را قابل طرح می سازد:

- اگر روحانی به عنوان یک اصولگرا وارد صحنه شد چرا در برنامه های خبری سیما و خصوصا پس از احراز نشدن صلاحیت هاشمی رفسنجانی از او و محمدرضا عارف به عنوان کاندیداهای  اصلاح طلبان یاد می شد؟
در آن زمان، نیاز داشتند بگویند: نگاه کنید! اصلاح طلبان هم در این انتخابات کاندیدا دارند ( و درست هم می گفتند) ولی وقتی روحانی پیروز شد ، برای این که نگویند اصلاح طلبان پیروز شدند ، مواضع قبلی شان را عمداً فراموش کردند. 

- اصولگرا خواندن حسن روحانی بیشتر به استناد سابقه عضویت او در جامعه روحانیت مبارز صورت می پذیرد. این در حالی است که هاشمی رفسنجانی نیز عضو موسس همین تشکل است و می دانیم که از سال 88 به این سو این دو به اضافه چند عضو شاخص دیگر مانند علی اکبر ناطق نوری و محسن دعاگو در جلسات جامعه روحانیت مبارز شرکت نکرده اند.
دکتر روحانی در مصاحبه با ماهنامه همشهری ماه به صراحت به این موضوع اشاره کرده بود.

جعفر شجونی عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت نیز در گفت و گو با روزنامه آرمان (27 خرداد 92)ضمن یادآوری این موضوع تصریح کرده است که پیام تبریک نخواهد فرستاد. با این وصف در این که خاستگاه  روحانی جامعه روحانیت است تردیدی وجود ندارد اما انکار نسبت او با هاشمی و خاتمی صداقت یا اطلاعات گوینده را زیر سوال می برد. 

انتخابات 24 خرداد

- اگر حسن روحانی با تابلوی اصولگرایی وارد عرصه انتخابات شد چرا هیچ یک از تشکل های اصولگرا و حتی بخش سنتی این اردوگاه شامل جامعه روحانیت مبارز، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و حزب موتلفه اسلامی از او حمایت نکردند و بعضاً به صورت رسمی آقای دکتر ولایتی را معرفی کردند؟ مهم تر این که چرا چند کاندیدا را به رقابت با او فرستادند؟ چرا روزنامه کیهان در روزهای آخر اصولگرایان را به باد انتقاد می گرفت و آنها را شماتت می کرد که چرا ائتلاف نمی کنید تا جلوی پیروزی اصلاح طلبان را بگیرید؟ اگر روحانی اصولگرا بود ائتلاف در مقابل او چه معنی داشت؟ اگر آقایان روحانی را اصولگرا می دانستند ،آیا بهتر نبود با خود او ائتلاف می کردند تا آرای رییس جمهور منتخب به 30 میلیون ارتقا یابد؟!

- در تبلیغات انتخاباتی به تصریح و در مناظره ها به تلویح ،حسن روحانی متهم شد که گفتمان سازش را نمایندگی می کند. از این رو سعید جلیلی به عنوان سخنگوی گفتمان مقاومت در انتخابات معرفی و تبلیغ می شد. جلیلی البته خود اصطلاح «جریان تردید» را نیز به ادبیات سیاسی ایران اضافه کرد که نشان می داد بی میل نیستند حتی دکتر ولایتی را نیز از دایره اصولگرایی بیرون بگذارند. با این اوصاف روحانی چگونه در آن دایره جای می گیرد؟ چرا آقایانی که اکنون سنگ اصولگرایی روحانی را به سینه می زنند ، در آن زمان که او آماج حملات و اتهامات بود ، از وی دفاع نمی کردند و حتی خود به او می تاختند؟!

- نفی ادعای اصولگرایی دکتر روحانی البته  به منزله اصلاح طلب دانستن او -به معنی خاص کلمه- نیست. کما این که نه خود  چنین داعیه ای داشت و دارد و نه اصلاح طلبان. گزاره درست این است که او خود را نماینده گفتمان اعتدال می دانست و می داند و اصلاح طلبان با اعلام حمایت خاتمی و انصراف عارف ، نقش موثری در پیروزی او ایفا کردند.

این را نیز نباید از نظر دور داشت قطعا بخشی از آرای اصولگرایان (سنتی و نه رادیکال) به سبد روحانی واریز شد. هر چند که تلاش اصولگرایان رادیکال  برای مصادره روحانی از یک  منظر می تواند به سود او باشد. چه، شاید دست کم تا مدتی سراغ او نروند و او را نیازارند!

اصلاح طلب و اصولگرا و اعتدالی و هر اصطلاح دیگر را- که در جای خود و در معرفی و تبارشناسی بسیار هم مفید است -عجالتا واگذاریم؛ حسن روحانی هر یک از اینها که باشد یا نباشد با ارایه یک برنامه و گفتمان  مشخص موفق به جلب آرای 19 میلیونی مردم ایران و کسب مقام ریاست جمهوری شد.

این گفتمان نه نسبتی با ماجراجویی در سیاست خارجی دارد و نه با ایجاد فضای امنیتی در داخل. نه نسبتی با اقتصاد دولتی دارد و نه نگاه سرهنگی به مقولات فرهنگی. اگر این گفتمان اصول گرایی است حسن روحانی اصولگراست و سیدمحمد خاتمی نیز در راس اصول گرایان قرار دارد و نام او را نیز باید به این فهرست افزود ؛ در این صورت برای گفتمان دیگر باید نامی تازه جُست.

 

منبع: عصر ایران


نظرات | ۱۳٩٢/٤/۱ - کاوه |لینک به نوشته

این عوعو سگان شما نیز بگذرد

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی (سیف فرغانی) از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) [færɢɒnæ] مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه اشعار او از غزل و فصیده و قطعه و رباعی حدود ده الی یازده هزار بیت است. وی ارادتی وافر به سعدی داشته و بین آن دو مکاتباتی نیز بوده است. این شاعر بزرگوار در سال ۷۴۹ هجری در یکی از خانقاه های آقسرا وفات یافت. قصیدهٔ او که با مصرع «هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد» آغاز می‌شود و گویا خطاب به مغولان مهاجم سروده شده از اشعار معروف این شاعر آزاده است.

 

هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد

هم رونق زمان شما نیز بگذرد

وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب

بر دولت آشیان شما نیز بگذرد

باد خزان نکبت ایام ناگهان

بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد

آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام

بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد

ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز

این تیزی سنان شما نیز بگذرد

چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد

بیداد ظالمان شما نیز بگذرد

در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت

این عوعو سگان شما نیز بگذرد

آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست

گرد سم خران شما نیز بگذرد

بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت

هم بر چراغدان شما نیز بگذرد

زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت

ناچار کاروان شما نیز بگذرد

ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن

تأثیر اختران شما نیز بگذرد

این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید

نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد

بیش از دو روز بود از آن دگر کسان

بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد

بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم

تا سختی کمان شما نیز بگذرد

در باغ دولت دگران بود مدتی

این گل، ز گلستان شما نیز بگذرد

آبی‌ست ایستاده درین خانه مال و جاه

این آب ناروان شما نیز بگذرد

ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ طبع

این گرگی شبان شما نیز بگذرد

پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست

هم بر پیادگان شما نیز بگذرد

ای دوستان! به نیکی خوهم1 دعای سیف

یک روز بر زبان شما نیز بگذرد

 

 

______________________________________________________________

پی نوشت:

1- در آسیای میانه خاصه تاجیکستان کلمه خواستن را به نحوی که در ایران تلفظ می شود، ادا نمی کنند و به همان نحوی که در شعر سیف آمده یعنی “خوهم” Khoham” قرائت می نمایند.


منبع: گنجور


نظرات | ۱۳٩٢/٤/۱ - کاوه |لینک به نوشته

onLoad and onUnload Example