برای نازنین
 
آیت الله جنتی: چرا یک دختر دانشجو باید بدحجاب باشد؟

به گزارش عصر ایران به نقل از ایسنا، آیت الله احمد جنتی خطیب موقت نماز جمعه‌ی تهران در خطبه‌های دوم نماز جمعه‌ی این هفته با اشاره به آغاز هفته ی دفاع مقدس، ضمن تبریک این هفته، اظهار کرد: همگان دوست دارند که در حد توان خود در مورد دفاع مقدس فکر کنند؛ چرا که تفکر در مورد دفاع مقدس از هر دانشگاهی برای ما آموزنده‌تر است.


دفاع مقدس

 

وی با اشاره به تلفات و خسارت‌های دفاع مقدس، افزود: دفاع مقدس نعمت بزرگی برای کشور ما بود.تلفات و خسارات این دفاع در مقابل برکات آن بسیار ناچیز بشمار می‌آیند.


خطیب موقت نماز جمعه‌ی تهران با اشاره به سال‌های ابتدایی دوران دفاع مقدس، خاطرنشان کرد: در آن زمان دشمن باور نمی‌کرد با توجه به این که حکومتی تازه و نوظهور بوجود آمده بود و ارتش ایران آمادگی کامل برای مقابله را نداشت در این دوران باشکست مواجه شود. آن‌ها طبق محاسبات عادی خود اطمینان داشتندکه می‌توانند در فرصتی کوتاه خوزستان را بدست بیاورند و در فرصتی دیگر به تهران برسند.


جنتی ادامه داد:‌ هیچ کسی باور نمی‌کرد که ایران بتواند در مقابل ارتش قدرتمند عراق که با حمایت‌های قدرت‌های غربی، آمریکایی و اسرائیلی حمله را آغاز کرده بود، مقاومت کند و آن را شکست دهد.


وی با اشاره به تشکیل سپاه و بسیج در دوران دفاع مقدس خاطرنشان کرد: امام خمینی در آن زمان تنها ارتش را به میدان جنگ نفرستاد. امام ارتش را تقویت کرد، ولی ارتش کافی نبود، لذا ایشان مردم را برای حضور در جبهه‌های جنگ بسیج کردند. ایشان سپاه و بسیج را تشکیل دادند و مردم عادی نیز عاشقانه روانه‌ی جبهه‌ها شدند.


امام جمعه‌ی موقت تهران ادامه داد: در روزهای دفاع مقدس مساله‌ی شهادت که مساله‌یی مرده و فر اموش شده به شمار می‌آمد، بار دیگر مطرح شد. عشق به شهادت و آرزوی شهادت در راه خدا در روزهای دفاع مقدس در جوانان شعله‌ور شد.


جنتی با تاکید بر این که باید دفاع مقدس اسلام را زنده کرد، یادآور شد: در دوران دفاع مقدس در شرایطی که کسی معنای ایثار و فداکاری در راه خدا را نمی‌دانست، در میان جوانان روحیه ایثار و فداکاری به وجود آمد. جبهه‌ها از بچه‌های پاک دل عاشق پر شد.


وی با بیان این‌که آن‌ها برای حضور در جبهه‌ها هیچ درخواستی نداشتند، گفت: آن‌ها نه به دنبال پست و نه به دنبال درجه و پول بودند، آن‌ها تنها اطاعت از خدا، اطاعت از فرمان امام، شهادت و جهاد در راه خدا را می‌خواستند. درب بهشت در این دوران گشوده شد.

سپاه

 

امام جمعه‌ی موقت تهران در بخش دیگری از صحبت‌هایش با اشاره به تاسیس سپاه خاطرنشان کرد: مقاومت، ایستادگی، اخلاص و صداقت از ویژگی‌های سپاه به شمار می‌آمد. سپاه این ارتش الهی براساس تقوا، ایمان به خدا و اطاعت از ولی‌امر مسلمین به وجود آمد. درسپاه بهترین، سالم‌ترین و صادق‌ترین نیروها تربیت شدند.


دبیر شورای نگهبان با بیان این‌که در حال حاضر بسیاری از نیروهای زبده‌یی که دردستگاه‌های حکومتی فعالیت می‌کنند، از سپاهیان هستند، گفت: چنانچه ما در دستگاه خودمان نیازمند نیروی جدیدی باشیم، اولویت قطعیمان با سپاهیان است؛ چرا که آن‌ها امتحان خود را پس داده‌اند و نشان داده‌اند که دنیادار نیستند. آن‌ها ثابت کرده‌اند که به دنبال پول نیستند و از قدرتی که به آن‌ها داده است، سوء استفاده نمی‌کنند، آن‌ها خدمتگذار به مردم هستند.


جنتی خطاب به سپاهیان گفت: ای برادران و فرماندهان عزیز سپاه همواره سعی کنید که این روحیات خود را حفظ نمایید و دقت داشته باشید که هیچ گاه مال طلبی در شما پیدا نشود. کسی به دنبال پول نرود؛ چرا که اگر این کار را انجام دهد دیگر سپاهی نیست. دنبال پست و مقام نباشید و تلاش داشته باشید که همچون آن‌هایی که در دوران صدر اسلام و در جنگ‌های بدر و احد بودند، ارتشی الهی باشید. تلاش کنید همانطور که از ابتدا بودید تا پایان نیز این گونه بمانید.

حجاب


امام جمعه‌ی موقت تهران در بخش دیگری از صحبت‌هایش با اشاره به تاکید رئیس جمهور به اجرای کامل و بدون افراط و تفریط قانون عفاف و حجاب، اظهار کرد: معتقدیم که دولت باید این قانون را پیگیری کند و صرفا صحبت از اجرای این قانون نزنیم. آن‌هاباید مامورینی برای پیگیری و نظارت بر اجرای این قانون بگذارند.


وی با بیان این که قانون مربوط به عفاف و حجاب باید از کارمندان دولت آغاز شود، ادامه داد: معتقدم دولت باید اجرای این قانون را ابتدا از جیره‌خوارها و حقوق بگیران خود آغاز کند. دولت باید از آن‌هایی که انتهای ماه از او حقوق می‌گیرند این قانون را آغاز کند و این افراد را ملزم به رعایت حجاب اسلامی نماید.


دبیر شورای نگهبان با بیان این که اجرای قانون در کوچه و بازار و کنار دریاها مشکل است، ولی محال نیست، اظهار کرد: بسیار آسان است که در ادارات، بیمارستان‌ها و دانشگاه‌ها قانون مربوط به عفاف و حجاب اجرا و رعایت شود.


وی ادامه داد: چرا یک دختر دانشجو باید بدحجاب باشد؟ چرا دختران دانشجو که با حجابی مناسب و چادر وارد دانشگاه‌ها ‌می‌شوند، چادر را بر میدارند؟


جنتی با تاکید بر لزوم اجرای قانون عفاف و حجاب دردانشگاه‌ها، گفت: دانشجویان در دانشگاه نمره می‌خواهند و برای کسب این نمره هر صحبتی را گوش می‌دهند، لذا می‌توان به آن‌ها این تذکر را داد که چنانچه حجابشان را رعایت کردند این اجرای قانون در نمره و انضباط آن‌ها تاثیرگذار است. بااین شرایط مسلما آن‌ها این قانون را رعایت می‌کنند؛ چرا که زحمتی برای آن‌ها ندارد.


امام جمعه‌ی موقت تهران در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به قهرمانی تیم ملی کشتی در رقابت‌های جهانی و تبریک به مناسبت این قهرمانی خطاب به این ورزشکاران و قهرمانان، گفت: ای برادر ما در عکس سجده‌ی شما را دیدیم ،بدان که خدا این توفیق را به تو داده است و هرچه که دارید از خداوند است، لذا هیچ وقت خداوند را فراموش نکن و نماز خودت را مرتب بخوان.


سوریه


وی در بخش دیگری از صحبت‌هایش بااشاره به اتفاقات اخیر سوریه اظهار کرد:‌ اکنون سوریه وضع فلاکت‌باری دارد. دراین دوره گروهی به نام القاعده که هدفشان خون خوردن است، در حال فعالیت هستند. آن‌ها فقط می‌کشند.


وی با اشاره به تهدیدات آمریکا نسبت به حمله به سوریه اظهار کرد: آمریکایی‌ها از طرفی به دنبال حمله و قدرت نمایی در سوریه هستند، از طرف دیگر می‌دانند که این اقدام برایشان گران تمام می‌شود. آن‌ها می‌دانند که بسیاری از قدرت‌های دنیا مخالف این اقدام هستند، لذا در مورد حمله به سوریه مردد هستند.


جنتی ادامه داد: اگر واقعا در آن‌ها عقلی باشد باید از خر شیطان پایین آمده و این مسائل را در جلسات مذاکره سیاسی برطرف کنند و بااین کار خود، نه خود را ذلیل کنند و نه مردم سوریه را ناراحت .


سیره امام رضا

 

جنتی در خطبه‌ی اول نماز جمعه تهران با اشاره به ایام ولادت امام رضا (ع) ضمن تبریک به مناسبت این ایام به بیان ویژگی‌های امام ر ضا (ع)‌پرداخت و گفت: ایشان هیچ گاه ، هیچ حاجتمندی را بی‌پاسخ نمی‌گذاشتند و در حدی که در توانشان بود حاجت آن‌ها را روامی‌کردند.


وی افزود : امام رضا (ع) هیچ گاه با غلامان و کنیزان خود باتندی برخورد نمی‌کردند، ایشان در زمان غذا خوردن نیز همگان و حتی غلامان و کنیزان خود را دعوت به حضور در کنار سفره می‌کردند. امام رضا (ع) شب‌ها خیلی کم می‌خوابیدند و مشغول عبادت بودند.


جنتی در بخش دیگری ازصحبت‌هایش بااشاره به دوران حیات امام رضا (ع) و عیاشی‌ها و هدر رفتن بیت‌المال در دوران حکومت بنی‌ عباس ، گفت: برای امام رضا (ع)‌ درد قدرت و تنهایی قابل تحمل بود، ولی آنچه که طاقت را از ایشان گرفته بود، ولخرجی‌های بیت‌المال‌ بود.


وی در بخش دیگری از صحبت‌هایش با اشاره به آگاهی و علم امام رضا (ع) خاطرنشان کرد: ایشان در زمان حیات خود هرچقدر که می‌توانیستند علوم آل محمد را منتشر می‌کردند. ایشان مردم و علمایی که اطلاعی نداشتند را جمع می‌کردند و علوم آل محمد را در بین‌ آن‌هاانتشار می‌دادند.

 

منبع: عصر ایران


نظرات | ۱۳٩٢/٦/٢٩ - کاوه |لینک به نوشته

فرزند اعدامی آیت‌الله جنتی که بود؟

حسین جنتی لادانی - فرزند آیت‌الله احمد جنتی - عضو سازمان مجاهدین خلق (منافقین) بود که در روز ۲۳ خرداد سال ۱۳۶۱ در خانه تیمی خود بر اثر درگیری با نیروهای امنیتی و سپاه پاسداران کشته شد. روایت دیگری در مورد حسین جنتی وجود دارد که از دستگیری و محاکمه و نهایتا اعدام وی حکایت می‌کند.

پارسینه با این مقدمه ادامه داد: همسر حسین جنتی، فاطمه سروری که در سال ۱۳۵۹ با حسین ازدواج کرده بود، بعدها در سال ۱۳۶۷ در عملیات مرصاد کشته شد.

حاصل ازدواج حسین و فاطمه فرزندی بود به نام عاصف که این نوه آیت‌الله جنتی بعد از مرگ پدر و مادرش نزد پدربزرگ خود زندگی کرد تا اینکه بعدها در سال 1375 در سن ۱۸ سالگی در حالی که مشغول امر به معروف و نهی از منکر بود، بر اثر یک حادثه رانندگی درگذشت. هم‌اینک در ضلع شمالی میدان انقلاب، خیابانی به نام عاصف جنتی نامگذاری شده است.

 

منبع: فرارو


نظرات | ۱۳٩٢/٦/٢٠ - کاوه |لینک به نوشته

تنها صداست که می ماند

خالق صداهای خاطره انگیز کودکیمان، هفته گذشته از بین ما رفت. اصغر افضلی نقشهای زیادی را با صدای رنگین کمانی خود ماندگار ساخته بود: وروجک و آقای نجار (وروجک)، گوریل انگوری (بیگلی بیگلی)، کارآگاه گجت، قلعه هزاراردک، رابین هود (پرنس جان)، پسر شجاع (روباه)، بلفی و لی‌لی‌بیت (عموی بلفی)، گربه های اشرافی (ادگار)، لورل و هاردی (استنلی لورل)، هزاردستان (به جای جهانگیر فروهر)، دایی جان ناپلئون (به جای مادر آسپیران غیاث آبادی با بازی پروین سلیمانی) و ... . به پاس تمام خاطراتی که از او داریم و لبخندهایی که بر لبان کودکان ایرانی نشاند، یادش را گرامی می داریم. روانش شاد


نظرات | ۱۳٩٢/٦/۱٥ - کاوه |لینک به نوشته

حرف هاشمی ملاک نیست!

روزنامه کیهان دیروز نوشت:

آخرین اظهارات هاشمی رفسنجانی در جریان سفر به مازندران و سخنرانی در مراسم سالگرد ارتحال آیت‌‌الله صالحی مازندرانی در شهر شیرگاه سوادکوه و ادعای استفاده دولت سوریه از سلاح‌ شیمیایی علیه شهروندان خود با تعجب آمیخته به‌ملامت بسیاری از مردم و کارشناسان روبرو شد. ادعای هاشمی در حالی است که مجلس عوام انگلیس به دلیل دروغ بودن اصل این ادعا، با همراهی آمریکا در حمله به سوریه مخالفت کرد. دولت آمریکا و انگلیس و رژیم صهیونیستی نیز تاکنون در این‌باره هیچ سندی ارائه نکرده‌اند. با این وجود هاشمی در شیرگاه مدعی شده که «مردم سوریه از طرف حکومت خودشان مورد حمله شیمیایی واقع شده‌اند و حالا هم باید منتظر حمله خارجی‌ها باشند»!!
فایل صوتی این اظهارات در حالی منتشر شده که پیش از این رضا سلیمانی مدیرکل روابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت نظام ادعای نعیمه اشراقی خواهر زن رضا خاتمی درباره بیان اظهارات مشابه از سوی هاشمی در دیدار با «جمعی از مردم اصفهان» را تکذیب کرده بود. نعیمه اشراقی 7 شهریور در صفحه فیس‌بوک خود خبر داده بود که هاشمی در این دیدار گفته «دولتی که ملت خود را بمباران شیمیایی کند، عواقب سخت آن را خواهد دید»!! هر چند رضا سلیمانی ادعای نعیمه اشراقی را تکذیب کرد اما چند روز بعد انتشار ویدئوی سخنان مشابه وی در سوادکوه راه تکذیب را دشوار کرد و این تلقی را پدید آورد که وی با ادعایی که حتی باراک اوباما و دیوید کامرون هم درباره آن ابراز تردید می‌کنند، اعتبار و حیثیت خود را به حراج گذاشته است!
اظهارات هاشمی رفسنجانی فارغ از خاستگاه آن، نمونه روشن ماجراجویی و بهانه‌تراشی برای دشمنان خون‌آشام ملت‌های مسلمان منطقه است. در واقع آقای هاشمی برخلاف ادعای همیشگی موضعی به غایت نسنجیده و افراطی اتخاذ کرده که می‌تواند مستند دروغ آشکار آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گیرد و این در حالی است که رسانه‌های غربی اخبار متعددی حاکی از نقش رژیم سعودی در انتقال تسلیحات شیمیایی و کاربست آن از سوی گروه‌های مسلح و تروریست‌ها منتشر می‌کنند. رسانه‌های غربی همچنین اغلب اذعان دارند که با توجه به پیروزی‌های بزرگ ارتش سوریه طی چند ماه اخیر، دلیلی ندارد که این ارتش از سلاح‌های شیمیایی آن هم علیه شهروندان خود و کودکان و زنان حومه دمشق- و نه دشمنان- استفاده کند.
در هر حال بازی - انشاءالله ناخواسته- هاشمی در زمین آمریکا و رژیم صهیونیستی چند گمانه نگران‌کننده را پیش می‌کشد. نخست اینکه ناتوانی جسمی و ذهنی وی باعث شده نتواند مصلحت خود و کشور خود و مردم منطقه را تشخیص دهد و به رغم نبودن کوچک‌ترین سندی، همان ادعای رژیم ملک عبدالله سعودی و رژیم شیمون ‌پرز و اوباما و کامرون را تکرار کند. احتمال دوم که در تناقض با گمانه نخست نیست این که حلقه مشورتی آلوده‌ای- از لحاظ اطلاعاتی- در گروه اطرافیان و مشاوران هاشمی نفوذ کرده که مرتبا وی را به اتخاذ مواضع رادیکال و به دور از خرد و اعتدال ترغیب می‌کند. وگرنه در شرایط عادی دلیلی ندارد یک چهره سیاسی مدعی میانه‌روی و پرهیز از بهانه‌تراشی برای دشمنان، ادعاهای دروغ سران کاخ سفید و تل‌آویو را که حتی سازمان ملل نیز آن را تأیید نکرده و پارلمان انگلیس نیز حاضر نیست بپذیرد، تکرار کند. برای ناظران و تحلیلگران ردگیری این حلقه بسیار ضروری است چرا که در آشوب‌افکنی 4 سال پیش بیگانگان نیز همین رفتار غیرعقلانی به چشم می‌خورد.
اکنون سوال این است که اگر مثلا سرویس جاسوسی سیا یا موساد و یا ام‌آی‌سیکس انگلیس اظهارات آقای هاشمی را مستند ادعاهای نچسب خود قرار دهند و منافع ملی ما و منافع کلان جهان اسلام به مخاطره افتد، وی چه عذری برای جبران خسارتی که به بار می‌آورد خواهد داشت؟! آیا می‌شود گفت که ایشان در آشوب‌افکنی 4 سال پیش نیز همسو با شما بود و به دروغ ادعای تقلب در انتخابات 88 را مطرح کرده بود و از این روی ادعای اخیرش بر وزن دعاوی باطل شما چیزی نمی‌افزاید؟! یا باید گفت به اقتضای وضعیت جسمی و روحی وی نباید اظهاراتش را جدی گرفت؟! یا...

منبع: وبسایت روزنامه کیهان


نظرات | ۱۳٩٢/٦/۱٥ - کاوه |لینک به نوشته

از حادثه میدان ولی عصر در سال 88 تا سخنان صادقانه فرمانده پلیس در سال 92

عصرایران - در جریان وقایع تلخ بعد از انتخابات 1388 ، یکی از رویدادهای ناگوار ، عبور یک خودروی پلیس از روی یک شهروند بود که به فوت او منجر شد. فیلم این حادثه، در اینترنت و شبکه های ماهواره ای پخش شد و بازتاب گسترده ای در داخل و خارج داشت.

روایت این ماجرا را از زبان سردار اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده کل نیروی انتظامی که چند روز پیش در گفت و گو با نشریه "مثلث" بیان داشته است، بخوانید:

 « آنچه روی سایت‌ها رفت در میدان ولیعصر (عج) در ابتدای خیابان بلوار کشاورز بود که یک وانت نیروی انتظامی ‌از روی یک نفر عبور کرد. حقیقت ماجرا این است که ما خیلی در پزشکی قانونی و بیمارستان‌های اطراف گشتیم کسی را در این‌باره پیدا نکردیم.

آن وانت دنده‌عقب آمد و از روی یک نفر رد شد اما ماجرا این بود که ماشین دست‌ یک سرباز بود، وقتی به شلوغی بر‌ می‌خورد دنده‌عقب می‌گیرد که در این هنگام یک نفر زیر چرخ ماشین می‌رود. واقعا هم هر چه گشتیم کسی را پیدا نکردیم.

چند‌ ماه قبل اواخر سال 91 بود که اطلاع دادند یک خانواده‌ای پیدا شده که ادعا دارد شوهرش در جریانات سال 88 به چنین شکلی کشته شده. اتفاقا دوستان رفتند و رسیدگی کردند و دیدند این همان فرد است.

خانواده آن بنده خدا هم نمی‌دانستند که این همان اتفاق است. فکر می‌کردند آن فرد در جایی تصادف کرده و مردم او را به بیمارستان بردند که فوت می‌کند. بعد پزشکی قانونی به خانواده او برای شناسایی اطلاع می‌دهد تا مشخص شود متوفی متعلق به خانواده آنهاست یا خیر.

خانواده متوفی می‌روند او را شناسایی می‌کنند. وقتی مشخص شد که فرد متوفی این حادثه کیست، بچه‌ها را فرستادیم دلجویی و جبران کنند و حتی برای تشکیل پرونده کمک کردیم. البته انجام وظیفه بود. »

سخنان فرمانده کل ناجا، کاملاً صادقانه به نظر می رسد زیرا اولاً اذعان به این است که در سال 88 یک نفر در میدان ولی عصر تهران توسط خودروی پلیس زیر گرفته شده و فوت کرده است.
ثانیاً عقل سلیم هم نمی پذیرد که حتی در جریان ناآرامی های خیابانی، زیر گرفتن افراد، دستور سازمانی باشد ولی بروز این اتفاق دور از ذهن نیست که در آن وضعیت ناپایدار، تصادفی هم رخ بدهد و کسی هم فوت کند کما این که در روزهای عادی نیز همواره تصادفات منجر به جرح و فوت وجود دارد.

با این مقدمه ، اطلاعیه زیر که در دهم دی 1388 از سوی مرکز اطلاع رسانی ناجا منتشر شد را مرور می کنیم:

«با توجه به پخش فیلمی از سوی شبکه های بیگانه و ضد انقلاب مبنی بر برخورد خودرویی مشابه خودرو های نیروی انتظامی در میدان ولی عصر (عج) با یک نفر از اغتشاشگران ، توضیحات زیر برای تنویر افکار عمومی به اطلاع مردم عزیز می رسد:


1- در محدوده میدان ولی عصر (عج) به هیچ وجه بر اثر تصادف، فوتی نداشتیم و دو نفری که بر اثر تصادف فوت نموده اند و در اطلاعیه قبلی به آن اشاره شده است ، به علت برخورد یکدستگاه خودروی پاترول شخصی در خیابان آزادی بین خیابانهای رودکی و خوش با اغتشاشگران بوده که خودروی مذکور توسط نیروی انتظامی کشف گردیده وموضوع در دست بررسی می باشد .

2- با احتمال جعلی بودن فیلم مذکور که از روشهای جاری رسانه های بیگانه و ضد انقلاب است ، موضوع در دست بررسی قرار دارد.

                                                                      مرکز اطلاع رسانی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ »

همچنین به گزارش مفصل زیر که همان زمان، توسط برخی رسانه های داخلی که وظیفه ای جز "ماله کشیدن" برای خود قائل نیستند، منتشر شد.
توجه کنید که چگونه با آسمان و ریسمان بافی ، می کوشیدند آنچه واقعاً رخ داده را انکار کنند و حتی با ارائه تصاویر زیر ، بر روی عکس ها نیز تحلیل می کردند که ثابت کنند آنچه رخ داده ، توسط خودرویی بوده که به شکل خودروهای پلیس رنگ آمیزی شده بود تا نظام را تضعیف کنند!

متن زیر ، بخشی از توجیهاتی است که  10 روز بعد از حادثه طراحی و منتشر شد:

« ...در این پکیج رسانه ای و عملیات روانی، نکات متعدد و مهمی وجود دارد:

1- تصویربرداری با دوربین‌های با کیفیت بالا ماجرای ندا آقاسلطان را افشا کرد. تصویر برداری از چند زاویه، تصویربرداری یکی دو ثانیه قبل از شروع به‌اصطلاح صحنه مضروب شدن و... اینها نکاتی است که جریان فتنه سعی کرده در موارد بعدی تکرار نکند.

2- رعایت برخی از این نکات، دست اپوزیسیون را در اجرای نکاتی دیگر و رعایت برخی مسائل باز می گذارد. از روی شماره پلاک خودرویی که در فیلم ندا آقاسلطان وجود داشت، پلیس به سرعت راننده را پیدا و از وی تحقیق کرد. پایین آوردن کیفیت تصویر، می تواند به جلوگیری از بروز جزییات دردسرساز کمک کند.

بر اساس این فیلم و ادعا، اپوزیسیون دو شاخه کلی عملیات رسانه ای و تبلیغی سیاه را آغاز کرد:

الف- ادعا کرد پلیس با خودروی خود اغتشاشگران را زیر گرفته است.

ب- ادعا کرد پلیس دست به توجیه زده و می‌گوید اولا خودرو سرقتی بوده و ثانیا یک تصادف رانندگی بوده است!...
 
وضعیت جزیی:


1- 2 دستگاه خودرو در این فیلم مشاهده می شوند که این خودروها ویژگی‌های زیر را دارند:

* هر دو خودرو متعلق به کارخانه تویوتا هستند که محصولات آن‌ها در کشور ما فراوان است و در نیروهای مسلح (ارتش، سپاه، بسیج و ناجا) تعداد زیادی از این خودروها وجود دارد. این نوع خودرو از زمان دفاع مقدس به‌شدت در ایران مورد مصرف بوده و تعداد زیادی از این خودروها نیز به اشخاص حقیقی و یا حقوقی غیرنظامی، به فروش رسیده است. هرچند خودروی مدل پایین‌تر، از نوعی است که احتمال حضور آن در سازمان خودرویی فعلی پلیس بسیار کم است.

* هر دو خودرو، رنگ آمیزی و طراحی بدنه و وضعیت ظاهری مشابه دارند از جمله آنکه طراحی رنگی هر دوی آنها متعلق به پلیس عادی (پلیس پیشگیری یعنی کلانتری‌ها و...) است.

* هر دو خودرو، شیشه های طرفینی تیره دارند و گاردهایی روی شیشه جلو و مقابل و طرفین و جلوی خودرو نصب شده که کاملاً مشابه است.

* نشانه هایی از اسپرت شدن در این خودروها مشاهده می شود:

1- خودروی مدل پایین اولی که عامل به‌اصطلاح تصادف به‌نظر می رسد، دارای لاستیک پهن اسپرت است و قاب پنجره های جلویی آن، اسپرت شده است.

2- قاب گلگیر خودروی مدل بالاتر که با دنده عقب، به ضلع جنوبی میدان حرکت می کند، اسپرت شده است. قاب پنجره های جانبی نیز به همین‌گونه است.

* آرم نیروی انتظامی روی بدنه هیچ یک از این دو خودرو در هیچ یک از طرفین آن وجود ندارد و تنها رنگ سبز و مارک تویوتای آن و شکل کلی آن، عامل شباهت یافتن آن به خودروی پلیس است. البته احتمالا پلاک شبیه پلاک پلیس هم روی آنها نصب شده، هرچند کیفیت پایین فیلم ها اجازه دقت روی این پلاک‌ها را فراهم نمی کند.

* شکل گارد منصوب روی جلوی این خودروها بسیار جالب توجه و بدیع است.

بررسی رفتار عناصر عامل نیز بسیار حائز اهمیت است:

1- راننده های این دو خودرو:

* در حالیکه میدان کاملا در اشغال حدود 200 نفر اغتشاشگر است، چرا دو خودروی پلیس باید به این میدان وارد شوند؟ چه توجیهی در این زمینه وجود دارد؟

* چرا این دو خودرو از یکدیگر جدا شده، هر یک مسیری کاملا متضاد با یکدیگر را ادامه می دهد؟ البته در ادامه به‌نظر می رسد هر دو نهایتا از ضلع شرقی میدان ولی‌عصر(عج) خارج می شوند. یعنی: 1- خودروی مدل پایین ابتدا از ضلع جنوبی به ضلع غربی رفته، پس از به‌اصطلاح زیر کردن، به ضلع شمالی رفته، از آنجا به ضلع شرقی گردش می کند. 2- خودروی مدل بالا، از ضلع جنوبی به‌دنبال خودروی مدل پایین وارد، به دنبال وی به ضلع غربی رفته، سپس دنده عقب گرفته به ضلع جنوبی برگشته و از آنجا به ضلع شرقی گردش می کند. مسیر هماهنگ، در این محیط ناهماهنگ بدون اینکه دو خودرو همدیگر را ببینند، چگونه انتخاب و اجرا شده است؟

* شکل رخداد تصادف اصلاً قابل درک نیست. اینکه فرد مذکور اصولاً چگونه سر از زیر این خودرو در می آورد؟ اگر فرد جلوی خودرو قرار داشته، با تصادف، باید به جلو پرت می شد و خودرو، در صورت حرکت به جلو، باید روی آن می رفت. اگر فرد، عقب خودرو بود، باید خودرو با دنده عقب رفتن، روی وی قرار می گرفت. اما بررسی این فیلم، مشخص نمی کند این فرد کجا بود که زیر خودرو رفت؟ تنها احتمال این است که وی، هنگامی که خودرو متوقف شده بود، از وسط به زیر آن رفته است. آیا این احتمال، در شرایطی که اپوزیسیون مدعی آن است، ممکن است؟

2- فیلم‌بردار:

* وی از لحظه ورود خودروی اول تا لحظه آخر، بر خلاف تمامی افراد، هیچ تنشی در عملکرد خود ندارد و از لحظه اول تا لحظه آخر در صحن حضور دارد و اصلاً فرار نمی کند. حتی زمانی که خودرو به سمت وی (عقب) حرکت می کند.

* هنگامی که خودروی اول به میدان وارد می شود، وی بدون آنکه مسیر وی را تعقیب کند، منتظر ورود خودروی دوم می شود و با تعقیب خودروی دومی، ماجرا را ادامه می دهد.

* فیلم‌بردار فاصله خود با خودروها را تغییر نمی دهد. یعنی از حدی مشخص، اصلاً به خودروها نزدیک تر نمی شود و تقریبا می توان گفت در جای خود ثابت می ماند.

  نتیجه گیری:


1- چرا کسی هویت فرد زیرگرفته شده را نمی داند؟ چرا از وی هیچ سابقه ای در هیچ بیمارستانی نیست؟ چرا فتنه‌گرانی که "جنازه" را پس از عبور این دو خودرو در اختیار دارند، آدرس، هویت وی و سنگ قبر و مجلس ختم‌اش را اعلام نمی کنند؟

2- یکی از دو خودرو، تویوتای مدل پایینی است که به‌نظر نمی رسد اصولاً در سازمان پلیس یا هیچ یک از نیروهای مسلح ایران حضور داشته باشد. این مدل از تویوتا مربوط به سال‌های پایانی دفاع مقدس بوده و بیشتر آن‌ها به بخش خصوصی واگذار شده است. هرچند مدتی بعد در سال‌های پایانی دهه 70، تعدادی تویوتای "شبیه" به همین مدل به سازمان رزم بسیج، ارتش، سپاه و ناجا وارد شد که به مدل 16 VALVE مشهور است که خودرویی بسیار مناسب و مدل بالا بوده و تفاوت بین این دو خودرو با وجود شباهت کلی، در بدنه، جلوپنجره و عقب آن کاملا مشهود است. اما خودروی حاضر در این فیلم، اگر در ناجا در حال حاضر حضور داشته باشد، باید در آشپزخانه خدمت کند!

3- خودروی دوم نیز در کشور فراوان است و می توان حتی با سرقت، یکی از آنها را تهیه کرد. از هر رده ای و هر جایی. حتی می تواند سرقتی هم نباشد. رنگ آمیزی هم که کار ساده ای است.

4- طراحی رنگ دو خودرو متعلق به پلیس عادی انتظامی یعنی پلیس پیشگیری است. بر این اساس، نصب گاردهای اینگونه روی این خودروها فاقد منطق انتظامی است. برای توجه می توان به تصویر یک دستگاه تویوتای آتش گرفته پلیس در این اغتشاشات توجه کرد که هم مدل و هم طرح رنگی خودروی تویوتای مدل بالاتر است و هیچ کدام از خاصه های ظاهری این دو خودرو (اسپرت شدن، گارد داشتن، دودی شدن شیشه و...) را ندارد. هر دو خودرو، دارای بخش‌های اسپرت شده هستند که فاقد منطق انتظامی است. شیشه هر دو خودرو دودی است که اصولا با فرم طرح خودروی پلیس پیشگیری متناسب نیست. به‌نظر می رسد خودروی مدل پایین، لاستیک اسپرت نیز دارد.

5- گاردهای عقب (بار) خودروی مدل پایین، اصولا غیر نظامی است و برای حمل بار و اثاثیه مناسب تر به‌نظر می رسد تا استفاده در یک یگان نظامی!

6- رفتار رانندگان این خودروها با منطق مورد ادعای فتنه‌گران منطبق نیست. یعنی پلیس به ضد انقلاب با خودرو حمله نمی کند تا آنها را بکشد. نهایتا در این فیلم، باز با صحنه ی تصادفی مواجه هستیم که البته خود نیز منطق ندارد.

7- رفتار فیلم‌بردار، از رفتار دو راننده، جالب تر است. وی از ورود دو خودرو با خبر به‌نظر می رسد. وی فاصله خود با خودرو را حفظ می کند. وی از خودروها واهمه ای ندارد. آیا راننده ها او را می شناسند که نمی ترسد یا اینکه باید بین او و بقیه فرقی نباشد؟

8- با فرض احتمال رفع تمام این سؤال‌ها، به بررسی وضعیت احتمالات منطقی پرداخته می‌شود. مثلاً رفتار با کسی که یک واحد انتظامی را به آتش کشیده، چگونه باید باشد؟ یا فردی برای نجات خودروی نیروهای مسلح از میان جمعی که قصد دارند آن را منهدم و راننده را نیز به قتل برسانند، چه باید بکند؟ »

حال از کسانی که در آن زمان ، به دروغ ، سعی می کردند یک رویداد واقعی که در روز روشن رخ داده را انکار کنند می خواهیم در خلوت خود و خدای خود ، به پرسش های زیر اندیشه کنند:

1 - آیا دروغ گفتن حرام است یا حلال؟ یادتان می آید در دوران کودکی چقدر می گفتیم "دروغگو دشمن خداست؟"
آیا جز این است که به فرموده پیامبر مکرم اسلام(ص) ، همه بدی ها و گناهان در صندوقی است و کلید آن ، دروغ است؟
آیا جز این است که بخش عمده ای از مشکلات و بدبختی هایی که گریبانگیر جامعه شده، در همین دروغ پردازی هایی است که متأسفانه ریشه دوانیده و نهادینه شده است؟

2 - چرا برایتان جان انسان ها این قدر حقیر شده است که برای آن که خون کسی پایمال شود، حاضرید این همه آسمان و ریسمان به هم ببافید؟ مگر در آموزه های دینی ما نیامده که هر که کسی را بکشد گویی همه مردم را به قتل رسانده است؟

3 - چرا فکر می کنید با لاپوشانی کردن خطاهای افراد می توان از نظام اسلامی حراست کرد؟ چگونه مسلمانانی هستید که این حدیث علوی را باور ندارید که "النجاة فی الصدق" ؟
 مگر الان که عالی ترین مقام انتظامی کشور واقعیت ماجرا را با صداقت بیان کرد ، لطمه ای بر نظام وارد شد؟ اگر آن زمان هم که رسانه های بیگانه موضوع را دست گرفته بودند و یکه تازی می کردند، ناجا واقعیت امر را می گفت ، صداقتش را ثابت می کرد و بازی از دست رسانه های بیگانه خارج می شد. مردم هم می پذیرفتند که بالأخره در آن شلوغی و گیر و دار ، "تصادف"ی رخ داده و عمدی در کار نبوده است.
اتفاقاً در چنان موقعیتی اگر صداقت پیشه شود ، اثرگذار است.

نظام حکومتی در همه جای دنیا ، از هزاران تا میلیون ها نفر کارگزار دارد و ممکن است هر کدام از این افراد، در مناصب مختلفی اعم از مدیریتی، کارمندی، نظامی، انتظامی، قضایی و ... دچار خطا ، تخلف و جرم شوند. در ماجرای مورد بحث نیز ، یک مأمور پلیس، در یک موقعیت بحرانی تصادفی منجر به فوت کرده است؛ اتفاقی که در هر جا امکان وقوع اش هست؛ این که این همه لاپوشانی و متهم کردن این و آن به جعل فیلم و رنگ آمیزی خودرو و ... نداشت.
وانگهی مگر آن همه پنهانکاری و ماستمالی و تحلیل تصویری و برو و بیا و بیانیه و اطلاعیه و مصاحبه ، توانست در عصر انفجار اطلاعات ، در عصر شهروندخبرنگاری ، در عصر موبایل های دوربین دار و در عصر شبکه های اجتماعی ، واقعیت را پنهان کند؟
 
صداقت، هر چند یک فضیلت بزرگ الهی و انسانی است ولی در عین حال ، در عصر جدید ، یک الزام گریزناپذیر است.

 

منبع: عصر ایران


نظرات | ۱۳٩٢/٦/۱٤ - کاوه |لینک به نوشته

روایت فرمانده ناجا از ناگفتنی های متهمان کهریزک و عبور وانت پلیس از روی یک عابر

فرمانده نیروی انتظامی در گفت‌وگویی با یکی از هفته نامه ها، جزئیات اعلام نشده ای را درباره حوادث بعد از انتخابات سال 1388 بیان کرد.

به گزارش عصر ایران، مهمترین بخش های مطرح شده در این مصاحبه که در پایگاه مثلث آنلاین منتشر شده، به این شرح است:

* ایشان (رهبر معظم انقلاب) از حوادثی که پیش آمد خیلی مغموم و ناراحت بودند. در جلسه‌ای 7 یا 8 نفر از مسئولان همچون فرمانده سپاه، وزیر اطلاعات، دبیر شورای عالی امنیت ملی و آقای رئیسی نایب‌ رئیس قوه‌قضائیه، محضر رهبر معظم‌ انقلاب جمع بودند. صبح همان روزی که رئیس‌جمهور آقایان اژه‌ای و صفارهرندی را عزل کرد. حضرت آقا گفتند «من این جلسه را گذاشتم چون از اول نگران این حوادث و اردوکشی خیابانی بودم. متاسفانه خونی به زمین ریخته شد البته قتیل‌الازدحام هم داریم (کسانی که در شلوغی زیر دست و پا می‌مانند و کشته می‌شوند) اینهایی که این کارها را کردند چه جوابی دارند؟ خون‌هایی به زمین ریخته شده ولی این جلسه را گذاشتم زیرا می‌خواهم سه چهار مساله هر چه زودتر روشن شود؛ اولا کسانی که کشته شدند پرونده‌شان قطعی شود که اینها چه جوری کشته شدند؟ با گلوله بوده؟ به ضرب چه کسی؟ پرونده کهریزک، کوی دانشگاه و کوی سبحان (مواردی که آن روزها در صحن مجلس مطرح شد) دستگاه‌ها برای رسیدگی به اینها یک زمانی را اعلام کنند تا همه تمام شود. ضمن آنکه نباید حقی از کسی تضییع شود.» حتی من آن موقع یادم است که گزارشی به ایشان داده بودند که سردار رادان به کهریزک رفته است.

* به رهبر معظم انقلاب خبر رسیده بود، ایشان فرموده بودند که «شدید برخورد کنید حتی اگر ایشان است باید محاکمه شود.» من بعد از چند روز فاصله در جلسه خصوصی در شهریور به حضرت آقا گفتم: «این آثار مثبتی ندارد. شاید در نیرو تاثیر منفی بگذارد.» ایشان گفتند: «چرا این حرف را می‌زنید؟ اگر دیگران به دلیل خطای برخی مأموران به شما حمله می‌کنند چرا شما باید از مامور دفاع کنید؟ شما موضوع را دست بگیرید و اعلام کنید که با مامور متخلف در هر رده‌ای که هست برخورد می‌شود.» من هم تسلیم شدم و گفتم: «آقای رادان! دادسرا احضار کرده شما تشریف ببرید.» به سردار رجب‌زاده هم گفتم شما هم بروید. اتفاقا خوب شد. برای آقای رادان در همان مرحله رسیدگی دادسرا منع تعقیب صادر شد چون یکی از شهود من بودم که اصلا آقای رادان خبر نداشت.

* روز 18 تیر سه‌شنبه بود. غروب پنج روز بعد 23 تیر، ما در میدان، ورزش می‌کردیم بچه‌ها زنگ زده بودند و مرا پیدا نکرده بودند. به تلفن آقای رادان زنگ زدند و او به من گفت که بچه‌ها می‌گویند از کهریزک یک‌سری را آوردند، یکی در راه و دیگری هم نزدیک زندان اوین به کما رفته. او را به بیمارستان شهدای تجریش بردند. مگر چه کسی آنجا بوده؟ بنابراین ایشان اصلا خبر نداشت، تازه آنجا فهمید که عده‌ای در کهریزک بازداشت بودند. این خودش نشانه‌ای از ‌بی‌گناهی او بود.

* البته آقای رادان در اردیبهشت‌ماه 88 (یک ماه قبل از انتخابات) جایی بازدید داشت. در راه از بازداشتگاه جدید که در حال ساخت بود همراه تیم مهندسی پلیس امنیت و آگاهی بازدید می‌کند. این بازداشتگاه مدرن، تمیز و ساختش جدید است، فقط انشعابات آب و برقش وصل نبود و می‌شد با موتور برق موقتی از آن استفاده کرد که در این صورت دیگر آن اتفاق نمی‌افتاد. برای آقای رجب‌زاده پرونده اتهامی ‌درست شد اما او نیز در دادگاه تبرئه شد.

* حضرت آقا حتی زمانی که غائله خوابید و تمام شد روی حقوق افراد دقیق بودند، با خانواده‌های کشته‌شدگان کهریزک یکی یکی دیدار و از آنها دلجویی کردند. شاید فکر کنند مدیریت سیاسی است. این هم باشد اشکالی ندارد اما این کار ایشان از بعد امامت و پدری و ولایت بود و واقعا هم موثر افتاد. حالا یک اتفاقی افتاده این دلیلی بر بروز هر رفتاری از نهادهای حکومتی نیست. حقوق مردم در جای خودش باید رسیدگی شود.

* اتفاقا یک مورد که من نگفتم ماجرای دو نفر از ماموران نیروی انتظامی ‌است که محکوم به قصاص شدند. حکم قتل عمد بر اساس سه بند صادر می‌شود؛ اینکه کسی نیتش قتل و سلاح و آلت قتل هم کشنده باشد، دومی‌ آلت قتل است ولی نیت قتل نیست، سوم نیت قتل است ولو اینکه ابزار قتاله نباشد. من در جلسه خصوصی نزدیک نوروز به حضرت آقا گفتم که اینها براساس بند «ب» به قصاص محکوم شدند، حال آنکه نیت قتل نداشتند. مداخله جنابعالی را می‌طلبد و برای این کار استدعا داریم. ایشان گفتند که «چنین مطالبه‌ای از من نکنید چون فتوای من هم همین است ... از من نخواهید چیزی را خلاف نظر فقهی خودم بگویم.» این طور شد که ما پیگیری خود را رها کردیم اما خود شاکیان رفتند و رضایت دادند بدون اینکه ما هیچ وساطتی کنیم.

* میدان ‌ولیعصر با قضیه عاشورا متفاوت است. عاشورا چیز دیگری بود. آنچه روی سایت‌ها رفت در میدان ولیعصر (عج) در ابتدای خیابان بلوار کشاورز بود که یک وانت نیروی انتظامی ‌از روی یک نفر عبور کرد. حقیقت ماجرا این است که ما خیلی در پزشکی قانونی و بیمارستان‌های اطراف گشتیم کسی را در این‌باره پیدا نکردیم. آن وانت دنده‌عقب آمد و از روی یک نفر رد شد اما ماجرا این بود که ماشین دست‌ یک سرباز بود، وقتی به شلوغی بر‌ می‌خورد دنده‌عقب می‌گیرد که در این هنگام یک نفر زیر چرخ ماشین می‌رود. واقعا هم هر چه گشتیم کسی را پیدا نکردیم. چند‌ ماه قبل اواخر سال 91 بود که اطلاع دادند یک خانواده‌ای پیدا شده که ادعا دارد شوهرش در جریانات سال 88 به چنین شکلی کشته شده. اتفاقا دوستان رفتند و رسیدگی کردند و دیدند این همان فرد است. خانواده آن بنده خدا هم نمی‌دانستند که این همان اتفاق است. فکر می‌کردند آن فرد در جایی تصادف کرده و مردم او را به بیمارستان بردند که فوت می‌کند. بعد پزشکی قانونی به خانواده او برای شناسایی اطلاع می‌دهد تا مشخص شود متوفی متعلق به خانواده آنهاست یا خیر. خانواده متوفی می‌روند او را شناسایی می‌کنند. وقتی مشخص شد که فرد متوفی این حادثه کیست، بچه‌ها را فرستادیم دلجویی و جبران کنند و حتی برای تشکیل پرونده کمک کردیم. البته انجام وظیفه بود.

 

منبع: عصر ایران


نظرات | ۱۳٩٢/٦/۱٢ - کاوه |لینک به نوشته

گشت ارشاد

عصرایران ؛ جعفر محمدی* - "گشت ارشاد" تعبیر نام آشنایی برای ایرانیان است که سابقه ای چند دهه ای در کشور دارد و البته نام ها و روش هایش در طول زمان دگرگون شده است؛ از گشت ثارالله و گشت انصار به "گشت ارشاد" رسیده و مشخص نیست در آینده چه عنوانی بر آن گذارده خواهد شد.

در موافقت و مخالفت با گشت ارشاد و روش های آن ، البته سخن فراوان گفته شده است و بر آن نیستیم تکرار مکررات کنیم؛ فقط در عین تعهد به قوانین رسمی و آموزه های دینی ، از باب امر به معروف و نهی از منکر به کسانی که در گشت های ارشاد امر به معروف و نهی از منکر می کنند، نکاتی را از سر خیرخواهی متذکر می شویم:

  قرار در گشت ارشاد ، آنچنان که از نامش بر می آید ، ارشاد و راهنمایی کسانی است که به فریضه حجاب اهمیت چندانی نمی دهند. لذا برخوردهای سلبی ، نه تنها سودی ندارد بلکه نقض غرض است و ای بسا یک دختر عادی غیر سیاسی را که صرفاً «بدحجاب» بوده را در پی بازداشت و تحقیر ، به یک عنصر سیاسی ضد نظام تبدیل کند.

البته این نکته را درک می می کنیم که نیروی انتظامی برای برخورد با این افراد تحت فشار است و در شرایطی که نهادهای مختلف در زمینه حجاب ، به وظایف شان عمل نکرده اند، بار تمام اهمالکاری های دیگران بر عهده پلیس افتاده است. ولی واقعیت این است که با برخورد پلیسی ، هر اندازه هم که نرم و آرام باشد ، نمی توان کاری از پیش برد چه آن که برخورد پلیسی نرم هم بالأخره برخورد پلیسی است.

در جامعه ای که "من پایم تا به این سن ، به کلانتری باز نشده" ضرب المثل است، بردن زنان و دختران به مقر پلیس و نگهداری ولو چند ساعته و اخذ تعهد و این قبیل کارها ، به احتمال قوی ، به جری شدن این افراد و ایجاد کینه و نفرت می انجامد تا "ارشاد" آنها و این که بعد از بیرون آمدن از آنجا ، محجبه شوند!

 انسان عاقل ، باید "سود و زیان" هر کاری را مجموعاً محاسبه کند و تصمیم بگیرد. کسانی که نیروی انتظامی را برای چنین برخوردهایی تحت فشار قرار می دهند، با همفکری فرماندهان این نیرو و جامعه شناسان بررسی کنند که آیا این نوع مواجهه، به بهبود وضع حجاب می انجامد یا می تواند افرادی عادی را به مخالفان سیاسی و نیروهای سرخورده جامعه بدل و آرام آرام ، آتش زیر خاکستر درست کند؟!
اگر جمع بندی شان این بود که روش جاری، به نفع حجاب و عفاف است ، ادامه دهند وگرنه ، با درایت ، آن را متوقف کنند.

2 - این که معیار بدحجابی چیست و پلیس ، با صاحبان کدام پوشش های برخورد می کند، موضوعی است که به نیروهای پلیس ، آموزش داده شده است و اوضاع بلبشوی سالیان گذشته -که حتی نیروهای خارج از پلیس هم در قالب گروه هایی مانند"القارعه" به خود اجازه بدترین برخوردها را می دادند- تا حد زیادی بهبود یافته است.

با این حال، بی هیچ تعارفی باید گفت شاهد برخوردهایی با برخی بانوان هستیم که شگفتی ناظران را بر می انگیزد. برخی برخوردها ، به جای آن که با زنان و دختران بدحجاب - به معنای عرفی - صورت گیرد با زنان و دختران خوش پوش و خوش سیما صورت می گیرد. گو این که خوش پوشی و زیبایی ، خطر برخورد با این افراد را تشدید می کند و این در حالی است که خوش پوشی در حد عرف مقبول جامعه، یک فضیلت اجتماعی است و زیبایی ، یک نعمت خدادادی.

 البته شاید بگویند این فردی که "ارشاد" شده است، مثلاً موهایش بیرون بوده و مرتکب فعل حرام شده است و سپس نویسنده این سطور را با این سؤال اتهام آمیز مواجه کنند که نکند تو موافق عدم اجرای دستورات الهی هستی؟!

در پاسخ باید گفت که ما در یک محیط واقعی بحث می کنیم ؛ اگر هر زنی که مویش از زیر روسری بیرون باشد ، مستوجب برخورد پلیسی ، به اتهام زیرپا گذاشتن دستور الهی باشد، باید تمام زنان ایرانی که در عین عفاف و پاکدامنی ، موهایشان نیز دیده می شود را "ارشاد" کرد؟ یا آنچنان که بعضاً مشاهده می شود از بین این همه زن و دختر ، خوش پوشان و خوش سیمایان باید با برخورد مواجه شوند؟

وانگهی ما از سود و زیان سخن می گوییم و یک سؤال منطقی را به میان آورده ایم: آیا ادامه این روش، به نفع حجاب است یا به زیان جامعه و نظام؟

گذشته از این ، چگونه زنان و دخترانی که "بدحجاب" نامیده می شوند، در راهپیمایی ها و انتخابات، "امت همیشه در صحنه" و "حماسه ساز" هستند ولی همان افراد با همان پوشش ها، دو روز بعد در برج میلاد و فلان میدان و پاساژ و ... بدحجاب هایی مستوجب برخورد پلیسی؟!

قرار نیست هر پرسشگری با انگ و اتهام مواجه شود.

 

 3 - شاید پرسیده شود پس راه حل چیست؟ پاسخ تنها یک چیز است: "اقناع".

در طول بیش از سه دهه گذشته ، تمام راه ها پیموده شده و نتیجه نیز مطلوب نظام نبوده است: از برخوردهای شدید و گاه حتی خودسرانه و ضرب و شتم زنان و دختران بدحجاب تا تذکر و اخذ تعهد و ایجاد محدودیت های اداری و تشویق هایی مانند اهدای چادر سفید به عروس های بی حجاب در ماشین عروس و ... همه و همه راه ها و روش هایی بوده اند که آزموده شده و جواب نداده اند.

پوشش هر فردی ، تابعی از باورهای اوست. اگر کسی باور دینی به حجاب داشته باشد، چه در خیابان ، چه در مهمانی خانوادگی ، چه در ایران ، چه در خارج ، چه در حضور گشت ارشاد و چه در غیاب آن ، حجابش را رعایت می کند و گرنه، نه! فرمول دیگری هم ندارد.
مگر میلیون ها زنی که در رژیم گذشته حجاب کامل داشتند و حتی برای حفظ حجاب شان مبارزه هم می کردند ، با زور و اجبار چادر و روسری بر سر می کردند؟
اگر نهادهای مذهبی ، فرهنگی و تبلیغی در نظام اسلامی، نتوانسته اند باورهای دینی را آن گونه که باید و شاید در میان مردم نهادینه کنند ، باید مشکل را در درون خود جست و جو کنند و نگاه ریشه ای داشته باشند نه این که تمام همّ و غمّ شان را معطوف به آن کنند که با خروجی این سیستم که فلان دختر بدحجاب است ، مقابله فیزیکی کنند و از خود و عملکردشان - که گاه حتی موجبات بدبینی به دین را فراهم کرده است- غفلت کنند.

و نهایتاً بی مناسبت نیست مروری بر آنچه رهبر انقلاب در خصوص زنانی که بدحجاب نامیده می شوند داشته باشیم که در سفر استانی شان به خراسان شمالی بیان داشتند:
«خودتان را مجهز کنید، مسلح به سلاح معرفت و استدلال کنید،بعد به این کانونهای فرهنگی – هنری بروید و پذیرای جوانها باشید.
با روی خوش هم پذیرا باشید؛ با سماحت، با مدارا. فرمود: «و سنّة من نبیّه»، که ظاهراً عبارت است از «مداراة النّاس»؛ مدارا کنید.
ممکن است ظاهر زننده‌ای داشته باشد. بعضی از همین‌هایی که در استقبال امروز بودند و شما - هم جناب آقای مهمان‌نواز، هم بقیه‌ آقایان - الان در این تریبون از آنها تعریف کردید، خانم‌هایی بودند که در عرف معمولی به آنها می‌گویند «خانم بدحجاب»؛
اشک هم از چشمش دارد می‌ریزد.
حالا چه کار کنیم؟ ردش کنید؟ مصلحت است؟ حق است؟ نه، دل، متعلق به این جبهه است؛ جان، دلباخته‌ به این اهداف و آرمان‌هاست.
او یک نقصی دارد. مگر من نقص ندارم؟ نقص او ظاهر است، نقص‌های این حقیر باطن است؛ نمی‌بینند.
گفتا شیخا هر آنچه گویی هستم / آیا تو چنان که می‌نمایی هستی؟
 ما هم یک نقص داریم، او هم یک نقص دارد. با این نگاه و با این روحیه برخورد کنید.
البته انسان نهی از منکر هم می‌کند؛ نهی از منکر با زبان خوش، نه با ایجاد نفرت.»

 حال همان پرسش سطور پیشین را مطرح می کنیم: آیا گرفتن زنان و دختران در معابر عمومی و آنها را همانند سارقان ، سوار بر خودروی پلیس کردن و بردن و نگه داشتن و ...، ارشاد "با زبان خوش" است یا آن گونه که رهبر انقلاب تصریح داشته اند "ایجاد نفرت"؟

 هر که می خواهد به این سؤال پاسخ دهد، ابتدا با خود اندیشه کند که اگر با خود یا خانواده اش چنین برخوردهایی شود، "ارشاد" می شود یا متنفر؟! 

*مدیر مسؤول عصرایران


نظرات | ۱۳٩٢/٦/۱٠ - کاوه |لینک به نوشته

آه از این لحظه ها که پرپر گشت

                                          بوی پاییز

باز هم باد ســــــرد می آید             بوی پایـــــــــــــــــــیز درد می آید

باغ در غربت فراموشی است           فصل پاییز فصل خاموشی است

شاخه در دست باد پاییز است        برگ با شاخه ها گلاویز   است

برگ ها زرد می شوند  آرام            زخم شب گرد می شوند  آرام

برگ ها در هجوم پاییــــــــزند           حیف از این بر گ ها که می ریزند

لحظه ها بی قرار می گذرد             عمر مثل بهار می گــــــــــذرد

لحظه ها لحظه های بی برگشت      آه از این لحظه ها که پرپر گشت

دل به دنبال آرزو خون شــــد            گل در آغوش رنگ و بو خون شد

باز کن چشــــم سوگواری  را            بنگر این زخم های کاری  را

غافل از کاروان دل ماندیـــــــم            پیش آلاله ها خجــــــل  ماندیم

باز هم بذر کینه می کــاریـــــم            آه از این زندگی کـــــه ما داریم

لحظه ای گوش کن صدایــم  را             مر همی باش زخم هایــــــم را

زندگی وقف گفت و گو تا چنـــد             عمر در کار  آ ر ز و   تا  چنـــد

زندگی فرصتی است فــــــردا را             فرصت از دست می رود ما را

عمر این چند روز فانی  نیــست             مرگ پایان زندگانـــــــــی نیست

عمر مثل دریچه ای باز  اســــت            رخصتی  در  فضای  پرواز  است

کاش می شد بهار را فهمـــید              فرصــــــــت روزگار  را فهمیـــــد

کاشکی دوستی صفایی داشت            عشق مفهوم آشنایی داشــت

کاش دل نقطه ها ی تار نداشت             هیچ آیینه ای غبــــار نداشـــت

کاش ای دوست بی ریا بودیم               ساده  مانـــنــــــد بوریا  بودیم

ساده مانــــــنـــــد روستایی ها              باصــــفــا  مثل  آشنــــایی ها

زندگی ساده بودن است ای دوست         سادگی را سرودن است ای دوست

می شود ساده زیست امـــا ما ...              سادگــی عیب نیست اما ما...

 می شود سبز بود مثل بهـــــار                    زندگی ر ا سرود مثل بهــــــــــار

می شود قد کشید هم چون سرو            راستی آفریـــــــــد هم چون سرو

می شود ایستاد سبز و بلـــــــند                 با خدا دست داد سبز و بلـــــند

می شود آفتاب را فهـــــــــمــــید              معنــــــی  نـــــور ناب را فهمـــــــید

می شود چشمه شد گوارا رفت                می شود تا حضور دریــــــا  رفت

دل اگـــر چشمه ی محبت بــــــود              زندگی جویبار   رحمــــت بــــــــود

دامن از گرد کــــــینــــه می شستیم           بار دیگــــــــر ز ریشـــــــه می رستیم

 

سراینده: (احتمالاَ) دکتر خسرو قاسمیان

منبع: drghasemian.blogfa.com


نظرات | ۱۳٩٢/٦/٩ - کاوه |لینک به نوشته

سرگذشت اندوهبار دختری که به استالین دسته گل هدیه کرد

سرگذشت اندوهبار «گلیا»

او درآن روز می‌گفت: خوشبخت ترین دختر جهان است.
در آرشیو کرملین او با چهره‌ای پر از شعف درحال بوسیدن رفیق استالین است. درحالی که دسته گلی به او می‌دهد. نام او گلیا مارکیزوف است که درهفتم ژانویه 1936 هفت ساله بود.
ژوزف استالین حاکم مطلق اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بود. فردپرستی به اوج خود رسیده بود و اعدام رهبران بزرگ آن کشور از جمله کامنوف، زینویف، بوخارین و دیگران آغاز شده بود. گلیا دختر کوچک «آردان مارکیزوف» دبیر دوم حزب کمونیست یکی از جمهوری‌های شوروی به نام مغولستان بود.
 
به مناسبت داده‌های انقلاب در جمهوری‌های شوروی ماکیزوف و همسرش دومنیکا که دانشجوی پزشکی بود به کرملین دعوت شده بودند. گلیا حکایت می‌کند که او و پدر و مادرش به همراه هنرمندان و موسیقیدانان مغولستان در ضیافت کرملین حضور داشتند. در وسط نطق یک نفر از اهالی کلخوز، من سخت به هیجان آمدم و درحالی که دسته گلی پشت خود پنهان کرده بودم بلند شده و فریاد زدم: من می‌خواهم پدر استالین را ببینم.
استالین لبخندی زد و مرا فرا خواند و روی میز نشاند. وقتی دسته گل را به او دادم مرا بغل کرد و تبسمی ‌از خوشحالی بر لبان او نقش بست. جشن که پایان گرفت استالین دو هدیه به من داد ساعتی طلا در جعبه زیبای قرمز و یک گرامافون برقی. فردای آن روز عکس من و استالین در همه روزنامه‌های سراسر شوروی چاپ شد و زینت بخش همه مغازه‌ها شد. صدها هزار عکس من و استالین چاپ و در سراسر شوروی توزیع شد. به هر جا که می‌رفتم از خوشحالی فریاد می‌زدم این عکس من و پدر استالین است. دستگاه عظیم تبلیغاتی این عکس را نمایانگر توجه عمیق استالین به بهبود زندگی میلیونها کودک در شوروی می‌دانست.
یک سال بعد در پانزدهم دسامبر 1937 تصفیه حزبی شامل مغولستان شد. گلیا حکایت می‌کند که با خبر شد پدرش را بازداشت کرده‌اند و به سیبری تبعید کرده اند. دومنیکا مادرم به سازمان امنیت شوروی مراجعه کرد به او گفته شد: مارکیزوف  به ده سال تبعید در سیبری محکوم شده بدون آنکه بتوان با او مکاتبه کرد. پس از مدتی دریافتم که او به قتل رسیده.
 
مادرم مجددا به پلیس مخفی مراجعه و شکایت کرد که باید دریابد که گناه او چه بوده است. اما درسال 1940 دریافتم که مادرم را به یک تیمارستان فرستاده بودند و درآن جا او را سر بریده اند. مقامهای رسمی‌اعلام کردند که او خودکشی کرده است.
گلیا می‌افزاید: درسال 1996 آرشیوگ –ژ- ب( پلیس مخفی شوروی) را بررسی کردم تا به حقیقت پی ببرم. در یک پرونده هشتصد صفحه ای نامه‌یی دیدم از رییس پلیس مخفی ترکمنستان که با یک تبعیدی  چه باید بکنیم او هنوز عکس استالین و دخترش را نزد خود نگه داشته است و به آن مباهات می‌کند؟
 
پاسخ فوری آمد. «سر به نیستش کنید» گلیا در پایان حکایت غم انگیز خود می‌افزاید: وقتی به یاد می‌آورم که درسال 1953 به هنگام مرگ استالین من زار زار گریستم و هفده سال پیش در بغل او نشان محبت پدرانه استالین به کودکان شوروی بودم اما درواقع او قاتلی بود که کودکی مرا نابود کرد، تاثر همه وجودم را فرا  می‌گیرد.


 گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
منبع اصلی: کتاب تاریخ قرن بیستم


نظرات | ۱۳٩٢/٦/۸ - کاوه |لینک به نوشته

توصیه های نظامی کیهان به سوریه

روزنامه کیهان امروز در یادداشت روز خود با عنوان "دشمن را آرام نگذارید" نوشت:

امروز آنگونه که برخی از مراکز غیررسمی ولی نزدیک به کاخ سفید اعلام کرده‌اند، ساعت «س» فرا رسیده است و چنانچه آمریکا و متحدان اروپایی و پادوهای منطقه‌ای آن تصمیم به حمله داشته باشند و جار و جنجال چند روز اخیر آنها از نوع عملیات روانی برای امتیازگیری نباشد، حمله نظامی آمریکا به سوریه آغاز خواهد شد. منابع غیر رسمی این حمله احتمالی را حداکثر 3 روزه و اهداف از قبل تعیین شده آن را برخی از مراکز نظامی و استراتژیک سوریه اعلام کرده‌اند و خبرگزاری‌ها به نقل از یک مسئول بلندپایه در وزارت دفاع آمریکا که نخواسته است نامش فاش شود، از فرودگاه دمشق، پایگاه هوایی «مزه» و پایگاه‌های موشکی سوریه به عنوان برخی از این اهداف یاد کرده‌اند. دولت سوریه نیز این تهدید را با تأکید بر مقابله و حمله به اسرائیل و منافع آمریکا در منطقه پاسخ داده و مقامات نظامی در دمشق اعلام کرده‌اند که سوریه را به گورستان نیروهای مهاجم تبدیل خواهند کرد. این هشدار که در صورت حمله آمریکا به سوریه بایستی بدون کمترین تردیدی به اجرا درآمده و عملیاتی شود، اگرچه کارآمد و درخور تحسین است ولی سقف امکانات، تجهیزات و اهداف در دسترس ارتش سوریه برای عملیات تلافی‌جویانه، بسیار بالاتر از آن است که مقامات سوری اعلام کرده‌اند و سوریه نباید این امکانات و اهداف را که به برخی از آنها اشاره خواهد شد، نادیده بگیرد. حمله به این اهداف که به آسانی در تیررس موشک‌های دوربرد و سایر تجهیزات نظامی سوریه قرار دارند می‌تواند حریف را در همان ساعات اولیه پس از حمله، با فاجعه‌ای بزرگ روبرو سازد. قبل از اشاره به این اهداف استراتژیک که حمله به آنها در جنگ احتمالی پیش روی نقش تعیین‌کننده دارد، باید به ماده 51 از فصل هفتم منشور ملل متحد که موضوع آن «دفاع مشروع» -LEGITIMATE DEFENCE- است اشاره کرد. این ماده از منشور ملل متحد به کشوری که مورد حمله نظامی قرار گرفته است حق می‌دهد با رعایت مفاد «کنوانسیون 4 گانه ژنو» علیه کشور یا کشورهای متخاصم دست به حمله متقابل بزند. موضوع کنوانسیون 4گانه ژنو رعایت اصول انسان‌دوستانه در عملیات نظامی است، مانند آن که از حمله به غیرنظامیان خودداری شود، قواعد و مقررات بین‌المللی درباره اسرا و برخی حقوق انسانی مشابه آن رعایت شود. اما بدیهی است که مراکز نظامی، تسلیحاتی، منابع اقتصادی و مراکز مؤثر در بالا بردن توان نظامی حریف می‌تواند از اهداف مورد تهاجم کشوری باشد که به آن حمله نظامی شده است.
در جنگ احتمالی پیش روی، آمریکا و برخی کشورهای اروپایی و تعدادی از کشورهای منطقه مشارکت خواهند داشت بنابراین علاوه بر آمریکا و شماری از کشورهای اروپایی، چند کشور دیگر منطقه که در ائتلاف نظامی یاد شده علیه دولت و مردم سوریه مشارکت دارند نیز از دایره کشورهای «متخاصم» خارج شده و «متحارب» -BELLIGERENT- یعنی درگیر و دخالت‌کننده در جنگ تلقی می‌شوند و به همین علت با استناد به ماده 51 یاد شده از فصل هفتم منشور ملل متحد، حمله نظامی سوریه به مراکز نظامی، اقتصادی و تمامی مراکز و تأسیسات این کشورها که به توان نظامی آنها در حمله به سوریه منضم شده و نقش داشته و دارند، مجاز بوده و مصداق غیرقابل ابهام «دفاع مشروع» خواهد بود.
و اما، کشورهای عربستان سعودی، ترکیه، اردن و قطر از جمله کشورهایی هستند که به طور رسمی حضور خود در ائتلاف نظامی علیه سوریه را اعلام کرده‌اند بنابراین، مراکز نظامی و استراتژیک این کشورها نیز می‌تواند در صورت وقوع جنگ، در فهرست اهداف حمله نظامی سوریه قرار گیرد و بدیهی است که رژیم اشغالگر قدس به عنوان پایگاه نظامی آمریکا در منطقه جایگاه ویژه‌ای در فهرست مورد اشاره خواهد داشت و دولت سوریه پیشاپیش اعلام کرده است موشک‌های دوربرد و میان‌برد خود را که خرج انفجاری سنگین و ویرانگری دارند به سوی اسرائیل نشانه رفته است و خبرها حاکی از آن است که پایگاه هسته‌ای «دیمونا»، تل‌آویو، چند فرودگاه و برخی دیگر از مراکز استراتژیک رژیم اشغالگر قدس از جمله اهداف از قبل تعیین شده برای حملات موشکی سوریه هستند.
و اکنون با توجه به مفاد ماده 51 منشور ملل متحد، مراکز و تاسیسات نظامی، پادگان‌ها، فرودگاه‌ها و سایر نقاط استراتژیک چند کشور منطقه‌ای و متحد آمریکا در جنگ احتمالی نیز می‌توانند و باید مورد حمله قرار گیرند و در این میان حمله به تاسیسات نفتی و بنادر عربستان سعودی و نفتکش‌های حامل نفت این کشور در خلیج فارس از اهمیت بیشتری برخوردار بوده و نقش فلج‌کننده‌ای خواهد داشت. تاکید فرماندهان نظامی سوریه که خاک این کشور را به قتلگاه مهاجمان تبدیل خواهند کرد، اگرچه در صورت وقوع جنگ، به عنوان یکی از اهداف دفاع مشروع جایگاه ویژه و ضرورت غیرقابل تردیدی دارد ولی با اهمیت‌تر و تعیین‌کننده‌تر از آن، کشاندن دامنه دفاع به خارج از خاک سوریه است و این اقدام با توجه به توان نظامی و مخصوصا موشکی سوریه و نزدیک بودن و در دسترس بودن اهداف مورد اشاره، به آسانی امکان‌پذیر خواهد بود. سوریه می‌تواند با استفاده از موشک‌های مافوق صوت و برد بلند «یاخونت» که کاربرد ضد کشتی دارد، ناوهای آمریکایی و انگلیسی مستقر در دریای مدیترانه را هدف حملات خود قرار دهد. حزب‌الله لبنان با بهره‌گیری از موشک‌های مشابه در جریان جنگ 33روزه ناو اسرائیلی ساعر را در دریای مدیترانه نابود کرد.
این موشک‌ها و موشک‌های بالستیک دیگری که سوریه در حجم انبوه از آن برخوردار است می‌توانند به سوی مراکز استراتژیک کشورهای دست‌نشانده آمریکا در منطقه که به ائتلاف اخیر برای حمله به سوریه پیوسته‌اند نیز، شلیک شود. سوریه در حمله به مراکز نظامی و تاسیسات نفتی عربستان نیازی به کسب مجوز برای استفاده از آسمان کشور حد‌فاصل خود با عربستان ندارد، زیرا این کشور حد‌فاصل «اردن» است که خود یکی از شرکت‌کنندگان در ائتلاف حمله نظامی احتمالی به سوریه است و مراکز استراتژیک این کشور نیز می‌تواند هدف حملات سوریه باشد.
سوریه باید به این نکته با اهمیت که دیروز سناتور «جک رید» عضو کمیته نیروهای مسلح سنا در مصاحبه با روزنامه آمریکایی
«یو‌.اس.ای.‌تودی» به آن اشاره کرده است توجه ویژه داشته باشد. «جک‌رید» می‌گوید «موشک کروز را می‌توان از سطح کشتی و یا زیردریایی‌ها شلیک کرد و هواپیماهای جنگی می‌توانند موشک‌های دورایستای «استندآف» هوا به زمین را خارج از حیطه دفاع هوایی سوریه شلیک کنند و موشک‌های کروز این قابلیت را دارند که صدها مایل دورتر از هدف شلیک شوند». اشاره این عضو کمیته نیروهای مسلح سنا به آن است که آمریکا برای در امان بودن از حملات متقابل سوریه باید تا آنجا که ممکن است به حریم دریایی و فضایی این کشور نزدیک نشود. البته این تاکتیک نمی‌تواند ناوهای جنگی آمریکا را از اصابت موشک‌های دوربرد سوریه مصون بدارد و به گفته کارشناسان آمریکایی در مصاحبه با همان روزنامه، سوریه می‌تواند با استفاده از موشک‌های ضدکشتی‌خود به ناوهای جنگی آمریکا حمله کند ولی باید توجه داشت که آمریکا اصرار دارد در صورت بروز جنگ، به تاکتیک شلیک از راه دور متوسل شود. بنابراین برای سوریه علاوه بر حمله به ناوهای آمریکایی و سایر منافع آمریکا و انگلیس در منطقه، حمله به تاسیسات و مراکز نظامی و اقتصادی و استراتژیک کشورهای منطقه‌ای حاضر در ائتلاف یاد شده، ضرورت حیاتی دارد و می‌تواند دست بالای سوریه در جنگ احتمالی را به دنبال داشته باشد.
و بالاخره، علاوه بر آمریکا و برخی کشورهای اروپایی که با بحران مالی شدیدی روبرو هستند و به نوشته واشنگتن‌پست، در صورت آغاز جنگ از یکسو با بحران نارضایتی گسترده مردم روبرو خواهند شد و از سوی دیگر، توان هزینه چند ده میلیارد دلاری آن را ندارند، کشورهای منطقه نیز در میان مردم خود با بحران مشروعیت روبرو هستند و شرایط جنگی زمینه مناسبی برای تضعیف نزدیک به فروپاشی آنها فراهم خواهد آورد و سوریه به عنوان یکی از کشورهای نقش‌آفرین در محور مقاومت نباید و شایسته نیست که این فرصت تاریخی را از دست بدهد.
... و خدا بر درجات امام راحل(ره) ما بیفزاید که می‌فرمود «با چشمانی باز به دشمنان خیره شوید و آنان را آرام نگذارید که اگر لحظه‌ای آرام گذارید، لحظه‌ای آرامتان نمی‌گذارند.»

حسین شریعتمداری

 

منبع: وبسایت روزنامه کیهان


نظرات | ۱۳٩٢/٦/٧ - کاوه |لینک به نوشته

ایران در کربلا بیمارستان فوق تخصصی می سازد/ طلاکاری و مقاوم سازی حرم امام جواد

معاون فرهنگی ستاد بازسازی عتبات عالیات از ساخت بیمارستان فوق تخصصی در کربلا خبر داد و گفت: ترویج فرهنگ اهل بیت(ع) اصلی ترین هدف ستاد بازسازی عتبات عالیات است.

به گزارش مهر،  محمد حسن عباسی‌فر ظهر چهارشنبه در نشست خبری با اهالی رسانه افزود: بزرگترین گنبد خشتی جهان در سامرا بر فراز حرم امامین عسگرین به زودی از این گنبد طلا رونمایی خواهد شد.

وی با بیان اینکه شهر سامرا از شهرهای ناامن است، افزود: برای ایجاد امنیت در این شهر بسیار تلاش شده و به زودی در این شهر امنیت برقرار خواهد شد.

عباسی فر ادامه داد: طرح توسعه سامرا نیز در حال اجراست که از جمله آن‌ها می‌توان به سرداب مطهر متعلق به امام زمان (عج) و آینه کاری حرمین شریفین اشاره کرد.

عباسی ادامه داد: ترویج فرهنگ اهل بیت(ع) اصلی ترین هدف ستاد بازسازی عتبات عالیات است که به دنبال این هدف سازمان عتبات عالیات از ده سال پیش و پس از سرنگونی صدام و رژیم بعثی تلاش های خود در این زمینه را آغاز کرده است.

وی با بیان اینکه در ابتدای این مسیر مرمت عتبات عالیات، در دستور کار سازمان قرار داشت، اظهار کرد: آسیب‌های در طول تاریخ، رسیدگی نکردن به حرم‌های مطهر از روی عناد خصوصا در زمان رژیم بعثی، باعث شده بود این اماکن مقدس از وضعیت بهداشتی و ظاهری مناسبی برخوردار نباشند و در ابتدایی ترین قدم ها ایجاد زمینه های بهداشتی و درمانی، تطهیر و پاکیزه کردن عتبات، تعویض فرش های فرسوده انجام شد.

ساخت بیمارستان فوق تخصصی در کربلا

عباسی‌فر با اشاره به اینکه فعالیت های بعدی ستاد بازسازی به توسعه عتبات توجه داشت، افزود: پس از مرمت عتبات، زائران نیاز به خدمات و تسهیلات داشتند که در این راستا اقدامات گسترده ای صورت گرفت.

وی ادامه داد: ساخت مجتمع خدماتی- پذیرایی سیدا الشهدا در چندین طبقه برای ارائه خدمات به زائران، ساخت بیمارستان فوق تخصصی 120 تختخوابه امام سجاد(ع) در یک کیلومتری حرم امام حسین(ع) از جمله این اقدامات بوده است.

عباسی فر با بیان اینکه مراحل ساخت، بیمارستان تمام شده و در مرحله تجهیز قرار دارد، افزود: این بیمارستان تا پایان امسال به بهره برداری خواهد رسید و هم اکنون تعدادی از پزشکان فوق تخصص برای طبابت افتخاری در این بیمارستان ثبت نام کردند که در نوبت برای حضور شش ماهه در بیمارستان هستند.

معاون فرهنگی ستاد بازسازی عتبات کشور همچنین از پروژه صحن و شبستان حضرت زهرا(س) خبر داد و گفت: ازآنجایی که حرم مطهر امام علی(ع) از لحاظ ابعاد محدود بود و در زمان اعیاد و مناسبت های دینی ظرفیت خیل عظیم زائران را نداشت، ساخت این صحن در مساحت 218 هزار متر مربع با تملک زمین های اطراف آغاز شد.

وی افزود: طبقات این صحن شامل بخش های زیارتی، خدماتی، علمی کتابخانه و حجره هایی برای طلبه هاست.

 طلا کاری و مقاوم سازی حرم امام جواد(ع)

معاون فرهنگی ستاد بازسازی عتبات عالیات کشور طلا کاری و مقاوم سازی حرم امام جواد(ع) در کاظمین را از دیگر اقدامات ستاد در عتبات عالیات عنوان کرد و افزود: ترمیم طلاکاری های ایوان نجف، ترفیع گنبد امام حسین(ع)، چند طبقه کردن بین الحرمین، طرح جامع کربلا، زیرسازی و تعویض سنگ های حرم ها، پروژه آب شیرین کن، رسیدگی به حرم طفلان مسلم از جمله اقداماتی است که اجرا و یا در حال اجراست.

عباسی فر اقدامات و سرعت عمل سازمان عتبات را در گرو کمکهای مردمی خواند و تصریح کرد: تمامی فعالیت‌ها و پروژه‌های عظیم اجرا شده و در دست اقدام با کمک‌های مردمی صورت گرفته که نشان از ارادت و عشق مردم ایران به ائمه دارد.

وی با بیان اینکه ستاد بازسازی عتبات عالیات استان مرکزی جزو سه ستاد برتر کشور است، افزود: به دلیل توانایی کادر ستاد و حضور هنرمندان خوش ذوق در استان مرکزی تا کنون چندین پروژه عظیم ستاد به این استان واگذار شده است که از جمله  ضریح ابراهیم مجاب(ع) و ساخت درب باب الراس شریف حرم حضرت ابوالفضل است.

عباسی فر همچنین از عشق و محبت بی بدیل مردم اراک به ائمه را ستود و گفت: در انتقال ضریح مقدس امام حسین(ع) مردم استان مرکزی صحنه‌های به یادماندنی از عشق و ارادت خلق کردند که مثال‌زدنی است.

 

منبع: عصر ایران


نظرات | ۱۳٩٢/٦/٧ - کاوه |لینک به نوشته

onLoad and onUnload Example