برای نازنین
 
تاریخچه روسپیگری مدرن در ایران

هسته مرکزی فحشا و روسپیگری در ایران را باید قلعه «شهر نو» دانست. این قلعه محله ای قدیمی و بد نام در تهران بود که سنگ بنای آن در زمان محمد علی شاه قاجار نهاده شد، در آن زمان خلاف کاران این محل را که خارج از دروازه قزوین قرار داشت؛ مأمن خلاف کاری های خود قرار داده بودند، از جمله شخصی به نام محمود عرب که زنان بیکار و بی‎سرپرست را می ربود و به این محل جهت بهره برداری جنسی می آورد. اواخر حکومت احمد شاه قاجار این محله که «محله قجرها» نام گرفته بود، به جهت احداث دروازه قزوین، «دروازه» نامیده شد. محمود عرب علاوه بر قوادی، چندین شیره کش خانة بزرگ هم در این محل دایر کرد که به پاتوق شیره ای های تهران تبدیل گردید و هنوز هم پس از گذشت هفتاد و چند سال در پیاده روهای آن افراد معتاد را که خاطره ای تلخ از آن روزگاران سیاه است می توان دید. محلی که در آن چند خانه متعلق به محمود عرب قرار داشت به گذر «حاج عبدالمحمود» معروف گشت.
در اوایل حکومت رضاشاه اداره امور این محل به عهدة شخصی به نام «زال ممد» قرار گرفت که به واسطه ایادی خود، زنان و دختران اطراف و اکناف را یا فریب می داد یا می ربود و به این محل می آورد و در اختیار افراد خوشگذران می گذاشت. کمی پس از آن رضا شاه، به منظور جلوگیری از شیوع بیماری «سفلیس» دستور جمع آوری فواحش و تخریب زاغه ها و آلونک های گذر حاج عبدالمحمود را صادر کرد و شخصی به نام قوام را مأمور بازسازی آن نمود. شخص زرتشتی ای به نام ارباب جمشید که از پارسیان هند و از تجار مقیم این کشور بود، هزینه احداث ده ها خانه به منظور اسکان زنان فریب خورده و بی سرپرست را قبول نمود و به منظور تأمین مخارج آنان و فرزندانشان ده ها باب مغازه نیز در این منطقه احداث کرد تا از گرویدن مجددشان به راه خطا جلوگیری شود.

با نوسازی محله، تجارت سکس رونق تازه ای یافت و به پاس قدردانی از ارباب جمشید، به «محله جمشید» نامگذاری شد که تا بعد از پیروزی انقلاب پابرجا بود. احداث خانه های جدید، وسیع و آسفالت دو خیابان جدید باعث شد که اسم «شهر نو» را هم روی آن گذاشتند و به پاس زحمات قوام، یکی از خیابان های محله بدنام را به نام وی نام گذاری کردند. در زمان جنگ جهانی دوم که این محله بدنام پاتوق عیاشی سربازان امریکایی و انگلیسی بود، آنان تعدادی از زنان جنگ زدة لهستانی که مانند سایر آوارگان جنگی در میدان ژاله سابق اقامت داشتند را به شهر نو آوردند تا بزم شان کامل گردد. همچنین در انتهای خیابان دوم شهر نو کوچه ای به نام کوچه لهستانی ها شهرت یافت.

این محله 135 هزار متر مربع مساحت داشت و با توجه به میزان آلودگی به دو قسمت اصلی و فرعی تقسیم می شد؛ قسمت اصلی شامل خیابان های کمیل، استخر، قنات و قوام بود که دارای 36 کوچه و در هر کوچه 50-30 خانه وجود داشت که در هر خانه چندین خانواده توأمان زندگی می کردند که بعضاً در یک اتاق چند مرد و زن می زیستند و دارای فرزندان نامشروعی نیز می شدند که آنان نیز در همان اتاق به سر می بردند و در آینده، خود روسپی، قاچاقچی مواد مخدر، دزد و ... می شدند. محله جمشید از نگاهی دیگر به دو بخش قلعه و نجیب‎خانه تقسیم می شد که در واقع، قلعه محل کار و نجیب‎خانه محل زندگی عادی و زناشویی روسپی ها بوده است که درجه فساد در آن نزدیک به صفر بود. ده ها تئاتر و تماشاخانه و کافه در خیابان جمشید و داخل شهر نو و خیابان های سی متری احداث و دو سینما نیز در حوالی آن شروع به کار کردند. مافیای شهر نو متشکل از سردسته های عمده قلعه، قاچاقچیان بزرگ و رؤسای شهربانی شاه اداره امور این منطقه را در دست داشتند.
دامنة فساد وضعیت قلعه شهر نو به تدریج به سطح شهر تهران کشیده شد و علاوه بر دایر شدن خانه های تلفنی، در کنار خیابان های اصلی و حتی فرعی شهر نیز روسپیان به چانه زنی با مشتریان مشغول بودند. در کنار برخی از هتل هایی که محل تردد خارجیان و متمکنین بود وضع بدتر هم بود و عموماً دختران کم سن و سال مشاهده می شدند. وجود کاباره ها نیز به روسپیگری دامن می زد. رژیم به راحتی به برپا کنندگان مراکز فساد و فحشا جواز رسمی می داد و در اکثر خیابان های تهران و شهرهای بزرگ «بار»های شبانه فعالیت می‌کردند که در آنها زنان روسپی به خود فروشی می پرداختند؛ این مراکز، گروهی از زنان و دختران را در اختیار داشتند تا پس از مستی مشتریان به آنان خدمت رسانی کنند! نهاد قانونگذاری نیز با موافقت نسبت به صدور کارت های مجوز کار برای زنان و دختران، به روسپیگری مشروعیت می بخشید. دامنه و گستره روسپیگری و فحشا به طرز جنون آمیزی رو به فزونی بود تا آنجا که علاوه بر موارد ذکر شده، به سبک کشورهای غربی هتل عشق تأسیس شد که به زنان روسپی یا مردان عیاش اجازه داده می شد که به طور آزادانه هر کاری می خواهند انجام دهند و به زوج های نامحرم نیز بدون هیچ منعی اتاق اجاره می دادند.

راه های فریب و به دام انداختن دختران بسیار متفاوت بود. اما متداول ترین شیوه ها عبارت بود از: استقرار در ترمینال ها و فرودگاه ها با ماشین های مدل بالا و چهره ای متشخص و وجیه همراه با چرب زبانی، آشنایی در مهمانی های شبانه و تفریح گاه ها، تحویل به مراکز فساد توسط رانندگان تاکسی و سواری شخصی، تحویل به سردسته ها توسط شوهران لاابالی، رفتن به دهات دور افتاده و شهرستان ها تحت عنوان خواستگار و ... این سوداگران تباهی جهت محکم کاری از قربانیان خود سفته های به عنوان ضمانت دریافت می کردند تا مبادا فرار کنند و نهادهای اجرای قانون مانند کلانتری نیز به نفع این زورگویان حکم می کردند. سردمداران شهر نو به شهر تهران نیز قانع نبودند و به تأسیس فاحشه خانه هایی در شهرهای مختلف کشور اقدام کردند و بدین‎سان فحشا و روسپیگری را رونق بیشتری بخشیدند. حامیان وقت حقوق زن نیز سعی در نظارت بر این اماکن فساد می نمودند، از این روی اداره اماکن شهربانی رژیم گذشته از فاحشه خانه ها آمارگیری کرده و آنها را در ردیف محل های کسب قرار داده بود، شهرداری نیز برای مغازه ها و تماشاخانه های محله شهرنو جواز کسب صادر و به آنها خدمات شهری ارائه می داد. هنگامی که «مهناز افخمی» مشاور نخست وزیری در امور زنان شد به جای این که در صدد تعطیلی این مراکز فساد باشد، از وزارت بهداری درخواست نمود تا به روسپیان و فرزندانشان خدمات بهداشتی ارائه شود و نیز مقرر کرد در محله جمشید مهدکودکی جهت نگهداری فرزندان نامشروع و خردسال فاحشه ها احداث گردد تا در طول روز که مادرانشان به اعمال منافی عفت سرگرم هستند، از این اطفال معصوم نگهداری شود.


ارتباط سردمداران شهر نو با عوامل حکومتی
به جهت بالا بودن آمار جرم و جنایت، دو پاسگاه انتظامی یکی در خیابان جمشید و دیگری سی متری (پایین تر از میدان قزوین) احداث شد که خود موجب تشدید فساد شد و رؤسای کلانتری و مأموران با حق حسابی که از فواحش، قوادها و اوباش می گرفتند به حمایت از آنها برمی خاستند. این ارتباط آن چنان صمیمی ادامه یافت که سرلشگر زاهدی در جریان کودتای ننگین 28 مرداد سال 32 آنان را به طرفداری از شاه به خیابان های تهران کشاند. زاهدی که در فساد و زن باره گی شهره بود از طریق زنان سردمدار قلعه به مطامع خود رسید، برخی از مهمترین آنان عبارت بودند از:
1 - «ملکه اعتضادی»، با شخص شاه و علیرضا پهلوی ارتباط داشت و وسائل عیش و نوش آنان را فراهم می کرد.
2 -  «پری آژدان قزی»، دختر یک مأمور بازنشسته شهربانی بود که از بی حیایی و دریدگی ضرب المثل شده بود و حتی اوباش قلعه هم از او حساب می بردند.
این دو نفر شهرت و ثروتشان آن قدر زیاد شده بود که در مهمانی های رسمی باشگاه افسران نیز دعوت می شدند؛ حتی «پری آژادان قزی» کارت ویزیت چاپ کرد و پشت آن سفارش استخدام یا معافیت از سربازی اشخاص را صادر می کرد. این دو تن عضو ستاد کودتای 28 مرداد بودند و سردستگی فواحش و اوباش شهر نو را در کودتا به عهده داشتند. پس از پیروزی کودتا ، سرلشگر زاهدی به پاس خدمات آنان، دستور داد تا دور تا دور شهر نو را دیوار کشیده و پاسگاه ها را نیز به بیرون قلعه منتقل نمایند و در واقع نوعی خودمختاری به آن اعطا کردند، اگرچه بعدها دایره فساد به بیرون از قلعه و خیابان های اطراف گسترش یافت پس از آن شهر نو نام جدیدی نیز به خود گرفت و آن چیزی جز «قلعه» نبود.
3 -  «سیمین ب ام و»، وی با برخی مقامات بالای کشور از جمله سناتور رضایی رابطه داشت و برای ایشان قوادی می کرد. روش وی برای به دام انداختن دختران معصوم، آشنایی با آنان و طرح دوستی در پارتی ها بود.
4 -  «پری بلنده»، وی با ادارة تشریفات نخست وزیری و وزارت امور خارجه همکاری داشت و به کار قوادی از راه‎های فوق اقدام می‎نمود.
5 و 6 - «اشرف چهار چشم» و «شهلا آبادانی»، در خانه های آنان همواره دختران تازه وارد و کم سن و سال حضور داشتند.
7 -  «پری سیاه»، او رقیب «پری بلنده» بود و مالک شش خانه بزرگ فحشا بود که آنها را اداره می کرد.
8 -  «مژگان سوخته»، از قوادین قدیمی بود و خاطرات زیادی از علیرضا پهلوی داشت، ده ها زن فریب خورده تحت استثمار وی بودند.
9 - «شیرین سلطانی»، معروف به «ناهید» که همواره خود را مسلمان می خواند، ولی پس از دستگیری بعد از انقلاب معلوم شد که ارمنی بوده است.
10 - «منیژه کچل»، وی خود را فامیل فرح دیبا معرفی می کرد و نفوذ زیادی در دستگاه های دولتی داشت.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ارگان های انقلابی با تشکیل شورای جهت پاک کردن این لکه ننگ از چهره تهران و نجات قربانیان، اقدام به جمع آوری زنان فریب خورده و اسکان آنان در مجتمع های تربیتی و پرورشی نمودند و این محله فساد را نیز تخریب کردند و «پری بلنده»، «اشرف چهار چشم» و «شهلا آبادانی» به دار مجازات آویخته شدند.

----------------------------------------------------------------------------------

منابع:

موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی

وبلاگ سفر نامه و گردشگری


نظرات | ۱۳٩٢/٩/۱۸ - کاوه |لینک به نوشته

چنان با نیک و بد سر کن ...

نلسون ماندلا در سن 95 سالگی درگذشت. "جاکوب زوما" رئیس جمهور آفریقای جنوبی با عبارت "ماندلا ما را ترک کرده است"، از درگذشت ماندلا خبر داد.

زوما در سخنرانی تلویزیونی خود اعلام کرد ماندلا، اولین رئیس جمهور سیاهپوست آفریقای جنوبی در طی مراسمی رسمی تشییع می شود.

وی همچنین اعلام کرد ماندلا در ساعت 8 و 50 دقیقه به وقت محلی در منزل مسکونی اش و در حالی که اعضای خانواده اش در کنارش بودند، فوت کرد. او به شدت از بیماری ریه رنج می برد.

رئیس جمهور آفریقای جنوبی گفت:" پدر و بنیانگذار جمهوری دموکراتیک ما رفت. او در آرامش و در کنار افرادی از اعضای خانواده اش درگذشت. او هم اکنون راحت شد. امت ما فرزندی بزرگ و ملت ما پدر خود را از دست داد. هیچ چیزی این خسارت و درد بزرگ را جبران نمی کند. به دلیل تواضع، انسانیت و مهربانی اش همه او را دوست داشتند."

رئیس جمهور آفریقای جنوبی اضافه کرد: به مناسبت درگذشت ماندلا، در کشور عزای عمومی اعلام می شود و پرچم های آفریقای جنوبی نیز نیمه افراشته خواهد بود. همچنین تشییع جنازه ماندلا، در مراسم رسمی برگزار خواهد شد.

 ماندلا رهبری اعتراضات علیه آپارتاید و حکومت تبعیض نژادی در آفریقای جنوبی را برعهده داشت به همین دلیل، 27 سال زندان را تحمل کرد.

وی همچنین پس از پیروزی اعتراض ضدنژادپرستی، نخستین رئیس جمهور سیاه پوست کشور آفریقای جنوبی بعد از پایان حکومت آپارتاید بود که در انتخابات دموکراتیک انتخاب شد.

ماندلا به دلیل مبارزه با تبعیض نژادی و برقراری صلح و آشتی میان سفید پوستان و سیاه پوستان جایزه نوبل را در سال 1993 دریافت کرد.

"می‌بخشیم، اما فراموش نمی‌کنیم" جمله معروف ماندلا بود که او پس از پیروزی اعتراضات ضدنژادپرستی در آفریقای جنوبی آن را به زبان راند و زمینه برقراری آشتی بزرگ میان بخش های نژادی کشورش را فراهم کرد و مانع از جنگ انتقام جویانه در کشورش شد.

شمار زیادی از سران کشورها و چهره های برجسته جهان ضمن تسلیت به مناسبت درگذشت ماندلا، احساس خود را درباره این حادثه بیان کردند.

هم اکنون تعداد زیادی از مردم سیاه و سفید پوست آفریقای جنوبی در برابر منزل مسکونی ماندلا در شهر ژوهانسبورگ تجمع کرده اند و در حالی که پرچم های کشورشان را در دست دارند و حرکات موزون انجام می دهند و ترانه می خوانند.

همچنین علاقمندان به ماندلا، تعداد زیادی گل و شمع را در کنار منزل مسکونی اش قرار داده اند و هر لحظه بر تعداد این گل ها و شمع ها اضافه می شود.

- دولت فلسطین اعلام کرد به مناسبت درگذشت ماندلا، عزای عمومی اعلام می کند و پرچم فلسطین نیمه افراشته خواهد شد.

- اوباما اعلام کرد تا روز دوشنبه در آمریکا عزای عمومی به مناسبت درگذشت ماندلا برقرار است.

- ونزوئلا به مناسبت درگذشت ماندلا سه روز عزای عمومی اعلام کرد.

- حسن روحانی رئیس جمهور و محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران در پیام های جداگانه ای درگذشت ماندلا را تسلیت گفتند.

- فیفا اعلام کرد پرچم 209 کشور عضو در مقر این فدراسیون در سوئیس نیمه افراشته خواهد شد.

- پرچم بریتانیا بر فراز مقر نخست وزیری در لندن به مناسبت درگذشت ماندلا نیمه افراشته می شود.

همچنین رئیس‌جمهور اسلامی ایران در پیامی در گذشت 'نلسون ماندلا' را به رئیس‌جمهور آفریقای جنوبی و ملت این کشور تسلیت گفت.
 
به گزارش پایگاه اطلاع رسلانی ریاست جمهوری، متن پیام حجت الاسلام والمسلمین دکتر روحانی با این شرح است:


جناب آقای جاکوب زوما

رییس جمهور محترم آفریقای جنوبی


با نهایت تأسف و تأثر از درگذشت عالی جناب نلسون ماندلا رییس جمهور پیشین کشور دوست، آفریقای جنوبی مطلع شدم.

نلسون ماندلا به آزادی و برابری انسانها نه تنها در کشورش آفریقای جنوبی بلکه در پهنه جهان، باور شک ناپذیری داشت و در این باور راستین هیچگاه به خود تردید راه نداد. او در این راه پر فراز و نشیب و سراسر رنج، با تحمل آوارگی، دوری از خانه و خانواده و زندانهای طویل المدت "راه طولانی آزادی" را شکوهمندانه معنا بخشید. او بی تردید شخصیت ممتازی بود که پس از پیروزی و به بار نشستن مبارزات، با پیوند اخلاق و سیاست، شیرینی بخشش در عین فراموش نکردن را حتی به زندانبانان و به بند کشندگان خود چشانید و از خود خاطره کم نظیری برای جهان بشریت به جا گذاشت. شگفتی زندگی او در آن بود که می دانست چگونه زندگی کند.

امروز ما نه فقط شاهد نتایج سیاستهای خردمندانه او در یکدلی نژادها و یکرنگی رنگهای مختلف در تلاش برای ساختن آفریقای جنوبی هستیم، بلکه آثار گرانسنگ این زندگی پرامید ونشاط را در کل قاره آفریقا برای کسب آزادی و برابری و زدودن آثار شوم به جا مانده از دوران استعمار و استثمار و دمیدن تدبیر در حیات مردم می توان نظاره کرد.

سوگمندانه فقدان این شخصیت بزرگ جهانی را به جنابعالی، خانواده ایشان و ملت بزرگ آفریقای جنوبی تسلیت می گویم و برای آن فقید آرامش ابدی مسئلت دارم.


منابع:

عصر ایران

تابناک

___________________________________________________

پی نوشت:

اظهار نظرها و واکنشهای رهبران و مقامات عالی رتبه کشورهای مختلف جهان در مورد مرگ ماندلا، آدمی را به یاد این شعر عرفی شیرازی می اندازد:

چنان با نیک و بد سر کن که بعد مردنت عرفی

مسلمانت به زمزم شوید و هندو بسوزاند


نظرات | ۱۳٩٢/٩/۱٥ - کاوه |لینک به نوشته

مجید انصاری: احمدی ن‍ژاد به 9 پرونده اش پاسخ دهد، مناظره پیشکش

معاون پارلمانی رییس جمهوری گفت: آقای احمدی نژاد به جای این که می خواهند مناظره کنند، رعایت حقوق مردم را بکنند و به 9 پروند ای که در دادگاه برایشان تشکیل شده پاسخ دهند، مناظره پیشکش شان.

حجت الاسلام و المسلمین «مجید انصاری» در گفت و گو با ایرنا درباره دعوت احمدی نژاد از رییس جمهوری برای مناظره اظهار داشت: من هم در رسانه ها این خبر را دیدم که آقای احمدی ن‍ژاد تقاضای مناظره مستقیم با آقای دکتر روحانی داشتند.

معاون پارلمانی رییس جمهوری ادامه داد: در این ارتباط باید به چند نکته اشاره کرد؛ نخست این که وقتی خودشان رییس جمهور بودند، ده ها نفر تقاضا کردند که با ایشان مناظره کنند و ایشان نپذیرفتند؛ وقتی خودشان آن زمان تقاضای مناظره افراد را نپذیرفتند چگونه انتظار دارند که اکنون بقیه بپذیرند.

انصاری افزود: خاطرم هست وقتی ایشان شهردار بودند، همیشه از رییس دولت (آقای خاتمی) تقاضا می کردند که شهردار هم در جلسات هیات وزیران شرکت کند، خداوند شرایط را مقدر کرد که خودشان رییس جمهور شدند و بعد از آن وقتی شهردار هر چه از ایشان تقاضا می کرد که من در دولت شرکت کنم، نمی پذیرفتند.

وی خطاب به آقای احمدی نژاد، گفت: چطور است که وقتی خودتان شهردارهستید دوست دارید که به شما اجازه دهند در جلسات دولت شرکت کنید، ولی وقتی رییس جمهور می شوید به شهردار چنین اجازه ای نمی دهید؟

وی ادامه داد: همین حرف را اکنون باز باید به آقای احمدی نژاد گفت؛ در زمان ریاست جمهوری شما، ده ها نفر تقاضا و اعلام کردند که آماری که آقای احمدی نژاد در مورد اشتغال، تورم و غیره اعلام می کند خالی از واقعیت است و اجازه دهید که با وی درباره این موضوع ها مناظره کنیم که نپذیرفتند.

انصاری اظهار داشت: موضوع دوم که باید به آن اشاره کرد این است که آقای احمدی ن‍‍ژاد اکنون مثل بقیه مردم، یک شهروند معمولی است، چطور به خودش اجازه می دهد با رییس جمهوری که امروز دنیا را با ابتکار عمل خود به تعجب کشانده است، خود را همتا بداند و تقاضای وقت مناظره کند؟ چطور این حق را به خود می دهند در حالی که خودشان در زمان ریاست جمهوری این حق را به کسانی که حتی در کشور مسوولیت داشتند، ندادند؟

وی افزود: سومین نکته این است که مردم از مناظرات ایشان هنوز رنجیده خاطر هستند و به نظر من عامل شروع بحث های سالهای بعد از 88 آقای احمدی ن‍ژاد و مناظراتش و عبارت «بگم بگم » هایش است.

معاون پارلمانی رییس جمهوری گفت: مردم هنوز از او بسیار رنجیده خاطرند و می دانند از اظهار هیچ حرفی ابایی ندارد؛ یعنی هر سخنی اعم از تهمت، افترا و دروغ را به راحتی به زبان می آورد و با سخنان خود جامعه را به تشنج خواهد کشاند.

وی تصریح کرد: بنابراین، ایشان سابقه خوبی در مناظرات ندارد و برداشت عمومی و دوستانی که هنوز از سال 88 از او رنجیده خاطر هستند، این است وقتی ایشان می خواهد به مناظره بیاید، اصلا مثبت نیست.

وی ادامه داد: ایشان از روش های غیراصولی در مناظره استفاده می کنند؛ هر چیز یک مبنا دارد؛ مبنا این است که وقتی یک شخص می خواهد حرفی بزند باید اول سندش را ارائه کند و بعد حرفش را بزند در حالی که ایشان اول حرفش را می زند و می گوید بعدا سندش را می آورم.

انصاری افزود: همچنین باید آن سند معتبر باشد؛ مثلا ایشان عکس خانم کاندیدا را در مناظره آورده بودند و می گفتند که بگم ؟ بگم؟ اما وقتی نگاه می کردیم مشاهده می شد که آن برگه ای که دست ایشان است، تنها یک عکس بوده و هیچ سندی در کار نیست.

معاون پارلمانی رییس جمهوری اظهار داشت: ایشان خاطر همه از جمله مقام معظم رهبری را در جلسه استیضاح وزیر کار (آقای شیخ الاسلامی) رنجیده کردند که نواری جعلی منتسب به برادر آقای لاریجانی را به صحن مجلس آورد و از تریبون مجلس، فیلمی را که همه آن غیرواقعی و جعلی بود، نشان داد.

وی ادامه داد: در آن زمان، باز هم خاطر مردم را مکدر کرد و دو رییس قوه مقننه و قضاییه را بی دلیل به باد اتهام، توهین و افترا قرار داد.

انصاری تاکید کرد: بنابراین آقای احمدی ن‍ژاد، سابقه خوبی برای مناظره ندارند؛اگر هندوانه سربسته ای می بود ممکن بود مردم ندانند که در آن چیست، ولی مردم، تاریخ و دنیا می دانند که ایشان در مناظرات رعایت هیچ اصلی از اصول اخلاقی و انسانی را نمی کنند.

وی تصریح کرد: مناظره با آقای احمدی ن‍ژاد، مناظره نخواهد بود بلکه یک جلسه تهمت، افترا و فحاشی همراه با ارائه اسناد جعلی و تحریف شده خواهد بود.

به گزارش ایرنا، در پی ارائه گزارش حجت الاسلام والمسلمین «حسن روحانی» رییس جمهوری از عملکرد صد روزه دولت خود، «محمود احمدی نژاد» رییس جمهوری سابق امروز (سه شنبه) با ارسال نامه ای، روحانی را به مناظره دعوت کرد.

 

منبع: عصر ایران


نظرات | ۱۳٩٢/٩/۱٢ - کاوه |لینک به نوشته

فرار از محاکمه با شگرد مناظره

عصرایران نوشت:

محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور سابق ایران، این روزها در تلاش است به سبک مألوف خود که ایجاد موج خبری است ، بار دیگر به کانون افکار عمومی باز گردد. عدم شرکت او در جلسه دادگاه نیز در همین راستا ارزیابی می شود و البته ، دعوت او از رئیس جمهور برای مناظره!

احمدی نژاد که امروز دیگران را دعوت به مناظره و پاسخگویی می کند خود در طول 8 سال ریاست جمهوری اش ، حتی یک مصاحبه اختصاصی با یک رسانه منتقد یا حتی مستقل داخلی نداشت تا صریح بشنود و جواب دهد. همچنین او در حالی روحانی را دعوت به مناظره می کند که در سال 88 ، خود او دعوت روحانی برای مناظره را نپذیرفته بود ولی اینک انتظار دارد روحانی با پذیرش مناظره ای بیهوده ، به احمدی نژاد این امکان را بدهد که بار دیگر به کانون خبرها بازگردد.

ماجرا از این قرار است که دعوت به مناظره نخستین بار از سوی حجت‌الاسلام روحانی در تاریخ پنجم خرداد ماه 1388 مطرح شده است.
روحانی در آن تاریخ در واکنش به اظهارات احمدی نژاد در مورد بیانیه سعد‌آباد گفت: «متاسفانه اغلب اظهارات انتقادی در مورد دیپلماسی هسته‌ای نظام در سال‌های 82 تا 84 که این روزها و به بهانه رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری بیشتر مطرح می‌شود‌، نادرست‌، غیرمنصفانه و در مواردی هم کذب محض است؛از نقطه نظری دیگر‌، این رفتار تحریف تاریخ و نادیده گرفتن منافع ملی کشور محسوب می‌شود ... وقتی پای منافع نظام و مردم در میان باشد، سکوت به معنی نداشتن پاسخ نیست. گرچه اینجانب آمادگی دارم تا چنانچه رئیس جمهور محترم حاضر به دفاع از اظهارات خود پیرامون دیپلماسی هسته‌ای نظام باشند‌، گفتگوی مستقیمی را با ایشان در رسانه ملی جهت تنویر افکار عمومی و شفاف شدن حقایق تاریخی داشته باشم».

البته نپذیرفتن این دعوت از سوی رئیس جمهور وقت ، قابل درک بود زیرا یک رئیس جمهور قاعدتاً با افرادی در رده های پایین تر مناظره نمی کند و وقتش را به اداره امور مملکت اختصاص می دهد.
 
احمدی نژاد در حالی همچنان طلبکارانه حرف می زند که در 8 سال ریاست جمهوری اش ، کشور دچار بدترین بحران های سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی شد که شرحش را همه مردم ایران با پوست و گوشت و استخوان لمس کرده اند.

او در حالی دم از مناظره می زند که باید محاکمه شود. اگر احمدی نژاد خیلی دلش مناظره می خواهد ، پیشنهاد می کنیم ابتدا با یکی از خبرنگاران به انتخاب سایت های مستقل ایران مناظره کند و اگر توانست از عهده پاسخگویی 8 سالش در مناظره با یک خبرنگار بر آید ، به مناظره با رئیس جمهور ایران برود.
البته به احمدی نژاد تبریک می گوییم که توانسته با همین مانورهای سیاسی ، تا همین حد نیز خود را مطرح کند و برای چند روزی تیتر شود ؛ ما هم واقف بر این هدف او هستیم و این چند سطر را صرفاً از این بابت نوشتیم که جناب ایشان و مشاورانش که 8 سال مملکت را در دست داشتند، بدانند که هدف شان برای مردم کاملاً عیان است.

اگر احمدی نژاد ، در صدر بودن را اینقدر دوست دارد ، ای کاش در دوران زمامداری اش، طوری عمل می کرد که بدون چنین مانورهای چیپ و نخ نما شده ای در کاون توجه افکار عمومی باشد.
از آن گذشته ، مردی که ثابت شده بسیاری از آنچه در طول 8 سال گذشته  (از هاله نور تا رشد 10 درصدی و ریشه کنی بیکاری و ...) گفته بود ، عاری از واقعیت بوده است ، چه تضمینی وجود دارد در مناظره فرضی ، آنچه می گوید مقرون صحت باشد؟!

و نهایتاً اگر در این کشور سیستم نظارتی قدرتمندی حاکم بود ، کسی که متهم به صدها مورد قانون شکنی و حیف و میل میلیاردها دلار از پول مردم است ، باید الان در جایگاه متهم محاکمه می شد و پاسخگوی روزهای خوشش بود نه این که بعد از آن مصائبی که بر سر ملک و ملت آورد ، راست راست بگردد و هماورد بطلبد!

آقای احمدی نژاد! هر چه در آن 8 سال بر سر ملت آوردی بس است؛ بیاسای و بگذار دولت منتخب مردم ایران ، کارش را بکند که خودت بهتر از همه می دانی چه کرده ای و میراث دارت در ریاست جمهوری چه کار شاقّی دارد.


نظرات | ۱۳٩٢/٩/۱٢ - کاوه |لینک به نوشته

امامزاده بیژن واقعا وجود دارد

 «امامزاده سید بیژن» در شوخی و محاوره زیاد گفته و شنیده می‌شود؛ اما این، یک مزاح نیست، بلکه طبق مستندات سازمان اوقاف و امور خیریه، چنین امامزاده‌ای با نامی ایرانی واقعا وجود دارد.

«بیژن» همان «سیدمحمد» است که در گذشته به‌دلیل وجود دو امامزاده به نام «سیدمحمد» در روستای «کُپ سفلی» از توابع استان مازندران، نام یکی از آن‌ها، به انتخاب مردم محلی تغییر کرد. آن‌ها برای یکی از سیدمحمدها، «بی‌جِن» را انتخاب کردند، به این دلیل که آن مکان را بدون جن می‌دانستند و بعدها، «بی‌جن» در محاوره به «بیژن» تغییر کرد.

حجت‌الاسلام عبدالله ولی‌نژاد - سرپرست اداره‌ی اوقاف و امور خیریه‌ی شهرستان نور - با تأیید صحت وجود امامزاده‌ای به نام «سید بیژن» در استان مازندران به خبرنگار سرویس گردشگری خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) گفت: شاید تا چند سال پیش، کمتر کسی نام امامزاده «سید بیژن» را شنیده بود؛ اما از دو سال پیش که ضریح‌گردانی در برخی شهرستان‌های استان مازندران انجام شد، این نام نیز بر سر زبان‌ها افتاد. خیلی‌ها به این امامزاده اعتقاد دارند و با توجه به بررسی‌ها و تحقیقات ما، امامزاده بیژن صاحب کرامت است.

او درباره‌ی این امامزاده با نامی ایرانی که بسیاری را نسبت به واقعی بودن آن به شبهه انداخته است، توضیح داد: نقل قول‌های بسیاری در این‌باره وجود دارد؛ اما یک نقل قول معقول‌تر هست که نتیجه‌ی مطالعات و بررسی‌های ما هم نیز به آن نزدیک است؛ در واقع، در این منطقه دو امامزاده به نام «سید محمد» وجود دارند که مردم بومی به‌خاطر شباهت اسمی آن‌ها و برای اشتباه نگرفتن آن دو، نام یکی را به «بی‌جن» تغییر دادند، این نام را به این دلیل انتخاب کردند که اعتقاد داشتند، آن مکان، بدون جن است. بعدها رفته‌رفته این نام در لفظ به «بیژن» تغییر کرد.

وی ادامه داد: در شجره‌نامه‌ی ضیاءالدین کجوری در سال 1373 هجری قمری، نسب این امامزاده بررسی شده است. بر این اساس، شخصی به نام سیدجلال‌الدین، سه پسر داشت که در زمان معتصم عباسی از ساوجبلاغ کوچ کردند و به کپ سفلی آمدند، اهالی بومی برای حفظ جان این برادران از دست تعقیب‌کنندگان، آن‌ها را درویش معرفی کردند، حتی هنوز هم عده‌ای امامزاده بیژن را درویش می‌دانند.

او سپس گفت: برای «سید» دانستن این شخصیت هم دلایل فراوانی وجود دارد؛ در شهرستان نور و حتی لواسان، روستای کپ و برخی دیگر از روستاهای اطراف، سادات بیژنی داریم و خیلی‌ها به قداست این شخص و مکان آن اعتقاد دارند.

ولی‌نژاد با بیان این‌که مستندات مربوط به این امامزاده در اداره‌ی اوقاف شهرستان نور وجود دارد، اظهار کرد: طبق این مستندات، امامزاده بیژن با 14 واسطه به امام سجاد (ع) منتسب است.

وی همچنین گفت: با توجه به تعداد امامزاده‌ها در این منطقه و مطالبی که گاه در سایت‌های اینترنتی منتشر می‌شود، سازمان و اداره‌های اوقاف همچنان در تعقیب مطالب، مستندات و اطلاعات درباره‌ی امامزاده‌هایی مانند «سید بیژن» هستند و تلاش دارند، مدارک بیشتر و دقیق‌تری را جمع‌آوری کند.

 

اصلاح نام «امامزاده بیژن»

 شاید شنیده باشید که «امامزاده بیژن» واقعا در استان مازندران وجود دارد، اما نام این امامزاده در واقع «امامزاده بی‌جِن» بوده که در طول سال‌ها در نزد عامه به «بیژن» تغییر کرده است. بعد از اطلاع‌رسانی در این‌باره و حساسیتی که سازمان اوقاف و امور خیریه نسبت به این موضوع داشت، تابلوی این امامزاده برداشته و تابلوی جدیدی جایگزین آن شد.



به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در گذشته به‌دلیل وجود دو امامزاده به نام «سیدمحمد» در روستای «کُپ سفلی» از توابع استان مازندران، نام یکی از آن‌ها، به انتخاب مردم محلی تغییر کرد؛ آن‌ها برای یکی از امامزاده‌ها، نام «بی‌جِن» را انتخاب کردند، به این دلیل که آن مکان را بدون جن می‌دانستند و بعدها، «بی‌جن» در محاوره به «بیژن» تغییر کرد.

حجت‌الاسلام عبدالله ولی‌نژاد - سرپرست اداره‌ی اوقاف و امور خیریه‌ی شهرستان نور - شهریوماه امسال، درباره صحت وجود امامزاده‌ای معروف به «سید بیژن» در مازندران به خبرنگار ایسنا گفت: شاید تا چند سال پیش، کمتر کسی نام امامزاده «سید بیژن» را شنیده بود؛ اما از دو سال پیش که ضریح‌گردانی در برخی شهرستان‌های استان مازندران انجام شد، این نام نیز بر سر زبان‌ها افتاد. خیلی‌ها به این امامزاده اعتقاد دارند و با توجه به بررسی‌ها و تحقیقات ما، امامزاده بیژن صاحب کرامت است.

در این‌باره، امیر هاشمی‌مقدم - پژوهشگر حوزه‌ی مردم‌شناسی و ایران‌شناسی - نیز مهرماه امسال، اظهار کرد: در بررسی‌هایی که درباره‌ی «امامزاده بیژن» انجام دادم، متوجه شدم به باور اهالی، امامزاده بیژن، سید یا درویشی بوده که در گذشته‌ای نه‌چندان دور، روبه‌روی اتاق گلی‌اش می‌نشست و مردم او را باور داشتند. او بین اهالی به «امامزاده بی‌جن» معروف است، «بی‌جن» یعنی امامزاده‌ای که جن ندارد.

حالا بعد از انتشار اخباری درباره‌ی نام این امامزاده در رسانه‌ها، اداره‌ی اوقاف و امور خیریه‌ی شهرستان نور در مازندران، تابلوی قبلی را برداشته و با اصلاح نام «امامزاده سیدمحمد» از «بیژن» به «بی‌جِن» تلاش کرده تا در راستای اصلاح نامی که به اشتباه بین مردم معروف شده و در شبکه‌های اجتماعی فضای سوء تفاهمی ناخوشایندی را ایجاد کرده بود، گام مهمی بردارد.

 

امامزاده‌های نوظهور از کجا می‌آیند؟

 یک پژوهشگر تأکید کرد: باید از امامزاده، تعریف روشنی داشته باشیم، این‌که هر فردی را امامزاده بنامیم، باعث می‌شود امامزاده‌های بی‌شماری داشته باشیم و تحقیقا بستر برای احتمال دین‌گریزی جوانان فراهم شود.

امیر هاشمی‌مقدم - پژوهشگر حوزه‌ی مردم‌شناسی و ایران‌شناسی - در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با اشاره به وجود تعداد زیادی امامزاده در استان مازندران، اظهار کرد: با توجه به این‌که مازندران جزو نخستین نقاطی است که سادات و علویان به آنجا آمدند، تعداد بیشتری امامزاده در آن وجود دارد. برخی سادات که در قرن‌های اولیه پس از ورود اسلام در نقاطی از ایران ساکن بودند، از دست دشمنان فرار می‌کردند و به مازندران می‌رفتند، چون کوه‌های برافراشته‌ی البرز و جنگل‌های انبوه این‌ منطقه، مانع ورود دشمنان می‌شد.

او ادامه داد: سادات علوی و مردم مازندران در دشمنی با اعراب کارگزار خلفا با هم مشترک نظر بودند. گمان نمی‌کنم این افراد از همان ابتدا به‌صورت امامزاده در مازندران مورد احترام بوده باشند، اما بعدها که تشیع در ایران رسمی شد، مورد احترام واقع شدند؛ البته این یک فرضیه است و باید بیشتر درباره‌اش تحقیق شود.

این پژوهشگر با بیان این‌که موضوع امامزاده‌های مازندران، فراتر از مقبره‌ی سادات است، گفت: بسیاری از امامزاده‌ها و زیارتگاه‌ها، فقط به‌خاطر خواب‌نما شدن برخی مردم محلی به‌وجود می‌آیند. این روزها، مازندران آن‌چنان درگیر امامزاده‌های نوظهور است که صنعت گنبد و گلدسته‌سازی در آن به‌شدت رواج یافته است. هر روز می‌توانید گنبد و گلدسته‌هایی را ببینید که سوار بر تریلی‌ها، به سوی یکی از روستاهای مازندران برده می‌شوند.

این‌ مردم‌شناس با بیان این‌که رواج امامزاده‌های نوظهور، نشانه‌ی افزایش میزان دین‌ورزی مردم منطقه نیست، اظهار کرد: بسیاری از باورها، از جمله باور به برخی امامزاده‌ها را باید از دین‌ورزی جدا کرد. برخی باورها سنخیت خاصی با دین ندارند. در مازندران نیز مانند سایر مناطق ایران گاهی دیده می‌شود که مثلا به‌دلیل رقابت‌ بین بالامحله‌یی‌ها و پایین‌محله‌یی‌ها، یک امامزاده تازه ایجاد می‌شود. در بعضی مواقع، در بالامحله یک امامزاده‌ای هست که باعث افتخار مردم شده و پایین‌محله‌یی‌ها که به‌طور تاریخی با آن‌ها رقابت داشته‌اند، تلاش می‌کنند یک امامزاده برای خود داشته باشند، یعنی خیلی اوقات، امامزاده درست می‌شوند و بعد باور به آن‌ها در میان مردم رواج می‌یابد.

هاشمی‌مقدم افزود: موضوع امامزاده‌ها چندی پیش در مجلس شورای اسلامی مطرح شد، ولی متأسفانه دیگر پیگیری نشد.

او ادامه داد: امامزاده‌های بسیاری در گوشه و کنار هر شهر و روستا ثبت شده‌اند که بسیاری از آن‌ها نَسَب مشخصی ندارند؛ برخی از آن‌ها سید، درویش یا شخص محترمی بوده‌اند و برخی هم تا همین چند سال پیش زنده بودند و پس از مرگ، به‌واسطه‌ی احترامی که مردم برای آن‌ها قائل‌اند، کم‌کم مقدس شدند و آرامگاه‌شان زیارتگاه شد. تنها درصد اندکی از این امامزاده‌ها، واقعا مزار یک امامزاده‌اند.

هاشمی‌مقدم بیان کرد: در شهرستان نور، یکی از بزرگ‌ترین امامزاده‌ها براثر خواب‌نما شدن کشف شد که اکنون صحن و حرم باشکوهی دارد، ولی هیچ سندی مبنی بر امامزاده بودن وجود ندارد.

او درباره‌ی «امامزاده بیژن» که صحبت درباره‌ی آن در برخی شبکه‌های اجتماعی رایج شده است، گفت: عده‌ای عکس تابلویی را که اداره‌ی اوقاف استان مازندران برای این امامزاده در روستای «کپ سفلی» در شهرستان نور نصب کرده، منتشر کردند و اما برای برخی از آن‌ها، جای پرسش دارد که چگونه می‌شود اداره‌ی اوقاف برای چنین موردی، تابلو نصب کرده است و رسمیت می‌دهد.

هاشمی‌مقدم با بیان این‌که درباره‌ی امامزاده بیژن مطالعات لازم را انجام داده است، اظهار کرد: در بررسی‌هایی که انجام دادم، متوجه شدم به باور اهالی، امامزاده بیژن، سید یا درویشی بوده که در گذشته‌ای نه‌چندان دور، روبه‌روی اتاق گلی‌اش می‌نشست و مردم او را باور داشتند. او بین اهالی به «امامزاده بی‌جن» معروف است، «بی‌جن» یعنی امامزاده‌ای که جن ندارد.

او با بیان این‌که هیچ سند و مدرکی مبنی بر امامزاده بودن این شخص وجود ندارد، ادامه داد: در هیچ نسب‌نامه و تذکره‌ای به او اشاره نشده و جالب این است که به‌تازگی برایش شجره‌نامه‌ای درست کرده‌اند و او را بدون هیچ سند و مدرکی به امام سجاد (ع) رسانده‌اند.

این مردم‌شناس با بیان این‌که برخی امامزاده‌ها که شجره‌نامه دارند، سندیت‌شان قوی نیست، گفت: چندی پیش، ضریحی برای امامزادگان «احمد» و «مختار» در روستای «کالج نور» درست کرده بودند که‌ شفاعت طلبیدن مردم هنگام جابه‌جایی‌اش باعث ایجاد ترافیک وحشتناکی در شهر رویان شده بود. با پیگیری‌هایی که انجام دادم، متوجه شدم که کتاب «بحرالانساب» نوشته‌ی محمدعلی بن محمدتقی گلپایگانی، این دو نفر را از فرزندان امام موسی (ع) معرفی کرده است.

او با بیان این‌که کتاب «بحرالانساب» نمی‌تواند چندان معتبر باشد، گفت: در این کتاب درباره‌ی روستای کالج اطلاعات بسیار غلوآمیز آمده‌ است، مثلا در قسمتی از کتاب، 40هزار کدخدا، هشت‌هزار مسجد، هشت‌هزار حمام و چهارهزار دکان برای روستای کالج شمرده شده که این داده‌ها برای کل مازندران هم زیاد است، چه برسد به یک روستای کوچکی مانند کالج.

این ایران‌شناس با بیان این‌که نباید نسب امامزاده‌ها را براساس چنین منابعی استخراج کرد، اظهار کرد: البته من تنها تاکیدمخ بر این است که منبعی که شجره‌نامه‌ی ایشان را از آن استخراج کرده‌اند، بی‌اعتبار است.

او در پاسخ به این پرسش که اداره‌ی اوقاف و امور خیریه در این زمینه چه اقدامی می‌تواند انجام دهد؟ گفت: این اداره به‌ جای نصب تابلوی معرفی یک امامزاده در هر نقطه‌ای که مردم از روی پاکی نهادشان می‌گویند، باید بررسی کند و هر جایی که براساس اسناد متقن به یقین رسید که امامزاده‌ای واقعی در آنجا دفن شده است، تابلوی امامزاده را نصب کنند. همچنین باید در هرجا که براساس خواب‌نما شدن و احترام به سادات، مقبره‌ای ساخته و به زیارتگاه تبدیل شده است، کارگروه‌هایی برای توجیه مردم و جلوگیری از گسترش خرافه تشکیل شوند تا بیش از این، به اصل باورهای مردم خدشه وارد نشود.

این پژوهشگر افزود: در مرحله‌ی بعدی، این اداره باید کارگروه‌هایی را شامل مشاوران مذهبی، انسان‌شناس‌ها و جامعه‌شناس‌ها تشکیل دهد تا در روستاها و شهرهایی که چنین امامزاده‌هایی در آن‌ها وجود دارد، به شیوه‌ای که به باورها و اعتقادات مردم برنخورد، مردم را آگاه کنند.

هاشمی‌مقدم با بیان این‌که در چنین مواردی از اداره‌ی اوقاف انتظار می‌رود از گسترش خرافات جلوگیری کند، اظهار کرد: نباید با رسمیت بخشیدن به آن، جوانان را دین‌گریز کنند. در چند سال اخیر، ضریح تازه‌ای را که برای امامزاده‌ای می‌سازند، در شهرها می‌چرخانند و برخی مردم هم برای چیزی که هنوز تقدسی ندارد، سر و دست می‌شکنند و پول می‌ریزند، این پدیده موجب اشاعه‌ی مسائلی می‌شود که باید جلو آن گرفته شود.

وی با اظهار نگرانی نسبت به از بین رفتن بنای آرامگاه امامزاده‌های واقعی، بیان کرد: این مسأله در مازندران نیز بسیار مشهود است، بناها که ارزش تاریخی و معماری دارند، در حال تخریب شدن هستند، برخی به‌دلیل باد و باران و برخی دیگر به‌خاطر حفاری‌های غیرمجازی که جویندگان گنج انجام می‌دهند. در این زمینه، سازمان میراث فرهنگی استان باید اقدامات لازم را انجام دهد .امامزاده‌ها و بقاع متبرکه، بخشی مهم از هویت معماری بومی را دارند و تقریبا همه‌ی آرامگاه‌های قدیمی و بقاع متبرکه در مازندران، معماری شبیه به هم دارند.

هاشمی‌مقدم درباره‌ی شمایل معماری امامزاده‌ها، توضیح داد: فضای اصلی بنای آن‌ها به‌صورت هشت‌ضلعی دورتادور قبر را پوشانده و روی آن، گنبدی هشت‌ضلعی یا مخروطی و معمولا دو پوشه قرار گرفته و بین آن‌ها، یک فضای خالی است و برای ورود به این فضا و زیارت امامزاده باید از یک اتاقک کوچک‌ که نقش کفش‌کَن را دارد، گذشت.

او با بیان این‌که برخی از این بناها در فهرست آثار ملی ثبت شده‌اند، اظهار کرد: برخی از این بناها نیز ثبت ملی نشده‌اند،‌ ولی ارزشمند هستند و شایستگی ثبت شدن را دارند. مسأله‌ی مهم‌تر این‌ است که اداره‌ی اوقاف و امور خیریه، معماری سنتی بقاع متبرکه‌ی این منطقه را به فراموشی سپرده و مانند امامزاده‌های سایر نقاط کشور، برای‌ آن‌ها گنبد و گل‌دسته می‌گذارد و در محلی که بقاع آن، معماری خاص خود را دارند، صنعت گلدسته‌سازی رشد کرده است!

این مردم‌شناس با اشاره به این‌که رونق این صنعت به خودی خود ایرادی ندارد، گفت: اگر صنعت گل‌دسته‌سازی برای بازار بیرون استان مصرف داشته باشد و هویت معماری بومی را نشانه نگرفته باشد، می‌تواند برای مردم محلی امتیاز هم محسوب شود.

او ادامه داد: معماری بقاع متبرکه در مازندران، بخشی از «میراث فرهنگی» ما است و مسوولان باید توجه ویژه‌ای به آن داشته باشند. اکنون طبیعت‌گردیِ انبوه در استان مازندران به یک مسأله‌ی حاد تبدیل شده، چون به محیط زیست صدمه می‌زند؛ ولی توجه بیشتر به میراث فرهنگی این استان می‌تواند برخی گردشگران را به سوی این آثار جذب کند و با معرفی داشته‌های فرهنگی ایران، بخشی از فشار گردشگران بر محیط زیست را کاهش دهد.

این ایران‌شناس با بیان این‌که گردشگرانی که به دیدن معماری بقاع متبرکه می‌روند، لزوما جزو گردشگران مذهبی نیستند، اضافه کرد: طیف گسترده‌ای از مردم مانند پژوهشگران، دوست‌داران تاریخ و فرهنگ منطقه، دانشجویان هنر و معماری و ... نیز جذب این مکان‌ها می‌شوند.


 

منبع: خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)  1  و  2  و  3


نظرات | ۱۳٩٢/٩/۱۱ - کاوه |لینک به نوشته

قاتل امام حسین کیست؟

برگرفته از وبسایت پایگاه جامع عاشورا

پرسش :

 بسیاری از مقاتل و کتب تاریخی قاتل امام حسین(علیه السلام) را سنان بن انس معرفی کردهاند امّا از سوی دیگر در زیارت ناحیهی مقدسه و زیارت عاشورا و بعضی از مقاتل دیگر، قاتل آن حضرت شمر بن ذیالجوشن دانسته شده است، کدام یک از این اقوال درست است؟

  

پاسخ :

 دربارهی قاتل حضرت سیدالشهدا(ع)، در نقل تاریخ و مقاتل اختلاف بسیار وجود دارد. مرحوم فرهاد میرزا در «قمقام زخّار و صمصام بتّار» مینویسد:[1] در قاتل آن حضرت اختلاف شده است و مقاتل مختلف این افراد را معرفی نمودهاند:

1) سنان بن انس 2) حصین بن نمیر 3) مهاجر بن اوس التمیمی 4) کثیر بن عبدالله الشعبی 5) شمر بن ذیالجوشن الکلابی 6) خولی بن یزید الاصبحی. چنانچه علی بن عیسی الاربلی در کشف الغمة خولی را قاتل امام حسین(ع) معرفی کرده و آورده است:

قال عمر بن سعد لاصحابه: انزلوا حزّوا رأسه فنزل الیه نصر بن خرشة الضبابی، ثم جعل یضرب بسیفه مذبح الحسین(ع) فغضب عمر بن سعد، فقال الرجل، ویحک انزل الی الحسین فارحه، فنزل الیه خولی بن یزید فاحتزّ رأسه.

«عمر بن سعد به اصحاب خود گفت: سر حسین را جدا کنید که «نصر بن خرشة الضبابی» به سوی او رفت و شمشیرش را بر گلوی حسین(ع) گذاشت و عمر بن سعد خشمگین شد و گفت: وای بر تو بر روی حسین مینشینی و خوشحالی، پس «خولی بن یزید» به سوی او رفت و سرش را جدا نمود». و این شعر را از خولی نقل کرده که نزد ابن زیاد گفت:

املاء رکابی فضة و ذهباً انی قتلت الملک المحجّبا

و من یصلی القبلتین فی الصبی و خیرهم اذ یذکرون نسبا

قتلت خیر الناس امّاً و اباً

و در موضع دیگر این کتاب، شمر را قاتل امام حسین(ع) دانسته و میگوید:

عن الحافظ عبد العزیز الجنابدی، یقال قتله شمر بن ذیالجوشن الضبابی والذی اخذ رأسه ابن جوان الیمامی.[2]

«حافظ عبد العزیز جنابدی میگوید: شمر بن ذیالجوشن او را کشت و کسی که سرش را جدا نمود، ابن جوان یمامی بود.» و صاحب «الدّرالتنظیم»، جمال الدین یوسف بن حاتم الشامی العاملی، معاصر سید بن طاووس، آورده است که نخست عمر بن سعد شبث بن ربعی را گفت: که سر حسین را برایم بیاور. شبث بن ربعی به او گفت: من با او بیعت کردم و این کار را نمیکنم و عمر بن سعد گفت: به خدا سوگند به ابن زیاد مینویسم. گفت: هر چه میخواهی بکن. عمر بن سعد ، سنان بن انس را فرستاد تا رأس حسین(ع) را جدا سازد. سنان گفت: «قسم به خدا! من سرت را جدا میسازم، در حالی که میدانم تو فرزند رسول خدا هستی و بهترین مردم از طرف پدر و مادر میباشی.» و سپس سر مقدس را جدا نمود و به عمر بن سعد داد.[3]

ابن جریر طبری در تاریخ خود مینویسد: «حسین(ع) فرزند فاطمه دختر پیامبر را کشته که او را سنان بن انس نخعی کشت و خولی بن یزید سر او را آورد.»[4] از دیگر تاریخ نویسانی که سنان بن انس را قاتل امام حسین(ع) معرفی نموده است. سبط بن الجوزی میباشد که در تذکره الخواص میآورد: «و الأصح انه سنان بن انس النخعی و شارکه شمر بن ذیالجوشن»[5] «صحیح آن است که قاتل حسین(ع) سنان بن انس نخعی بود و شمر با او در این امر مشارکت داشته است.»

ابوالفرج اصفهانی از علمای قرن سوم هجری نیز در کتاب خود «مقاتل الطالبین»، قاتل امام حسین(ع) را سنان بن انس ذکر میکند و میگوید: «زرعة بن شریک به او حمله کرد و با شمشیر کتف راستش را زخمی نمود. در کشتن او عبد الرحمن جعفی، قثعم، صالح بن وهب یزنی و خولی بن یزید مشارکت کردند و سرش را سنان بن انس نخعی از بدنش جدا نمود همچنین برخی گفتهاند: کسی که سر امام را از بدنش جدا کرد، شمر بود و خولی سرش را به نزد عبیدالله برد.»

ابن عبد البر در «استیعاب» قاتل امام حسین(ع) را سنان بن انس معرفی میکند و خولی را به عنوان جدا کنندهی سر آن حضرت دانسته است.

پس از بررسی اقوال و این که میبینیم ابوالفرج اصفهانی در مقاتلالطالبین و صدوق در «امالی» و مسعودی در مروج الذهب و سید بن طاووس در لهوف و عزالدین ابن اثیر در الکامل فی التاریخ صراحتاً روایت میکنند که قاتل سنان بن انس بود و در اسد الغابه آمده است:

«نظر درست آن است که همانا سنان بن انس نخعی او را کشته است و قول کسی که میگوید شمر و عمر بن سعد او را کشته، به خاطر این است که شمر مردم را به قتل او تشویق میکرد و عمر بن سعد هم چون فرماندهلشکر بود، قتل را به او نسبت میدهند.»[6]

ابن عبدالبر از خلیفة بنخیاط نقل کرده است آن کسی که حسین بن علی(ع) را به قتل رساند، شمر بن ذیالجوشن، امیر لشکر عمربنسعد بود؛[7] و نوشته: شمر در خشم شد و روی سینه مبارک امام حسین(ع) نشست و محاسن آن بزرگوار را گرفت، چون خواست امام(ع) را به قتل برساند، امام(ع) لبخندی زد و فرمود: آیا مرا میکشی و میدانی من کیستم؟ شمر گفت: تو را خوب میشناسم، مادر تو فاطمه، پدر تو علی بن ابیطالب(ع) و جدّ تو محمد مصطفی(ص) است، تو را میکشم و باکی ندارم پس امام را با دوازده ضربهی شمشیر به شهادت رساند و سر مبارک حضرت را جدا کرد.[8] سنان بن انس نخعی به خولی گفت: سر حسین را از بدن جدا کن. خولی چون خواست چنین کند سستی و فتوری در او پیدا شده و لرزه بر اندامش افتاد. سنان به او گفت: خدا بازویت را سست گرداند. از چه میلرزی؟ سپس خود پیاده شد، سر مطهر را جدا ساخت و به دست خولی بن یزید داد.[9]

اما مشهور این اقوال نزد علمای امامیه، قول شیخ مفید است که برخی از اقوال دیگر هم مؤید این قول میباشند، چرا که شیخ مفید از علمای موثق میباشد که در قرن چهارم هجری میزیسته و معاصر اواخر دوران غیبت صغرای امام زمان (عج) بوده است.

و آن قول این که: مرحوم شیخ مفید در «ارشاد» میآورد:

«شمر مردان و سواران خود را صدا زد و گفت: وای بر شما! چرا به این مرد نگاه میکنید؟ مادرتان به عزایتان بنشیند. پس از هر طرف به سوی او حمله کردند که وزعة بن شریک بر کتف راستش ضربهای وارد کرد و آن را قطع نمود و یکی دیگر از آنها ضربهای بر پایین گردنش وارد کرد تا خولی بن یزید اصبحی پیاده شد که سر امام(ع) را جدا کند امّا ترسید. شمر به او گفت: خداوند بازوانت را سست کند، از چه میترسی؟ سرانجام شمر به سوی او رفت و سر امام(ع) را جدا نمود و به دست خولی داد و گفت این را نزد امیر عمر بن سعد ببر.»[10]

پی نوشتها:

[1]. قمقام زخار و صمصام بتار، فرهاد میرزا: ناشر کتابفروشی اسلامیه، تهران، سال 1377 هـ ق، ج 1، ص 463 - 465.

[2]. کشف الغمة، اربلی، انتشارات بنی هاشمی، تبریز، ج 2، ص 51.

[3]. فرهاد میرزا: همان مأخذ.

[4]. تاریخ طبری، ابن جریر طبری، دارالکتب العلمیه، بیروت، ج 3، ص 343.

[5]. تذکرة الخواص، سبط بن الجوزی، ص 144.

[6]. همان.

[7]. الاستیعاب، ابن عبدالبر، ناشر الفجاله، القاهره مصر، ج 1، ص 395، و شیخ محمد سماوی، ابصار العین، انتشارات بصیرتی، قم، ص 114.

[8]. بحارالانوار، مجلسی، مؤسسة الوفاء، بیروت، ج 45، ص 56.

[9]. انساب الاشراف، بلاذری، دار التعارف، بیروت، ج 3، ص 203 و ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، دار صادر بیروت، ج 4، ص 78.

[10]. ارشاد، شیخ مفید، ناشر موسسة آل البیت(ع) لاحیاء التراث، ج 2، ص 112.

منبع: نهضت عاشورا (تحریف‌ها و شبهه‌ها)، مرکز مطالعات و پژوهش‌‌های فرهنگی حوزه‌ی علمیه (1381)

_____________________________________________________________

منبع: ashoora.ir


نظرات | ۱۳٩٢/٩/۱٠ - کاوه |لینک به نوشته

رافت نظام نبود، سران فتنه باید اعدام می‌شدند

خطیب موقت نمازجمعه تهران گفت: آنهایی که از روسیاهان فتنه ۸۸ که مفسد فی‌الارض هستند حمایت می‌کنند، خجالت بکشند، چراکه اگر رأفت فوق‌العاده نظام اسلامی نبود، اینها باید اعدام می‌شدند.


به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم، آیت‌الله احمد جنتی خطیب موقت نماز جمعه تهران در خطبه‌ دوم نماز جمعه با تشکر از مردم برای حضور در مراسم 13 آبان گفت: شما با حضور در این مراسم پاسخ بسیاری از نامربوطی‌های داخل و خارج کشور و آن کسانی که گویا عقد خواهر و برادری با آمریکا بسته‌اند و دلشان پیش آمریکاست را دادید.

وی افزود: این افراد به آمریکا چراغ سبز نشان می‌دهند که همه در ایران هم‌صدا نیستند و کسانی نیز وجود دارند که مخالف شعار مرگ بر آمریکا هستند. شما ملت نشان دادید که بر سر میثاقتان هستید و از حرفی که از ابتدای انقلاب زده‌اید برنمی‌گردید و نشان دادید که "مرگ بر آمریکا" یعنی مرگ بر ظلم، استکبار و گردنکشی.

خطیب موقت نماز جمعه تهران با اشاره به فرمایشات مقام معظم رهبری مبنی بر برتری‌طلبی، خودبزرگ‌بینی و توسل به خشونت آمریکا اظهار داشت: ان‌شاءالله روزی بیاید که شعار مرگ بر آمریکا عملی شود.

جنتی با اشاره به انفجار چند روز گذشته نزدیک سفارت ایران در بیروت گفت: این مسئله بسیار حاد و ناراحت‌کننده بود. من نمی‌توانم بگویم اسرائیل در این قضیه نقشی نداشته، چرا که با این کشور در غزه، لبنان و در جاهای مختلف مقابله شده و نیروهای اسلامی، اسرائیل را ذلیل کرده‌اند. بنابراین آنها توجیه هم داشتند که مذاکرات ژنو را تحت‌الشعاع قرار دهند و اگر هم بتوانند سفارت را منفجر کنند که برگ برنده‌ای برایشان باشد.

وی افزود: در این حادثه چند نفر به شهادت رسیدند که یکی از آنها حجت‌الاسلام انصاری رایزن فرهنگی کشورمان بود. وی مردی خدمت‌گزار بود که 5 سال در سودان خدمت کرده بود.

خطیب موقت نماز جمعه تهران به برگزاری مراسم سالگرد فتنه اشاره کرد و افزود: در عاشورای 88 فتنه‌گران هتک حرمت کردند و خودشان را نشان دادند و معلوم کردند که چه‌کاره هستند. آنها گفتند: نظام اسلامی را قبول نداریم و جمهوری ایرانی می‌خواهیم. امام حسین را قبول نداشتند و پرچم عزاداری‌اش را آتش زدند، امام را قبول نداشتند و عکسش را پاره کردند.

جنتی با تأکید بر اینکه اگر لطف خدا و درایت‌های رهبری نبود، فتنه نظام را از پای درآورده بود، اظهار داشت: آمریکا پشت سر اینها سوت و کف می‌زد. امروز این روسیاهان در خانه محبوسند، ولی امکانات و وسایل زندگی و تلویزیون در دسترس‌شان است.

وی ادامه داد: اگر رأفت فوق‌العاده نظام اسلامی نبود، اینها باید اعدام می‌شدند. کسانی که از این افراد دفاع می‌کنند، به این سؤال پاسخ دهند: در فقه اسلام مفسد فی الارض مستوجب اعدام هست یا نه؟ نمونه کوچک مفسد فی الارض کسی است که چاقوکشی می‌کند و در محله مبارز می‌طلبد و محله را ناامن می‌کند، حال کسی که 8 ماه مملکت را ناامن کرده و چقدر انسان‌ها را به کشتن داده، مفسد فی الارض نیست؟ شما خجالت نمی‌کشید از اینها دفاع می‌کنید؟

خطیب موقت نماز جمعه تهران با بیان "نظام خیلی منت بر سر اینها گذاشته و گفته است بمانید و زنده باشید و در خانه خودتان باشید و بهداشت را رعایت کنید؟"، تصریح کرد: حتی اگر آنها به دکتر نیز نیاز داشته باشند برای آنها حاضر می‌کنند، ولی در عین حال این افراد حاضر نیستند از کرده خود اظهار ندامت کنند.

جنتی در ادامه به نحوه برخورد نظام با منافقین اشاره کرد و افزود: امام بزرگوار در قضیه منافقینی که دستگیر شده بودند، فرمود اگر همچنان بر سر مواضعشان هستند آنها را اعدام کنید که این اتفاق نیز افتاد. الآن فتنه‌گران نیز بر سر مواضعشان هستند. آنها اگر یک کلمه می‌گفتند ما اشتباه کردیم، شاید یک راه فرجی پیدا می‌شد.

وی در ادامه به‌مناسبت هفته بسیج به بیان نکاتی دراین‌باره پرداخت و گفت: امام بسیج را شجره طیبه و درختی تناور و از برکات جلیله خداوند می‌دانستند. امام بسیج را محدود به مرزهای جمهوری اسلامی نمی‌دانست و می‌گفت باید بسیج در سراسر جهان برپا شود و باید هسته مقاومت در تمام جهان ایجاد شود.

خطیب موقت نماز جمعه تهران با بیان "بسیجیان پیشگامان رهایی هستند و من دست یکایک آنها را می‌بوسم"، خطاب به مسئولان کشور گفت: می‌دانم اگر مسئولان از بسیج غافل شوند، به آتش دوزخ الهی خواهند سوخت. این یک تهدید برای مسئولینی است که از بسیج غافل می‌شوند.

جنتی با اشاره به تشکیل بسیج در خارج از مرزهای ایران اظهار داشت: در سوریه یک حرکت بسیجی شکل گرفت که تاکنون موفق بوده است. چه سوریه و چه عراق برای اینکه دشمن را از بین ببرند، باید بسیج داشته باشند.

وی خطاب به بسیجیان گفت: شما اگر جایی انحرافی دیدید باید اظهار نظر بکنید، همان‌طوری که برادرانتان در بسیج اساتید نامه‌ای امضا کردند که به انتصاب‌های وزارتخانه‌ها انتقاد داشتند. در حال حاضر با داس‌ها در وزارتخانه‌ها بچه‌های انقلابی را درو می‌کنند، الأن این را همه می‌دانند. من از رئیس جمهور سؤال دارم که آیا می‌داند که این اتفاقات در حال رخ دادن است یا خیر، اگر می‌داند که "وااسفا" و اگر نمی‌داند که "واحسرتا".

خطیب موقت نماز جمعه تهران به رئیس جمهور توصیه کرد که مطالبی را که از سوی ائمه جماعات، رسانه‌ها و... مطرح می‌شود بررسی کند و ببیند که آیا درست است یا خیر، اگر درست بود، دراین‌باره  اقدام کند.

مذاکرات ژنو موضوع دیگری بود که خطیب موقت نماز جمعه تهران به آن اشاره کرد.

جنتی با اشاره به فرمایشات مقام معظم رهبری مبنی بر عدم اعتماد به طرف غربی، اظهار داشت: سوابقی که از آمریکا، اروپا و انگلیس سراغ داریم نشان می‌دهد آنها حق‌خواه نیستند و به‌دنبال منافع خودشان هستند. آنها می‌خواهند امتیاز بگیرند و چیزی ندهند. با این روحیه سر میز مذاکرات، چگونه می‌شود به آنها امیدوار بود؟

وی ادامه داد: اینها دشمن اسلامند. جرم ما نیز مسلمان بودن، ولایی بودن و عاشورایی بودنمان است. ما امام حسین(ع) را داریم، ولایت را داریم و تا اینها را داریم، آنها از مواضعشان کوتاه نخواهند آمد. امیدواریم آنها کمی سر عقل بیایند و از کارهایی که به‌ضرر خودشان است، دست بردارند.

به گزارش تسنیم، خطیب موقت نماز جمعه این هفته تهران در خطبه اول با اشاره به ایام اسارت اهل‌بیت پیامبر اکرم(ص) و حوادث پس از عاشورا گفت: اتفاقی که در کربلا افتاد سابقه داشت. بعد از رحلت پیامبر اکرم(ص) مقدمات این کار فراهم شد و در طول این مدت امیرالمؤمنین(ع)، حضرت زهرا(س) و امام حسن(ع) را به شهادت رساندند.

جنتی ادامه داد: در هیچ‌جای تاریخ اتفاق این‌گونه‌ای وجود نداشته و اگر تلاش اسرای کربلا برای زنده نگه داشتن تاریخ عاشورا نبود، همان‌طور که بدن امام را دفن کردند، تاریخ عاشورا را نیز دفن می‌کردند و کسی باورش نمی‌شد که فرزندان پیامبر اکرم(ص) را این‌گونه به شهادت برسانند.

وی در ادامه به ذکر مصیبت اهل‌بیت(ع) در دوران اسارت پرداخت.

 

منبع: تسنیم


نظرات | ۱۳٩٢/٩/۱ - کاوه |لینک به نوشته

گاف عجیب عضو کمیسیون امنیت مجلس

وبسایت فرارو به نقل از خرداد نوشت:

در طرح دو فوریتی که توسط جواد کریمی قدوسی عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس تهیه و به هیات رئیسه مجلس ارائه شده است، دو بار به معاهده «ان پی تی» که مهترین مبحث حقوق بین الملل در بحث انرژی اتمی است، اشاره شده و عجیب آنکه هر دوبار هم به زبان انگلیسی و هم به زبان فارسی نام این معاهده «ام پی تی، mpt» درج شده است. یک بار در عنوان طرح 5 صفحه ای و یک بار در متن آن به زبان انگلیسی.
این طرح 5 صفحه ای که با خط خود کریمی قدوسی توسط اداره قوانین مجلس تکثیر و در اختیار خبرنگاران قرار گرفته است در کادر مربوط به عنوان طرح این عبارت را با خود دارد: «الزام دولت به حفظ حقوق مسلم هسته ای و مصادیق آن در چهارچوب معاهده "ام پی تی" در مذاکرات هسته ای».
در بند نهم این طرح نیز کریمی قدوسی عینا چنین نوشته است: «هر گونه موافقت با خواسته های طرف مقابل نباید خارج از معاهده "mpt" باشد».
"ان.پی.تی" مخفف نام انگلیسی "معاهده منع گسترش هسته‌ای" (Nuclear Non- Proliferation Treaty) است.
نکته مهمتر آنکه این طرح با امضای 110 نماینده و بدون هیچ اصلاحی در این عبارت به هیات رئیسه تحویل شده است. این یعنی یا این 110 نفر هم نام درست مهمترین معاهده هسته ای جهان را نمی دانستند. یا اینکه این طرح را چشم بسته امضا کرده اند.
منبع: فرارو


نظرات | ۱۳٩٢/٩/۱ - کاوه |لینک به نوشته

خداوند به رهبری عنایاتی داشته که صدها متخصص از آن محروم‌ هستند

رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) بر ضرورت اطاعت از رهبری تأکید کرد و گفت:‌ خداوند به ایشان چیزهایی داده که به هزار متخصص نداده است و بارها مشاهده کرده‌ایم در مواردی که رهبری تنها مانده درست گفته و حق با ایشان بوده است.

به گزارش خبرگزاری رسا، آیت‌الله محمدتقی مصباح یزدی رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در دیدار اعضای ستاد یادواره شهدای استان قم با اشاره به جایگاه ارزشمند شهدا در انقلاب اسلامی گفت: از این‌که توفیق شهادت نصیب ما نشد اظهار غم می‌کنیم.
رسالت شهدا به نسل‌های آینده معرفی شود

وی با بیان این‌که وظیفه سنگینی در راه پاسداری از خون شهدا بر عهده ما است، ابراز کرد: ما باید از دستاوردهای خون شهدا پاسداری کنیم و با بهره‌گیری از آثار و خاطره‌های آنها این رسالت را به نسل‌های آینده منتقل کنیم.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم انقلاب اسلامی ایران را سبب تعجب دنیا خواند و با بیان این‌که امروز آثار این انقلاب در جهان مشاهده می‌شود، اظهار کرد: رهبری چنین انقلابی را فردی بر عهده داشت که از سابقه نظامی، سیاسی و اقتصادی برخوردار نبود و تنها در مکتب اهل بیت(ع) درس خوانده بود.

نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری با اشاره به سخنان برخی از سیاستمداران که اعتقاد داشتند امام خمینی(ره) پس از انقلاب باید به مرجعیت خود ادامه می‌داد و اداره کشور را به دیگران واگذار می‌کرد، گفت: امام خمینی(ره) اعتقاد داشتند که سیاست ما عین دیانت ما است.

رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) ادامه داد: متخصصان و سیاستمداران زمانی که در عرصه‌های مختلف و جنگ با شکست مواجه می‌شدند و هیچ راهی نداشتند برای حل مشکلاتشان به امام خمینی(ره)  مراجعه می‌کردند.

آیت‌الله مصباح یزدی با بیان این‌که بنی صدر خود را صاحب سبک در جنگ می‌دانست اما به موفقیتی دست پیدا نکرد، افزود: امام خمینی(ره) که در ظاهر بیگانه با مسائل نظامی بود مورد مراجعه فرماندهان و سیاستمداران در مراحل سخت جنگ قرار می‌گرفت.

امام خمینی و رهبر معظم انقلاب مصداق بارز اطاعت از خدا هستند

وی خاطرنشان کرد: برخی از متدینان و مقدسین در زمان جنگ به امام خمینی(ره) اعتراض می‌کردند و می‌گفتند که ایشان باید جوابگوی خون‌های ریخته شده جوانان باشد.

استاد اخلاق حوزه علمیه با اشاره به روایتی مبنی بر این‌که کسانی که با خدا ارتباط بر قرار می‌کنند نورانیت خدا را دریافت می‌کنند، اظهار کرد: امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب مصداق کامل این روایت هستند و برای ما روشن شده که ایشان چیزهایی متوجه می‌شوند که متخصصان از درک آن عاجزند.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ادامه داد: کسانی که خود را وقف خدا کنند و جز خواست و اراده پروردگار اراده دیگری نداشته باشند، خداوند چیزهایی به آنها می‌فهماند که دیگران بهره‌ای از آن نبرده‌اند.

رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) تأکید کرد: خداوند در حدیثی قدسی می‌فرماید؛ بنده‌ای که همّ او اطاعت و بندگی باشد من چشم و گوش او می‌شوم.

نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری در ادامه بر ضرورت اطاعت از رهبری تأکید کرد و گفت:‌ خداوند به ایشان چیزهایی داده که به هزار متخصص نداده است و بارها مشاهده کرده‌ایم در مواردی که رهبری تنها مانده درست گفته و حق با ایشان بوده است.

تخصص به تنهایی نمی‌تواند کارساز باشد

آیت‌الله مصباح یزدی با بیان این‌که نباید فریب تخصص افراد را خورد، اظهار کرد: تخصص خوب است اما چیزی که فراتر از تخصص باید مورد توجه قرار گیرد برقراری ارتباط با خداست.

وی تصریح کرد: انگشت رهبری به هر سمت و سویی که می‌رود باید ما نیز به همان طرف برویم و از ایشان اطاعت کنیم؛ اطاعت از رهبری اطاعت از امام زمان(عج) و اطاعت از حضرت اطاعت از خدا است.

قدردانی از شهدا نباید تنها به برگزاری یادواره‌ها ختم شود

استاد اخلاق حوزه علمیه در ادامه بر ضرورت قدردانی از همه کسانی که در راه دفاع از انقلاب اسلامی خدمت کرده‌اند، تأکید کرد و گفت: قدردانی ‌ها نباید تنها به برگزاری یادواره‌ها ختم شود؛ مسؤولیت انسانی و اسلامی ما بیش از این‌ها است.

آیت‌الله مصباح یزدی با بیان این‌که برگزاری مراسم گرامیداشت برای شهدا یک عامل عاطفی دینی است، ابراز کرد: افزون بر این عامل عاطفی باید عقلمان را نیز از این آبشخور سیراب کنیم و چراغ عقل را فراروی خود قرار دهیم.

ضرورت زنده نگاه داشتن فرهنگ ایثار و شهادت

وی بر ضرورت زنده ماندن فرهنگ ایثار و شهادت تأکید کرد و افزود: باید فرهنگ شهادت طلبی زنده بماند تا اگر حادثه‌ای اتفاق افتاد در میان جوانان انگیزه دفاع از کشور باشد و همچون شهید زین‌الدین‌ها عمل کنند.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با بیان این‌که زنده نگاه داشتن یاد شهدا به این است که آنها را الگوی خود قرار دهیم، گفت: شهدا از ما می‌خواهند که آدم شویم و از این‌که ما اسم و عکس آنها را جایی بزنیم خوشحال نمی‌شوند؛ شهدا زمانی از ما خوشحال می‌شوند که روح حسینی و شهادت طلبی در میان ما زنده باشد.

رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با تأکید بر این‌که میراث شهدا را باید به نسل آینده منتقل کرد، ابراز داشت: جوانان تحت تأثیر عوامل فرهنگی بیشماری هستند که همه این عوامل در جهت شیطان قرار دارند و ما باید در مقابل این عوامل شیطانی جبهه حق را تقویت کنیم.

استاد اخلاق حوزه علمیه با بیان این که نسبت به فضای فرهنگی جامعه باید اهمیت داد، خاطرنشان کرد: نفس امام خمینی(ره) بسیاری از جوانان را به جبهه‌ها فرستاد که وصیت نامه‌های آنها درسی برای بزرگان است اما امروز مسائلی برای آنها در جامعه مطرح می‌شود که هیچ فایده‌ای برای آنها ندارد.

وی با بیان این‌که باید فکری برای مسائل فرهنگی نسل آینده بکنیم و نباید از فضاهای فرهنگی غافل شویم، گفت: برخی از خیابان‌های قم از لحاظ فرهنگی روز به روز نا مرغوب تر می‌شود و اگر به همین روال پیش برویم معضلات جامعه بیشتر می‌شود؛ ‌متأسفانه برخی از شهرهای ما نسبت به گذشته تغییرات نامطلوبی داشته است.

منبع: پارسینه


نظرات | ۱۳٩٢/٩/۱ - کاوه |لینک به نوشته

onLoad and onUnload Example