برای نازنین
 
نوری مالکی و آمریکا

فارس نیوز در تاریخ دهم شهریور 90 نوشت:

با تاکید بر خروج کامل نیروهای آمریکایی
مالکی: هیچ پایگاه نظامی آمریکایی در عراق باقی نخواهد ماند


نخست وزیر عراق تصریح کرد که تمام نیروهای آمریکایی تا پایان سال جاری میلادی طبق توافقنامه امنیتی از عراق عقب‌ نشینی خواهند کرد.
 به گزارش فارس به نقل از پایگاه خبری "اصوات العراق"، "نوری المالکی" نخست وزیر عراق، تمایل کشورش برای باقی ماندن هرگونه پایگاه آمریکایی در عراق پس از عقب نشینی را رد و تاکید کرد که براساس توافقنامه امنیتی تمام نیروهای آمریکایی در موعد مقرر تا پایان سال جاری از کشور خارج خواهند شد.

بر اساس بیانیه دفتر مالکی، توافقنامه عقب نشینی نیروهای آمریکایی در موعد مقرر آن تا پایان سال جاری میلادی اجرایی خواهد شد و هیچ پایگاه نظامی آمریکایی در عراق باقی نخواهد ماند.

 

فارس نیوز در تاریخ 22 خرداد 93 نوشت:

واکنش آمریکا به «درخواست» کمک عراق: نوری مالکی نخست وزیر خوبی نیست/ برای سرکوب داعش هواپیما اعزام نمی‌کنیم

مقامات آمریکایی در واکنش به آنچه «درخواست نوری مالکی از این کشور برای سرکوب داعش» خوانده‌اند اعلام کردند، مالکی نخست وزیر خوبی نیست و این کشور ترجیح می‌دهد به جای بمباران مواضع داعش، به تقویت ارتش عراق کمک کنند.
 
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از خبرگزاری آسوشیتدپرس، مقامات آمریکایی اعلام کردند که واشنگتن آمادگی دارد تا کمک‌های جدیدی را به عراق ارسال کند به منظور آنکه از اقدامات خشونت‌بار و تهاجمی داعش که تهدید کرده‌اند شمال عراق را به تصرف خود درآورند، جلوگیری به عمل آورد.

با اینحال کاخ سفید اعلام کرده است که واشنگتن علاقه‌ای به «مداخله هوایی» در خاک عراق ندارد. پیشتر، روزنامه نیویورک تایمز اعلام کرده بود که نوری‌المالکی، نخست‌وزیر عراق، به طور محرمانه از دولت آمریکا خواسته تا در خاک عراق دست به «مداخله هوایی» بزند.


نظرات | ۱۳٩۳/۳/٢٩ - کاوه |لینک به نوشته

نامه سرگشاده صادق زیباکلام به سید احمد خاتمی

صادق زیباکلام حدود دو هفته قبل در نامه سرگشاده‌ای خطاب به آیت‌الله سیداحمد خاتمی، گفت: «شخصاً از جنابعالی و سایر منتقدین فرهنگی دولت ممنونم، چون حملات و انتقادات شما سبب طرح مسائلی گردید که تا قبل از آن مطرح‌کردنی به نظر نمی‌رسیدند.»


به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، این استاد دانشگاه تهران و تحلیلگر مسایل سیاسی و اجتماعی در نامه خود، به انتقادات اخیر امام جمعه موقت تهران از وضعیت فرهنگی کشور اشاره کرده و با مقایسه بودجه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با بودجه برخی از نهادهای فرهنگی کشور، آورده است: «اگر وضع فرهنگ کشور آنگونه که حضرتعالی معتقدید خراب است، چرا فقط ارشاد و قوه مجریه می‌بایستی پاسخگو باشند و جنابعالی حاضر نیستید بالاتر از گل به آن 26 نهاد دیگر که 5 برابر ارشاد بودجه‌شان است و به احدی هم پاسخگو نیستند تذکری بدهید و چیزی بفرمائید؟»


وی در ادامه نامه خود، با بیان مطلب فوق، نتیجه گرفته است: «اگر هم به آنان انتقادی ندارید چون کارشان را درست انجام داده‌اند، پس خیلی هم وضع فرهنگی کشور نمی‌تواند آنگونه که می‌فرمائید، آشفته و نابسامان باشد.»


به گزارش ایسنا، متن نامه صادق زیباکلام بدین شرح است:


«بسمه تعالی


محضر ارجمند حضرت آیت‌الله سیداحمد خاتمی


عضو هیأت رئیسه مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت تهران


با سلام و عرض احترام؛ حضرتعالی اخیرا در باب وضعیت فرهنگی کشور و تکلیف دینی دولت در قبال هدایت مردم مطالبی فرموده‌اید که مایل بودم توضیحاتی به استحضار برسانم. پیرامون وظیفه دولت در هدایت اجباری مردم به بهشت بنده هیچ اهلیتی برای اظهارنظر ندارم. فقط مایل بودم از حضرتعالی و برخی آقایان دیگر از جمله حضرت آیت‌الله سیداحمد علم‌الهدی امام جمعه محترم مشهد که قائل به چنین تکلیفی برای دولت هستند استفتاء نمایم که آیا اساساً خداوند به پیامبر فقط وظیفه ابلاغ رسالت را محول کرده بوده و یا آنکه افزون بر ابلاغ رسالت، نبی اکرم(ص) وظیفه داشته تا هر طور که می‌شده مردم را به بهشت هم هدایت نماید؟ همانطور که عرض کردم بنده آگاهی در این فقره نداشته و بیشتر طرح سئوال نموده‌ام.


اصل عرایضم در خصوص انتقادات جنابعالی و سایر منتقدین به عملکرد فرهنگی ده ماهه دولت آقای روحانی می‌باشد. شماری از ائمه محترم جمعه کشور به همراه سایر منتقدین دولت یازدهم، دو ایراد بنیادی نسبت به عملکرد دولت در حوزه فرهنگ دارند. نخست آنکه مدعی‌اند که وضع حجاب و عفاف و فرهنگ از زمان به روی کار آمدن این دولت رو به انحطاط گذارده. سخن دومشان آن است که مسبب این وضعیت دولت یازدهم و سیاست‌های فرهنگی آن از جمله عملکرد وزارت ارشاد بوده است.


بنده در صحت هر دو این مفروضه‌ها تردید دارم. اولا جنابعالی و سایر منتقدین بر چه اساسی می‌فرمائید که وضع فرهنگی در کشور به نسبت قبل بدتر شده؟ اگر مشاهده‌گری در دوران دولت اصولگرا در ایران می‌بود و وضعیت حجاب و عفاف و فرهنگ و هرآنچه که مدنظر آقایان است را لحاظ می‌کرد و امروز وضعیت را با دوران آقای احمدی‌نژاد مقایسه می‌کرد، آیا نتیجه‌گیری می‌کرد که وضعیت فرهنگی آنگونه که مخالفین دولت معتقدند، خیلی دچار انحطاط شده؟ همه ما داریم در این مملکت زندگی می کنیم، مگر واقعا ظرف 10 ماهی که این دولت برسر کار بوده چه تغییر و تفاوت های فاحشی از نظر فرهنگی صورت گرفته که این همه برخی ها از جمله جنابعالی دچار نگرانی شده‌اند؟


اما فرض بگیریم که حق با آقایان است و وضع فرهنگی کشور خراب شده است. سئوال اساسی جناب آیت‌الله خاتمی آن است که مگر وظیفه دولت (به عنوان قوه مجریه) حسب قانون اساسی اصلاح و تهذیب فرهنگ جامعه است؟ اینکه امور فرهنگی جامعه، هدایت و ارشاد مردم، متدین کردن آنان، محجبه نمودن نسوان و .... وظیفه دولت است را جنابعالی یا آیت‌الله سیداحمد علم‌الهدی یا حضرت آیت‌الله موحدی کرمانی یا آقایان دیگر از کدام یک از اصول قانون اساسی استخراج می‌نمایید؟ اصول 113 تا 142 قانون اساسی پیرامون وظایف و مسئولیت های رئیس‌جمهور و قوه مجریه است. این وظیفه که امور فرهنگی و اشاعه آن بایستی توسط دولت انجام بگیرد را جنابعالی از کدام یک از این سی اصل قانون اساسی برداشت می‌فرمائید؟


قانون اساسی به کنار، جناب آیت‌الله خاتمی در کشور قریب به 26 سازمان، بنیاد، نهاد، شورا، مؤسسه، دانشگاه و غیره داریم که شأن نزول تشکیلشان، اشاعه و گسترش فرهنگ اسلامی است. یقیناً جنابعالی مستحضر می‌باشید که شاید کمتر کشوری در دنیا به اندازه ایران بودجه برای تبلیغات فرهنگی و ایدئولوژیک هزینه می‌کند. اینکه آیا اولویت با آموزش و پرورش، بهداشت و درمان، محیط زیست و امور عام‌المنفعه زیربنایی است یا تبلیغات اسلامی، محل بحث نیست. اما بودجه‌هایی که صرف این دستگاه‌ها و سازمان‌ها می‌شود، چندین و چند برابر بودجه وزارت ارشاد است. جهت استحضار حضرتعالی بنده صرفا برخی از این دستگاه‌ها و بودجه‌های آنها را ذکر می‌نمایم تا منصفانه‌تر بتوان قضاوت نمود که آیا از قوه مجریه می‌بایستی انتظار اصلاح فرهنگ جامعه را داشته باشیم یا از این 26 دستگاه و سازمان متولی فرهنگی. ارقام ارائه شده بودجه سال جاری این دستگاه‌ها و ارگان‌ها می‌باشد و در انتها برای مقایسه بودجه وزارت ارشاد هم آمده (رقم‌های آخر صفر شده‌اند).


1- مرکز خدمات حوزه‌های علمیه: 4200 میلیارد ریال


2- شورایعالی حوزه‌های علمیه: 4120 میلیارد ریال


3- سازمان تبلیغات اسلامی: 2350 میلیارد ریال


4- سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی: 1800 میلیارد ریال


5- جامعه مصطفی العالمیه: 1750 میلیارد ریال


6- نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور: 930 میلیارد ریال


7- سازمان اوقاف و خیریه: 800 میلیارد ریال


8- دفتر تبلیغات اسلامی: 750 میلیارد ریال


9- کانون فرهنگی و نوجوانان: 600 میلیارد ریال


10- حوزه هنری (تبلیغات اسلامی): 430 میلیارد ریال


11- شورایعالی انقلاب فرهنگی: 400 میلیارد ریال


12- شورای برنامه‌ریزی حوزه‌های علمیه خراسان: 370 میلیارد ریال


13- شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی: 250 میلیارد ریال


14- مؤسسه نشر آثار حضرت امام خمینی: 190 میلیارد ریال


15- مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی: 120 میلیارد ریال


بودجه این 15 سازمان و نهاد فرهنگی بیش از 19000 (نوزده هزار) میلیارد ریال در سال است. به این مقدار اگر 9700 میلیارد ریال بودجه صداوسیما را بیافزاییم بعلاوه بودجه سازمان‌ها و مراکز فرهنگی دیگری همچون "دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم"، "دانشگاه اصول‌الدین"، "بنیاد پانزده خرداد"، "بنیاد انقلاب اسلامی" و ... را هم در نظر بگیریم بودجه‌ای که سالیانه رسماً صرف امور فرهنگی می‌شود به سرعت از مرز 30000 (سی هزار) میلیارد ریال در سال بالاتر می‌رود. این 30000 (سی هزار) میلیارد ریال بصورت مستقیم برای امور فرهنگی در سال هزینه می‌شود. یک سری دستگاه‌های دیگر هم بصورت غیرمستقیم برای فرهنگ هزینه می‌کنند از جمله بسیج، سپاه پاسدارن، اداره‌جات سیاسی - عقیدتی، شهرداری‌ها و غیره. اگر همه این هزینه‌هایی که صرف امور فرهنگی می‌شود جمع‌آوری شود، رقم واقعی خیلی بیشتر از 30000 (سی هزار) میلیارد ریال در سال خواهد شد.


بحث بر سر آن نیست که آیا مردم راضی هستند از مالیاتی که می‌پردازند و از درآمد کشور این همه برای تبلیغات و امور فرهنگی هزینه شود. بحث بر سر آن است که رقم رسمی 30000 (سی هزار) میلیارد ریال تقریبا 5 برابر بودجه رسمی سالیانه وزارت ارشاد می‌باشد. (کل بودجه سالیانه وزارت ارشاد بعلاوه تمامی نهادهای وابسته به آن در حدود 6000 میلیارد ریال می‌باشد). این فقط 5 برابر بودن بودجه نهادهای فرهنگی و تبلیغاتی نیست که شگفت‌انگیز است. وزارت ارشاد و زیرمجموعه‌های وابسته به آن هر یک ریالی که هزینه می‌کنند با حساب و کتاب بوده و به دستگاه‌های نظارتی از جمله مجلس پاسخگو هستند. در حالیکه بسیاری از نهادهای فرهنگی و تبلیغاتی، به هیچ دستگاه و ارگانی در قبال نحوه هزینه‌ها و مخارجاتشان موظف به پاسخگویی و حساب پس دادن نیستند.


علیرغم همه اینها، جناب آیت‌الله سیداحمد خاتمی؛ بنده یکبار ندیدم که جنابعالی یا سایر ائمه جمعه بعلاوه سایر منتقدین فرهنگی دولت به سروقت این نهادها بروند و محض خالی نبودن عریضه هم که شده یکبار از صداوسیما، شورایعالی انقلاب فرهنگی، یک دوجین دستگاه‌ها و نهادهای تبلیغاتی، شورایعالی حوزه‌های علمیه، سازمان تبلیغات اسلامی و ... توضیح بخواهند که در برابر آن 30000 (سی هزار) میلیارد ریالی که از بیت‌المال می‌گیرند، کدام گام جدی و اصولی را برای رشد، گسترش و ارتقاء فرهنگ کشور برداشته‌اند؟ اگر وضع فرهنگ کشور آنگونه که حضرتعالی معتقدید خراب است، چرا فقط ارشاد و قوه مجریه می‌بایستی پاسخگو باشند و جنابعالی حاضر نیستید بالاتر از گل به آن 26 نهاد دیگر که 5 برابر ارشاد بودجه‌شان است و به احدی هم پاسخگو نیستند تذکری بدهید و چیزی بفرمائید؟ اگر هم به آنان انتقادی ندارید چون کارشان را درست انجام داده‌اند، پس خیلی هم وضع فرهنگی کشور نمی‌تواند آنگونه که می‌فرمائید آشفته و نابسامان باشد.


شخصاً از جنابعالی و سایر منتقدین فرهنگی دولت ممنونم چون حملات و انتقادات شما سبب طرح مسائلی گردید که تا قبل از آن مطرح‌کردنی بنظر نمی‌رسیدند.


ایام بکام باد


صادق زیباکلام


یازدهم خرداد یکهزار و سیصد و نود و سه»

 

منبع: خبرگزاری ایسنا


نظرات | ۱۳٩۳/۳/٢٦ - کاوه |لینک به نوشته

آیا خون زنان برزیلی رنگینتر از زنان ایرانی است؟

عصر ایران؛ رضا حبیب زاده - تهران این روزها میزبان مسابقات بین المللی والیبال است. براساس اعلام مقامات فدراسیون والیبال ایران، ورود زنان به ورزشگاه محل مسابقات ممنوع است. با این حال تصاویر تلویزیونی و رسانه ها نشان می دهد شماری از زنان احتمالا غیرایرانی در ورزشگاه حضور دارند و به تشویق تیم برزیل می پرداختند. این در حالی است که فدراسیون بین المللی والیبال ممنوعیت ورود زنان به ورزشگاه را نمی پذیرد و از این رو به زنان غیرایرانی اجازه ورود به استادیوم را می دهند.

به نوشته رسانه ها، تعدادی از زنان غیرایرانی و به ویژه برزیلی پس از نشان دادن گذرنامه خود به مسؤولان کنترل ورودی ورزشگاه، توانسته اند وارد سالن مسابقات شوند و همزمان از ورود زنان و دختران ایرانی جلوگیری شده است.

حالا این چند سؤال مطرح می شود.

اول – ممنوعیت ورود زنان و دختران به ورزشگاه میزبان مسابقات بین المللی والیبال از کجا آمده است؟ آیا این موضوع، مصوبه مجلس شورای اسلامی است یا سلیقه برخی مدیران و تصمیم گیران در وزارت ورزش.

به نظر می رسد بهتر است مقامات وزارت ورزش با تجدید نظر در این تصمیم خود، مانع از این تبعیض شوند و به نیمی از جامعه اجازه بدهند با ورود به ورزشگاه، مسابقات بین المللی والیبال را از نزدیک مشاهده کنند.

زنان غیرایرانی در ورزشگاه سرپوشیده 12 هزار نفری آزادی تهران محل مسابقات بین المللی والیبال

پاسپورت‌هایی که مجوز ورود زنان به ورزشگاه است (+عکس)


دوم – اگر این ممنوعیت برای ورود زنان و دختران اعمال می شود چرا برخی از زنان غیرایرانی به ویژه برزیلی و زنان کادر سفارت برزیل در تهران از این موضوع مستثنی شده اند و به راحتی وارد ورزشگاه شده و ضمن مشاهده مسابقات والیبال، به تشویق تیم های حاضر در رقابت ها پرداخته اند.

علاوه بر این شماری از زنان نیز در بخش های مختلف از جمله فنی در ورزشگاه محل مسابقات والیبال حضور دارند.

مقامات مسؤول در وزارت ورزش پاسخ دهند دلیل این تبعیض و اعمال تفاوت میان شهروندان ایرانی و غیرایرانی چیست؟ اعمال این تبعیض برچه مستند قانونی صورت می گیرد؟

اگر ورود زنان به ورزشگاه ها و حتی محل مسابقات والیبال ممنوع است (که به طور قانونی نباید باشد) چرا زنان دیگر کشورها مجاز هستند این ممنوعیت را نادیده بگیرند.

جالب اینجاست که براساس قوانین بین المللی هم نمی توان ممنوعیتی برای ورود زنان به ورزشگاه ها اعمال کرد.

به راستی در کدام نقطه دنیا، مانع از ورود زنان خود به استادیوم ها به ویژه برای مسابقات والیبال می شوند.

به این اظهار نظر مقام مسؤول توجه کنید: "اصغر ناصر بخت معاون سیاسی و امنیتی فرمانداری تهران درباره ورود زنان به استادیوم مسابقات بین المللی والیبال گفت: "مقرر شد استعلامی از شورای امنیت کشور به عمل آید. در عین حال، تدابیر و تمهیدات لازم برای حضور بانوان در ورزشگاه اندیشیده شده ‌و تا عصر امروز با اعلام نظر قطعی شورای امنیت کشور، مجوز حضور بانوان در ورزشگاه برای تماشای مسابقات لیگ جهانی والیبال صادر می‌شود."

آیا حضور زنان در استادیوم ها موضوع امنیتی است که شورای امنیت کشور و شورای تامین شهرستان درباره آن اظهار نظر کند. موضوع و اتفاقی که در تمامی کشورهای اسلامی (و حتی کشور دارای مردم به شدت متعصب سنتی و دینی مانند یمن) زنان به راحتی وارد ورزشگاه می شوند و مسابقات والیبال می بینند اما در کشورمان ایران به موضوع امنیتی تبدیل می شود و منتظر نظر شورای امنیت کشور است.

زنان غیرایرانی در ورزشگاه سرپوشیده 12 هزار نفری آزادی تهران محل مسابقات بین المللی والیبال

پاسپورت‌هایی که مجوز ورود زنان به ورزشگاه است (+عکس)


با مرور مسئله ممنوعیت ورود زنان به استادیوم مسابقات والییبال ناخودگاه به یاد عربستان سعودی و مسئله رانندگی زنان در این کشور افتادم. مسئله ساده ای که در تمام دنیا موضوع ساده، پیش پاافتاده و معمولی است اما در عربستان سعودی به معضل امنیتی تبدیل شده است.

سوم - مسابقات بین المللی والیبال در سال سرپوشیده 12 هزار نفری آزادی تهران برگزار می شود. فضای ورزشگاه سرپوشیده 12 هزار نفری با  استادیوم 100 هزار نفری بسیار متفاوت است و نباید این دو را یکی دانست. علاوه بر این افرادی که به عنوان تماشاچی برای مسابقات والیبال به ورزشگاه می روند قطعا تفاوت زیادی با تماشاگران بازی فوتبال در استادیوم 100 هزار نفری دارند.

علاوه بر این مسابقات بین المللی جاری والیبال، تیم ملی و نه باشگاهی ایران مشارکت می کنند بنابراین تماشاگران قرار نیست علیه تیمی شعار بدهند بلکه همه تماشاگران برای پیروزی تیم ملی ایران شعار می دهند و صحنه رقابت "شعاری" تماشاگران نیز وجود ندارد.


نظرات | ۱۳٩۳/۳/٢٦ - کاوه |لینک به نوشته

ناطق نوری :دختران و پسران را قلع و قمع نکنیم

ناطق نوری : موضوع حجاب و عفاف و سایر مسایل فرهنگی نیاز به بحث ها و جلسه هایی مفصل داشته و با یکی دو جلسه قابل حل نیست، اما برای حل موضوع بدحجابی، باید آسیب شناسی و ریشه یابی دقیقی داشت


 حجت الاسلام والمسلمین علی اکبر ناطق نوری، در دیدار صمیمانه با طلاب و فضلای حوزه علمیه خوزستان، طی سخنانی در پاسخ به سؤالی مبنی بر این که «چرا جامعه روحانیت مبارز حرکتی در رابطه با دغدغه مراجع همچون وجود ناهنجاری های اجتماعی و مسأله حجاب و عفاف انجام نمی دهد؟»، اظهار داشت: موضوع حجاب و عفاف و سایر مسایل فرهنگی نیاز به بحث ها و جلسه هایی مفصل داشته و با یکی دو جلسه قابل حل نیست، اما برای حل موضوع بدحجابی، باید آسیب شناسی و ریشه یابی دقیقی داشت. وی با بیان این که وضعیت فرهنگی مردم نسبت به دوران آغازین انقلاب در زمینه مسایل اعتقادی و دینی ضعیف تر شده، گفت: در دوران شاهنشاهی، اگر جوانی خواهان مبارزه با حکومت بود، علم اسلام را بلند کرده و ظاهر خود را بر اساس مبانی دینی تغییر می داد، به طوری که پسران پیراهن های یقه آخوندی و ته ریش گذشته و دختران نیز با حجاب کامل و چادر در مکان های عمومی همچون دانشگاه حاضر می شدند. حجت الاسلام والمسلمین ناطق نوری، در ادامه بیان داشت: هم اکنون نیز اگر جوانی بخواهد بر خلاف حکومت عمل کند و یا به نوعی اعتراضی نسبت به دولت و حکومت داشته باشد، اعتراض خود را با تغییر ظاهر و بدحجابی نشان می دهد که باید برای حل این موضع آسیب شناسی دقیقی صورت گیرد و تنها به برخورد با معلول اکتفا نکنیم. عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، مقابله مستقیم با معضلات اجتماعی همچون بدحجابی را اقدامی غلط و نادرست عنوان کرد و گفت: اینکه نیروی انتظامی یا منکرات به طور مستقیم وارد کار شده و با قلع و قمع دختران و پسران آنها را برای ارشاد، تنبیه و یا مجازات به مرکز مبارزه با مفاسد اخلاقی ببرد به طور کامل اشتباه بوده و در برخی اوقات نتیجه عکس و نامطلوبی نیز داشته است. وی با بیان این که فشارهای اقتصادی، مهمترین عامل بدحجابی در جامعه است، بر حل مسایل و مشکلات اصلی مردم تأکید کرد و اظهار داشت: برای رفع معضلات فرهنگی باید مشکلات و دغدغه های اصلی مردم را بر طرف کرد؛ چرا که مشکلات معیشتی و اقتصادی تأثیری مستقیم بر فکر و روحیه مردم، به ویژه جوانان دارد. عضو جامعه روحاینت مبارز در پاسخ به دومین بخش از سئوالات که پیرامون دلایل عدم موضع گیری وی در مسایل سیاسی و نقد رویکرد دولت یازدهم بود، بیان داشت: پاسخ من نسبت به این سؤال همان پاسخ مرحوم فلسفی است که بیان کرده بودند«در دوران قبل از انقلاب، حمله به دولت به سود اسلام و به ضرر آمریکا بود، اما امروز حمله به دولت به سود آمریکا و به ضرر اسلام است». حجت الاسلام والمسلمین ناطق نوری، انتقاد به وضع کنونی کشور را سبب بهانه دادن به آمریکا و تضعیف اسلام دانست و گفت: چرا با انتقاد از دولت آب به آسیاب دشمن بریزیم؟! اگر مسایلی در درون وجود دارد، باید در محافل داخلی بیان کرد و دیگر نیاز به مطرح کردن آنها روی منبر و در رسانه های گروهی و اجتماعی نیست. وی با بیان این که من همواره قاطعانه و صریح سخن گفته ام، افزود: من ترسی از کسی ندارم و اگر نقطه ضعفی باشد، با صراحت اعلام موضع کرده و نقد خود را بیان می کنم، اما علت سکوت فعلی من مصلحتی است که در راستای تقویت نظام قایل به آن شدم. عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه «شما چندین سال قبل به عنوان لیدر جریان اصولگرایی بودید! حال چه اتفاقی روی داد که از این جریان خارج شده و وارد اصلاحات شدید؟»، بیان داشت: اساسا من روش رادیکالی دو جریان اصلاحات و اصولگرایی را به هیچ وجه قبول نداشته و مخالف این گونه حرکات هستم. وی در ادامه با بیان این که من در اصول، اصولگرایی معتدل هستم، گفت: درست است که من اصول گرا هستم اما اصول گرایی به معنای تند روی و انجام اقدام های رادیکالی را به هیچ وجه قبول نداشته و مخالف سر سخت تند روی هستم. حجت الاسلام ناطق نوری، با تأکید بر این که تندروی های جریان اصلاحات به انقلاب ضربه زدند، اظهار داشت: همانگونه که من معتقد هستم تندروی های جریان اصلاحات به نظام و انقلاب ضربه زد، تندروی های اصولگرایان نیز انقلاب را دچار چالش کرده و به آن ضربه زد. عضو جامعه روحاینت مبارز، اقدام های رادیکالی دولتی ها را اشتباه دانست و گفت: این که گروهی سرکار بیاید و گروهی دیگر را حذف کند، ممکلت کار به جایی نخواهد برد؛ چرا که در این صورت نظام تنها با 50 درصد ظرفیت خود به کار ادامه می دهد و باید این روش اصلاح شود تا انشاءالله از همه ظرفیت های موجود استفاده کرد. وی با اشاره به شیوه مدیریتی شهید بهشتی، تصریح کرد: شهید بهشتی معتقد بود که «جاذبه باید بی نهایت باشد و دافع نیز در در حد ضرورت»، اما متأسفانه امروز شیوه دولتمردان ما بالعکس شده است. عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، با تأکید بر این که تند روی را هیچ کس حتی رهبری هم قبول ندارد، اظهار داشت: اینکه برخی ها جلوی سخنرانی سید حسن خمینی که در کنار مقام معظم رهبری ایستاده بود را بگیرند، اقدامی اشتباه و غلط بوده و نتیجه ای جز ضربه به نظام و انقلاب را در پیش نداشت. حجت الاسلام والمسلمین ناطق نوری، با تأکید بر این که میزان، مقام معظم رهبری است، گفت: مسؤولان حرکت خود را باید بر معیارهای مقام معظم رهبری تنظیم کنند و مراقب باشند که نه فراتر از او قدم بردارند و نه عقب تر از او؛ چرا که در این صورت یا جزء خوارج خواهند شد و یا از قافله عقب خواهند ماند. عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، معتقد است: که باید از همه جناح ها و جریانات موجود در کشور برای پیش برد اهداف والای نظام اسلامی ایران استفاده کرد. حجت الاسلام والمسلمین ناطق نوری، در پایان با بیان این که باید برای پیشرفت کشور از همه جریانات و جناح های سیاسی استفاده کرد، اظهار داشت: هیچ گاه نمی توان با بدن نیمه فلج در دوی ماراتون شرکت کرد؛ از این رو باید برای رسیدن به قله های رفیع موفقیت و پیشبرد، اهداف نظام، «ید واحده شد» و با اتحاد، کشور را به پیش برد.

منبع: vazeh.com


نظرات | ۱۳٩۳/۳/۱٤ - کاوه |لینک به نوشته

آشنایی با بازیکنان ایران در جام جهانی 2014 برزیل

عصر ایران؛ احسان محمدی*- خط خوردن محمدرضا خلعتبری و سردار آزمون - دو بازیکنی که خیلی‌ها انتظار داشتند آنها را در ترکیب تیم ملی ببینند -غافل گیرکننده بود.

به خصوص خلعتبری که گل سه امتیازی او مقابل ازبکستان جاده صعود را هموار کرده بود. کارلوس کی روش حتماً دلایل قانع‌کننده‌ای برای این تصمیم دارد و این حق طبیعی اوست، گرچه قطعاً ده سال دیگر نتایج این تیم برای ما به‌عنوان یک «ایرانی» فراموش ناشدنی است و به انتخاب‌های او خُرده خواهیم گرفت یا تحسین خواهیم کرد.

آنچه در پی می‌آید فشرده اطلاعاتی در خصوص بازیکنان خوشبختی است که بلیت پرواز به برزیل به نام آنها صادر شد:

1- رحمان احمدی: دروازه‌بان نوشهری تیم ملی ایران ، پیراهن شماره یک را خواهد پوشید اگر دانیل داوری در آخرین دقایق خودش را به کی روش تحمیل نکند. او سال‌ها یک نیمکت نشین صرف بود. خودش می‌گوید: 10 سال قبل یکی از روزنامه‌های ورزشی با من مصاحبه کرد و پرسید «خسته نشدی از اینکه دروازه بان دوم هستی؟» همان زمان گفتم من منتظر تک فرصتی هستم تا توانایی‌های خودم را اثبات کنم.

او مُزد صبوری‌اش را گرفت و  وقتی سید مهدی رحمتی از تیم ملی خط خورد به دروازه‌بان فیکس تیم ملی تبدیل شد. همه پیروزی 1-0 مقابل کره در اولسان را با گل قوچان نژاد به یاد می‌آورند اما دو «سیو» فوق‌العاده رحمان در چند ثانیه باعث شد ما بلیت تا نخورده برزیل را از کره بخریم!

رحمان صدای رضا صادقی و محسن یگانه را دوست دارد، اما از مزدک میرزایی به خاطر برخی انتقادات مدت‌ها شاکی بود! او کم ولی خیلی بد عصبانی می‌شود! به شیرجه‌های کوتاهش دل ببندیم.

2-علیرضا حقیقی: زمانی که ۱۷ سال داشت و در تاریخ ۲۵ مهر ۱۳۸۵ قرارداد خود را با باشگاه پرسپولیس ثبت کرد. او اولین بازی خود را در برابر سایپا وقتی‌ انجام داد که فرشید کریمی از بازی اخراج شد و توانست ضربه پنالتی علی دایی را که بالباس سایپا مقابل قرمزها بازی می‌کرد دفع کند.

یک شروع درخشان که یک‌شبه او را نزد قرمزهای دوآتشه محبوب کرد. اما او نتوانست سیر صعودی‌اش را ادامه بدهد و معمولاً به یک بازیکن ذخیره تبدیل شد. حقیقی سال 2012 با امضای قراردادی ۴ ساله به باشگاه فوتبال روبین کازان روسیه پیوست اما وقتی نتوانست فرصت بازی پیدا کند به پرسپولیس برگشت و در نیم فصل حتی یکبار هم فرصت بازی پیدا نکرد و به پرتغال رفت و نمایش پر نوسانی پشت سر گذاشت. این دروازه بان خوش استیل که زمانی شایعاتی در مورد ازدواجش با یک بازیگر سینما تیتر یک روزنامه های زرد شد در چهار رده برای تیم ملی بازی کرده است که یک رکورد به شمار می رود.

3- دانیل داوری
: او بلوندترین بازیکن تاریخ تیم ملی ایران است که چند کلمه فارسی را با لهجه آلمانی تلفظ می کند. دانیل متولد ۱۶ دی ۱۳۶۶ در گیسن آلمان است، مادرش لهستانی است . داوری تا سن ۱۴ سالگی، ۴ ورزش تنیس، فوتبال و بسکتبال را به طور همزمان دنبال می‌کرد و در ورزش فوتبال، مهاجم بود.

وقتی که در جام جهانی 2006 در ورزشگاه کومرتسبانک شهر فرانگفورت همراه خانواده اش بازی ایران – پرتغال را از روی سکوها نگاه می کرد از ذهنش هم خطور نمی کرد که هشت سال بعد با پیراهن ایران به برزیل برود. او با قد 192 سانتمتری یکی از خوش استیل ترین بازیکنان جام جهانی خواهد بود.

آلمانی ها به داوری لقب « تانک» داده اند. برای آنکه آن دو گل بدی که خورد را فراموش کنید می نویسم دانیل در پایان نیم فصل اول بوندسلیگا 2013-2014 به عنوان بهترین بازیکن اینتراخت برانشویگ معرفی شد.

4- امیرحسین صادقی: او یک تماشاگر ویژه دارد؛ پسرش امیرمهدی! خیلی ها او را با مصاحبه هایش می‌شناسند، با جدال های بی حاصلی که با پیروز قربانی داشت. مدافع دیگر استقلال که رقابت سرسختانه ای با هم داشتند و انگار قطار استقلال هر فصل تنها برای یکی از آنها می توانست بلیت صادر کند. امیرحسین صادقی از آن مدافعین بی اغماض است. یا توپ رد می شود یا بازیکن حریف! تکل های محکمش هر چمنی را زیر و رو می کند و برای جنگیدن با بازیکنان تنومند نیجریه گامی پس نمی گذارد.

در کرنرها می توان به قدرت سرزنی او امیدوار بود.( البته قرار است امسال گزارشگران فوتبال به جای کرنر بگویند کنج!) آنقدر جسور هست که مثل یحیی گل محمدی در جام جهانی 2006 جلو بکشد و گل بزند. صادقی اصالتاً نیشابوری است، شاید وقتی مسی پا به توپ شود، او یاد « در کوچه باغ های نیشابور» شفیعی کدکنی بیفتد و داد بزند:
-  مسی! به کجا چنین شتابان؟!
 
5- مهرداد بیت آشور: در پاسپورت آمریکایی نامش استیون است. از ایرانی هایی که وقتی در ترکیب تیم ملی کنار دیگر ملی پوشان قرار می گیرد ناخودآگاه یاد شعار «ایران برای همه ایرانیان» می افتی! پدر او یک مسیحی ایرانی آشوری‌تبار و مادرش یک مسلمان ایرانی است.

 خودش می گوید:« پدر من مسیحی و مادر من مسلمان است، پس من از هردو هستم و به تمامی سنت‌های والدینم احترام می‌گذارم؛ طوری که آنان مرا به زور به دین خود فرانخوانده‌اند، ما تمام آداب و رسوم مسلمانان به مانند ماه مبارک رمضان که الان در این ماه هستیم و سنت‌های ایرانیان نظیر عیدنوروز را ادا می‌کنیم».

او به دعوت کلینزمن حتی روی نیمکت ذخیره های تیم ملی آمریکا هم نشست اما بازی روزگار مثل افسانه های هزار و یکشب او را به ایران کشاند. همه ایرانی ها که به انتخاب های کی روش اعتماد کرده اند امیدوارند او نمایشی را که مربی پرتغالی-موزامبیکی ایران از او انتظار دارد به نمایش بگذارد.

6- هاشم بیک‌زاده:  وقتی در فجر سپاسی بازی می کرد و یکی دو گل رویایی به پرسپولیس زد، گمان نمی کرد یکی از بازیکنان تیم ملی در جام جهانی باشد. بازیکنی دوپا و درگیر و دونده که کارلوس کیروش بیش از همه ما به او اعتماد دارد! بعد از اعلام قرعه کشی او را بسیار آزار دادند. شوخی و طعنه های آزاردهنده ای که خُردکننده بود. اما آرام و خونسرد واکنش نشان نداد.

او قرار است مقابل مهاجمین آرژانتین و به احتمال زیاد به صورت مستقیم لیونل مسی بازی کند. مسی را دوست دارم اما وقتی قرار است کسی در پیراهن تیم ملی از دروازه کشورم محافظت کند همه شجاعت قلبم را به ساق هایش می بخشم، می خواهد هاشم بیگ زاده باشد یا مجید نجاتی! مسی پسر ایران نیست. به هاشم اعتماد کنیم و یادش بیاوریم که او را در لباس تیم ملی بیش از هر ستاره ای در تاریخ فوتبال دوست تر داریم.
 
7- پژمان منتظری: با 186سانتی متر قد از آسمان خراش های تیم ملی است. یک خوزستانی بی شیله پیله و محجوب . اصالتاً بختیاری است. بوی کارون می دهد. عاشق ریوفردینالد است و مثل خیلی از جنوبی ها رضا صادقی گوش می دهد.

پژمان یک بیلیارد باز پرخور است که فوتبالش را مدیون قنواتی، نیکوچیچ و ویسی است. او کارش را به عنوان یک مدافع منظم  با کمترین هیاهویی انجام می دهد. آنقدر خوب بازی کرد و کیفیت اش استمرار داشت که خودش را به تیم ملی تحمیل کرد. پژمان از محصولات باشگاه فولاد است، باشگاهی که فوتبال ایران به آن مدیون است. پژمان روی هوا خوب سر می زند و در درگیری های تن به تن تا آخرین لحظه می جنگد. از آن دست مدافعانی است تا حالا گاف ماندگار نداده است!

8- جلال حسینی:  سید جلال حسینی خشکبیجاری یکی از ستون های خدشه ناپذیر تیم ملی است که قرار است مقابل لئونل مسی و یارانش مثل سربازان «سر» ببازند اما دروازه را نه! او 16 مسابقه تیم ملی در دور مقدماتی را فیکس بازی کرد. تمام دقایق را مثل کوه ایستاد و یکی از ستاره های درخشان این خط بود.  اگر به مارسل دزایی لقب « صخره» داده بودند، نام مستعار سید جلال « دیوار» است.

او همشهری سیروس است. هر دو انزلی چی. جلال از قبل انگار می دانست که با تیم ملی به جام جهانی صعود خواهد کرد برای همین موهایش را ترمیم کرد گرچه به عادل فردوسی پور گزک داد اما همه ایمان دارند مدافع 32 ساله تیم ملی در برزیل با تمام سلول هایش می جنگند. با تک تک سلول هایش.

9- مهرداد پولادی: کی روش دوستش دارد. برای همین حتی وقتی مصدوم بود و در باشگاهش بازی نمی کرد باز به تیم ملی دعوتش کرد. یک کرجی که اصالتی مازندرانی دارد. پولادی بازیکنی با پای چپ تخصصی است. او از وارد شدن به هیچ معرکه ای نمی ترسد.

پاهاش را نمی دزدد و با تمام قدرت به توپ حمله می کند. زبان گزنده ای دارد و در نقد مدیران پرسپولیس عملاً به عنوان سخنگوی بازیکنان وارد مناقشه می شد. پولادی با قامت 181 سانتیمتری، موهای پرپشت، صورت استخوانی و جدی و پاهای کشیده امیدوار است در جام جهانی بازی کند. او تجربه بازی در نیمی از تیم های لیگ برتر را دارد: پیکان، استقلال، پرسپولیس، تراکتور، مس و ..

10- رضا حقیقی: پسر مشهدی فوتبال ایران با قامت 194 سانتیمتری شاید برای بازی در خط هافبک به نظر شکننده به نظر برسد اما او از خشن تر از آن است که در درگیری ها کم بیاورد. حقیقی که با هیاهوی بسیار به پرسپولیس تهران پیوست شاید مهمترین خاطره اش در ذهن هواداران پرسپولیس را با درگیری فیزیکی با پیام صادقیان آفرید. اما علیرغم نمایش نیمه متوسط ۲۳ بهمن ٬۱۳۹۰ توسط کارلوس کیروش برای اولین بار به تیم ملی فوتبال ایران دعوت شد و در تاریخ ۴ اسفند ۱۳۹۰ اولین بازی ملی‌اش را در برابر تیم ملی فوتبال اردن انجام داد.

حقیقی شوت های ناگهانی و خطاهای غافلگیرکننده ای انجام می دهد. او که مثل مهرداد میناوند و هاشم حیدری بازیکنان پیشین تیم ملی ایران دستی در مداحی دارد مدعی شد که از دیناموکیف پیشنهادی درخشان داشته است اما آن را رد کرده. شاید جام جهانی فرصت خوبی برای درخشش او باشد که عاشق رئال مادرید است.

11- احسان حاج صفی: یک چپ پای مادرزاد. کاشانی است اما همه او را با زردهای سپاهان می‌شناسند. در سال 86 خودش را به عنوان یک ستاره به فوتبال ایران تحمیل کرد. قدرت حمل توپ خوبی دارد و در یک - دو کردن و فرار از یار مستقیم متخصص است، به همان اندازه در ارسال سانتر به روی دروازه می تواند سکوی تماشاگران را هدف بگیرد!

احسان فوتبال ایران با قامت 176 سانتی متری می تواند مثل یک روبرتو کارلوس در ابعاد آسیا در جام جهانی بدرخشد. شوت های ناگهانی اش و انگشت مکیدن بعد از شادی گل اش شاید یکی از امیدواری های کارلوس کی روش به بازیکنی باشد که اولین گل ملی اش را به تیم قطر در مسابقات فوتبال غرب آسیا 2008 به ثمر رساند. آیا او بال چپ تیم ملی ایران را به نام خودش سند می زند؟

12- حسین ماهینی: در فینال جام حذفی وقتی از نقطه پنالتی با لباس پرسپولیس به سپاهان گل زد پیراهنش را بالا زد تا همه نام استانش بوشهر را روی لباسش ببینند. هافبک – مدافعی راست پا با دوندگی بسیار،استارت های ناگهانی و سانترهایی که گاه به هدف می نشیند.

او که سابقه بازی در ایرانجوان بوشهر، استقلال اهواز و ذوب آهن را دارد 25 ساله است. ماهینی می گوید هنوز عکس علی کریمی را روی دیوار اتاقش دارد مهدی مهدوی کیا را الگوی خودش می داند گرچه هنوز نتوانسته است مثل موشک فراموش نشدنی فوتبال ایران بدرخشد. او بعد از ایران هوادار تیم ملی آلمان و بایرن مونیخ است. بازیکنی که در عصر متوسط ها فرصت پوشیدن پیراهن تیم ملی را یافته است شاید بتواند نامش را در این جام جهانی جاودانه کند.

13- محمدرضا خانزاده
: یک مدافع با استخوان های درشت. جسور و نترس برای شرکت در درگیری ها. او حالا عضو مشروط تیم ملی ایران است، با این همه حضورش تا همین جا هم غافلگیرکننده بود و نشان می دهد کی روش به بازیکنان سرسخت و فیزیکی بیش از فانتزی بازها باور دارد. خانزاده 22 ساله سابقه بازی در تیم های ملی زیر 17 سال، زیر 20 سال و زیر 22 سال را در کارنامه اش دارد.

او که یک پرسپولیسی بود وقتی به ذوب اهن پیوست گفت که دلش در این تیم مانده است. او علیرغم جوانی صریح حرف می زند. او زمانی که متهم شد گفته است پای تیموریان را می شکند گفت:« من هیچ صحبتی مبنی بر شکستن پای تیموریان انجام نداده بودم اما اگر همچین حرفی زده بودم اگر تیموریان مسی هم بود پای او را می شکستم!»

14- احمد آل نعمه: در کنار دانیل داوری که آلمانی حرف می زند، مهرداد بیت آشور و دژاگه که انگلیسی می دانند، نکونام و شجاعی که اسپانیولی را خوب حرف می زنند و جهانبخش که هلندی گپ می زند احمد آل نعمه هم عربی را سلیس حرف می زند. یک تیم ملی با ترکیبی از زبان های مختلف و فرهنگ های گوناگون! آل نعمه که با عضلات برجسته در نماهای دور بیشتر به بازیکنان برزیلی شباهت دارد.

او که سابقه بازی در تیم‌های فولاد خوزستان، نیروی زمینی، استقلال اهواز، سپاهان اصفهان، شاهین بوشهر، تراکتورسازی تبریز و نفت تهران را دارد امیدوار است بعد از جام جهانی لژیونر شود. آل نعمه 31 ساله گرچه کمی کند به نظر می رسد اما شوت های پای چپش کُشنده است، تکل های سالم می زند و در سرزنی و درگیری های فیزیکی پا پس نمی کشد. او شاید مزد سال ها بازی بی حاشیه اش در لیگ را گرفت.

15-قاسم حدادی فر: حدادی فر که متولد 22 تیرماه 1362 است را با ذوب آهن می‌شناسند. چپ پا و خلاق است و علی دایی هم سبک بازی او را دوست دارد. او که سابقه 16 بازی ملی دارد جز دو مقطع کوتاه که به صنعت نفت( قرضی) و تراکتورسازی(سربازی) پیوست همیشه به ذوب آهن وفادار بوده است و با همین تیم در لیگ قهرمانان آسیا 2010 عنوان نایب قهرمانی را کسب کرد.

قاسم حدادی فر آندریس اینیستا را دوست دارد و دوستانش در تمرینات او را به همین نام صدا می زنند. او که همواره کم حرف و مطیع نشان می دهد در یکی دوبازی لیگ پس از تعویض جنجال آفرید و همه را غافلگیر کرد. آیا او می تواند با یکی از آن شوت های پای چپ که همیشه روی زمین توپ را می لغزاند به ایرانیان شادی ببخشد؟

16 -خسرو حیدری:  پیراهن تیم ملی با نقشی از یوزپلنگ بیش از همه به تن او می آید وقتی از جناح راست پا به توپ یورش می برد. او همه را یاد جواد زرینچه می اندازد، مدافع – هافبک سمت راست استقلال و تیم ملی. محجوب و آرام و دونده و در خدمت تیم. در چند سال اخیر هیچکس مثل حیدری از جناح راست این همه پاس گل نداده باشد. پاس هایی که بعضی می گویند آنچنان فنی و ظریف و دقیق فرستاده می شود که می تواند یک تیر برق را در خط حمله به آقای گل تبدیل کند.

خسرو فوتبال ایران اگر گرفتار مصدومیتی غافلگیرکننده نشود می تواند هر مدافعی را آزار بدهند و هر بار که حمله می کند ما را از جایمان نیم خیز کند. او 30 ساله است، به چهره اش نمی خورد، نه به لبخندش نه به آن موهای همیشه خیس جلوی پیشانی اش که هنگام مصاحبه های پس از بازی با دست آنها را مرتب می کند.

17- جواد نکونام: با صدایی شبیه دوبلورها و قامتی برافراشته سالهاست مثل پرچمی که زیر باد و باران رنگ نمی بازد در میانه میدان تیم ملی ایران ایستاده است. او با پیراهن اوساسونا به رئال مادرید و کاسیاس گل زده است، تیمی که حالا دی ماریای وحشتناک را در اختیار دارد.

جواد لالیگایی که فتح الله زاده او را «شاه ماهی فوتبال ایران» لقب داد، با بیش از 140 بازی ملی رکورد علی دایی را فتح خواهد کرد. این بازیکن 33 ساله و 186 سانتی متری برای تیم ملی گل های حساسی به ثمر رسانده و البته صراحتش در نام بردن از امیرقلعه نوئی و افشای اختلافش با سرمربی استقلال که منجر به ترک باشگاه شد فراموش شدنی نیست. او بازوبندی کاپیتانی تیمی را در اختیار داردکه میلیون ها ایرانی با احترام و عشق به بازویش می بندند.  شماره 6 خودت باش! جواد نکونام!

18- آندرانیک تیموریان
: تیموریان نیست، تیموتیان سامرانی فامیلی بازیکنی است که آندو خوانده می شود. یک جنگاور واقعی که انگار 15 اسفند 1361 در تهران برای این به دنیا آمد که هافبک باشد، تکل بزند، خطا کند و بازیکنان حریف از قدرت بدنی او وحشت کنند و ساق هایشان را بدزدند. آندرانیک دومین جام جهانی اش را تجربه می کند.

پسر ارمنی فوتبال ایران که با ساعد شکسته 60 دقیقه در اولسان جنگید آنقدر قلب مهربانی دارد که وسط بازی آسیایی با لباس استقلال ، دست هایش را برای پروانه سرگردانی که لابلای چمن ها گیر کرده بود خانه کند و از زمین بیرون ببرد. آندرانیک نه گلادیاتور رومی است نه سامورایی ژاپنی و نه وایکینگ دانمارکی! او پسر ایران است. برای این پرچم سه رنگ از جانش مایه می گذارد. فقط یک نفر به او بگوید آندو! از آرنج هایت کمتر استفاده کن!

19- علیرضا جهانبخش: آنهایی که دم به دقیقه می گویند: «آقا برو خارج پیشرفت می کنی!» علیرضا جهانبخش را مثال می زنند که اگر در ایران مانده بود شاید حالا با این تیم به دسته پائین تر لیگ سقوط کرده بود. جهانبخش 20 ساله حالا مهاجم تیم NEC هلند است و حتی زمزمه هایی شنیده می شود که تیم های نامدار اروپایی مشتری این جوان خوش قد و بالای ایرانی هستند.

علیرضا که اصالتاً شمالی است در قزوین بزرگ شده، دایی و فرناندو تورس را دوست دارد و از طرفداران رئال مادرید است. از سینما پرویز پرستویی و حامد بهداد را دوست دارد و از اهالی موسیقی شادمهر را! او اولین بازی ملی اش را مقابل تیم ملی بلغارستان به همراه تیم ملی دانش آموزان انجام داده است. از علیرضا به عنوان یکی از 5 خرید طلایی فصل تابستان فوتبال هلند نام برده اند.

20- کریم انصاری فر: یک مهاجم خوش استیل و گلزن با تکیه کلام «باورکن»! آقای گل لیگ برتر ایران مثل علی دایی اردبیلی است و خودش را  وامدار اعتماد شهریار می داند. چند سالی است می گویند لژیونر می شود اما شاید جام جهانی بتواند یک سکوی پرش برای این اتفاق باشد.

او در اینترنت هوادارن بسیاری دارد که برایش وب سایت،وبلاگ و صفحات فیسبوک ساخته اند. ماجرایی که در زمان عضویت در پرسپولیس باعث دردسرش شد. باشگاهی که انتظار می رفت کریم در آنجا مثل یک برلیان بدرخشد اما ...  کریم متولد 14 فروردین 1369 است و هنوز به آنچه که انتظارش را دارد دست نیافته با آنکه پیراهن شماره 10 تیم ملی را می پوشد، پیراهنی که به تن علی دایی بوده و شانه های هر بازیکنی را تا می کند. انصاری فر تدریس ریاضی را دوست دارد شاید با یک دو دو تاچهارتا بتواند در ترکیب تیم ملی قرار بگیرد.

21- بختیار رحمانی:  یکی از شایسته ترین بازیکنان لیگ برتر برای حضور در تیم ملی.   کاپیتان 24 ساله فولاد قهرمان ایران کُرد است. متولد سرپل ذهاب و بزرگ شده شهر جوانرود. دلبسته فرهنگ مردم غرب ایران. بختیار به خوانندگی علاقه دارد؛ او تاکنون یک نماهنگ با نام «سفر کردی» به زبان کردی منتشر کرده‌است.

این هافبک بازی ساز که فوتبالش را از زاگرس جوانرود شروع کرد در 17 سالگی در ترکیب فولاد قرار گرفت و به بازیکن محبوب مجید جلالی تبدیل شد. بختیار خوش تکنیک و جسور است و با این کیفیت بعید است لژیونر نشود. جوان ترین گلزن (17سالگی) و جوانترین کاپیتان (22 سالگی)تاریخ فولاد در رده جوانان صاحب بازوبند کاپیتانی تیم ملی هم شده است. گفته می شود پس از انتشار شایعه برگزاری کنسرت توسط بختیار، منصوریان او را از تیم ملی امید کنار گذاشت.البته بختیار این شایعه را رد کرد و پس از مدتی دوباره به تیم بازگشت و بازوبند را به بازو بست. او می تواند یک ستاره ایرانی در جام جهانی باشد.

22- رضا قوچان‌نژاد: داور شوکر تیم ملی فوتبال ایران! رضا مثل ستاره تیم ملی کرواسی در جام جهانی 1998 ترکه ای است،با پای چپی که به توپ ضربه نمی زند، نوازشش می کند. مثل شوکر ویولون می نوازد، ساکت و کم حرف است و می تواند به ستاره مسابقات تبدیل شود. حماسه ساز اولسان با آن پای چپ هنرمندش در خرداد پرحادثه 92 باعث شد جیغش بنفش میلیون ها ایرانی آسیا  را فتح کند.

 گوچی که متولد 29 شهریور 1366 است شاید در خردادماه امسال پیش دستی کند و به مردم ایران کادو بدهند. کافیست در هیجده قدم توپی روی زمین قل بخورد  آنوقت قوچان نژاد مثل فرشادپیوس به مارزنگی فوتبال تبدیل خواهد شد...

23- مسعود شجاعی: یک کارشناس فوتبال او را بدترین بازیکن تاریخ تیم ملی قلب داد. نوعی گلایه صریح از افت محسوس شجاعی وقتی پیراهن تیم ملی را به تن می کند.

او را یکی از ستاره های تاثیرگذار لاس پالماس در این فصل لقب دادند اما در تیم ملی نمایشی رقیق از خود ارائه می دهد آنچنان که تماشاگرانی در آزادی او را هو کردند. اما «مسعود سلیمانی شجاعی آرخلو» که شیرازی است این بار قصد ندارد بیش از حد سرتوپ بزند و توپ لو بدهد، می خواهد با دریبل های کشویی، پاس های ظریف بیرون پا و تکنیک نابش که ریشه در آبادان دارد برای لحظه هایی هم شده ما را به خوشبخترین مردم دنیا تبدیل کند! مسعود! به ماسکرانو لایی بزن و از فوتبال خداحافظی کن!

24- اشکان دژاگه: گراهام مک آری ورزشی نویس انگلیسی  بعد از شوت مهلک دژاگه که با لباس فولان توانست دروزاه اورتون را فتح کند نوشت: «اشکان به جای اینکه شوت بزند، خمپاره سمت دروازه اورتون زد و آنهایی که این گل را دیدند حتما به این موصوع فکر کردند که استفاده از سلاح های کشتار جمعی توسط افراد غیرنظامی باید ممنوع شود». شاید این توصیف برای معرفی یکی از انرژیک ترین بازیکنان تیم ملی کفایت کند. 

دژاگه همراه مانوئل نویر، سامی خدیرا و مسعود اوزیل با پیراهن آلمان در بازی های زیر 21 سال اروپا به قهرمانی رسید. او به دعوت کی روش پیراهن تیم ملی را پوشید. نمایش او در این مدت جسورانه و کامل بود به طوریکه یک شبه به ستاره ای محبوب نزد ایرانیان تبدیل شد. او یکی از امیدهای همه ما در جام جهانی است، حتی اگر آن لباس های آستین بلند را نپوشد و خالکوبی های بی شمارش را به رخ دوربین ها بکشد!

*منتشر شده در ویژه نامه دنیای فوتبال – بازنویسی برای عصر ایران


نظرات | ۱۳٩۳/۳/۱٤ - کاوه |لینک به نوشته

من جمله "مردم خود انتخاب کنند" را اصلا قبول ندارم

امام جمعه موقت اصفهان گفت: متاسفانه مسولان ما اصلاً تهاجم فرهنگی را جدی نگرفته‌اند و مثل اینکه متوجه این پیام نشده‌اند.


به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) منطقه اصفهان، امروز محمد تقی رهبر در خطبه‌های عبادی سیاسی نماز جمعه اصفهان، اظهارکرد: رهبری سال جدید را با نام اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی نامیدند که با گذشت دو ماه از سال عزم ملی را در میان مردم می‌بینیم و منتظر هستیم تا مدیریت جهادی نیز محقق شود.


وی با بیان اینکه سخنان رهبری در مسائل مختلف فقط نباید بنر و یا تابلو شود بلکه باید به آنها عمل کرد، افزود: دولت باید در خصوص برآورده شدن توقعات رهبری به مردم گزارش دهد و پس از گذشت چند ماه از ابلاغ دستورالعمل اقتصاد مقاومتی دولت باید گزارش دهد که در این مدت چه کرده است و برای فرهنگ که این روزها دغدغه اصلی رهبری است چه تدبیری اندیشیده شده است.


امام جمعه موقت اصفهان با اشاره به اینکه اگر فرهنگ در کشور درست شود اقتصاد هم درست خواهد شد، تصریح کرد: فرهنگ تجارت، مصرف، تعامل اجتماعی و بین المللی و... از جمله موضوعاتی است که با فرهنگ قابل حل است در واقع می‌توان گفت فرهنگ یک روح و جامعه پیکر آن است.


رهبر اضافه کرد: فرهنگ یعنی بینش، نگرش و اخلاقی که یک جامعه به آن پایبند هستند و امروز در ایران مردم به خانواده و فرهنگی آسمانی پایبندند و به همین دلیل دشمن تهاجم فرهنگی را نوک پیکان حمله خود قرار داده است.


وی با بیان اینکه مدت‌ها است رهبری در خصوص تهاجم فرهنگی پیام می‌دهند و آن را مهم قلمداد می‌کنند، افزود: سوال اینجا است آیا امروز فیلم‌ها و سینماهای ما فرهنگ اسلامی را ارایه می‌دهد؟ و آیا در تعاملات اجتماعی امروز جامعه فرهنگ اسلامی حاکم است؟ متاسفانه مسئولان ما تهاجم فرهنگی را اصلاً جدی نگرفته‌اند و مثل اینکه متوجه این پیام نشده‌اند.


خطیب جمعه اصفهان با بیان اینکه من از مسئولان فرهنگی کشور ناراحت هستم، افزود: روزنامه‌ای غلط می‌کند در خصوص غدیر بخواهد مطلبی کذب بنویسید. بعد آن روزنامه توقیف می‌شود و مسئول فرهنگی کشور از توقیف آن ابراز نارحتی می‌کند، مسئول دیگری در خصوص آزادی بیان و قلم و... صحبت می‌کند. اینها مارهای زخم خورده ای هستند که امروز از لانه سر برآورده‌اند.


رهبر ادامه داد: من جمله "مردم خود انتخاب کنند" را اصلا قبول ندارم حتی اگر رییس جمهور کشور گفته باشد من به آقای روحانی هشدار می‌دهم و توصیه می‌کنم برای رضای لیبرال‌ها کاری نکنید که جامعه و بسیجیان فکر کنند که نظام اسلامی از مواضع خود عقب‌نشینی کرده است. این جمله را امام(ره) در آغاز انقلاب نیز به مسئولان وقت توصیه کرده بودند.


وی به وزرای دولت یازدهم نیز به خصوص وزرای فرهنگ و علوم هشدار داد و گفت: آقایان وزرا و مسئولان دولت برخی مواضع را برای دلخوشی جریان‌های اصلاح‌طلبی می‌گیرند که مطمئن باشید چنین موضع‌گیری‌هایی برای خودتان ضرر دارد چراکه باید پاسخگوی جامعه و خدا باشید.


رهبر به مذاکرات هسته‌ای اشاره کرد و افزود: ما به فرموده مقام معظم رهبری به مذاکرات خوش بین نیستیم اما از تیم هسته‌ای دفاع می‌کنیم. از دلواپسان نیز ممنونیم که جلسه می‌گیرند و نقد می‌کنند چراکه آنها نشان می‌دهند که ملت ایران این گونه هستند.


وی ادامه داد: اصلاً نمی‌توان به نتیجه مذاکرات دل خوش کرد چراکه آنها خود حقوق بشر نمی‌شناسند که در مورد کشور ما دم از حقوق بشر می‌زنند آنها پس از هسته‌ای به سراغ توان موشکی خواهند رفت و تاکنون نشان داده‌اند که به دنبال چه چیزی هستند.


امام جمعه موقت اصفهان اضافه کرد: متاسفانه در کشور در خصوص عفاف و حجاب کمتر کار شده و فعالیت فرهنگی کمتر رخ داده است. ما نمی‌گوییم با شلاق کسی را به بهشت ببرند، اما می‌گوییم مسئولان عزیز بهتر است در این خصوص برنامه ریزی کنید.


رهبر به تعطیلی بازار طلا اصفهان نیز اشاره کرد و افزود: بازاریان عزیز بهتر است مجال دست بیگانه ندهند اتفاق خاصی رخ نداده و بهتر است مشکلات را با مسئولان ذی‌ربط حل کنند. انجام چنین کارهایی ناخواسته سوژه به دست دشمن می‌دهد.


وی به تولد حضرت سیدالشهدا(ع) اشاره کرد و گفت: امام حسین(ع) به ما آموخت که چگونه باید از شرف انسانی، دین و رسالت آسمانی حفاظت کرد و پاسداران نیز در هشت سال دفاع مقدس دفاعی ارزنده از میهن کردند.


امام جمعه موقت اصفهان به تولد حضرت ابوالفضل العباس (ع) اشاره کرد و افزود: این روز با نام جانباز آمیخته شده و به ما یادآور می‌شود که یک فرد چگونه می‌تواند 30 سال رنج و سختی را تحمل کند اما لحظه‌ای دل دشمن را شاد نکند.


رهبر به رحلت امام(ره) نیز اشاره‌ و تاکید کرد: امام در تاریخ جهان کاری بزرگ انجام داده است که باید از این دستاورد با چنگ و دندان محافظت کرد و نباید دستاوردهای امام فراموش شود و خوشبختانه جانشین ایشان امام خامنه‌ای نیز فردی است که همه شخصیت و تفکر امام در ایشان نیز متجلی است.

 

منبع: ایسنا


نظرات | ۱۳٩۳/۳/٩ - کاوه |لینک به نوشته

خودروها را از احمدی نژاد نگیرید!

عصر ایران؛ مهرداد خدیر -  از این خبر که محمود احمدی نژاد و همکاران او از بازپس دادن ده ها دستگاه خودرو متعلق به نهاد ریاست جمهوری یا دستگاه های زیر مجموعه آن خودداری کرده اند بار دیگر این نتیجه حاصل می شود که برای تصدی مسؤولیت های کلان به مناعت و استغنایی نیاز است که از تظاهرات عادی و صوری، ضروری تر است.

مشکل احمدی نژاد و یاران او در اصرار بر نگاه داشتن پاره ای امکانات دولتی که ابتدا با اقامت در ساختمان لادن خیابان شیخ بهایی خود را نشان داد و اکنون با پس ندادن خودروهای دولتی جلوه کرده ، در این است که اینان در جامعه جایگاهی نداشتند تا به همان موقعیت بازگردند و بدون امکانات دولتی و پولی که به دست آورده اند احساس خوبی ندارند!

یک روحانی به درس و بحث و حوزه بازمی گردد، مانند آیت الله موسوی اردبیلی، صانعی، محمد یزدی و دیگران. یک استاد دانشگاه به درس و تدریس و محیط دانشگاهی مثل محمد علی نجفی پس از وزارت آموزش و پرورش و دیگرانی که بعد از دولت اصلاحات ،کار قبلی را از سر گرفتند یا ادامه دادند.یک پزشک به مطب خود باز می گردد. مانند دکتر وحید دستگردی یا دکتر فاضل. یا شخص به چنان جایگاهی دست یافته که مجال بازگشت به مرتبه قبلی نیست و در جامعه حیطه جدیدی برای او تعریف می شود مانند سید محمد خاتمی.

محمود احمدی نژاد اما هیچ یک از اینها نبود که همه زندگی اش را در علم و دانشگاه بگذارد و تازه همه حساس می شوند ببینند چه در چنته دارد؟

حال آن که دکتر حداد عادل در زمان ریاست مجلس نیز تدریس کانت در دانشکده ادبیات را فرو نگذاشت. یا شهردار قالیباف، خلبانی و تدریس جغرافیای سیاسی را ترک نکرده است.
جالب این که زود مشخص شد منظور او از بازگشت به دانشگاه، خصوصاً همان دانشگاهی نبود که به آن می بالید و به واسطه آن خود را دانشگاهی می خواند که دانشگاهی بر روی کاغذ بود که با استفاده از جایگاه ریاست شورای عالی انقلاب فرهنگی و بدون طی سلسله مراتب و مراحل برای خود مجوز گرفته بود و اکنون البته در محاق است.

یک استاد دانشگاه پس از مسوولیت دولتی تدریس را از سر می گیرد و روحانی نیز  تبلیغ را. تاجر به کسب و کارخود باز می گردد و نظامی هم به محل خدمت. احمدی نژاد اما نمی دانست به کجا بازگردد. به شرکت آتی ساز که کار دولتی را در آن شروع کرده بود؟ به دانشگاه علم وصنعت که با حمایت حمید بهبهانی جایی در آن پیدا کرده بود اما اکنون کار در آن مستلزم اطلاعاتی است که اگر هم می داشت طی 8 سال به روز نشده است؟ به جمعیت ایثارگران و جامعه اسلامی مهندسین که عضو شورای مرکزی آنها بود اما عملا کنار گذاشته شد؟ به کجا باید برمی گشت؟

اصول گرایان البته با پایان یک دولت از این نهاد به آن نهاد می روند. هیچ جا نباشد صدا و سیما هست. علی کردان در خاطرات خود گفته بود پس از دوم خرداد 76 نزدیک به چهار هزار نفر از نیروهای همسو را به این سازمان آورد و جایی مشغول کرد. احمدی نژاد اما از این دایره هم بیرون زده بود.

اما مگر آیا همه باید سمت و منصب داشته باشند و آیا احمدی نژاد نمی تواند در گوشه ای از این سرزمین زندگی کند مثل همه مردم دیگر؟ مگر در روز آخر و در گزارش تلویزیونی 11 مرداد 1392 نگفت: «حاضر است جوی خیابان ها را تمیز کند» ؟ چرا حالا به کمتر از دانشگاه خصوصی و اتومبیل خاص و منطقه ولنجک در گران ترین نقطه تهران رضایت نمی دهد؟

مشکل اما در او نیست. مشکل متوجه اصول گرایانی است که او را دچار این احساس کاذب کرده اند تا نتواند خودش باشد. این وضعیت را بازیگران سریال های تاریخی هم پیدا می کنند. چندان که خروج آنان از آن نقش سال ها زمان می برد.

می گویند آنتونی کویین هم با همه حرفه ای گری در نقش حمزه عموی پیامبر گرامی ما فرو رفته بود و آن هیات و هیبت را دوست می داشت و تا مدتی ظاهر خود را تغییر نمی داد. در ایران یادمان هست که داریوش ارجمند با نقش مالک اشتر زندگی می کرد و چهره ظاهری او تغییر کرده بود. یا فریبرزعرب نیا که پس از 5 سال بازی در نقش مختار تقفی روحیه دیگری پیدا کرده بود که در قالب عصیان در مقابل کارگردان فیلم «چ» خود را نشان داد.
احمدی نژاد به بازیگری می ماند که هر چه به او می گویند دوربین ها خاموش شده و از حس بیرون بیا، نمی آید! او عنوان «رییس جمهور سابق» را نیز یک منصب می داند.

رفتار او در پس ندادن خودروهای دولتی را می توان با کاری که مهندس بازرگان در روز 14 آبان   1358ودر فردای استعفا از نخست وزیری انجام داد مقایسه کنیم. به دفتر نخست وزیری رفت و  وسایل شخصی را برداشت و چکی را تحویل حسابداری داد. از او پرسیدند: بابت چه ؟ پاسخ داد: بابت ناهارهای غیر مرتبط با کار نخست وزیری. چون در ایام نخست وزیری با برخی از دوستان سابق در دفتر نخست وزیر ناهار خورده بود در حالی که جلسه کاری و اداری نبوده و به روابط شخصی مربوط بوده است. این یک ادعا نیست. در اسناد نخست وزیری ثبت شده و شاهدان متعدد دارد. امروز اما باید آدم بفرستند و بگویند: آقاجان! ماشین ها را پس بده!

روزی که دکتر ایرج فاضل وزیر بهداشت دولت سازندگی را مجلس وقت استیضاح کرد و مجلس به استیضاح او رای مثبت داد و در نتیجه از وزارت افتاد صمیمانه تشکر کرد. او گفت: من به امر آقای هاشمی آمده بودم و در این مدت از کار جراحی و لذت و درآمد آن نیز محروم شده بودم و فرصت کمتری برای کار علمی و عملی داشتم . شما به من لطف و خدمت کردید. او مجامله نمی کرد. مثال ملموس و امروز آن وزیر کنونی بهداشت است که اگر همه وقت خود را صرف تخصص خود کند درآمد و آسایش بیشتری دارد.

کسی را باید به منصبی گماشت که به آن وابسته نباشد و بدون آن نیز اعتبار و اشتهار داشته باشد. راز پاره ای فساد های مالی هم در این است که شخص پس از دوران صاحب منصبی نمی تواند به جای قبلی بازگردد چون جای ویژه ای نبوده و تخصص و مهارت و نفوذی هم ندارد. بنا براین درصدد جمع آوری ثروت و سرمایه برمی آید تا بتواند با این پول، نداشته های دیگر خود را جبران کند.

اگر دل احمدی نژاد به این اتومبیل ها خوش است بگذارید باشد.

او نه خاتمی است که پس از ریاست جمهوری و برای اختصاص دفتر کار، بیت امام برایش آغوش بگشاید و نه ناطق نوری که حوزه  علمیه ای در لواسانات به راه اندازد. نه بازرگان است که پول ناهار با دوستان خود را به خزانه بازگرداند و نه  قالیباف که خلبانی را رها نکند.

نمی خواهم بگویم که او هیچ کس نیست. او البته محمود احمدی نژاد است. کسی که 700 میلیارد دلار ثروت ملت ایران را در اختیار داشت. اگر هم کوچک نبود اما می خواست همه ما را کوچک کند و دنیا برای او در همان 10 نفر حواریون او خلاصه می شد. پس اگر با قطاری از اتومبیل های دولتی به بزرگی می رسد بگذار برسد. هر چه باشد بخشی از تاریخ ما و عمر ما با آرزوهای برآورده شده و نشده او گره خورده است.

 

منبع: عصر ایران


نظرات | ۱۳٩۳/۳/٩ - کاوه |لینک به نوشته

ناظم مدرسه و مابقی قضایا

در نشست جرایم جنسی علیه کودکان، انجمن حمایت از حقوق کودکان اعلام شد که 12 تا 35 درصد از زنان و 4 تا 9 درصد از مردان تجربه اجباری کودک‌آزاری تا قبل از 18 سال را داشته‌اند.


به گزارش ایسنا، بهشید ارفع‌نیا - حقوقدان و وکیل پایه یک دادگستری اظهار کرد: متاسفانه جرایم جنسی علیه کودکان به صورت پنهان افزایش یافته است. به طوری که در برخی موارد تجاوز به کودک از طرف کسانی است که رابطه نزدیکی با کودک دارند و حتی ممکن است از محارم او نیز باشند.


وی افزود: به دلیل اینکه بیشتر سوءاستفاده‌های جنسی علیه کودکان هنگامی روی می‌دهد که این کودکان در سنین پایین هستند، حتی ممکن است متوجه این مسائل نشوند و در مواردی هم در صورت عنوان کردن با تهدید مواجه می‌شوند.


این عضو فعال انجمن حمایت از حقوق کودکان با اشاره به شیوع این پدیده نابهنجار اجتماعی در مدارس اظهار کرد: قشر معلم قشری فداکار و زحمتکش است اما متاسفانه افرادی بعضا در لباس معلم ظاهر می‌شوند، به کودکان و نوجوانان خیانت می‌کنند و آنها را مورد اذیب و آزار جنسی قرار می‌دهند.


در ادامه ارفع‌نیا با اشاره به پرونده دختری 9 ساله که در شهریار به مدت دو سال در مدرسه مورد اذیت و آزار جنسی واقع می‌شد، ادامه داد: ناظم مدرسه با بردن این دختر به دفتر کارش او را در اختیار پسر 18 ساله‌اش به همراه دوستانش قرار می‌داد و متاسفانه مورد اذیت و آزار قرار می‌گرفت.


ارفع‌نیا در بخش دیگری از سخنانش اظهار کرد: هر عملی که به صورت جنسی علیه کودکان انجام شود جرم جنسی محسوب می‌شود.


وی گفت: کسانی که مورد اذیت و آزار قرار می‌گیرند نه تنها دارای مشکلات روانی می‌شوند بلکه در آینده در بحث ازدواج هم دچار مشکل خواهند شد.


ارفع‌نیا تشکیل دادسرا، پلیس و دادگاهی ویژه برای حمایت از کودکان و نوجوانان را در آینده‌ای نزدیک باعث خوشحالی دانست و از سازمان‌های مردم‌نهادی همچون انجمن حمایت از حقوق کودکان درخواست کرد اگر جرمی علیه کودکان می‌بینند در جلسات دادرسی شرکت نموده و اعلام جرم کنند.


وی این اقدامات را وظیفه انجمن حمایت از کودکان دانست.


به گزارش ایسنا، شریعتی - عضو فعال حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان با بیان اینکه حضور افراد در اینگونه نشست‌ها باعث خوشحالی است به توزیع چند نمونه از گزارشات کودک‌آزاری پرداخت و گفت: یکی از تکان‌دهنده‌ترین کودک‌آزاری‌های جنسی در سال 83 در پاکدشت ورامین توسط فردی به نام محمد بیجه رخ داد که 23 کودک را در کوره‌های آجرپزی پاکدشت مورد اذیت و آزار قرار داد و 17 تن از کودکان را پس از تجاوز به قتل رساند.


وی گفت:‌ خبرها حاکی از آن است که در برخی از مدارس فوتبال کودکان و نوجوانان مورد اذیت و آزار قرار می‌گیرند.


شریعتی ادامه داد: سال گذشته یکی از دلال‌های فوتبال 13 نوجوان را به عضویت تیمی درمی‌آورد و آنها را در خوابگاه شبانه‌روزی قرار می‌دهد. او این نوجوانان را مورد سواستفاده جنسی قرار می‌دهد و از اذیت و آزار آنها فیلم تهیه می‌کند که سرانجام با شکستن سکوت یکی از این نوجوانان دستگیر می‌شود.


موذن‌زادگان - از اعضای هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی به توضیح کودک آزاری جنسی در جامعه پرداخت و گفت: موضوع کودک‌آزاری پدیده اجتماعی انکارناپذیری است که در دهه‌های اخیر شیوع پیدا کرده و رسیدگی به این امور نیز وظیفه جرم‌شناسان و روان‌شناسان است.


وی افزود:‌ تحقیقات آماری نشان می‌دهد 12 تا 35 درصد از زنان و 4 تا 9 درصد از مردان تجربه اجباری کودک‌آزاری تا قبل از 18 سال را داشته‌اند.


موذن‌زادگان در این رابطه ادامه داد: مطالعات صورت گرفته در 16 کشور جهان درصد شیوع این پدیده را 7 تا 36 درصد برای زنان و 3 تا 29 درصد برای مردان نشان می‌دهد. براساس نتایج حاصله از این آمار تنها حدود نیمی از قربانیان موضوع را فاش کردند.


وی دو عامل فردی و اجتماعی را در ظهور این پدیده شوم موثر دانست و گفت: درصد کودک‌آزاری دختران نسبت به پسران حدود سه درصد بیشتر است. اما آمار نشان می‌دهد که کودکان با افزایش سن تا مرز 18 سالگی بیشتر مورد خطر سوء استفاده جنسی قرار می‌گیرند؛ به طوری‌که در دختران این خطر زودتر شروع می‌شود و متاسفانه مدت طولانی‌تری ادامه پیدا می‌کند.


عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی عوامل اقتصادی و اجتماعی را موثر در کودک‌آزاری دانست و افزود: کودک‌آزاری در طبقات اجتماعی و اقتصادی پایین‌تر جامعه بیشتر است همچنین فقدان یکی از والدین از عوامل خطرساز است.


وی کودک‌آزاری را در دو مفهوم خاص و عام بیان کرد و ادامه داد: در مفهوم خاص کودک‌آزاری به معنی تجاوز یا سوءاستفاده جنسی بزرگسالان به کودکان و نوجوانان از طریق انجام اعمال جنسی برای ارضای حس شهوانی اطلاق می‌شود. در مفهوم عام کودک‌آزاری علاوه بر مفهوم خاص، درگیر کردن کودکان و نوجوانان در امر فحشاست. در این مفهوم فعالیت‌های غیرتماسی کودکان و نوجوانان آنان را به سمت فحشا سوق می‌دهد.


موذن‌زادگان در ادامه با اشاره به اقداماتی که در مبارزه با این پدیده شوم اجتماعی در سازمان ملل متحد صورت گرفته است پرداخت و گفت: پروتکل پیشگیری و مبارزه با قاچاق انسان به ویژه قاچاق زنان و کودکان در 15 نوامبر سال 2000 میلادی توسط مجمع عمومی سازمان ملل به تصویب رسید و در سال 2003 اجرا شد. متاسفانه با تلاش‌هایی که در این زمینه صورت گرفته اما این پروتکل به تصویب ایران نرسیده است.


وی افزود: در این صنعت دولت‌ها تشویق شده‌اند که به لحاظ ضرورت مقابله با قاچاق انسان به ویژه قاچاق کودکان که عموما به منظور بهره‌گیری جنسی اعمال می‌شود اقداماتی اساسی صورت گیرد.


موذن‌زادگان از نبود یک قانون جامع در خصوص کودک‌آزاری گلایه کرد و گفت: تنها قانونی که بتوان به آن تکیه کرد قانونی است که تحت عنوان قانون حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان به تصویب رسیده است. اما این قانون متاسفانه جوابگوی مشکلات فعلی نیست و در آن اشاره‌ای به مجازات کودک‌آزاری جنسی نشده و صرفا قید شده است که کودک‌آزاری جرم است و مجازاتی که برای آن درنظر گرفته‌اند بازدارنده نیست.


این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به قانون حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان خاطرنشان کرد: هرگونه خرید و فروش،‌ بهره‌کشی و به کارگیری کودکان به منظور ارتکاب به اعمال خلاف جرم است و فرد خاطی به شش ماه تا یک سال زندان و یا به جزای نقدی 5 میلیون ریال تا 20 میلیون ریال محکوم می‌شود.


وی از نهادهای اجتماعی درخواست کرد از حقوق کودکان و نوجوانان حمایت کنند و در ارتباط با شکایت کودک‌آزاری جنسی تعقیب متهم و حضور در دادرسی در مراحل مختلف نقش خود را ایفا کند.

 

منبع: عصر ایران


نظرات | ۱۳٩۳/۳/٦ - کاوه |لینک به نوشته

فرمانده سپاه ملایر: سپاه در سوریه ۴۲ تیپ و ۱۳۸ گردان مجهز را آماده کرده است

عصر ایران به نقل از خبرگزاری بسیج نوشت: فرمانده سپاه ملایر (استان همدان) از تشکیل ستاد پشتیبانی از سوریه در ملایر خبر داد و گفت: این ستاد در شهرستان ملایر کمک‎های نقدی و غیرنقدی مردم ملایر را جمع آوری کرده و برای انتقال به کشور سوریه به استان ارسال می کند.

فرمانده سپاه ناحیه ملایر در شورای اداری این شهرستان، اظهار کرد: جنگ امروز در سوریه در واقع جنگ ما با آمریکاست که در خاک سوریه رخ داده است، چرا که سوریه تنها کشوری است که در مقابل توطئه‌های آمریکا باقی مانده و سر خم نکرده است.
 
محمد اسکندری با بیان اینکه سوریه در زمان انقلاب تنها کشوری بود که جمهوری اسلامی را به رسمیت شناخت و در جنگ تحمیلی نیز مهمات در اختیار ایران گذاشت، تصریح کرد: کشور سوریه در هشت سال دفاع مقدس راه لوله‎های انتقال نفت عراق را بست و از این راه ضربه بزرگی به عراق زد.
 
وی با بیان اینکه کشور سوریه در حال حاضر به سلاح و ادوات جنگی احتیاج ندارد، تصریح کرد: فرماندهان سپاه در این کشور(سوریه) ۴۲ تیپ و ۱۳۸ گردان مجهز را آماده کرده اند و از نظر نظامی آمادگی کامل برای جنگ با دشمن را دارند.
 
فرمانده سپاه ملایر به مشکل اساسی کشور سوریه اشاره کرد و افزود: این کشور در حال حاضر نیز ضروری به مواد غذایی دارد، چرا که به دلیل ناامنی‎های ایجاد شده تمامی منابع مالی مردم از بین رفته و عده ای حتی به نان شب خود محتاج هستند.
 
وی کمک به مردم سوریه را وظیفه همه مردم ایران دانست و گفت: مهمترین کار مردم ایران برای حمایت از مردم سوریه که در هشت سال دفاع مقدس حامی اصلی ایران بودند، جمع آوری و انتقال کمک‎های نقدی و مواد غذایی و بهداشتی به این کشور است.
 
اسکندری با بیان اینکه ۱۴ استان سوریه معین استان‎های ایران قرار گرفته است، ابراز کرد: استان حماه در سوریه معین استان همدان قرار داده شده است، که مردم استان همدان پس از جمع آوری کمک‎های نقدی و مواد غذایی به طور مستقیم این کمک‌ها را به این استان ارسال می کنند.
 
وی از تشکیل ستاد پشتیبانی از سوریه در ملایر خبر داد و گفت: این ستاد در استان با محوریت استانداری همدان تشکیل شده است و در شهرستان ملایر نیز تشکیل شده و کمک‎های نقدی و غیرنقدی مردم ملایر را جمع آوری کرده و برای انتقال به کشور سوریه به استان ارسال می کند.
 
در این جلسه اعضای شورای اداری ملایر به منظور ارائه کمک نقدی به مردم سوریه اعلام آمادگی کردند.

 

منبع:‌عصر ایران


نظرات | ۱۳٩۳/۳/۱ - کاوه |لینک به نوشته

onLoad and onUnload Example