برای نازنین
 
 

سردار باقرزاده روایت کرد:


کشف پیکرهای مطهر 175 شهید غواص عملیات کربلای 4 با دستان بسته
سپاه نیوز؛ فرمانده کمیته جستجوی مفقودین ستادکل نیروهای مسلح گفت: 175 تن از شهدایی که وارد کشور شدند متعلق به غواصان عملیات کربلای 4 است که با دستان بسته به شهادت رسیدند و زنده به گور شدند.
به گزارش سپاه نیوز؛ سردار "سید محمد باقر‌زاده" فرمانده کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح در مراسم استقبال از پیکرهای مطهر شهدای دفاع مقدس که از مرز شلمچه وارد کشور شدند، گفت: پیکرهای 175 تن از شهدایی که وارد کشور شدند متعلق به غواصان جمهوری اسلامی ایران در دفاع مقدس است که در عملیات کربلای4 با دستان بسته توسط نیروهای بعثی به شهادت رسیدند.

وی افزود: برخی از پیکرهای مطهر این شهدا کشف شد که هیچ جراحتی نداشت و متوجه شدیم که آن‌ها زنده به گور شدند و امروز همین جنایات توسط تکفیری‌ها در کشورهای مسلمان رخ می‌دهد.

سردار باقرزاده در ادامه تصریح کرد: پیکرهای مطهر5 شهید در منطقه فاو، پیکرهای مطهر 175 شهید در منطقه ابوفلوس، در شلمچه پیکرهای مطهر 8 شهید، در مجنون 21 شهید، شرق دجله و جاده خندق 40 شهید و در منطقه زبیدات پیکر مطهر 21 شهید کشف شد.

خاطرنشان می‌سازد روز گذشته پیکرهای مطهر 270 شهید دفاع مقدس، که طی عملیات اخیر تفحص کشف شده‌اند از طریق مرز شلمچه وارد کشور شدند. این شهدا با تلاش کمیته جستجوی مفقودین در عملیات تفحص در جنوب عراق فاو، ابوفلوس، شلمچه، مجنون و زبیدات کشف شدند.

منبع: سپاه نیوز


نظرات | ۱۳٩٤/٢/۳۱ - کاوه |لینک به نوشته

سیم‌کارت‌ها آدم فروشی می‌کنند!

توسعه شبکه‌های اجتماعی موبایلی و استفاده اپراتورهای تلفن همراه از این ابزارها برای ورود به حریم خصوصی کاربران که نمونه آن را درباره شنود قانونی و غیر قانونی آمریکا و اتفاق‌های روی‌داده در دادگاه تجدید نظر آمریکا شاهد هستیم، این پرسش را مطرح می‌کند که اپلیکیشن‌های موبایل و نرم افزارهای شبکه‌های اجتماعی بر بستر تلفن همراه تا چه میزان امن بوده و تا چه میزان حریم خصوصی افراد را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

در این میان نرم افزارهایی که توسط برخی اپراتور‌ها پس از قراردادن سیم کارت در درون گوشی نصب می‌شوند نیز تردیدهایی را مبنی بر ورود اپراتورهای تلفن همراه به بحث شنودهای قانونی و غیرقانونی به‌وجود می‌آورد.

این موضوع سبب شد تا مباحث حقوقی پیرامون موضوع شنود از طریق نرم‌افزارها و همین‌طور نحوه مراقبت حقوقی از  حریم خصوصی افراد را با علیرضا دقیقی وکیل پایه یک دادگستری در میان بگذاریم. 

این خبر که همزمان با روشن شدن سیم‌کارت‌ در یک گوشی برنامه‌ای بدون اجازه مشترک روی گوشی نصب می‌شود که قادر است کلیه فعالت‌های گوشی را شنود کند، درست است؟ 
دقیقا همین‌طور است. ببینید اخیرا یکی از اپراتورهای تلفن همراه نرم افزاری را بدون اجازه صاحب گوشی روی گوشی‌ها اجرا می‌کند که کلیه دسترسی‌ها را برای نرم‌افزار باز می‌کند به طوری که این برنامه می‌تواند به داده‌های دستگاه گوشی با این استدلال که عملکرد خوبی داشته باشد و حافظه کمی را به کار گیرد، دسترسی کامل داشته باشد.

برای مثال به برنامه اجازه می‌دهد از سرویس سیپ _ SIP _ برای ایجاد/ دریافت تماس‌های اینترنتی استفاده کند یا تماس‌های خروجی را پردازش کرده و شماره تماس را تغییر دهد که ممکن است برنامه‌های خطرناک تماس‌های خروجی را کنترل یا تغییر مسیر بدهد یا از آن‌ها جلوگیری کند، اجازه پیدا کند به ویژگی‌های تلفن دستگاه دسترسی داشته باشد که برنامه‌هایی با این مجوز می‌تواند شماره تلفن و شماره سریال این تلفن، اینکه تماسی فعال است، اینکه شماره‌ای که تماس گرفته متصل است یا خیر و موارد مشابه را تعیین کند.

حتی این برنامه اجازه پیدا می‌کند بدون مداخله صاحب گوشی تماس بگیرد که برنامه‌های خطرناک می‌توانند تماس‌های غیرمنتظره‌ای را در صورت حساب صاحب سیم‌کارت نشان بدهند. کار به جایی می‌رسد که این برنامه اجازه پیدا کرده پیامک ارسال کند و ممکن است برنامه‌های خطرناک بدون اجازه صاحب سیم کارت بتوانند پیامک ارسال کنند البته به حساب شما! جالب اینکه برنامه اجازه دارد پیامک‌های موجود در گوشی یا سیم کارت شما را حذف یا تغییر بدهد. 
 
این اتفاق توسط نرم افزار در اپراتورهای تلفن همراه فعال در کشور روی می‌دهد؟ 
بله، برنامه اجازه پیدا کرده که پیام‌های داخل سیم کارت شما را که محرمانه است، بخواند و از همه خطرناک‌تر اینکه برنامه اجازه دارد در هر زمان با دوربین شما عکس و فیلم بگیرد یا به مسیر ضبط صوتی گوشی شما دسترسی داشته باشد. مکان شما را با نقاط دسترسی وای فای و برج‌های همراه مشخص کند و جالب‌تر آنکه از طریق جی‌پی‌اس ماهواره‌ای گوشی‌ها به مکان تقریبی شما دسترسی داشته باشد. حتی این برنامه اجازه می‌دهد به، به روز رسانی‌های اجتماعی از طرف شما و دوستان شما دسترسی داشته باشد و همگام سازی هم انجام و حتی اطلاعات محرمانه را بخواند. 

برنامه فرا‌تر از کاربر گوشی قابلیت پیدا می‌کند؟! 
بله تقریبا! برنامه اجازه پیدا می‌کند که گزارش‌های تماس دستگاه شما ازجمله تماس‌های دریافتی و خروجی را بخواند و ذخیره کند و به این صورت برنامه‌های مضر می‌توانند داده‌های گزارش تماس شما را بدون اطلاع شما به اشتراک بگذارند و تمام اطلاعات تماس و آدرس دستگاه گوشی را بخوانند حتی اطلاعات را تغییر بدهند. از جمله داده‌هایی در مورد تماس‌های ورودی و خروجی را تغییر دهد و حتی رویدادهای دستگاه شما به‌این وسیله قابل تغییر می‌شود. جالب آنکه می‌تواند رویدادهای تقویم شما را به اشتراک بگذارد و قادر است اطلاعات نمایه‌های ذخیره شده در دستگاه شما را بخواند و مانند کانتکت‌ها بداند چه شماره‌ای را به نام چه کسی ذخیره کرده و با چه کسی ارتباط دارید. همچنین می‌تواند همه آدرس‌های اینترنتی که مرور گر شما با آن‌ها وب گردی کرده است را مشاهده کند و محل‌یاب‌های مرورگر شما را بخواند.

 این نرم افزار می‌تواند قفل و امنیت رمز اختصاصی شما را غیرفعال کند و می‌تواند به فهرست اکانت‌ها و حساب‌های شما دسترسی داشته باشد. حتی حساب‌ها را اضافه یا حذف کند. رمز ورود به حساب‌های شما را حذف کند و به جای شما مجوز‌های حساب را تایید کند. حتی می‌تواند داده‌های امنیتی سیستم را تغییر داده و پیکربندی کنونی گوشی را تغییر دهد بر فرض اندازه قلم را کوچک یا بزرگ کند یا زبان گوشی را تغییر دهد. اقدامات دیگری نیز می‌تواند انجام دهد. نرم افز ار اجازه دارد سوکت شبکه ایجاد کند وای فای را قطع یا وصل کند یا پیکربندی وای فای را تغییر دهد.

در ‌‌نهایت این نرم افزار اجازه پیدا می‌کند برای محل شما محل جغرافیایی ایجاد کند، یا محل را حذف کند. یا مثلا گوشی شما را خاموش یا راه اندازی کند. زمان راه اندازی را بیشتر یا سرعت گوشی شما را پایین بیاورد. حتی می‌تواند برنامه‌هایی که تداخل دارند را از کار بیندازند. حتی قادر است از خواب رفتن گوشی جلوگیری یا وایبر گوشی یا زنگ گوشی شما را قطع و وصل کند. 
 
آیا تمام سیم تولکیت‌ها امکان چنین دسترسی‌هایی دارند؟ 
در یکی از اپراتور‌ها حد دسترسی محدود‌تر است اما همین حد دسترسی هم محل ایراد است. بدون مجوز روی گوشی نصب می‌شود و این خطرناک است. مشکل اساسی این است که اگر کسی در این سطح دسترسی، عناد با شرکت یا فردی داشته باشه کار ما به کجا خواهد کشید؟ فقط خدا می‌داند. 
 
با این توضیحات، دسترسی به اطلاعات خصوصی در هر شرایطی و برای افرادی سودجو فراهم خواهد شد! این یعنی استراق سمع؟ 
توجه داشته باشید که وقتی فردی به مکالمه با فرد یا افراد دیگر می‌پردازد، با این خیال که مشروح مذاکرات و حرف‌های رد و بدل شده بین آن‌ها، محرمانه است، حالا بستگی دارد که این فرد دانشجو باشد یا وزیر، حتی نماینده مجلس، یک دانش آموز یا حتی زن و شوهر، به فراخور هریک گفت‌و‌گو‌های فی مابین به نظر آن‌ها قابل افشا نیست؛ بنابراین در این بین متوجه می‌شوند که حرف‌های آن‌ها شنیده شده یا به عبارت دیگر شنود انجام شده است.
 
اما ممکن است این شنیدن خارج از سامانه مکالمات مخابراتی انجام شود؛ مثلاً فردی داخل هتل، محل کار، یک پارک یا کنفرانس تجاری باشد و با سامانه‌های مخابراتی هم کاری نداشته باشد ولی سخنانش بدون اطلاع وی یا یکی از طرفین توسط فرد یا افرادی شنیده شود یا متون رد و بدل شده در پیام‌های خصوصی آن‌ها دیده شود که بدان اصطلاحا استراق سمع گفته می‌شود. 
 
آیا این استراق سمع و شنود مبنای  قانونی هم دارد؟ 
هم می‌تواند قانونی باشد هم غیر قانونی ولی هیچ‌گاه اخلاقی نیست. 
 
منظور شما از اینکه اخلاقی نیست چیست؟ 
منظورم این است که اخلاق چنین اجازه‌ای را به ما نمی‌دهد که وارد گفتار دو نفر یا چند نفر شویم و بدانیم آن‌ها چه می‌گویند و چطور فکر می‌کنند. چرا که بالا‌تر از آن فکر است که نمی‌شود آن را شنود کرد و فهمید. چه بسا در بیان مطلب بسیاری از تصمیمات به پوچی برسد و عمل نشود. در حالی که همین مطالب در دل افراد ماندگار باشد سم خطرناکی برای جامعه خواهد بود و از سویی اگر این مطالب رواج پیدا کند همه تلاش دارند پشت پرده‌ها را بدانند و کار به جاهای باریک کشیده می‌شود. به هر حال باید قائلان به اخلاق در این باره اظهارنظر کنند. 
 
بخش قانونی و غیر قانونی چیست؟ 
سخت‌ترین بخش استراق سمع و شنود مکالمات و پیام‌های افراد، بعد قانونی و غیر قانونی دادن به آنهاست. همیشه این بحث مطرح است که چطور می‌شود مجوز قانونی نسبت به این بخش صادر کرد؟ و چه مراجعی می‌توانند این مجوز را داشته باشند یا این مجوز را اخذ کنند. 
 
مجوز را داشته باشند؟ منظور شما چیست؟ 
بعضی از مراکز به دلیل کنترل مسائل امنیتی مدعی هستند که باید مستقیماً مجوز شنود و استراق سمع را داشته باشند به طوری که خواست آن‌ها این است که حتی نیاز به مجوز قضایی لازم نیست. 

مراکز اطلاعاتی و امنیتی در هر کشوری خواهان صدور مجوز از سوی مجلس برای شنود گسترده‌اند. آن‌ها معتقدند برای شناسایی سریع و واکنش سریع نسبت به توطئه‌ها، کسب مجوز موردی، وقت آن‌ها را تلف کرده و سوژه از دست آن‌ها به اصطلاح می‌پرد. یا دلایلی از این دست.

سوالات دیگری هم مطرح می‌شود مبنی بر اینکه مبانی صدور این مجوز‌ها چیست؟ و چگونه می‌توان این مجوز‌ها را صادر کرد؟ چه کسانی صالح به شنود هستند؟ آیا خود قاضی باید شنود را انجام دهد؟ یا فقط مجوز شنود را صادر می‌کند و شنود کننده می‌تواند فرد دیگری باشد؟ و اگر فرد دیگری باشه آن فرد باید چه ویژگی داشته باشد؟ اگر خود قاضی باشد مگر ما چند قاضی داریم که می‌تواند پای شنود بنشیند؟ شنود‌ها باید بر خط انجام شود یا می‌تواند نباشد؟ آیا باید مخابرات یا سامانه اینترنتی از جریان شنود با خبر باشد؟ یا به اینترفیس یا رابط شبکه‌ای مخابرات از شنود بی‌خبر می‌ماند؟ اگر مخابرات شنود کند چطور؟ آیا کسی از شنود مخابرات مطلع می‌شود؟ احیانا آیا شنود می‌تواند موجبات بروز فساد در شنود شونده شود؟ چطور می‌شود از این فسادهای محتمل جلوگیری کرد؟ آیا شنود‌کننده می‌تواند به شماره‌ای که شنود می‌کند دسترسی داشته باشد یا فقط باید محتوای تبادل شده را رصد کند؟ اگر شماره شخص را بشناسد، چه اتفاقی محتمل است؟ جامعه جهانی نسبت به شنود چه استانداردهایی را تدوین کرده است؟ آیا الزامی به رعایت ضوابط است؟ آیا مجلس این اختیار را دارد که استاندارد‌ها را تغییر دهد؟ آیا اصالتا مجلس در کدام زمینه صالح به قانون‌گذاری است و حدود و ثغور آن کدامین ابعاد را در بر می‌گیرد؟ این‌ها سوال‌هایی است که می‌توان در زمینه شنود قانونی به‌آن پرداخت اما مهم‌ترین بخش شنود، شنود غیر قانونی است. هرچند شنود غیرقانونی ما نیز شفافیت‌های لازم را طلب می‌کند و نیاز به بحث کامل‌تری است. 
 
و شنود غیر قانونی؟ البته سؤالات زیادی در بخش قانونی آن پیش آمد که در فرصت پیش رو خواهم پرسید.
مراکز پلیسی و امنیتی کشور‌ها اغلب نمی‌توانند اتهامی را متوجه اشخاص کنند و برای اینکه از موضوعات سر در بیاورند، دوست دارند سیستم شنود قانونی را که باید مستند به دلایل متقن باشد و نمی‌توان مبتنی بر ظن و گمان باشد را دور بزنند تا کنترل اجتماعی را بالا ببرند؛ حال آنکه وجود چنین کنترلی خود بی‌نظمی‌هایی را به وجود می‌آورد که فقط سطح لایه آن فرق کرده و نمی‌شود گفت جامعه منظم شده است. 

حال آنکه هدف کنترل اجتماعی برگرداندن انضباط اجتماعی است نه تغییر حالت آن. حال آنکه خود دسترسی به اطلاعات شنود نوعی رانت برای افراد برخوردار به حساب می‌آید. بر فرض مثال می‌توان با دستیابی به تماس‌ها و مکالمات اشخاص از تصمیمات آن‌ها با خبر شد یا از تجارت و طرح‌ها و ایده‌های تجاری و اقتصادی اشخاص و افراد سود جست بدون آنکه هزینه‌های تولد ایده‌ها و تحقیقات و نوآوری‌ها را پرداخت کرده باشیم یا از جریانات خانوادگی و سوء جریانات اخلاقی افراد مطلع شد و باج خواهی کرد یا از تصمیمات سیاسی جریانات مطلع شد و قبل از اجرای آن سمپادی کرد. شما فرض کنید 

صدا و سیما؛ برای اینکه نتوان این نهاد را کنترل کرد برنامه‌های تدوین شده خود را به طور کامل طی جدول زمانی دقیق به اطلاع شنونده‌های خود نمی‌رساند. پس اطلاع داشتن خود رانت محسوب می‌شود یا می‌توان با دسترسی به این اطلاعات و مکالمات و پیام‌ها برای افراد پاپوش درست کرد و داستان آن‌ها را واقعی ساخت.

برای مثال برای فلان فرد پاپوش درست کرده که فلان بود و فلان کرده است. با این استناد که در زمانی در مکان مورد نظر بوده است و با شخص دیگری قرار ملاقات داشته و با دسترسی به حساب‌های بانکی اشخاص می‌توان داستان نزدیک به واقع درست کرد. این همان‌هایی است که عموما اتفاق می‌افتد و رخداد آن بعید نیست. 

چه بسا اتفاق نیز می‌افتد. بنابراین نگهداری اطلاعات و حریم خصوصی افراد دامنه گسترده‌ای دارد و واجد حساسیت‌های اساسی است که توجه به آن از حقوق اولیه بشر به حساب آمده است.

هیچکسی حق ندارد یک اصل استثنایی را چنان گسترش دهد که خود استثنا اصل شود. شنود مکالمات و پیام‌ها نیز خود استثنا و برای موارد شاذ و نادر است. به همین دلیل که شنود و موارد شنود باید احصا شود و بعد از رفع اتهام هر کسی بتواند مواردی که از دستگاه‌های مخابراتی او اطلاعات جمع آوری شده را با تعیین نوع اطلاعات و اطمینان از اینکه اطلاعات بعد از جمع آوری امحا شده یا نه، را از دستگاه‌های ذی‌ربط بخواهد و آن‌ها نیز مکلف باشند که اطلاعات را به افراد بدهند.
 
در حالی که چنین حالت بازدارنده‌ای در کشور ما حاکم نیست و مراجع مربوط نیز خود را مکلف به این کار نمی‌کنند. عملا چه اتفاقی می‌افتد؟ فساد از دامنه نحیف و سطح پایین به دامنه قدرتمند و سطح بالا مهاجرت می‌کند. زیرا رانت شنود را دارد و می‌تواند به راحتی مخالفت‌های علیه خود را به جای اصلاح ساختار به دور زدن مخالفت‌ها بدل کند. بنابراین ما هم باید بر این منوال با محدودیت شنود و استراق سمع همراهی کنیم. 
 
در دنیا چه تدابیری اتخاذ شده تا مکانیزم شنود شفاف و روشن باشد؟ 
بهترین مکانیزم‌‌ همان ارائه گزارش از شنود‌ها و مجوزهای شنود از مورد شنود و به اصطلاح گزاره هدف است. اما برای اینکه گزارش‌ها درست باشد؛ سه لایه برای شنود در نظر گرفته شده است. اولی مشهور به لایه ایچ‌ای وان (HI۱) که‌‌ همان سرپرستی اطلاعات را بر عهده دارد و ایچ‌آی‌تو (HI۲) که اطلاعات مرتبط رهگیری را بر عهده دارد و ایچ آی تری (HI۳) که محتوای ارتباطی را در اختیار دارد، بخش بندی شده است و برای اینکه شنود‌ها فساد ایجاد نکند هر سه لایه از هم دیگر بی‌اطلاع و جدا هستند. این سامانه است که کد می‌کند و رمز گذاری‌ها می‌گوید کدام محتوا بدون اینکه نامش مشخص شود باید در قالب بسته جمع آوری شود و کی مجاز به پیاده‌سازی است و.... 
 
آیا این‌ها در ایران رعایت می‌شود؟ 
باید رعایت شود، ولی اینکه در عمل رعایت می‌شود یا خیر؟ من اطلاع دقیقی ندارم درحالی که باید من نیز همانند دیگر شهروندان از مسیر و جریان این فرآیند مطلع می‌شدم. ولی با وجود نرم افزارهای غیر مجازی که دو  اپراتور تلفن همراه بدون اطلاع صاحب گوشی به واسطه سیم کارت‌ها، تحت عنوان «سیم تولکیت»، روی گوشی‌های مردم نصب می‌کنند و اغلب و به طریق عمومی نیز قابل حذف کردن نیستند، باید بگویم محل تردید است. 

منبع: روزنامه قانون (به نقل از فرارو)


نظرات | ۱۳٩٤/٢/٢٤ - کاوه |لینک به نوشته

12 اردیبهشت قبل از شهادت مطهری هم روز معلم بود

عصر ایران؛ مهرداد خدیر-  درباره 12 اردیبهشت ، روز معلم و سالروز ترور استاد شهید مرتضی مطهری طی 36 سال گذشته بسیار گفته و نوشته شده اما برخی نکات ناگفته یا کمتر گفته شده ای هم وجود دارد که این نوشته به آنها می پردازد:

1- تصور عمومی و غالب این است که 12 اردیبهشت تنها به خاطر شهادت استاد مرتضی مطهری به عنوان «روز معلم» نام گذاری شده و قبل از آن چنین مناسبتی وجود نداشته است.

حال آن که در 12 اردیبهشت سال 1340 خورشیدی دبیر یکی از دبیرستان های تهران در تجمع اعتراضی معلمان در میدان بهارستان به قتل رسید و از آن پس معلمین، این روز را به عنوان روز معلم گرامی می داشتند اما رژیم شاه به آن رسمیت نداده بود.

  بعد از انقلاب، معلمان درصدد برآمدند این مناسبت را احیا کنند و اعلام ترور آیت الله مطهری سبب شد روز معلم با این واقعه رسمیت یابد و در عمل روز معلم به تقویم رسمی آمد منتها نه به یاد معلمی که در 12 اردیبهشت 1340 به قتل رسیده بود که به یاد استاد دانشکده الهیات و البته در همین روز.

  روزنامه اطلاعات در صفحه آخر  شماره 15842 خود و در روز 9 اردیبهشت 1358 - یعنی دو روز قبل از شهادت استاد مطهری - این خبر را درج کرده است:

« کانون مستقل معلمان تهران با صدور اطلاعیه ای به مناسبت سالروز شهادت ابوالحسن خانعلی خواستار این شد که 12 اردیبهشت به عنوان روز معلم نام گذاری شود و از همه همکاران دعوت کرده است روز چهارشنبه 12 اردیبهشت در مراسمی که به این منظور در باشگاه معلمان واقع در خیابان کاشان برگزار می شود فعالانه شرکت کنند.» و روز 12 اردیبهشت در همان شماره ای که خبر ترور شب قبل را منتشر کرده از این روز به عنوان روز معلم یاد کرده و از برگزاری چند آیین دیگر خبر داده است.

2-  در سال 1340 و در دوران نخست وزیری جعفر شریف امامی (هم او که 17 سال بعد و در جریان انقلاب 1357 نیز دوباره مامور تشکیل دولت شد و سه ماه بیشتر دوام نیاورد) دولت لایحه «اشل حقوقی معلمان» را به مجلس شورای ملی ارایه داد.

   معلمان به دعوت باشگاه مهرگان و دراعتراض به این لایحه در 12 اردیبهشت در میدان بهارستان تجمع اعتراضی آرامی را سامان دادند که چون از طرف باشگاه مهرگان مدیریت می شد، جنبه سیاسی نداشت اما سرگرد ناصر شهرستانی رییس کلانتری 2 (بهارستان) از بیم سیاسی شدن و شکستن فضای امنیتی 8 ساله ای که پس از کودتای 28 مرداد 1332 حاکم شده بود دستور برخورد و متفرق کردن معلمان را داد و خود شخصا به صحنه آمد و با کلت کمری ، گلوله ای شلیک کرد که جان یکی از معلمان حاضر – ابوالحسن خانعلی – را گرفت.

  این معلم که در دبیرستان جامی تهران  فقه و عربی درس می داد، همزمان در مقطع دکتری دانشکده معقول و منقول - که بعدتر الهیات نامیده شد-  درس می خواند و به همین خاطر به «دکتر خانعلی » شهرت داشت.

 


"ابوالحسن خانعلی" معلمی که در تجمع اعتراضی 12 اردیبهشت 1340 به ضرب گلوله پلیس کشته شد

  
نگرانی رییس کلانتری بهارستان این بود که اعتراض معلمان، سیاسی شود اما اتفاقا اقدام خود او بود که فضا را سیاسی کرد و به اعتصاب 11 روزه معلمان، سقوط کابینه شریف امامی و روی کار آمدن دکتر علی امینی انجامید و نخست وزیر جدید که سیاستمداری کهنه کار و از رجال قاجار بود برای ترمیم وجهه خود و دولت و حکومت، محمد درخشش رییس باشگاه مهرگان را به عنوان وزیر آموزش و پرورش معرفی کرد.

  هر چند در سال های 41 و 42 روز 12 اردیبهشت به عنوان روز معلم گرامی داشته شد اما پس از 15 خرداد 1342 فضای سیاسی کشور به کلی تغییر کرد و رژیم شاه از هر اعتراض صنفی هم تلقی سیاسی داشت و بعدتر نگران ترویج گفتمان چپ به این بهانه بود و این روز در محاق ماند تا انقلاب پیروز شد.

   همان گونه که از خبر روزنامه اطلاعات برمی آید و قبل از ترور مرحوم مطهری اعلام شده بود، قرار بود 12در اردیبهشت 1358 روز معلم احیا و گرامی داشته شود که در سایه آن واقعه قرار گرفت. وقتی صحبت از شهادت ایدئولوگ جمهوری اسلامی و مهم ترین شخصیت فرهنگی مورد علاقه رهبر فقید انقلاب به میان آمد دیگر یاد خانعلی کمرنگ شد بهتر است گفته شود رنگ باخت.

  روز شهادت آیت الله مطهری در حالی روز معلم خوانده شد که استاد، آموزش و پرورشی (به مفهوم اداری کلمه) نبود و استاد دانشکده الهیات دانشگاه تهران به حساب می آمد و اصطلاح «معلم انقلاب» هم برای دکتر علی شریعتی به کار می رفت. با این حال معلمان استقبال کردند چون امید داشتند جایگاه آنان با این توجه ویژه ارتقا می یابد.کما این که هر دو نخست وزیر بعدی نیز آموزش و پرورشی بودند.

 با این حال سال ها گذشت و در دوره اصلاحات بود که یادداشت های «شیرزاد عبداللهی» درمطبوعات، موجب این یادآوری تاریخی شد.

  جالب این که ابوالحسن خانعلی دانشجوی دوره دکتری دانشکده الهیات بود و آیت الله مرتضی مطهری هم هنگام شهادت، استاد همین دانشکده. اشتهار شهید مطهری اما به آموزش و پرورش نبود و در حالی که روحانیونی چون آیت الله بهشتی، دکتر باهنر و دکتر گلزاده غفوری در تدوین کتب درسی «تعلیمات دینی» همکاری داشتند، او دخالتی نداشت و رابطه اش با آموزش و پرورش از طریق دوستانی چون دکتر یدالله سحابی – پایه گذار دبیرستان کمال - یا آیت الله موسوی اردبیلی - پایه گذار مدرسه مفید - بود.

3- معمولا گفته می شود استاد مطهری پس از جلسه شورای انقلاب ترور شده است. حال آن که برای شرکت در جلسه موسسه فرهنگی «متاع» - مکتب تربیتی اجتماعی /علمی- به خانه دکتر یدالله سحابی در خیابان فخرآباد (در نزدیکی پارک امین الدوله) رفته بود.

  همان روز دو عضو دیگر شورای انقلاب - دکتر بهشتی و بنی صدر- در راه پیمایی روز کارگر - که حزب جمهوری اسلامی، بانی آن بود-  سخنرانی کرده بودند و شورای انقلاب جلسه ای نداشت و اگر هم داشت در خانه دکتر سحابی - که دیگر عضو آن نبود- برگزار نمی کرد.

هر چند علی لاریجانی – داماد مرحوم مطهری - به خبرنگار اطلاعات گفته بود در جلسه هیات دولت شرکت کرده بوده و ظاهرا از نقش شهید مطهری در موسسه متاع یا ادامه فعالیت آن بعد از انقلاب مطلع نبوده است.

4- همان گونه که گفته شد ترور در شامگاه 11 اردیبهشت اتفاق افتاد اما چون این روز به نام روز کارگر شناخته می شود بعدتر 12 اردیبهشت به عنوان روز شهادت استاد و روز معلم تعیین شد و تا سال ها کسی یادآوری نمی کرد یا از ذکاوت نام گذاران بود که به خاطر مرحوم مطهری روز معلم و خاطره قتل مرحوم خانعلی هم احیا شد و به احتمال قوی تر تنها یک تصادف بود.

  با توجه به این که مرحوم خانعلی نیز معلم بوده و در حال تحصیل در دانشکده الهیات یادکردِ این دو مناسبت منافاتی با هم ندارند و مشخص نیست که چرا رسانه های رسمی اصرار دارند مناسبت روز معلم را تنها شهادت آیت الله مطهری ذکر کنند. حال آن که در 12 اردیببهشت 40 یک معلم به دست رییس کلانتری کشته شده و از این حیث مانند 16 آذر می تواند گرامی داشته شود و اتفاقا بر مطالبات صنفی تاکید کنند.

5- سالروز شهادت استاد مطهری می تواند مناسبتی برای تقبیح خشونت و تعصب در قرائت های دینی هم باشد. مطهری به دست یکی از اعضای گروه فرقان ترور و در واقع قربانی «جهل مقدس» شد؛ اصطلاحی که آیت الله محقق داماد وضع کرده یا بیشتر به کار می برد.

  سرکرده این گروه یک طلبه اخراجی به نام «اکبر گودرزی» بود و جای شگفتی است که چرا تلویزیون درباره این گروه و تفکرات شان کار تبلیغی لازم را انجام نمی دهد و چرا با حجت الاسلام عبدالمجید معادیخواه که مسوولیت رسیدگی به پرونده آنان را بر عهده داشت گفت و گو نمی کند و اگر هم گاهی اشارتی دارند درباره برداشت غلط آنان از نوشته های دکتر شریعتی است در حالی که اگر به شریعتی علاقه داشتند و مطهری را به اتهام اختلاف با شریعتی ترور کردند چرا روحانیون علاقه مند به شریعتی را هم هدف قرار می دادند؟ یا به بهانه فرقان می توانند با حجت الاسلام ناطق نوری نیز مصاحبه کنند. چون برای اولین و آخرین بار تنها در این موضوع در جایگاه قاضی نشست و در کنار معادیخواه، فرقانی ها را محاکمه کردند.

12 اردیبهشت هر سال یادآور پاسخ اندیشه با گلوله است. کاری که فرقانی ها انجام دادند. اما 35 سال بعد نیز عده ای می خواستند در شیراز فرزند و مبلغ افکار او را کتک بزنند یا حتی بکشند و همین نشان می دهد همواره این خطر وجود دارد.

 6-  در فرهنگ تشیع نام شهید به نیکی می ماند اما از قاتلان هم (البته با ابراز انزجار) یاد می شود. از این رو جا دارد به جز اکبر گودرزی رییس گروه فرقان به نام قاتل – محمد علی بصیری- و همدستان او – حمید نیکنام و وفا قاضی زاده – هم اشاره شود. ضارب مطهری کمتر از یک سال بعد اعدام شد و گفته می شود حکم قصاص را داماد شهید مطهری (دامادی دیگر و نه دکتر علی لاریجانی) اجرا کرد.

7- آیت الله مطهری رییس شورای انقلاب بود هر چند تا آن لحظه کسی نمی دانست اما در این جایگاه هم در جلسه یک موسسه غیر دولتی شرکت می کند.  یعنی که همچنان به این گونه فعالیت ها باور داشت. اما چرا کمتر کسی درباره متاع (نامی که بر اساس حروف اول چهار کلمه مکتب تربیتی اجتماعی علمی ساخته شد) شنیده است؟

  موسسه ای که چهره هایی چون شهید مطهری، حاج کاظم حاج طرخانی، سحابی ها (پدر و پسر)، مرتضی کتیرایی و عباس تاج در آن فعالیت می کردند و چون به فعالیت اجتماعی و بدون ثبت و اساسنامه مشغول بود به جای موسسه لفظ «مکتب» درباره آن به کار می رفت. شب حادثه نیز چون مرحوم حاج طرخانی هم راهی همان جلسه بوده در مسیر ابتدا به خانه شهید مطهری می رود و به همین خاطر مانند همیشه علی مطهری پدر را نمی رساند.

  یادآوری این نکات کمتر گفته شده برای آن بود که از 12 اردیبهشت 1340 و ابوالحسن خانعلی نیز بگوییم. از جهالت فرقان و سرکرده نادان آن نیز و از شهادت استاد در پی شرکت در یک فعالیت اجتماعی و نه سیاسی نیز. 

 اینها همان نکاتی است که در این همه سال کمتر گفته شده چون غالبا بیشتر تنها بر وجه نقش فرهنگی استاد مطهری و تاثیر سیاسی او تاکید شده هر چند که بیم آن می رود که چون گفتمان غالب بر برخی دستگاه ها و رسانه ها استقلال شخصیت و انتقادات پسر - علی مطهری-  را برنمی تابند یادکرد پدر -مرتضی مطهری - نیز به مرور فرو کاسته شود.

 


نظرات | ۱۳٩٤/٢/۱۳ - کاوه |لینک به نوشته

onLoad and onUnload Example