برای نازنین
 
ديدگاه مدير مسئول روزنامه كيهان در مورد حكومت عربستان

آل لورنس ! (يادداشت روز)

شواهد و قرائن بسياري حكايت از آن دارند كه اين روزها بعد از شكست هاي پي درپي آمريكا و متحدانش در منطقه، رژيم پادشاهي آل سعود طرح تفرقه افكني ميان ملت هاي مسلمان و ايجاد شكاف در صفوف به هم پيوسته آنان را به عنوان يك مأموريت در دستور كار خود دارد و با صرف هزينه كلان اين «پروژه سه ضلعي» را كه آمريكا و انگليس دو ضلع ديگر آن هستند، دنبال مي كند. در اين پروژه، تفرقه اندازي ميان مسلمانان با دو محور تفرقه ميان «شيعه و سني» و «سني و سني» تعقيب مي شود.
حكومت آل سعود، اگرچه از آغاز شكل گيري تاكنون بيرون از بستر منافع آمريكا و انگليس گام نزده است ولي برخلاف گذشته كه مأموريت مقابله با نهضت هاي اسلامي را به گونه اي پنهان دنبال مي كرد، امروزه به دلايلي كه فهم آن دشوار نيست، پرده ها را كنار زده و بي نقاب به عرصه اين كارزار آمده است. مخالفت با حزب الله لبنان- بخوانيد حمايت از اسرائيل- در جنگ 33روزه، صدور بيانيه 38تن از آخوندهاي دربار سعودي كه در آن قتل شيعيان را مجاز دانسته بودند! ارسال دلار و اسلحه براي آشوبگران و گروه هاي تروريستي تحت حمايت آمريكا و اسرائيل در عراق، لبنان، افغانستان و... تلاش گسترده تبليغاتي با هدف فريب افكار عمومي مسلمانان و تغيير جهت مبارزاتي آنان از مقابله با دشمنان بيروني به درگيري هاي داخلي و فرقه اي و... فقط بخشي از اقدامات خصمانه رژيم سعودي عليه خيزش عظيم ملت هاي مسلمان است كه طي چند سال اخير صورت گرفته و مي گيرد... و در اين باره گفتني هايي هست.
1-انگيزه آمريكا و متحدانش از تلاش براي تفرقه افكني ميان ملت هاي مسلمان روشن تر از آن است كه نيازي به ارائه دليل و يا اثبات از طريق تكيه بر شواهد و قرائن داشته باشد. اما پيوستن برخي از دولت هاي عربي مخصوصاً رژيم پادشاهي آل سعود به اين پروژه عمدتاً به چند علت صورت گرفته است.
الف: امروزه هيچ انسان صاحب انديشه و برخوردار از كمترين درجات فهم و شعور را نمي توان يافت كه با حكومت هاي سلطنتي موروثي، نظير آنچه در عربستان، اردن، كويت، امارات و برخي ديگر از كشورهاي اسلامي وجود دارد، موافق باشد. در اين حكومت ها اعضاي يك خاندان بي آن كه از سوي مردم انتخاب شده باشند تمامي امكانات، ثروت و سرنوشت مردم را در اختيار دارند و بعد از مرگ هر يك از آنان، نفر ديگري از همان خاندان بر كرسي قدرت مي نشيند. بديهي است دوران اينگونه حكومت ها كه دهها بار ارتجاعي تر و ظالمانه تر از حكومت هاي ملوك الطوايفي قرون وسطي است، سپري شده و مردم در اين كشورها ادامه حضور اينگونه رژيم هاي قرون وسطايي را به منزله «تحقير» خويش مي دانند و حق نيز دارند.
در كشورهايي نظير عربستان، كويت، امارات و... رأي و نظر مردم كمترين ارزشي ندارد و سرنوشت سياسي، اجتماعي، اقتصادي و همه چيز مردم در دست اعضاي يك خاندان است و...
دولت هايي از اين دست، چه بخواهند و چه نخواهند به پايان عمر خود رسيده اند و به شدت از سوي ملت هاي خود به زوال و نابودي تهديد مي شوند.
ب: حكومت هاي مورد اشاره، بدون استثناء با دخالت مستقيم قدرت هاي غربي شكل گرفته اند و مردم در پيدايش آنها كمترين نقشي نداشته اند به عنوان مثال؛ دولت سعودي در جريان جنگ اول جهاني و بعد از شكست دولت عثماني با حمايت مستقيم نظامي دولت وقت انگليس پديد آمد. و سرزمين حجاز كه تا آن هنگام بخشي از كشور پهناور عثماني- تركيه كنوني- محسوب مي شد به محمدبن سعود جد پادشاهان آل سعود سپرده شد. محمدبن سعود در آن هنگام تنها بر قبايل «عتوب» و «غزه» رياست داشت. دولت وقت انگليس، ابتدا محمدبن سعود را به پذيرش فرقه انحرافي وهابيت- كه آن نيز ساخته مشترك انگليس و صهيونيست ها بود- وادار كرد و سپس با ارسال كمك هاي نظامي و تحت رهبري «توماس ادوارد لورنس» فرستاده ويژه انگليس، حاكميت او را به سراسر عربستان گسترش داد و با پيشنهاد «لورنس» سلطنت در خاندان آل سعود موروثي شد كه تاكنون نيز ادامه دارد.
دولت سعودي از آغاز تشكيل- جنگ جهاني اول- تحت قيموميت نيمه آشكار و «تك محوري» انگليس بود ولي بعد از جنگ جهاني دوم، اين قيموميت تك محوري به «محور مشترك آمريكا و انگليس» تبديل شد.
مروري گذرا بر كارنامه دولت سعودي به وضوح حكايت از آن دارد كه پادشاهان سعودي همواره در خدمت منافع آمريكا و انگليس بوده اند و در تمامي مناقشات ميان ملت هاي مسلمان و قدرت هاي بيگانه غربي، در كنار آمريكا و انگليس حضور داشته اند كه مخالفت آشكار با حكومت ضد صهيونيستي جمال عبدالناصر در مصر، موضع سؤال برانگيز و حمايت ضمني از اسرائيل در جريان جنگ 6روزه ژوئن 1967، حمايت از دولت ملك حسين در سركوب آوارگان فلسطيني- سپتامبر سياه- در اردن، همكاري نزديك با رژيم آمريكايي شاه، ارائه طرح به اصطلاح صلح خاورميانه از سوي ملك عبدالله- پادشاه كنوني عربستان كه در آن هنگام وليعهد فهد بود- و اين طرح همانگونه كه در كيهان به طور مستند توضيح داده شد، چند پله از كمپ ديويد ننگين تر بود و... دهها نمونه ديگر فقط اندكي از آن بسيارهاست.
رژيم هايي نظير كويت، اردن، امارات و... نيز تاريخچه اي كم و بيش مشابه رژيم آل سعود دارند و...
با توجه به دو عامل فوق الذكر، برخي از دولت هاي عربي منطقه، ادامه حاكميت خود را اولاً در فريب افكار عمومي ملت هاي خويش و ثانياً در فرمانبرداري از آمريكا و متحدانش مي دانند و دقيقاً به همين علت در پروژه تفرقه افكني ميان ملت هاي مسلمان مأموريت گرفته اند.
2- اگرچه ظاهراً و در نگاه اول به نظر مي رسد كه اين پروژه عليه شيعيان طراحي شده است ولي با نگاهي دقيق تر به وضوح مي توان ديد كه اهل سنت نيز از اهداف تخريبي اين پروژه بيرون نيستند، بلكه پيشگيري از بيداري آنان اصلي ترين هدف اين پروژه است. توضيح آن كه، طراحان و دست اندركاران اين پروژه مي كوشند، آموزه هايي نظير مقابله با ظلم، مبارزه با اشغالگران، مقاومت در برابر سلطه طلبي آمريكا و اسرائيل، حمايت از مردم مظلوم فلسطين، تشكيل حكومت بر پايه باورهاي اسلامي، نفي حاكمان سرسپرده و... را آموزه هاي برخاسته از تفكر شيعي جلوه دهند و اهل سنت را با استناد به تفاوت مذهبشان از رويكرد به اين آموزه ها برحذر دارند.
اما، براي كساني كه اندك آشنايي با مباني اسلام داشته باشند كمترين ترديدي وجود ندارد كه اين آموزه ها منحصر به شيعه نيست بلكه تمامي مذاهب اسلامي- غير از فرقه هاي منحرف نظير وهابيت در ميان اهل تسنن و بهائيت در ميان شيعيان كه هر دو ساخته صهيونيست هاست- اين آموزه ها را بخش جدانشدني از مباني اسلام تلقي مي كنند و حتي جان باختن براي تحقق آن را جهاد در راه خدا مي دانند.
بنابراين وقتي در پروژه ياد شده، اين آموزه ها را منحصر به شيعه قلمداد مي كنند، ضمن آن كه شيعيان را در قله افتخار و اوج ايمان به اسلام ناب محمدي(ص)، مي نشانند، در همان حال، برادران و خواهران اهل سنت را بي اعتنا، به اسلام و آموزه هاي مسلم و غيرقابل انكار آن معرفي مي كنند و اين اهانت آشكار به صدها ميليون مسلمان سني مذهب در سراسر جهان است.
دقيقاً به همين علت است كه پروژه مورد اشاره علي رغم هزينه فراواني كه براي آن صرف شده است، تاكنون بي نتيجه مانده و خشم و نفرت برادران اهل سنت را در پي داشته است.
3- در اين پروژه لبه تيز حمله متوجه جمهوري اسلامي ايران است چرا كه به اعتراف استراتژيست هاي آمريكايي و اروپايي، حضور قدرتمند ايران اسلامي و مقاومت 27 ساله آن در برابر توطئه هاي پي درپي آمريكايي و صهيونيستي، به عنوان يك الگوي مؤثر و حيات بخش پيش روي همه ملت هاي مسلمان از جمله برادران اهل سنت است و مردم در برخي از كشورهاي عربي وقتي دولت خود را با دولت جمهوري اسلامي ايران مقايسه مي كنند، ايده آل هاي خويش را در رژيم هاي حاكم بر كشورهاي خود سركوب شده و در جمهوري اسلامي ايران شكوفا مي بينند. دولت و تمامي اركان نظام در ايران اسلامي برخاسته از راي و نظر مردم است و اين پديده در برخي از رژيم هاي حاكم بر كشورهاي عربي به خواب و خيال شبيه است! از سوي ديگر، مي بينند كه ايران بر اسلام و آموزه هاي ناب ديني تكيه دارد و در همان حال دولت هاي خود را در نظر مي آورند كه بدون اجازه آمريكا و اسرائيل آب نمي خورند و ...
4- و بالاخره اگرچه سخن در اين باره به درازا مي كشد ولي درك اين نكته بديهي براي رژيم هاي حاكم در برخي از كشورهاي عربي نبايد چندان دشوار باشد كه دوران رژيم هاي وابسته به بيگانه سپري شده است و ملت هاي مسلمان چه شيعه و چه سني، هوشيارتر از آنند كه به ادامه حيات رژيم هاي قرون وسطايي تن داده و تحقير ناشي از پذيرش اينگونه رژيم ها را بپذيرند. بنابراين اگر نمي خواهند به سرنوشت شاه در ايران و صدام در عراق دچار شوند، عاقلانه ترين راه آن است كه به خدا توكل كرده و به مردم خود روي آورند. در اين حالت، البته بديهي است كه جايي براي آنها در حاكميت باقي نخواهد بود ولي دستكم از مرگ توأم با خواري و ذلت كه محمدرضا شاه ها و صدام ها به آن دچار شدند در امان مي مانند.

--------------------------------------------------------------------------------------

حسين شريعتمداري- روزنامه کیهان مورخ ۲۰/۱۰/۸۵ - ص ۲ - یادداشت روز


نظرات | ۱۳۸٥/۱٠/٢٥ - کاوه |لینک به نوشته

onLoad and onUnload Example