برای نازنین
 
در تمام این صنعتی شریف بعد از انقلاب یک تن از کله اش بخوبی استفاده کرد!

علی دائی: نوعی دائی. نام یک بازیکن طولانی فوتبال ایران. به او دائی علی هم گفته می شود. نوعی فوتبالیست که وقتی همه چیز آماده است گل نمی زند و وقتی هیچ چیز آماده نیست، گل می زند. نوعی فوتبالیست باقیمانده از دوران پارینه سنگی. اهل اردبیل. بازیکن همه تیم های داخلی و خارجی.

وی دارای دست و پای طولانی بوده و در صورتی که دست و پایش به هم نپیچد می تواند از آنها استفاده کند.

درکتیبه های دوران هخامنشی در موردش آمده است: « پس او شیئی مدور در راه بدیذ و بذان لگد همی بزذ و آن برفت و از دریاها گذشت و از صحراها گذشت و از توران گذشت و به هجده متری دروازه مالدیو همی رسیذ و به اوت همی برفت.».

از علی دائی برای کسب افتخار در شرایط کمبود افتخار استفاده شده و سپس در شرایط عصبانیت وی را به زباله دانی تاریخ پرتاب کرده اند.

جواد خیابانی در فرهنگ آنندراج درباره او نوشته است: « وقتی علی دائی سه ساله بود، عمه فان باستن آشپز آژاکس بود.» و شیخ عادل الفردوسی در فرهنگ آثارالباقیه در مورد او نوشته است: « الدائی هو العمی، اشلونک اوی حاجی؟» ( ترجمه: چه می کنه این علی دائی!).

در تذکره الاولیاء درباره او نوشته شده: « شیخنا، در عنفوان شباب همی به شاگردی به صنعتی شریف همی شد و چون به هیات ملاعبین دربیامد، استاذی بگفت: در تمام این صنعتی شریف بعد از انقلاب یک تن از کله اش بخوبی استفاده کرد و همو علی دائی بود.»

آثار مشخص: وقتی توپ را خراب می کند با عصبانیت به دوربین نگاه می کند، وقتی توپ در منطقه هجده قدم به دستش می رسد به طرف نیمکت ذخیره می رود و آب می خورد، وقتی توپ در حال اوت به فاصله هفتاد متری دروازه خریف است سرش به توپ برخورد کرده و توپ گل می شود، وقتی گل می زند از دست همه فرار می کند.

شاعر بزرگ، برانکو در موردش سروده است:

رباعی
دائی که هوای دیدنش داشتمی
تا توپ به هیجده قدم کاشتمی
شوتی زد و اوت رفت و بس گریان شد
ای کاش ذخیره اش نگه داشتمی

-------------------------------------------------------------------------

منبع:‌ انتخاب


نظرات | ۱۳۸٥/۱٠/٢٥ - کاوه |لینک به نوشته

onLoad and onUnload Example