برای نازنین
 
پروفسور حسابی، فیزیکدانی فکور و بزرگوار بود

دکتر مهدی گلشنی، مدیر گروه فلسفه علم و رئیس پیشین دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف، یکی از فیزیکدانان برجسته ایران است. وی در گفتگو با عصرایران ، جایگاه علمی، منش و خصائل اخلاقی او و نیز شیوه تدریس و نگرش پروفسور حسابی به علم فیزیک را می شکافد.

مهدی گلشنی معتقد است دکتر حسابی جنبه های فلسفی فیزیک را به خوبی درک کرده بود و نه فقط بنیانگذار علم فیزیک در ایران، بلکه متفکری عمیق بود. وی معتقد است کلاس های دکتر حسابی برای مبتدیان سودمند نبود اما دانشجویان داناتر، از کلاس های او بهره های فراوان می بردند.

مهدی گلشنی غلو در ستایش و نقد غیرمنصفانه دکتر حسابی را، موجب مخدوش شدن چهره دکتر حسابی در جامعه ایران می داند و بر ضرورت اجتناب از افراط و تفریط در این زمینه، تاکید می کند. 

***


ابتدا مختصراً درباره سابقه آشنایی خودتان با دکتر حسابی، توضیح بفرمایید.

بنده در سال 1336 وارد دانشکده فیزیک دانشگاه تهران شدم. در سال دوم دانشجویی ام، با آقای دکتر حسابی کلاس درس نورشناسی (یا اپتیک) را داشتم.
آقای دکتر حسابی جزوه ای داشتند که ترجمه یک کتاب خیلی خوب درباره نور بود. ایشان خودشان این کتاب را از زبان فرانسوی به فارسی برگردانده بودند. این جزوه در طول سال های متمادی، در اثر تکثیر فراوان، کمرنگ شده بود.

جناب دکتر حسابی در کلاس درسشان، لب مطالب را می گفتند. اگر شما قبلا مطلب را می دانستید، کلاس ایشان برای شما خیلی مفید بود ،اما در غیر این صورت، از کلاس ایشان استفاده زیادی نمی کردید. من خودم رفتم یک کتاب انگلیسی اپتیک پیدا کردم ( کتاب جنکینز و وایت) و دست به کار خواندن آن شدم. این کار خیلی برای من و دیگر دانشجویان برکت داشت زیرا موجب پیشرفت زبان انگلیسی ما شد و ضمناً پس از خواندن آن کتاب، وقتی که در کلاس دکتر حسابی حاضر می شدم، استفاده کامل می کردم.

 در آن مطالب فشرده ای که آقای دکتر حسابی در کلاس درس می گفتند، نکات قابل استفاده فراوانی وجود داشت که در کتاب نبود. بنابراین، کلاس آقای دکتر حسابی برای همه قابل استفاده نبود. اما ایشان بر روی نکاتی که توضیح می دادند، پیشاپیش خیلی فکر می کردند.
حسن جناب دکتر حسابی این بود که خودشان به آزمایشگاه می آمدند و درباره جزئی ترین مسائل، مثل تغییر جهت پلاریزاسیون نور،توسط تیغه پلاریزور، به دانشجویان توضیح می دادند؛ با اینکه، این کار وظیفه ایشان نبود و آزمایشگاه مدرس داشت.

من در سال سوم، درس اپتیک را با جناب دکتر حسابی ادامه دادم و چون باز خودم قبل از کلاس مطالعه می کردم، از کلاس ایشان خیلی بهره مند می شدم.
 آن موقع لیسانس فیزیک، سه ساله بود. بعد از اینکه سال سوم تمام شد و من به آمریکا رفتم، در امتحان جامع دانشگاه برکلی، با اینکه با مدرک لیسانس از ایران خارج شده بودم، در دانشگاه برکلی کالیفرنیا به عنوان دانشجوی دکترا پذیرفته شدم. البته با این شرط که پس از یکسال باید امتحان می دادیم و اگر در آن امتحان موفق می شدیم، دوره دکترا را ادامه می دادیم و گر نه، فوق لیسانس می گرفتیم و به ایران برمی گشتیم.

من در آن امتحان جامع، بالاترین نمره ام را از درس اپتیک گرفتم؛ درسی که استادش در دانشگاه تهران جناب دکتر حسابی بودند. آقای دکتر حسابی آدم فکوری بودند و جنبه های فلسفی فیزیک را هم اولین بار جناب دکتر حسابی به ما معرفی کرند.

من ابعاد فلسفی فیزیک را در آمریکا بیشتر دنبال کردم ولی ریشه این گرایش در من، محصول کلاس درس آقای دکتر حسابی بود. در اواسط دهه 1360، سمینار سالیانه فیزیک در شیراز برگزار شد و قرار شد در آن سمینار از جناب دکتر حسابی تجلیل شود و بنده هم یکی از سخنرانان آن سمینار بودم.

شما از سال 1339 تا اواسط دهه 1360، دیگر با دکتر حسابی رابطه ای نداشتید؟

نه، ارتباطم با ایشان قطع شد (جز در یک سمینار) تا اینکه این سمینار دانشگاه شیراز برگزار شد. در دهه 60، بنده به اتفاق دکتر منصوری، دکتر حداد عادل، دکتر پورجوادی و دکترتوسلی، به دیدن جناب دکتر حسابی رفتیم و دوباره موفق به دیدن ایشان شدم. ایشان هیچ غلوی در سخنانشان نبود. ایشان در همان جلسه توضیح دادند که نزد اینشتین رفته و با او حرف زده بودند و اینشتین هم ایشان را به انریکوفرمی در شیکاگو ارجاع داده بود.
در شیکاگو هم برخورد خیلی خوبی با آقای دکتر حسابی شده بود و برای آزمایشی که ایشان باید انجام می داد، یک وزنه بزرگ طلا در اختیار ایشان گذاشته بودند تا آزمایش مد نظر ایشان انجام شود.


مهدی گلشنی، دکتر حسابی، رضا منصوری، غلامعلی حداد عادل، نصر الله پورجوادی و محمدتقی توسلی


آقای دکتر حسابی در آن جلسه این خاطره را برای ما تعریف کردند. اما وقتی که ما می خواستیم از جلسه خارج شویم، ایشان یک مجله انگلیسی را آوردند و گفتند این دیدگاهی که الان در QCD (نظریه ای در فیزیک ذرات بنیادی ) درباره بعضی پتانسیل ها مطرح می شود، در نظریه من نیز وجود داشت. این حرف خود جناب دکتر حسابی بود.

 من در سال 77-1976 در دانشگاه پنسیلوانیا فرصت مطالعاتی داشتم. در آن دانشگاه اتاقی در اختیار من بود که یکی از اساتید بازنشسته آن دانشگاه هم در همان اتاق بود. او هفته ای یکی دو بار دانشگاه می آمد و با هم حرف می زدیم و بحث می کردیم. آن استاد آمریکایی، خیلی زیاد ازآقای دکتر حسابی تعریف می کرد. اینکه آقای دکتر حسابی با وجود سن و سال بالا، هنوز روحیه علمی اش را حفظ کرده بودند، از نظر او بسیار قابل تحسین بود.  

اسم آن استاد آمریکایی چه بود؟

متاسفانه اسمش را به خاطر ندارم. در دهه 1360، که ما دوره دکترای فیزیک را در دانشگاه صنعتی شریف ایجاد کردیم، پروفسور عبدالسلام برنده جایزه نوبل فیزیک را به ایران دعوت کردیم تا دوره دکترای فیزیک را افتتاح کنند.
من آن موقع رئیس دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف بودم. پروفسور عبدالسلام دوره دکتری فیزیک دانشگاه صنعتی شریف را افتتاح کردند و بعد من به اتفاق ایشان به شیراز رفتم تا ایشان دوره دکتری فیزیک دانشگاه شیراز را هم افتتاح کنند.


دکتر حسابی و پروفسور عبدالسلام


در آن جلسه افتتاحیه، آقای دکتر حسابی هم تشریف داشتند. بعدا هم در جلسه ای که در سازمان انرژی اتمی به مناسبت افتتاح "ساختمان دکتر حسابی" برپا شد، پروفسور عبدالسلام و پروفسور حسابی و علامه جعفری حضور داشتند و بنده هم ان جا بودم. می خواهم بگویم بنده جناب دکتر حسابی را مجدداً در این جاها ملاقات کردم.

من هیچ نقطه منفی ای در شخصیت دکتر حسابی ندیدم. همه ما ضعف هایی داریم ولی لااقل من هیچ ضعف اساسی در پروفسور حسابی مشاهده نکردم.
ظلمی که در حق آقای دکتر حسابی شد، بعضی غلوها درباره ایشان و نقدهای تند کسانی بود که خواستند با این غلوها مقابله کنند. یعنی این طرف دوم ماجرا هم زیاده روی کرد و تقریباً ایشان را سکه یک پول کرد. در حالی که منتقد اصلی قصه غلو درباره دکتر حسابی، خودش جلسه تجلیل از دکتر حسابی در دانشگاه شیراز را بر پا کرده بود.

 بعضی از کسانی که درباره آقای حسابی صحبت کرده اند، افراط و تفریط کرده اند. من از این متعجبم که افرادی که با آقای دکتر حسابی کلاس نداشته اند، چگونه به خودشان اجازه می دهند این طور قاطعانه درباره ایشان اظهار نظر کنند.

 بعضی ها از دانشگاه الزهرا و جاهای دیگر درباره آقای دکتر حسابی حرف هایی به شدت منفی را مطرح کردند. این افراد مطلقاً شاگرد دکتر حسابی نبوده اند. این ها تحت تاثیر دیگران، در انتقاد از آقای دکتر حسابی زیاده روی کردند.

ما نباید هیچ کس را بت کنیم و به همه چیز او نمره 20 بدهیم یا آنکه به همه چیز او نمره صفر بدهیم.  ولی نباید محسنات او را هم نفی کنیم. حافظ می گوید: عیب می جمله چو گفتی هنرش نیز بگوی. در نقد جناب دکتر حسابی این نکته رعایت نشد.

موارد غلو درباره دکتر حسابی، به نظر شما چه بوده است؟


آقای دکتر حسابی یک مذاکره ساده با آلبرت اینشتین داشته اند. این چیزی است که من از زبان خود آقای دکتر حسابی شنیدم. ایشان می گفتند من نظریه ام را برای اینشتین توضیح دادم و او هم مرا به فرمی ارجاع داد. اینکه حول و حوش ملاقات با اینشتین چه ها گذشته، چیزهایی است که من از زبان خود آقای دکتر حسابی نشنیدم.

اینکه شما چیز بیشتری از خود دکتر حسابی نشنیده اید، دال بر این نیست که چیز بیشتری وجود نداشته.

بله، اما ماجراهایی که نقل می شوند، نوعاً به گونه ای است که بعید به نظر می رسد صحت داشته باشند.  

یعنی ماجرای حضور اینشتین در کنار سفره هفت سین دکتر حسابی و مواردی از این دست؟


به نظر من، این قصه ها بعید است که صحت داشته باشد. اخیراً یک نامه هم منتشر شده است که اینشتین با آیت الله بروجردی مکاتبه داشتند. این حرفها دروغ است.

دکتر حسابی نظریه ای در علم فیزیک داشت؟

من نمی خواهم بگویم نظریه ای داشت که در جهان فیزیک مطرح شده و جا افتاده است. آقای دکتر حسابی خودشان نزد ما ادعا کردند که نظریه ای داشته اند و در آن جلسه فقط یک بعد از نظریه خود را توضیح دادند. بیشتر از آن چیزی نگفتند.البته بنده بعداً رساله کوتاهی مربوط به سال 1977 ( دو سال قبا از انقلاب) از ایشان دیدم که ریاضیات نظریه ایشان را در بر داشت.


ایشان دنبال این بودند که مشکل تکینگی های مربوط به ذرات نقطه ای را حل کنند و لذا سراغ ذرات بینهایت گسترش یافته رفتند؛ ذراتی که انرژی آنها توزیعی پیوسته در فضا دارد و در بینهایت چگالی آن به سمت صفر میل میکند. همین کافی است که دغدغه های بنیادی ایشان را نشان دهد.

نکته این است که آقای کتر حسابی یک فیزیکدان طوطی گونه نبودند. ایشان عمیقاً در علم فیزیک تامل کرده بودند و به همین دلیل، سر کلاس نور، ایرادهایی را که دوبروی به نظریه حاکم کوانتوم وارد کرده بود، برای ما توضیح می دادند. این کاری است که استادهای دیگر کمترانجام می دهند. اما  جناب دکتر حسابی، عمیق ترین ایرادها را توضیح می دادند. ایشان ایرادهایی را که درک و طرح آنها ریزبینی ها و تیزبینی های ظریفی لازم داشت، توضیح می دادند.

 من خودم در سمینار بزرگی که در موسسه آموزش عالی پارس برگزار شده بود، شرکت داشتم. یکی از افراد حاضر در آن سمینار بین المللی، یک فیزیکدان معروف هندی الاصل  به نام پروفسور سودارشان بود که از تگزاس آمریکا آمده بود. سخنرانی او که تمام شد، آقای دکتر حسابی به سمت من آمدند (من آن موقع در انتهای سالن ایستاده بودم) و به من گفتند این فیزیکدان برجسته، وقتی که از احتمال منفی سخن می گوید، اصلاً متوجه هست که چه می گوید؟ می خواهم بگویم پروفسور حسابی خیلی ریزبین بودند.
آقایان دکتر حسابی، دکتر هشترودی و علامه جعفری با یکدیگر جلساتی داشتند. علامه جفعری همیشه از دکتر حسابی به نیکی یاد می کردند. ایشان با آقای دکتر حسابی درباره مباحث فلسفی فیزیک بحث می کردند.

 نگرش انتقادی آقای دکتر حسابی در قبال نظریه های علم فیزیک، خودش کمتر از یک نظریه ارزش نداشت. آن وقت ها کسی در ایران از نظریه های رایج در علم فیزیک، انتقاد نمی کرد. سکوت و تبعیت محض حاکم بود.جناب  دکتر حسابی دانشمندی صاحب نظر بودند و می دانستند چه می گویند.

پس این طور نبود که دکتر حسابی فقط یک استاد فیزیک بوده باشد در که در قحط الرجال هفتاد سال قبل در ایران، دانشکده علوم و دانشکده فنی را تاسیس کرده باشد.

نه، سطح تفکر دکتر حسابی بالا بود.

استاد خوبی هم بود؟

ایشان مدرس خوبی نبودند ولی اگر کسی شیوه تدریس ایشان را می دانست و جزوات ایشان را قبل از کلاس مرور می کرد، می توانست از کلاس ایشان استفاده زیادی بکند. من البته جزوه های ایشان را مرور نمی کردم چون خیلی کمرنگ بودند. کسانی که می گویند کلاس آقای دکتر حسابی به درد نمی خورد، حرفهای ایشان را در کلاس درس نمی فهمیدند. آقای دکتر حسابی استاد ممتازی بودند به شرط اینکه شما مطلب را می دانستید. اما مدرس موفقی نبودند.

در واقع، مطابق توضیح شما، شیوه تدریسش متناسب با فهم مبتدیان نبود.

بله، برای پیشرفته ها بود.

این تصور عمومی در جامعه ایران که دکتر حسابی بهترین فیزیکدان هفتاد سال گذشته این کشور بوده است، درست است؟

نه، این تصور درست نیست.

چرا؟

ما فیزیکدانان برجسته ای داشته ایم که با توجه به آثاری که از خودشان بر جای گذاشته اند، در سطح جهانی بیشتر از دکتر حسابی تاثیرگذار بوده اند.

مثلاً چه کسانی؟

من از فیزیکدانان داخلی فعلی صحبت نمی کنم برای اینکه خدای نکرده کسی از قلم بیفتد ، اما در میان ایرانیان مقیم خارج می توان نمونه های متعدی را نشان داد؛ مثلاً آقای دکتر وفا در دانشگاه هاروارد و آقای دکتر مشحون در دانشگاه میزوری.

 ولی نباید فراموش کنیم که دوران جناب دکتر حسابی، دوران دیگری بود. در دورانی که آقای دکتر حسابی فیزیک می خواندند و حتی زمانی که به ما فیزیک درس می دادند، دوره انقلاب در نظریه های فیزیک بود و یکی دو تئوری تازه داشت جا می افتاد. الان علم فیزیک خیلی پیشرفت کرده است.

منظورتان از جاافتادن تدریجی تئوری ها، دقیقاً چیست؟

یعنی نظریه کوانتوم ونظریه نسبیت عام مطرح بود و این نظریه ها هنوز مثل نظریه نیوتن نشده بودند که مقبولیت عام یافته باشند. یعنی علم فیزیک در حال رشد بود. فیزیکدانانی که از آنها نام بردم همگی متعلق به دهه های پیشرفت و جهش علم فیزیک هستند. اما آقای دکتر حسابی در زمان خودشان یک فیزیکدان برجسته در ایران بودند.

رشد علم در این بحث چه ارتباطی به برجسته تر بودن فیزیکدانان جدید دارد؟


زمینه های نظری فراهم تر شده، بعضی معماها حل شده،و امکان اظهار نظر هم بیشتر شده است. در قدیم یک مکتب علمی حاکم بود و کسی هم در برابرش مقاومت نمی کرد. همه تسلیم آن مکتب بودند. نظرهای مخالف خیلی رایج نبود. اما الان جو تغییر کرده است.

عنوان مرد علمی سال 1990 در رشته فیزیک هم – که به دکتر حسابی تعلق گرفت – ظاهراً بی ارزش بوده.

موسساتی وجود دارند که برای اشخاص نامه می نویسند و بیوگرافی اشخاص را هم برایشان می فرستند و از آنها می خواهند که آن را تصحیح کنند. بعد می گویند اگر می خواهید پس از انتشار این کتاب یک نسخه آن را برای شما بفرستیم، 200 یا 300 دلار بفرستید تا شما را مرد سال یا جزو چند نفر برگزیده فلان رشته علمی معرفی می کنیم. این کار خیلی رایج است. موسسه کمبریج یکی از این موسسات است. من خودم دهها نامه از این دست دارم. اما هیچ وقت جوابی به این نامه ها نداده ام.

وقتی دکتر حسابی به عنوان مرد علمی سال 1990 معرفی شده، یعنی فرم ارسالی موسسه کمبریج را پر کرده و آن مبلغ را پرداخته؟

نه، جواب سوال ها را داده اند و احتمالاً متوجه نشده اند که قصه چیست. به هر حال نباید چنین کاری می کردند و اگر فرم ارسالی موسسه کمبریج را پر کرده اند، اشتباه کرده اند. احتمالاً آقای دکتر حسابی جواب سوال های مرتبط با بیوگرافی شان را داده اند. به هر حال این قبیل مؤسسات اعتباری ندارند.

این طور نیست که اول پول را پرداخت کنند، بعد به عنوان مرد علمی سال انتخاب شوند؟

نه. اگر هم پول نفرستید ممکن است چاپ کنند اما به هر حال این موسسات اصالت ندارند.

در واقع آن مبلغ به بهانه خرید کتاب اخذ می شود نه به عنوان بهای اعلام نام فرد به عنوان فرد برگزیده در فلان رشته علمی.

بله. به نظر بنده جناب دکتر حسابی در این ماجرا مقصر نیستند.

این تصویر که دکتر حسابی به چهار زبان مسلط بوده، ادیب و موزیسین بوده، حافظ قرآن و گلستان و دیوان حافظ و ... بوده، واقعیت دارد؟

من درباره آشنایی ایشان با زبان های زنده دنیا، می توانم اظهار نظر کنم. جناب دکتر حسابی در بیروت درس خوانده بودند. پس عربی دانستن ایشان استبعادی ندارد. ایشان بر زبان فرانسه مسلط بودند و زبان انگلیسی را هم بسیار خوب می دانستد. بعید نمی دانم که زبان آلمانی را هم بلد بوده باشند. چیز عجیبی نیست.

جناب دکتر حسابی به موسیقی علاقمند بودند و اطلاعات خوبی دراین زمینه داشتند. جناب دکتر برکشلی،که در مورد گامهای موسیقی ایرانی تحقیق می کردند , با جناب دکتر حسابی در این زمینه مشورت می کردند. جناب دکتر حسابی اطلاعات خوبی هم در زمینه ادبیات داشتند . ایشان به ریشه لغات خیلی اهمیت می دادند و در پی آن بودند که برای لغات فرنگی، معادل فارسی سره بگذارند. در این  هم تردیدی نیست.

 در این هم که به کتاب های خارج از رشته فیزیک رجوع  می کردند، تردیدی نیست. چه در غیر این صورت، ایشان نمی توانستند در جلسات علمی مشترک با علامه جعفری شرکت کنند.


دکتر حسابی و علامه جعفری در روز افتتاح "ساختمان دکتر حسابی" در سازمان انرژی اتمی ایران



در واقع شما معتقدید تصویری که از دکتر حسابی در جامعه ایران ترسیم شده، تقریباً مطابق با واقع است.


متاسفانه ، به علت افراط و تفریطها تصویر واضحی از ایشان در زمان حال در کشور وجود ندارد.سخن من این است: جناب دکتر حسابی واقعاً آدم حسابی بودند! درباره خودشان هم غلو نمی کردند. من  با اطرافیان ایشان کاری ندارم ولی خود ایشان اهل غلو نبودند.

ماجرای رابطه دکتر حسابی و دکتر خمسوی چه بوده است؟

در این باره دو خاطره را برای شما تعریف می کنم تا به نگرش و شخصیت آقای دکتر حسابی پی ببرید. آقای دکتر حسابی در دانشکده فیزیک دانشگاه تهران با آقای دکتر خمسوی همکار بودند ولی ظاهراً رابطه آنه خیلی گرم نبوده است. ما البته در آن زمان چنین چیزی را حس نکردیم ولی یکی از استادان فیزیک، که رفت و آمد زیادی به خانه دکتر حسابی داشته اند، این را برای ما تعریف کردند.

این آقا از استادان شما بودند؟

نه، ایشان حتی بعد از ما دانشجوی فیزیک دانشگاه تهران شدند ولی خیلی به خانه آقای دکتر حسابی رفت و آمد داشتند. ایشان تعریف می کردند که یکبار عده ای آمدند درباره یک مساله فیزیک از آقای دکتر حسابی سوال کردند. آقای دکتر حسابی به آنها گفتند این مساله را از آقای دکتر خمسوی بپرسید؛ کسی که در دانشکده فیزیک رقیب آقای دکتر حسابی بود.

در پرانتز بگویم که آقای دکتر خمسوی بهترین مدرس فیزیک در ایران بودند. اما آقای دکتر حسابی بدون آنکه به آقای دکتر خمسوی حسادت کنند، آن دانشجویان را ارجاع به آقای دکتر خمسوی دادند.

یکبار دیگر هم از آقای دکتر حسابی سوال می شود که اگر بخواهید خودتان را با دکتر جناب و دکتر خمسوی مقایسه کنید، چه می گویید؟
 آقای دکتر حسابی می گویند اگر حل یک مساله مثل رفتن از نقطه الف به نقطه ب باشد،آقای دکتر خمسوی کوتاهترین فاصله را طی می کنند تا از نقطه الف به نقطه ب برسند، من یک منحنی را طی می کنم تا به ان نقطه برسم و دکتر جناب مسیری پیچیده تر را طی می کنند.

این اقرار ، اقرار مهمی است. یعنی آقای دکتر حسابی تا این حد منصف بودند که استادی را که رقیبشان بود، این گونه بالا بردند.

پس اینکه بعضی ها می گویند دکتر حسابی مانع پیشرفت دکتر خمسوی در ایران شد، صحت ندارد؟

مطلقاً دروغ است. آقای دکتر خمسوی منش های خاص خودشان را داشتند. ایشان زیر بار انجام خیلی کارها نمی رفتند. در سال آخر حیات آقای دکتر خمسوی، من به دنبال این بودم که ایشان به هر طریقی که شده به عنوان چهره ماندگار فیزیک معرفی شود؛ چون همه شاگردان دکتر خمسوی، بلااستثناء، ایشان را تحسین می کنند؛ چه از نظر تسلط علمی و چه از نظر خصائل انسانی.

آقای دکتر خمسوی بر همه درس های فیزیک تسلط داشتند. شما هر سوالی در سایر حوزه های فیزیک از ایشان می پرسیدید، جواب شما را می دادند. اما آقای دکتر حسابی به این چیزها حسادت نمی کردند و بزرگوارانه به توانایی های دکتر خمسوی اشاره می کردند.   

اتهام باندبازی به دکتر حسابی در دانشکده علوم صحت دارد؟

نخیر، ما مطلقاً چنین چیزی را احساس نکردیم. باندبازی هایی که الان گاهی در جذب اعضای هیات علمی در دانشگاههای ایران دیده می شود، مطلقاً در مرام دکتر حسابی نبود.

پس در مجموع، به نظر شما، دکتر حسابی در ایران بیش از حد بزرگ نشده است و تصویر فعلی او در افکار عمومی، مطابق با واقع است.


پرداختن به امور فرعی در قصه جناب دکتر حسابی، موجب مغفول واقع شدن محسنات ایشان شده است. آقای دکتر حسابی نظریات موجود در علم فیزیک را برای دانشجویان نقد می کردند و خودشان شخصاً در آزمایشگاه حاضر می شدند و به دانشجویان خیلی چیزها را آموزش می دادند. در حالی که این کار اصلاً جزو وظایف ایشان نبود. من کمتر دیده ام استادان درس های تئوریک به آزمایشگاه بروند و امور عملی را به دانشجویان یاد بدهند.

آقای دکتر حسابی برای زمان خودشان، فردی برجسته بودند. ایشان بنیانگذار علم فیزیک در ایران بودند و به عنوان بنیانگذار این علم در ایران، و نیز به عنوان یک فیزیکدان متفکر و یک انسان بسیار شریف، باید حقشان محفوظ بماند و محسنات و امتیازات ایشان انکار نشود.

 متاسفانه در ایران فعلی یک روز افراد را به عرش می برند و روز دیگر به زیر فرش. بسیار ضروری است که با این منش های غیراسلامی – غیرانسانی مبارزه شود. 

منبع: عصر ایران


نظرات | ۱۳٩۱/٩/٢٩ - کاوه |لینک به نوشته

onLoad and onUnload Example