برای نازنین
 
گفت وگو بامردی که دست امام را در پلکان هواپیما در دست داشت

 

این مطلب برگرفته از وبسایت روزنامه خراسان است که در مورخه 14بهمن 88 منتشر شده است.

 مرکز اسناد انقلاب اسلامی برای نخستین بار با فردی که در پلکان هواپیما دست امام را گرفته بود گفت و گویی انجام داد که متن آن را می خوانید:وقتی که قرار شد آقای خمینی به ایران بیاید من هم همراه ایشان در آن پرواز تاریخی بودم و زمانی که هواپیما می خواست در فرودگاه مهرآباد به زمین بنشیند، یونیفرم مخصوص پوشیدم و به هنگام تشریف فرمایی امام از پله های هواپیما دست امام را گرفتم و امام هم دست مرا گرفت و از پله ها پایین آمدیم، روز عجیبی بود، انگار مسیح(ع) ظهور کرده بود.در اول آبان ۱۳۸۸ دوستی به نام آقای میرغضنفری تلفن زد و گفت:  آیا شما از مهمانداری که همراه امام در روز ۱۲ بهمن از پله های هواپیما پایین می آیند خبر داری؟ گفتم:  چطور؟ گفت: ایشان در تهران هستند و سرگردان. خیلی تعجب کردم و گفتم: مشتاقانه منتظر دیدار این عزیز و شما در مرکز اسناد انقلاب هستم. بنابراین در تاریخ ۱۰/۸/۸۸ آقای میرغضنفری به همراه ژرژان فابین باتااوش محافظ مخصوص حضرت امام به مرکز تشریف آوردند. البته آقای باتااوش بدون لباس یونیفرم که در ۱۲ بهمن بر تن داشت، آمده بود.آقای باتااوش خیلی روان فارسی صحبت می کرد و خیلی هم پیر شده و با آن چهره معروف متفاوت است. به آقای باتااوش گفتم: چطور در ایران ماندگار شدی؟ و سپس به یاد فیلمی افتادم که چندین سال پیش آقای داود رشیدی درباره اقامت امام در پاریس تهیه کرده و در آن فیلم با افراد بسیاری صحبت شده بود و گفته شد که فردی که همراه امام از پله های هواپیما پایین می آید نیز مرحوم شده است؟! «یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم.»سپس آقای باتااوش ادامه داد و گفت: ۶۴ سال دارم و اصالتا اهل الجزایر هستم و به فرانسه مهاجرت کردم و در یک خانواده مسیحی بزرگ شده ام. بعد از تحصیلات دانشگاهی جذب پلیس فرانسه شدم و به هنگام ازدواج قسمتم یک خانم ایرانی به نام «بیتا آهی» شد و ثمره این ازدواج هم دو فرزند است. یک دختر و یک پسر که الان بین آمریکا و ایران تردد می کنند.از آقای باتااوش پرسیدم چگونه به پیر و مرشد و مراد ما روح ا...الموسوی خمینی وصل شدی؟ گفت: وقتی آقای امام خمینی به پاریس آمدند، پلیس فرانسه چند نفر را برای محافظت نزد امام فرستاد اما آقای خمینی هیچ کدام را نپذیرفت تا این که قسمت من شد و در همان دیدار اول علقه ای میان من و آقای خمینی برقرار شد و چون فارسی هم صحبت می کردم مزید بر علت شد و در مدت ۱۱۶ روز اقامت امام در نوفل لوشاتو همواره با امام بودم.آقای باتااوش خاطرات شنیدنی زیادی از نوفل لوشاتو داشت و سپس ادامه داد و گفت: وقتی که قرار شد آقای خمینی به ایران بیایند من هم همراه ایشان در آن پرواز تاریخی بودم و زمانی که هواپیما می خواست در فرودگاه مهرآباد به زمین بنشیند، یونیفرم مخصوص پوشیدم و به هنگام تشریف فرمایی امام از پله های هواپیما دست امام را گرفتم و امام هم دست مرا گرفت و از پله ها پایین آمدیم، روز عجیبی بود، انگار مسیح(ع) ظهور کرده بود، ایشان ادامه داد و گفت به علت علاقه ای که به امام پیدا کرده بودم به احمدآقا گفتم می خواهم در ایران بمانم. احمدآقا گفت دولت فرانسه برای شما مشکل درست نمی کند؟ گفتم خیر. خودم را بازنشسته می کنم. بعد از موافقت امام و احمدآقا و گرفتن حکم بازنشستگی به ایران آمدم و با نظر احمدآقا با شهید چمران و سپس مرحوم نظران همکاری های متعدد داشتم...در کارهای مختلف کمک می کردم. حال هم که پیر شده ام و همسرم نیز از من جدا شده است و در غربت و بی کسی و آوارگی درتهران به سر می برم تا این که بمیرم و جنازه ام را آتش بزنند و در دریا بریزند تا به وسیله گردش آب به طبیعت برگردم. قصه پرغصه آقای باتااوش خیلی مرا متاثر کرد و گفتم چگونه کسی که به عشق امام جلای وطن کرده و به ایران هجرت کرده، باید چنین آواره و بی خانمان، و هر چند شب مهمان کسی باشد، به چند نفر از مسئولان هم مشکلات و گرفتاری های آقای باتااوش را منتقل کردم، آن ها هم تعجب می کردند که این آقا چطور تا به حال در ایران بوده و هیچ کس خبر ندارد و دوم آن که شاید...گفتم ما که از غیب خبر نداریم؟ می توانید با چند سوال مشکل این شیدایی امام را حل کنید و لااقل ایشان را از آوارگی نجات دهید تا مبادا رسانه های ضدانقلاب که کم هم نیستند از آقای باتااوش بهره برداری سیاسی کنند.

 

منبع: وبسایت روزنامه خراسان

---------------------------------------------------------------------------------------

همین خبر در منابع دیگر:

 فارس نیوز

تابناک

موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی

وبسایت روزنامه ابتکار

خبر آنلاین

خبرگزاری اهل بیت

سایت خبری تحلیلی خدمت

--------------------------------------------------------------------------------------------

در همین زمینه: وبسایت سیاسی


نظرات | ۱۳٩٢/۱۱/۱٩ - کاوه |لینک به نوشته

onLoad and onUnload Example