برای نازنین
 
فرزند شهید تندگویان: دفن شهدا سیاسی شده است

چند سالی است که بحث دفن شهدا در اماکنی به غیر از گلزارهای شهدا مطرح و نمونه های متعددی از دفن در حسینیه ها، دانشگاه ها، مساجد و ... اتفاق افتاده که بعضا بحث هایی را در پی داشته است. در یک هفته گذشته نیز بر سر دفن پیکر شهدای گمنام در شهر یزد و بازار امیر چخماق این شهر، کشمکش هایی رخ داد که البته نقل بسیاری از محافل خبری و غیر خبری شد و حتی رسانه های بیگانه را به بحث درباره این موضوع کشاند.

به گزارش عصرایران، روزنامه قانون با این مقدمه اضافه کرد: اینکه گروهی معتقد به دفن شهدای گمنام در بازار تاریخی یزد بودند و گروهی آن را بر خلاف مصالح دانسته و به ارزش های تاریخی اشاره می کردند، چند روزی پیکرهای شهدا را در ابهام دفن قرار داد و نهایت، به دفن شبانه و دیگر مسائل منتج شد.


روزنامه "قانون" در خصوص پیشگیری از چنین مباحث ناگوار مربوط به جایگاه دفن شهدا گفت‌وگویی با «محمد مهدی تندگویان» فرزند شهید تندگویان و عضو شورای اسلامی شهر تهران داشته که نظرات جالبی درباره غائله های سال های اخیر دفن شهدا در اماکن مختلف و البته واکنش های زننده ای که مدتی است در قالب طنز، در وایبر و سایر شبکه های اجتماعی در خصوص شهدا منتشر شده، مطرح کرد که در ادامه می خوانید: 


* گروهی معتقدند مبحث مربوط به دفن شهدای گمنام در یزد و موضوعاتی که از سوی طرفین موافق و مخالف مطرح شد، نوعی بی احترامی به  مقام شهدا بود، به عنوان فرزند شهید تندگویان آیا اتفاقات یزد را می پسندید؟


فتح باب این موضوع که شهدا در مکان های مختلف دفن شوند را نمی دانم چیست، چراکه محل دفن شهدا مشخص بوده و اینکه بیاییم در جاهای مختلف مثل مسجد، دانشگاه، حوزه، سینما و ... پیکر شهدا را دفن کنیم، نمی دانم از کجا آمده است؟ اما موضوعی که اینجا مهم است باید ببینیم از دفن شهدا در اماکن مختلف ، دنبال چی هستیم و هدف چیست؟ آیا بحث احترام و تکریم خانواده شهداست یا بحث فرهنگ شهادت است ؟ اگر این است که فرقی نمی کند پیکرمطهر شهید کجا باشد. مگر همین ها نیستند که تا چند ماه قبل مفقود الاثر بودند و هیچ خبری از آنها نبود و شاید هیچ وقت پیدا نمی شدند؟ اما تاثیر خودشون را در اجتماع داشتند و همه احترام می کردند.


* پس چرا موضوعاتی حاشیه ای درباره دفن شهدای گمنام پیش آمد؟


معتقدم سهل انگاری و بی تدبیری مدیریتی بود. من شخصا  تاثیر شهید تندگویان را در پیکرمطهرش نمی بینم چرا که این اثر وضعی و روحانی که شهید دارد و اینکه چه چیزهایی مد نظرشان بود. واقعا شهدا چه هدفی داشتند و راهشان چه بود و الان چگونه در مملکت اجرا می شود. حالا پیکرمطهر شهید هرجا باشد فرقی نمی کند... ولی یک چیز را هم قبول دارم که انسان های مقدس حتی پیکرمطهرشان هم می تواند اثر وضعی داشته باشد. مزار، مقبره و حالت آرام بخشی آنها وجود داشته  و کسی هم منکر نیست ولی باز جایگاه خود را داشته و این طور نبوده هرجا دلمان خواسته مثلا در امامزاده دفن شود.

در اینجا می خواهم موضوعی را مطرح کنم و آنکه مگر مجتهد ها، آدم های بزرگی نیستند؟ چرا کسی پیشنهاد نمی دهد که پیکر مطهرشان در جایی مثلا وسط بازار تهران دفن شود ولی برای شهدا این پیشنهاد می شود؟ چون افراد مجتهد بیت دارند، عقبه دارند و ... که اگر دیدگاه اینگونه باشد یعنی شهدا بی صاحب هستند و این کار را می کنند و جای تاسف است.


* یعنی اتفاقاتی که در یزد افتاد را خلاف فرهنگ شهدا می دانید؟


قطعا. من خودم به عنوان خانواده شهید وقتی بخواهند پدرم را دفن کنند، حداقل باید از من بپرسند کجا دفن شود. این مدل برخورد که عده ای یا طیفی احساس کنند حتی مالک پیکرمطهر شهدا هستند،  صد درصد مخالفم و اکنون می بینم که این نگاه، ضربه به فرهنگ شهدا زده است.الان فرهنگ شهدا قربانی شده حتی در پیکر مطهر آنها! اگر شخصی مثل من بگوید شهدا این گونه دفن نشوند، می شوم مخالف شهید؟ یا آنکه می گوید به این شکل دفن شود می شود مالک آن پیکر؟ چرا پیکر مطهر شهید باید مرکز دعواهایی بشود که تاثیرهای منفی دارد.


* این اتفاق قطعا بازتاب های داخلی و خارجی زیادی هم دارد.


همین اتفاق هم افتاده است و افراد به بازتاب رسانه ای و مطبوعاتی و جهانی تصمیماتشان فکر نمی کنند. یعنی دنیا باید بگوید کشوری که نمی تواند پیکر مطهر شهدایش را در جای مناسبی دفن کند که تبعات نداشته باشد، چگونه داعیه اداره جهان اسلام را دارد؟ این مدل یعنی مصادره شهدا، پیکرمطهر شهدا و فرهنگ شهدا به نفع یک طیف خاص که به شدت مخالفم. و متاسفانه این اتفاق افتاده و می افتد و بعد هم اینگونه مطرح می شود کسانی که مقابل این طیف می ایستند اهل اسلام و دین و شهدا نیستند در حالی که من با دغدغه کامل این بحث را مطرح می کنم.


* زمانی در شورای اسلامی شهر تهران نیز درباره موضوع دفن شهدا در شهر بحث شد؟


زمانی که در شورای شهر بحث دفن شهدا به خصوص تدفین شهدا در میدان امام حسین(ع) شد، گفتم تکلیف این کار یعنی دفن شهدا یکبار برای همیشه باید مشخص شود و یک ترکیب و شورای سیاستگذاری برای این کار وجود و افراد مختلف در آن حضور داشته باشند. این موضوع مهمی است و اعضای شورای شهر، فرمانداری ، سپاه، اساتید دانشگاه و ... هر شهری که شهدا می خواهد در آنجا دفن شود وجود داشته باشد تا یک تصمیم جمعی عاقلانه گرفته شود. به این ترتیب دیگر جای گلایه گذاری نخواهد بود. به نظرم الان که کار به طور دستوری و ابلاغی انجام می شود و خرد جمعی در آن نیست، تبعات زیادی دارد.


* استدلال کسانی که معتقد به دفن شهدا در این اماکن هستند چیست؟


هدف اعمال سلیقه اعتقادات این طیف به همه است. من نه می گویم اعتقاداتشان درست است و نه می گویم غلط! اما دارند به زور اعتقاداتشان را با استفاده از پیکرمطهر شهید به همه ابلاغ می کنند و همه هم باید رعایت کنند. متاسفانه وقتی بحث پیکرمطهر شهید وسط می آید، به راحتی نمی توان کنار آمد.


* این جریان بیشتر گروهی و حزبی است تا مردمی و غیر سازمانی.  منشا این تصمیم گیری ها کجاست؟


معتقدم این کارها نمی تواند بدون سازماندهی باشد اما چون آن سازمان نتوانسته به درستی به اهدافش برسد، دچار همچنین مشکلاتی شده است. آسیب این رفتارها هم در دراز مدت می تواند تخریب نظام ، تخریب ارزش ها و مضحکه قرار گرفتن ارزش ها در شبکه های مجازی و گروه های معاند را به همراه داشته باشد.اگر همه چیز این کار درست انجام شده بود هیچ بحثی نمی شد و همه هم احترام می گذاشتند.


* پس به عقیده شما هیچ کوتاهی از سوی مقامات دولتی مانند میراث فرهنگی یا وزارت کشور صورت نگرفته؟


چون وجه مصالحه این دعواها پیکرمطهر یک شهید است نمی توان به راحتی قضاوت کرد و دولت در آن دخالت کند. مثل این می ماند که قرآن وجه مصالحه یک دعوا قرار گیرد.


* انتشار پیامک های توهین آمیز در جریانی ناآگاهانه چند وقتی است شکل گرفته و مدتی در مورد شخصیت های سیاسی و اجتماعی بود و الان هم بحث شهدا و جوک هایی که برای آنها مطرح است. ریشه این رفتارها چیست؟


مطمئن هستم این جریانات هدایت شده است چرا که وقتی چیزی یک دفعه در دنیای مجازی فراگیر می شود حتما هدایت شده است و شبکه دارد. وقتی هم فیس بوک می زند و هم وایبر و ... قطعا هدایت شده و هدایت هم داخلی نیست. ممکن است کسی که در داخل آن را منتشر می کند ناآگاهانه انجام می دهد، هرگز متوجه اصل موضوع نباشد اما ما عوامل ناخودآگاه منحرف، زیاد داریم و طرف فکر می کند  فقط یک لطیفه منتشر کرده اما غیر مستقیم به آن شبکه کمک می کند که باید ریشه یابی شود.

متاسفانه سیستم پلیس فتا نداریم و باید با ریشه این قصه پلیس برخورد کرد. شبکه مجازی قابل شناسایی است و کاملا مشخص است که ورود این اتفاق کجاست . اما مرحله دوم پلیسی نیست و اجتماع ناآگاه است. یعنی یک جوان نمی داند وقتی به پدر شهید یک نفر توهین می کند فردا ممکن است به پدر خودش توهین شود. وقتی می اییم به دکتر شریعتی توهین می کنیم فردا به شخصی که مورد علاقه من است توهین می شود که باید موضوعات را ریشه یابی کرد.


* شما پیام هایی که در مورد شخص پدر بزرگوارتان منتشر می شود را هم دیده اید؟


بله دیده ام.


* چه واکنشی داشتید؟


(مکث طولانی) خب قطعا آدم ناراحت می شود اما خب خوشحال هم شدم!


* چرا خوشحال؟


برای اینکه احساس کردم پس ما هم خوبیم و چون خوبیم در جهت تخریب ما پیش می روند و چون مطمئن هستم هدایت شده است، خوشحالم که هنوز دشمن داریم. اینکه اسم پدرم هست یک بحث شخصی است و اینکه تاریخ تخریب می شود بحث دیگر... اگر این موارد در مورد فرد هنرمندی باشد که الان حضور دارد و در حوزه طنز کار می کند و خودش نیز اجازه چنین مباحثی را بدهد خب حرفی نیست اما توهین به شخصیتی که هم افتخار تاریخی است و هم از بی آزار ترین آدم های این کشور بوده و ظلمی نکرده است و نه حتی وجهه جناحی و گروهی نیز ندارد، ناراحت کننده است.

 

منبع:‌ عصر ایران


نظرات | ۱۳٩۳/۱٠/۱٦ - کاوه |لینک به نوشته

onLoad and onUnload Example