برای نازنین
 
چهارشنبه سوری ربطی به گذر سیاوش از آتش ندارد

جشن‌های ایرانی یکی از آیین‌های شادی‌افزا و کهن این سرزمین است که در درازای هزاران سال برگزار می‌شده و همواره با آداب‌های ویژه‌ای در پیوند بوده است که امروزه و با گذشت هزاره‌ها نیز با کمی دگرگونی(:تغییر) این جشن‌ها هنوز پا برجاست. یکی از آرمان‌های(:اهداف) برگزاری این آیین‌ها افزون‌بر شادی، همبستگی و یکپارچگی(:وحدت) در میان مردم برای پاسداری از کیان این سرزمین اهورایی بوده است.
دراین میان جشن‌های در پیوند با آتش از آیین‌های ارزشمند و ویژه نزد نیاکان پاک سرشتمان بوده که خوشبختانه با گذر هزاره‌ها و نامهربانی‌های بسیار و ستیزهای فراوان دشمنان ایران، هنوز زنده، استوار و پایدار است. یکی از این گروه از جشن‌ها که از آیین‌های پیش درآمد نوروزی به شمار می‌آید آتش‌افروزی بر بام است که هم‌میهنان زرتشتی آن را نگه داشته و پاس می‌دارند.
اما سخن بُنیادین ما در این جُستار، واکاویِ باریک‌بین و موشکافانه‌ی آیین آتش‌افروزی بر بام نیست. چیزی که ما را وا داشت تا این گزارش را به نگارش درآوریم، سخنان بی‌پایه‌یِ شماری از کاربران در فضای مجازی است که چند سالی است جشن چهارشنبه‌سوری را باستانی و در پیوند با گذر سیاوُش از آتش شمرده و حتا پا را فراتر گذاشته و سه‌شنبه را «بهرام شید» و زمان این گذار را با آن برابر دانسته‌اند!
به گزارش اَمرداد، آیین چهارشنبه‌سوری، برگردانی از آنِ آتش افروزی‌هاست که زیر تاثیر تازیان(:اعراب) به این چهره  درآمده است. دراین زمینه رُوانشاد ابراهیم پورداوود می‌نویسید: آتش‌افروزی ایرانیان در پیشانی نوروز از آیین‌های دیرین است. گمانی(:شکی) نیست که افتادن این آتش‌افروزی به شب واپسین چهارشنبه سال، پس از اسلام نگارده شده (:رسم شده) است، چه ایرانیان شنبه و چهارشنبه نداشته‌اند.
روانشاد دکتر جهانگیر اوشیدری می‌نویسد: به کار بردن (:اطلاق) آیینی همچون چهارشنبه سوری کوچک‌ترین پیوندی (:ارتباطی) با ایرانیان باستان ندارد و با سپری شدن سده‌ها و روزگاران به گونه‌ی سنت درآمده است. بهرام فره وشی نیز ضمن تایید گفته‌های اوشیدری می‌نویسد: در ایران کهن روزهای هفته روایی نداشته (:رایج نبوده) است. از همین رو، آتش‌افروزی پیش از نوروز در سه‌شنبه شب پایان سال انجام نمی‌گرفته است، بلکه این آتش‌افروزی درست پیش از آغاز جشن «هَمَس پَت میدیُم گاه» (:برابری روز و شب) که آغاز روزهای «گاسانیک» یا «پَنجه وه» است انجام می‌شده (پنج روز پایانی سال یعنی پس از 360 روز ازسال)، زیرا آنان بر آن بودند که فرَوهَرهای نیاکان در آغاز این روزها به زمین فرود می‌آیند و برکت و نیک روزی برای خاندان می‌آورند...
با این همه تنها نوشته‌ای که از این جشن به اشاره یاد می‌کند، تاریخ بخارا، نوشته‌ی ابوبکرمحمد بن جعفر نرشخی (276 تا 348 مَهی) به دبیره‌ی(:خط) تازی است. در این دفتر، در سخن از«خانه‌های پادشاهان» که در بخارا بوده است، به شب «سوری» اشاره می‌کند و می‌نویسد: امیر سدید منصور بن سامانی به سرای بنشست. هنوز سال پایان نیافته بود که چون «شب سوری» چنان که خوی(:عادت) قدیم است آتش بزرگ(:عظیم) افروختند، پاره‌ای آتش به جُست و سقف و سرای درگرفت... اما گویا این آتش‌افروزی در نخستین هنگامه‌های اسلامی، انگیزه‌ای برای یک قیام سیاسی شد و در این روز سنتی و ملی، ایرانیان برای رهایی از یوغ بیگانگان قیام کرده اند و جنبش ملی پدید آمده است.
زنده یاد، استاد پورداوود می‌نویسد: در زمان ساسانیان، مردم گرداگرد این آتش در روی بام‌ها می‌ایستادند و شادی و پایکوبی می‌کردند و هیچ‌گاه از روی آن آتش نمی‌جُستند(:نمی‌پریدند). زیرا جستن از روی آن بی‌ارجی(:بی‌حرمتی) به آتش سِپند(:مقدس) بود و می‌توان پنداشت هفت یا سه بار در برابر هر توده آتش خم می‌شدند و آیین نیایش به جای می‌آوردند و سپس در کنار آن به شادی می‌پرداختند... پس باید پذیرفت، آتش‌افروزی بر بام در شب پایانی سال (29 اسپند کنونی) یعنی واپسین روز سال برگزار می‌شده است که هنوز هم، هم میهنان زرتشتی آن را پاس می‌دارند و ریشه‌ی باستانی دارد.
از سویی دیگر، برخی «بهرام شید» را روزی باستانی دانسته و سه شنبه می‌شمارند و دنباله‌ی داستان.... در همین زمینه احمد نوری(آریاچهر)، پژوهشگر جشن‌های ایرانی و نویسندهِ‌ی نَسک(:کتاب) نوروز به اَمرداد گفت: « ما در ایران باستان به این روش و شیوه هفته نداشته‌ایم که سه‌شنبه‌ای درکار باشد، و در اوستا و شاهنامه هم نامی از «بهرام شید» نیامده است».
این پژوهشگر تاریخ و فرهنگ ایران می‌افزاید: «نام ”بهرام شی“ به گمان بسیار از زبان ”عِبری“ به زبان تازی راه یافته و پس از برافتادن ساسانیان و در روزگار اسلامی به ما رسیده است. زیرا همان‌گونه که گفته شد در اوستا نام و نشانی از این روز نیست. ازدگر سو، مبنای کار دانشی(:علمی) و پژوهشی ما، تنها اوستا و دفترهای کهن است که برجای مانده. در هیچ‌کدام از این دفترها کوچک‌ترین اشاره‌ای به چنین روزهایی نشده است. ما در گاهشمار مزدایی برای هر روز از ماه، نام ویژه‌ای داشته‌ایم که با ”اورمزد“ روز آغاز و ”انارم“ به پایان می‌رسیده که ما رَد این گاهشمار را دست کم تا روزگار هخامنشیان می‌توانیم دنبال کنیم. از سویی دیگر، جشنی که از باستان به ما رسیده، همان است که در واپسین شب سال برگزار می‌شده و در پیوند با فروهر درگذشتگان است و آتش‌افروزی بر بام به شمار می‌آید».
در دنباله برای روشن‌تر شدن این جُستار و ارزش و پاس داشت آتش نزد ایرانیان با دو تن از شاهنامه‌شناسان نامدار گفت‌وگو کرده‌ایم. میرجلال‌الدین کزازی، استاد پیشکسوت ادبیات به اَمرداد گفت: «چهارشنبه‌سوری یکی از آیین‌ها و جشن‌های ایرانی است که درآبشخورهای کهن از آن به روشنی سخنی نرفته است مانند دیگر جشن‌ها و آیین‌های پُر شمار ایرانی همچون نوروز و مهرگان و سده و بهمن‌گان. حتا جشن‌هایی که کمتر شناخته بوده‌اند و در روزگاری کمتر آن‌ها را برمی گذارده اند، مانند جشن سپندارمزگان یا تیرگان یا خوردادگان یا اردیبهشتگان. در چرایی این خاموشی و فراموشی آن چه من می‌توانم گفت این است که جشن چهارشنبه‌سوری به همان سان که کمابیش در این روزگار نیز می‌بینیم جشنی مردمی بوده است. این جشن را می‌باید بخشی از فرهنگ مردم دانست. آن چه باز می‌گردد به این فرهنگ از آن روی که به نگارش در نمی‌آید به آسانی می‌تواند از یاد برود، به کناری نهاده بشود. با این همه جشن چهارشنبه سوری، هرچند جشنی مردمی بوده است، آن چنان در درازای زمان برپای داشته می‌شده است که هنوز همچنان برگزار می‌شود. این جشن مانند بسیاری دیگر از جشن‌های ایرانی در پیوند است با ستایش گرما و روشنایی و روز. از همین روست که آتش جایگاهی ویژه یافته است در این جشن. زیرا آتش برترین نماد گرمی و روشنایی است. یادآور خورشید است که همواره نزد ایرانیان گرامی بوده است و هست».
دکترکزازی در پاسخ به این پرسش که برخی به تازگی در فضای مجازی، گذر سیاوش از آتش را همسان با سه‌شنبه شب و آیین چهارشنبه‌سوری می‌دانند، گفت: «سخنی از این جشن در شاهنامه نرفته است. تا آن جا که من می‌دانم چهارشنبه‌سوری پیوندی با گذار سیاوش در آتش نمی‌تواند داشت. زیرا اگر چنین می‌بود می‌بایست بازتابی آشکار در آبشخورهای کهن، از آن میان، شاهنامه می‌یافت. داستان سیاوش در شاهنامه به گستردگی، حتا در پاره‌های خُرد و کنارین هم، بازگفته آمده است. حتا فرزانه‌ی توس از درختی نیز سخن گفته است که پس از مرگ جان خراش سیاوش در شهری که او بنیاد می‌نهد بَر می‌روید. درختی که در سوگ سیاوش به مویه در می‌آمده است. مردمان در سال روز مرگ سیاوش می‌آمدند تا در سوگ وی هم آواز با درخت بمویند. اگر این آیین یکی از آیین‌های این دسته با سیاوش می‌بود، بر پایه‌ی آن‌چه گفته آمد، می‌بایست در شاهنامه سخنی از آن می‌رفت».
علیقلی محمودی بختیاری، شاهنامه‌شناس و استاد پیشکسوت ادبیات و زبان‌های باستانی نیز به اَمرداد گفت: «واژه‌ی {سوری} یعنی جشن، روشنایی و شادی. جشن ”سوری“ آیین پیش درآمد نوروز بوده و آن را جشن می‌گرفته و آتش روشن می‌کردند. پریدن از روی آتش که امروزه باب است، ساختگی است. زیرا آتش نزد ایرانیان سپَند بوده و جشن‌های بی‌شماری را برای پاس داشت آن برپا می‌کردند».
دکتر بختیاری ادامه می‌دهد: «از آغاز ماه اسپند (:اسفند) و پس از جشن سپندارمزگان که ماه زمین و زن است و زن و زمین را گرامی می‌داشتند، آیین‌های پیشواز نوروزی را داریم مانند خانه‌تکانی. جشن پاس‌داشت آتش نیز از دیرباز در ایران روایی داشته و برگزار می‌شده است».
نویسنده‌ی دفتر «شاهنامه آبشخورعارفان» می‌افزاید: «روزهایی همانند روز شنبه، یکشنبه ،... و چهارشنبه و... پس از اسلام درست شده و ایرانیان آمدند این روز را بهانه‌ای برای پاس‌داشت آتش جای داده و آن را برپا کردند. چنانچه جشن کهن ایرانیان ”سوری“ از روزگار کهن بوده است. این جشن، جشن شادی و روشنایی بوده که با آن به پیشواز نوروز می‌رفتند و آتش روشن می‌کردند، زیرا برای ایرانیان آتش سپند بوده و گرداگرد آتش جمع شده و به پایکوبی و رامشگری می‌پرداختند. به گونه‌ی کلی پایه و بُنیاد کشور ایران شادی بوده و حتا برای نمونه در سوگ کسی هم که خبر بد می‌آوردند، نخست یک بزم شادی برپا می‌کردند و درآن جا تصمیم می‌گرفتند که چه کاری انجام دهند همچون خبر مرگ سیاوش را که می‌دهند پس از همه‌ی اندوه‌ها یک جشن برپا داشته تا بتوانند بیندیشند که چه کاری می‌توان انجام داد. شادی و جشن شالوده‌ی کار ایرانیان بوده است. از همین روی هم، آن‌ها نیمی از جهان گذشته را زیر فرمان خود داشتند و به خوبی اداره می‌کردند و باور داشتند که اگر یک تن در سرزمین‌شان تهیدست و بی‌چیز باشد، آن فرمان‌روایان همه گناهکارند. این پیش از آن‌که داستان باشد یک پند و اندرز است. نتیجه‌ای دارد که یاد بدهد نباید انسان‌ها بگذارند حتا یک تهیدست وجود داشته باشد، این سخن بزرگی است. به ویژه در جهان پر آشوب و جنگ امروز. در جشن ”سوری“ که امروزه به شب چهارشنبه دگرگون شده است باید شادی کرد نه با ترقه و دیگر چیزها آن را به گمراهی(:انحراف) کشاند».
این استاد پیشکسوت فرهنگ و زبان‌های باستانی در پاسخ به این پرسش که آیا می‌توان آیین چهارشنبه‌سوری را در پیوند با گذر سیاوش از آتش دانست، گفت: «چهارشنبه سوری در هیچ کجای شاهنامه نیامده و هیچ پیوندی هم با گذر سیاوش ندارد. در واقع روشن کردن آتش در شب چهارشنبه، باستانی نیست».
در پایان بایسته یادآوری است که نگارنده هیچ ستیزی(:مخالفتی) با آیین چهارشنبه‌سوری ندارد و تنها برای روشن شدن پیوند آن با ایران باستان و داستان سیاوش و آگاهی‌رسانی درست به هم میهنان به این جستار پرداخته و آرزومند است که با خردمندی و خردورزی که نماد نیاکان مابوده، آیین‌ها و جشن‌های ملی خود را برپا داشته و پاس بداریم.

 منبع: امردادنیوز


نظرات | ۱۳٩۳/۱٢/٢٦ - کاوه |لینک به نوشته

onLoad and onUnload Example