برای نازنین
 
تإملى در تاریخ وفات پیامبر(ص)

در میان اهل سنت اتفاق نظر است که وفات پیامبر(ص) در ربیع الاول بوده است و هیچ قائلى یافت نشده که 28 صفر را که قول مشهور نزد شیعه است, اختیار کند

نظریه مشهور و معروف نزد شیعه این است که وفات پیامبر(ص) در 28 صفر اتفاق افتاده است. بسیارى از بزرگان شیعه از جمله شیخ مفید و شیخ طوسى قائل به این قول هستند و مى توان گفت که پس از آن دو بزرگوار عموم عالمان شیعه با تبعیت از آنان, این نظریه را اختیار کرده اند.

 

 

جلیل تاری*

تعیین تاریخ وفات پیامبر(ص) یک بحث علمى ـ تاریخى محض نیست, بلکه داراى ثمراتى است. این مقاله, بدون تکیه بر یک روایت خاص و با بررسى شش واقعه که در تعیین وفات پیامبر(ص) نقش دارند و با کنار هم قرار دادن آن وقایع, اقوال معروف شیعه و سنى را مورد بررسى قرار داده است و با رسم جداول, به طور دقیق اثبات نموده است که قول معروف و مشهور شیعه مبنى بر قرار دادن تاریخ وفات پیامبر(ص) در 28 صفر و قول معروف و مشهور اهل سنت که آن را 12 ربیع الاول دانسته اند, هر دو, باطل بوده و تاریخ وفات پیامبر(ص), همان گونه که در روایت ابومخنف ذکر گردیده است, دوم ربیع الاول است.

مقدمه:
بحث از تاریخ وفات پیامبر(ص), تنها یک بحث علمى ـ تاریخى محض نیست, بلکه داراى ثمرات مختلفى است; از جمله این که جمیع ملل دنیا, ایام تولد یا وفات بزرگان دین خود را ارج مى نهند, و مسلمانان نیز, همه ساله در ایام تولد پیامبر(ص) به شادى, و به خصوص شیعیان در ایام وفات آن حضرت به سوگوارى مى پردازند; پس دانستن تاریخ وفات پیامبر(ص) مى تواند از این جهت مهم باشد, زیرا از جهات معنوى, پیروان پیامبر(ص) و اهل بیت(ع), خود را در غم و شادى آنان شریک مى دانند, پس دانستن چنین ایامى, از جهت پیوند قلبى موثر است.

از جهت دیگر, مشخص شدن تاریخ وفات پیامبر(ص), داراى ثمرات فقهى نیز مى باشد, زیرا چنان که به زودى بحث خواهد شد, این واقعه, با وقایع دیگر در حج, پیوند نزدیک دارد, مثلا اگر ثابت شود که عرفه حجه الوداع, در روز جمعه بوده, و چون پیامبر(ص) در عرفه نماز ظهر اقامه کردند, معلوم مى شود که نماز جمعه, در موسم حج واجب نیست و اختصاص به زمان عادى دارد. هم چنین اگر ثابت شود که واقعه غدیرخم در روز جمعه بوده و از آن جا که در آن روز نماز ظهر خوانده شد, پس معلوم مى شودکه نماز جمعه, در سفر واجب نیست و اختصاص به حضر دارد.

گذشته از این موارد, مشخص شدن تاریخ دقیق وقایع مى تواند نقش بسیار مهمى در صحت و سقم بسیارى از نقل هاى تاریخى داشته باشد. به عنوان مثال, اگر ادعا شود شخصى, کارى را در روز خاصى انجام داده است; حال اگر ثابت شود که آن شخص چند روز قبل از آن, درگذشته است, بطلان این ادعا نیز ثابت مى شود و به طبع آن, فروعاتى نیز که بر آن ادعا مترتب بود, باطل مى گردد. بنابراین بحث از تاریخ وفات پیامبر(ص) داراى فواید بسیارى است و فروعات متعددى نیز بر آن استوار است. اکنون پس از این مقدمه کوتاه, به بحث تاریخ وفات پیامبر اسلام(ص) مى پردازیم.

فصل اول

نحوه تعیین تاریخ دقیق وفات پیامبر(ص)
درباره تاریخ وفات پیامبر(ص), اقوال متعددى وجود دارد, ولى ما در این بخش, تنها به اقوال معروف و مشهور اشاره مى کنیم. معروف ترین این اقوال عبارتند از: بیست و هشتم صفر, اول ربیع الاول, دوم ربیع الاول و دوازدهم ربیع الاول.
در ابتدا روایت ابومخنف را در این باره ذکر مى کنیم:
((قبض رسول الله(ص) نصف النهار یوم الاثنین للیلتین مضتا من شهر ربیع الاول, و بویع ابوبکر یوم الاثنین فى الیوم الذى قبض فیه النبى(ص).(1)
((وفات رسول الله(ص) در وسط روز دوشنبه, که دو شب از ماه ربیع الاول گذشته بود, واقع گشت و در همان روز دوشنبه که پیامبر(ص) وفات یافت, با ابوبکر بیعت شد)).
دراین جا, ما قصد داریم بدون در نظر گرفتن روایت ابومخنف, راهى براى به دست آوردن تاریخ دقیق و صحیح وفات پیامبر(ص) ارائه دهیم.
به دست آوردن تاریخ دقیق وفات پیامبر(ص) گاهى از طریق روایاتى است که با صراحت, تاریخ وفات پیامبر(ص) را ذکر مى کنند, مانند روایتى که از ابومخنف نقل شده است. ولى وجود روایاتى این چنین, که صریح و معتبر باشد, به اندازه اى نیست که براى همه اطمینانآور باشد, وگرنه این همه اختلاف در تاریخ وفات پیامبر(ص) مشاهده نمى شد. در نتیجه, براى حصول اطمینان بیشتر باید از روش در کنار هم قراردادن وقایع تاریخى دیگر و بررسى آن ها, براى رسیدن به قولى قطعى, کمک گرفت. اگر چه در چگونگى و تاریخ خود آن وقایع نیز اختلافاتى وجود دارد, ولى در مجموع مى توان در این وقایع, به امور اجماعى یا مشهور نزد هر یک از اهل سنت و شیعه استناد کرد. این وقایع عبارتند از:
1ـ زمان خارج شدن پیامبر(ص) از مدینه براى حجه الوداع;
2ـ روز عرفه;
3ـ زمان نزول آیه اکمال دین ((الیوم اکملت لکم دینکم و...))(2) و فاصله آن تا وفات پیامبر(ص);
4ـ روز غدیرخم;
5ـ شروع و مدت بیمارى پیامبر(ص);
6ـ روز وفات پیامبر(ص).
در ابتدا به بررسى هر یک از وقایع مى پردازیم و سپس با توجه به دیدگاه مشهور و معروف شیعه و اهل سنت درباره این وقایع, اقوال آنان را درباره تاریخ وفات پیامبر(ص) مورد نقد و بررسى قرار خواهیم داد.

بررسى شش واقعه که در تعیین وفات پیامبر(ص) نقش دارند.

واقعه اول: خارج شدن پیامبر(ص) براى حجه الوداع
در اواخر ذىقعده سال دهم هجرى, پیامبر(ص) به اتفاق جمع زیادى از مسلمانان, براى انجام مراسم حج از مدینه خارج شدند, که این حج به ((حجه الوداع)) یا ((حجه الاسلام)) مشهور گشت. اما در مورد این که به طور دقیق, پیامبر(ص) در چه روزى و چندم ماه ذىقعده از مدینه خارج شدند, قول واحدى وجود ندارد. مشهورترین قول نزد اهل سنت آن است که پیامبر(ص) پنج روز به جاى مانده از ذىقعده (پنج روز قبل از آغاز ذىحجه) از مدینه خارج شدند, که این روز را نیز بیشتر مورخان, روز ((شنبه)) دانسته اند,(3) و برخى دیگر آن را روز ((پنج شنبه)) ذکر کرده اند.(4) واقدى در این باره مى گوید:
((پیامبر(ص) در روز شنبه, پنج روز به جاى مانده از ذىقعده, از مدینه خارج شدند.))(5) و سپس مى گوید: ((و هذا الثبت عندنا)).(6)

از سوى شیعه نیز, شیخ مفید تاریخ خارج شدن پیامبر(ص) را پنج روز به جاى مانده از ذىقعده ذکر کرده است,(7) که از این جهت موافق قول مشهور اهل سنت است, ولى هیچ اشاره اى به این که به طور دقیق در چه روزى از هفته بود, نکرده است. اما در صحیحه معاویه بن عمار و حلبى از امام صادق(ع), زمان خارج شدن پیامبر(ص) براى حجه الوداع, چهار روز مانده به ذىحجه بیان شده است, بدون این که روز آن مشخص شده باشد.(8)

قدر مسلم آن است که روز خارج شدن پیامبر(ص) از مدینه براى حجه الوداع, روز جمعه نبوده است; به دلیل این که روایاتى, از جمله روایت انس, بیان کننده این مطلب مى باشند که پیامبر(ص) نماز ظهر را در مدینه خواندند و سپس به قصد حج حرکت کردند;(9) درحالى که اگر روز جمعه مى بود, مى بایست نماز جمعه خوانده مى شد, نه نماز ظهر, بنابراین, آن روز یا شنبه بوده و یا پنج شنبه; چنان که در روایاتى به این دو روز اشاره شده است. از طرف دیگر, مشخص شدن روز عرفه نیز نقش مهمى در تعیین روز خارج شدن پیامبر(ص) دارد,(10) زیرا اگر روز عرفه, جمعه باشد, در نتیجه, اول ذىحجه پنج شنبه خواهد بود و پنج روز قبل از آن نیز روز شنبه است. پس بنابر نظریه مشهور اهل سنت, حتما باید روز خارج شدن پیامبر(ص) را روز شنبه بدانیم, نه پنج شنبه; همان طور که ابن کثیر نیز به همین نتیجه رسیده است.(11)

اما از جانب شیعه چون به روز خاصى اشاره نشده است, باید با توجه به نظریه آنان در سایر وقایع, روزى را براى خارج شدن پیامبر(ص) در نظر گرفت. درباره این که بنابر قول شیخ مفید. تاریخ خارج شدن پیامبر(ص) پنج روز به جاى مانده از ذىقعده بوده, و در صحیحه عمار و حلبى, چهار روز به جاى مانده از آن, ذکر شده است, مى توان اختلاف این دو قول را با توجه به ناقص یا کامل بودن ماه ذىقعده برطرف کرد.

واقعه دوم: روز عرفه (در حجه الوداع)
تعیین روز عرفه که نهم ذىحجه است مى تواند ما را در تشخیص دقیق تاریخ وفات پیامبر(ص) کمک نماید, و این یکى از شاخصه هاى مهم این بحث به شمار مىآید, چون نظر مشهور و معروف اهل سنت, بلکه اجماع آنان بر این است که عرفه, روز جمعه بوده است.(12) این امر ظاهرا به دلیل روایتى است که از خلیفه دوم, عمر, دراین باره بیان شده است.(13)
پس با مبنا قرار دادن این امر, مى توان جمیع اقوال اهل سنت را درباره تاریخ وفات پیامبر(ص), مورد بررسى قرار داد. از طریق شیعه نیز روایاتى از امامان(ع) نقل شده است که عرفه را روز جمعه دانسته اند,(14) ولى هیچ یک از این روایات از لحاظ سند صحیح نیستند;(15) افزون بر این, با روایات صحیحه اى که روز غدیر را مشخص مى کنند, در تعارض مى باشند, زیرا اگر عرفه, یعنى نهم ذىحجه, جمعه باشد, دیگر هیجدهم ذىحجه, جمعه و یا پنج شنبه نخواهد بود.(16)

واقعه سوم: زمان نازل شدن آیه اکمال و فاصله آن تا وفات پیامبر(ص)
مشهور و معروف نزد اهل سنت درباره نزول آیه اکمال, این است که این آیه در روز عرفه که روز جمعه بوده نازل شده است(17) و فاصله آن تا وفات پیامبر(ص) 81 روز است.(18) اما از دیدگاه شیعه, با توجه به روایاتى که در این زمینه وجود دارد,(19) در مجموع مى توان گفت: این آیه و آیه تبلیغ, به تمامه یا جزء به جزء, در چندین مرتبه بر پیامبر(ص) نازل شده و پیامبر(ص) پس از نازل شدن قسمت آخر آیه, یعنى: ((و الله یعصمک من الناس)),(20) در غدیرخم مردم را جمع نمودند و رسالت الهى خویش را در معرفى حضرت على(ع) به عنوان جانشین خود, انجام دادند.
از نظر شیعه, هیچ تردیدى در نزول آیه اکمال در غدیر نیست, ولى امکان نزول قبلى آن را نیز نفى نمى کنند. شیخ مفید دراین باره مى گوید:
((قبلا دراین باره بر پیامبر(ص) وحى نازل شده بود, ولى وقت ابلاغ آن معین نگردید و هنگامى که به غدیرخم رسیدند, آیه تبلیغ نازل شد)).(21)
بنابراین, از نظر شیعه, مخالفتى در اصل نزول آیه اکمال در عرفه نیست, ولى بحث در این است که از دیدگاه شیعه, عرفه نمى تواند در روز جمعه بوده باشد, زیرا با جمعه بودن غدیر سازگار نیست.

واقعه چهارم: روز غدیرخم
واقعه غدیرخم که به هنگام مراجعت پیامبر(ص) از حجه الوداع رخ داد, از دیدگاه شیعه از جمله مهم ترین مسائل تاریخ اسلام است, زیرا در آن واقعه, پیامبر اسلام(ص) از طرف خداوند مکلف شد تا على(ع) را به جانشینى خود معرفى کند و پیامبر(ص) نیز دستور توقف در آن منطقه را داده و پس از خطبه اى طولانى فرمودند: ((من کنت مولاه فعلى مولاه)) یا ((من کنت مولاه فهذا على مولاه)). طرق نقل روایات این واقعه آن قدر زیاد است که مى توان گفت فراتر از حد تواتر است.(22) با این وجود, اکثر کتب تاریخى اهل سنت (که ما از آن ها به عنوان منابع اصلى بهره مى گیریم) با این که تمام جزئیات وقایع حجه الوداع را ذکر کرده اند ,(23) ولى اشاره اى به این واقعه عظیم نکرده اند!
در این میان, تنها ابن کثیر در ((البدایه و النهایه)),(24) به بحث یک طرفه اى دراین باره پرداخته است و بنا به نظر وى, واقعه غدیرخم, در 18 ذىحجه و در روز یک شنبه بوده است, که ظاهرا وى روز یک شنبه را با توجه به محاسبه و قراردادن روز عرفه در جمعه, به دست آورده است.
درباره تعیین روز غدیرخم باید گفت: شکى نیست که واقعه غدیرخم در 18 ذىحجه سال دهم هجرى اتفاق افتاده است, ولى این که در چه روزى بوده, بنا به روایاتى که دراین باره وجود دارد, از دو حال خارج نیست: یا پنج شنبه بوده است و یا جمعه; چنان که در روایتى که از ابوسعید خدرى ـ به طرق مختلف ـ نقل شده است, روز پنج شنبه به عنوان روز واقعه غدیرخم معرفى گردیده است.(25) علامه امینى نیز در کتاب الغدیر, روز واقعه غدیرخم را پنج شنبه ذکر کرده است.(26) اما در صحیحه ابن ابى عمیر از امام صادق(ع) نقل شده است که:
واقعه غدیرخم در 18 ذىحجه که روز جمعه بوده, اتفاق افتاده است. متن آن حدیث چنین است: ((و یوم غدیر افضل الاعیاد و هو الثامن عشر من ذىالحجه و کان یوم الجمعه)).(27) بدیهى است روایت صحیحه, که واقعه غدیرخم را در روز جمعه مى داند, به جهت رجحان سندى مقبول است. پس به نظر ما, روزى که واقعه غدیرخم در آن اتفاق افتاده روز جمعه بوده است.

واقعه پنجم: شروع بیمارى پیامبر(ص) و مدت آن
((واقدى)) دراین باره دو روایت نقل کرده است,(28) که هر دو روایت, شروع بیمارى پیامبر(ص) را روز چهارشنبه دانسته است, ولى در یک روایت, تاریخ شروع بیمارى, ((19 صفر)) و در دیگرى, ((آخر صفر)) ذکر شده است, ولى مدت بیمارى, در هر دو روایت 13 روز ذکر شده است, که با این حساب, بر اساس روایت اول, وفات پیامبر(ص) در ((دوم ربیع الاول)) و بر اساس روایت دوم, ((دوازدهم ربیع الاول)) خواهد بود.
((سلیمان بن طرخان تمیمى)) شروع بیمارى را روز ((شنبه, 22 صفر)) و وفات را در روز ((دوشنبه 2 ربیع الاول دانسته است.(29) بنابراین, مدت بیمارى پیامبر(ص) ده روز خواهد بود. بیهقى نیز مدت بیمارى پیامبر(ص) را ده روز دانسته است.(30)
دراین باره روایات بسیارى موجود است که فقط به ذکر بیمار شدن پیامبر(ص) پرداخته اند, بدون این که متذکر زمان و مدت آن شده باشند. تنها بعضى از این روایات ذکر مى کنند که که بیمارى پیامبر(ص), پس از استغفار براى اهل بقیع و مراجعت به منزل شروع شده است.(31)

واقعه ششم: روز وفات پیامبر(ص)
اساسى ترین مطلب که مورد اتفاق شیعه و سنى است, این است که وفات پیامبر(ص) در روز ((دوشنبه)) بوده است. این موضوع یقینى ترین امر در تشخیص تاریخ وفات پیامبر(ص) است. پس بر این اصل تکیه مى شود, و هر روایت و قولى که نتیجه اش غیر از وفات در روز دوشنبه باشد, به کلى مردود خواهد بود.
ما در اثبات این امر که وفات پیامبر(ص) روز دوشنبه بوده است, به چند نمونه از اقوال اشاره مى کنیم: طبرى در این باره مى گوید:
((فلاخلاف بین اهل العلم بالاخبار فیه انه کان یوم الاثنین من شهر ربیع الاول)). (32)
ابن سعد در ((الطبقات الکبرى)) نه روایت در این باره نقل کرده است که همگى وفات را روز دوشنبه ذکر کرده اند.(33) ابن اسحاق نیز وفات پیامبر(ص) را روز دوشنبه دانسته است.(34) هم چنین, یعقوبى(35) و شیخ مفید(36) نیز وفات پیامبر(ص) را روز دوشنبه ذکر کرده اند. در مجموع هیچ تردیدى در این که وفات پیامبر(ص) روز دوشنبه بوده است, وجود ندارد.

فصل دوم

بررسى اقوال اهل سنت, با توجه به مسلمات و مشهورات آن ها
پس از آن که در تاریخ وقوع این حوادث تإمل نمودیم, اکنون براساس مسلمات یا مشهورات هر یک از اهل سنت و شیعه, اقوال آنان را بررسى خواهیم کرد:
آن چه از مجموع بحث هاى گذشته به دست آمده است, این است که مسلمات یا مشهورات اهل سنت بدین قرار است:
1ـ وفات پیامبر(ص) روز دوشنبه بوده است;
2ـ عرفه روز جمعه بوده است;
3ـ خارج شدن پیامبر(ص) براى حجه الوداع روز دوشنبه, پنج روز به جاى مانده از ذىقعده بوده است;
4ـ نازل شدن آیه اکمال در روز عرفه, و فاصله آن تا وفات پیامبر 81 روز بوده است;
5ـ مدت بیمارى پیامبر(ص) 10 یا 13 روز بوده است.
با توجه به مطالب فوق, به بررسى اقوال اهل سنت دراین باره مى پردازیم:

قول اول: وفات پیامبر(ص) 12 ربیع الاول است.
مشهور و معروف نزد اهل سنت این است که تاریخ وفات پیامبر(ص) ((12 ربیع الاول)) است. بسیارى از بزرگان و مورخان, از جمله ابن اسحاق,(37) واقدى,(38) ابن خیاط,(39) مسعودى(40) و دیگران این قول را اختیار کرده اند. ابن کثیر(41) نیز تصریح مى کند که این قول, مشهور بین همه اقوال است. از عالمان شیعه نیز کلینى(42) و محمدبن جریربن رستم طبرى(43) ـ که معاصر کلینى بود ـ این قول را اختیار کرده اند.

در ارزیابى این قول مى گوییم: با توجه به امور مسلم و مشهور اهل سنت, تنها در صورتى این قول ممکن مى شود که اولا: تمام ماه هاى ذىقعده, ذىحجه, محرم و صفر کامل (سى روز) باشند, (به جدول شماره 1 نگاه کنید) که این امر, بسیار بعید و بلکه ممتنع است. ثانیا: با این فرض هم مطلب درست نمى شود, زیرا باز هم وفات در روز دوشنبه قرار نمى گیرد, و تنها راهى که مى شود فرض کرد تا این مطلب درست شود, همانا اختلاف رویت هلال مکه و مدینه است; یعنى اهل مدینه یک روز دیرتر از اهل مکه, هلال ماه ذىحجه را دیده اند و بنابراین, روز جمعه که 9 ذىحجه در مکه بوده است, در مدینه برابر با 8 ذىحجه است. اما اختلاف رویت هلال بین مکه و مدینه که فاصله آن ها کمتر از یک درجه است, واقعا غیر علمى و غیر عرفى است. در مجموع, این قول سه محذور دارد: یکى, کامل بودن چهار ماه متوالى; دیگرى, اختلاف رویت هلال بین مکه و مدینه, که همین دو امر نشان گر مردود بودن این قول است, و محذور سوم این که طبق این قول فاصله بین نزول آیه اکمال در عرفه تا وفات پیامبر(ص) دیگر 81 روز نخواهد بود, بلکه 92 روز مى شود.
با این بررسى, مشخص مى شود که قول مشهور اهل سنت که ((12 ربیع الاول)) را تاریخ وفات پیامبر(ص) مى داند, هیچ پایه و اساسى ندارد, زیرا به هیچ وجه با دیگر مسلمات و مشهورات نزد آنان سازگار نیست.

قول دوم: وفات پیامبر دوم ربیع الاول است.
تعداد زیادى از عالمان, قائل به وفات پیامبر(ص) در دوم ربیع الاول هستند. از جمله آنان, سلیمان بن طرخان تمیمى,(44) واقدى به نقل از ابومعشر,(45) و یعقوبى(46) مى باشند. سهیلى در ((الروض الانف))(47) این قول را بر قول 12 ربیع الاول ترجیح داده است. این قول همان است که در روایت ابومخنف نیز بیان شده است و ما در ادامه بحث با توجه به مسلمات شیعه آن را به تفصیل بررسى خواهیم کرد, ولى اکنون قصد داریم با توجه به مسلمات و مشهورات اهل سنت آن را مورد بررسى قرار دهیم.
با توجه به مبناى اهل سنت, در صورتى این قول موجه مى گردد که تمامى ماه هاى چهارگانه, یعنى: ذىقعده, ذىحجه, محرم و صفر, همگى ناقص باشند. (به جدول شماره 2 نگاه کنید).
گرچه این قول, محذورات قول 12 ربیع الاول را ندارد, ولى مشکل دیگرى دارد و آن ناقص بودن چهار ماه متوالى است که این امر نیز بعید, بلکه ممتنع است. پس این قول نیز بنابر مبناى اهل سنت, قابل قبول نیست.

قول سوم: وفات پیامبر اول ربیع الاول است.
بعضى دیگر از عالمان, اول ربیع الاول راروز وفات پیامبر(ص) ذکر کرده اند که از جمله آنان, عروه بن زبیر(48) و محمدبن شهاب زهرى(49) مى باشند. سهیلى در ((الروض الانف))(50) این قول را نسبت به روایت سابق, اقرب دانسته است. این قول بنابر مبناى اهل سنت قابل قبول تر است, زیرا در این فرض, ماه ذىقعده ناقص, ماه ذىحجه کامل و ماه هاى محرم و صفر نیز ناقص خواهند بود, که از این جهت هیچ مشکلى ندارد. هم چنین, عرفه در روز جمعه, و وفات پیامبر(ص) در روز دوشنبه خواهد بود, و فاصله بین نزول آیه اکمال در عرفه تا وفات پیامبر(ص) ـ با احتساب روز عرفه و وفات ـ 81 روز خواهد بود. (به جدول شماره 3 مراجعه کنید).

توجه به دو نکته:
1ـ با نگاهى به جدول هاى سه گانه, درمى یابیم که در این سه فرض, روز غدیرخم (18 ذىحجه) هرگز در روز ((جمعه)) واقع نمى شود.
2ـ از آن جا که در میان اهل سنت اتفاق نظر است که وفات پیامبر(ص) در ربیع الاول بوده است(51) و هیچ قائلى یافت نشده که 28 صفر را, که قول مشهور نزد شیعه است, اختیار کند, بدین سبب, ما این قول را با مبناى اهل سنت مورد سنجش قرار نداده ایم و در فصل بعد آن را با مبناى شیعه بررسى خواهیم کرد. اگر چه با توجیهاتى که براى قول مشهور اهل سنت ـ یعنى 12 ربیع الاول ـ انجام شد, 28 صفر نیز در روز دوشنبه قرار مى گیرد. (به جدول شماره 1 مراجعه کنید).

فصل سوم

بررسى اقوام شیعه, با توجه به مسلمات و مشهورات آن ها
پس از بررسى اقوال گوناگون بنابر مبناى اهل سنت, اکنون مى خواهیم با در نظر گرفتن مسلمات و مشهورات شیعه, این اقوال را مورد بررسى قرار دهیم.
مسلمات و مشهورات شیعه بدین قرار است:
1ـ وفات پیامبر(ص) روز دوشنبه بوده است;
2ـ واقعه غدیرخم روز جمعه, یا پنج شنبه بوده است;
3ـ خارج شدن پیامبر براى حجه الوداع چهار یا پنج روز باقى مانده از ذىقعده بوده است.
اکنون با در نظر گرفتن این مبنا, اقوال مختلف را مورد سنجش قرار مى دهیم.

قول اول: وفات پیامبر 28 صفر است.
نظریه مشهور و معروف نزد شیعه این است که وفات پیامبر(ص) در 28 صفر اتفاق افتاده است. بسیارى از بزرگان شیعه از جمله شیخ مفید(52) و شیخ طوسى(53) قائل به این قول هستند و مى توان گفت که پس از آن دو بزرگوار عموم عالمان شیعه با تبعیت از آنان, این نظریه را اختیار کرده اند; درحالى که معلوم نیست مستند شیخ مفید و شیخ طوسى در انتخاب این نظریه چه بوده است; زیرا در اثبات این نظریه هیچ روایتى ولو ضعیف هم یافت نشده است!(54) بلکه روایات صحیحه, که به زودى به آن اشاره خواهد شد, برخلاف آن است.

اگرچه این نظریه, مشهور و معروف نزد شیعه است, ولى این شهرت مربوط به زمان بعد از شیخ مفید و طوسى است و قبل از آن دو بزرگوار, نه تنها کسى به آن تصریح نکرده است,(55) بلکه ((حسن بن موسى نوبختى)) که از بزرگان قدماى شیعه است, وفات پیامبر(ص) را در ماه ربیع الاول ذکر کرده است,(56) بدون این که روز آن را تعیین کند; پس نمى توان به این شهرت استدلال کرد. پیش از این نیز اشاره کردیم که از عالمان شیعه, کلینى و محمدبن جریربن رستم طبرى, روز وفات پیامبر(ص) را دوازدهم ربیع الاول دانسته اند.

مهم تر از همه این که: این قول, هیچ سازگارى با مبناى شیعه ندارد, زیرا روز غدیر خم, یعنى هیجدهم ذىحجه را, چه جمعه بدانیم یا پنج شنبه, در هر دو صورت, 28 صفر هرگز در روز ((دوشنبه)) واقع نمى شود, زیرا اگر روز غدیر خم جمعه باشد, با در نظر گرفتن ناقص یا کامل بودن ماه ها, 28 صفر در روز چهارشنبه یا پنج شنبه یا جمعه واقع مى شود(57) و اگر روز واقعه غدیرخم را ((پنج شنبه)) بدانیم, در این صورت 28 صفر در روز سه شنبه یا چهارشنبه یا پنج شنبه قرار مى گیرد و هرگز در روز ((دوشنبه)) واقع نخواهد شد.(58)

پس در مجموع, اگر چه قائلین این نظریه شیخ مفید و شیخ طوسى هستند, ولى چون این قول با مبناى شیعه سازگارى ندارد و دلیلى هم بر این قول نمى توان یافت, بلکه ادله بر خلاف آن است, ما از این قول صرف نظر مى کنیم و آن را مردود مى دانیم.(59)

قول دوم: وفات پیامبر دوم ربیع الاول است.
بنا به روایت ابومخنف, تاریخ وفات پیامبر(ص), دوم ربیع الاول بوده است, و همان طور که قبلا ذکر شد, عده زیادى از عالمان نیز این نظریه را پذیرفته اند. در تإیید این قول, روایات معتبرى از اهل بیت(ع) نقل شده است; مانند روایتى که نصربن على الجهضمى از امام رضا(ع), از پدرانش, از امیرالمومنین(ع) نقل کرده است که:
((پیامبر(ص) در ماه ربیع الاول, روز دوشنبه, دو شب از ربیع الاول گذشته بود, وفات یافت)),(60) و روایتى که ابن خشاب از امام باقر(ع) نقل کرده است که: ((... پیامبر(ص) در ماه ربیع الاول, روز دوشنبه, دو شب از ربیع الاول گذشته وفات یافت)). (61)
شیخ عباس قمى نیز به نقل از ((کشف الغمه)) از امام باقر(ع) روایتى نقل مى کند که روز وفات پیامبر(ص) دوم ربیع الاول است. اما وى پس از نقل این روایت, به دلیل موافق بودن آن با نظر اهل سنت, آن را حمل بر تقیه مى کند.(62) ولى به نظر ما, نمى توان این روایت را حمل برتقیه کرد, زیرا همان طور که قبلا ذکر کردیم, نظریه مشهور و معروف اهل سنت درباره وفات پیامبر(ص), دوازدهم ربیع الاول است, نه دوم ربیع الاول; بنابراین, نمى توان وجهى براى حمل آن بر تقیه یافت. پس روایت ابومخنف هم از جهت اقوال و هم از جهت روایات, داراى مویدات محکمى است.
اما آن چه مهم است آن است که: آیا این قول, با مسلمات و مشهورات شیعه سازگارى دارد یا خیر؟

در پاسخ به این پرشش باید گفت: نه تنها روایت ابومخنف با مسلمات و مشهورات شیعه سازگارى دارد, بلکه یگانه طریق جمع بین این مسلمات و مشهورات به حساب مىآید, زیرا اگر روز واقعه غدیرخم را ((جمعه)) بدانیم (که البته روایت صحیح موید آن است و ما نیز همین نظریه را ترجیح دادیم), به روشنى درمى یابیم که با بهترین فرض, دوم ربیع الاول در روز ((دوشنبه)) واقع مى شود و هیچ محذور و مشکلى ندارد. (به جدول شماره 4 نگاه کنید)

با نگاهى به جدول, درمى یابیم که: خارج شدن پیامبر(ص) از مدینه براى حجه الوداع, روز پنج شنبه,25 ذىقعده خواهد بود که در این صورت با بعضى از روایات اهل سنت مانند روایت انس(63) که روز خارج شدن پیامبر(ص) را روزى غیر از جمعه دانسته اند نیز موافق است. هم چنین, با قول بعضى, مانند ابن حزم, که روز خارج شدن پیامبر(ص) را به طور مشخص روز پنج شنبه دانسته اند(64) موافق است. و نیز روز عرفه در چهارشنبه خواهد بود, که از این جهت مخالفتى با مبناى شیعه ندارد, ولى با مبناى اهل سنت سازگار نیست. ضمن این که, روز 18 ذىحجه که روز غدیرخم است, در جمعه واقع مى شود, و روز وفات پیامبر(ص) ((دوشنبه, دوم ربیع الاول)) خواهد بود. این فرض از جهت ناقص و کامل بودن ماه, هیچ محذور و مشکلى ندارد, زیرا هم مى شود یک ماه را ناقص و ماه دیگر را کامل فرض کرد, و هم مى شود دو ماه متوالى را ناقص و دو ماه دیگر را کامل دانست, که در هر صورت, دوم ربیع الاول در روز دوشنبه قرار مى گیرد. هم چنین, اگر زمان نازل شدن آیه اکمال را در روز عرفه بدانیم, دقیقا فاصله بین آن تا وفات پیامبر 81 روز خواهد شد, (بدون محاسبه روزهاى وفات و عرفه). و اگر روز وفات را محاسبه کنیم, 82 روز مى شود, که با روایتى که فخر رازى آن را نقل کرده است تطبیق مى کند.(65) ولى اگر زمان نازل شدن آیه اکمال را روز غدیرخم بدانیم, فاصله آن تا وفات پیامبر(ص) 72 روز خواهد بود, (بدون محاسبه روز وفات و روز غدیر).

اما اکنون اگر ((پنج شنبه)) را روز واقعه غدیرخم بدانیم, در صورتى دوم ربیع الاول در روز دوشنبه واقع مى شود که تمام ماه هاى ذىحجه, محرم و صفر کامل باشند; (به جدول شماره 5 نگاه کنید) که این امر, به دلیل محذورى که دارد, مى تواند یکى از علل ترجیح داشتن روز جمعه بر پنج شنبه, براى واقعه غدیرخم باشد.

در پایان, تذکر این نکته را لازم مى دانم که بنابر مبناى شیعه, 12 ربیع الاول هرگز در روز ((دوشنبه)) واقع نمى شود. هم چنین اول ربیع الاول, با فرض جمعه بودن روز غدیر, تنها در صورت کامل بودن سه ماه ذىحجه, محرم و صفر, در روز دوشنبه قرار مى گیرد. ولى با فرض پنج شنبه بودن روز غدیر, هرگز اول ربیع الاول در روز دوشنبه واقع نمى شود. (در جدول ها دقت شود).
از مجموع بحث هاى گذشته, این نتیجه به دست مىآید که تاریخ وفات پیامبر(ص) دوم ربیع الاول است و سایر اقوال با مشکلات و محذورات جدى روبرو مى باشند.


پى‏نوشتها:
*فارغ التحصیل کارشناسى ارشد گرایش تاریخ اسلام دانشگاه تربیت مدرس قم
1. محمدبن جریرطبرى, تاریخ الطبرى, تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم (چاپ دوم: بیروت, 1387ه') ج 3, ص 200.
2. مائده, آیه 3.
3. الواقدى, المغازى للواقدى, تحقیق مارسدن جونس (چاپ دوم: بیروت, نوشته الاعلمى للمطبوعات, 1409ه') ص ;1088 ابن سعد, الطبقات الکبرى (بیروت, داربیروت, 1405ه') ج 2, ص ;173 ابن هشام, السیره النبویه, تحقیق مصطفى السقا ـ ابراهیم الابیارى ـ عبدالحفیظ شلبى (قم, انتشارات ایران, 1363ه') ج 4, ص ;248 محمدبن جریر طبرى, همان, ص ;148 ابن کثیر, البدایه و النهایه, تحقیق محتب تحقیق التراث (چاپ اول: بیروت, موسسه التاریخ العربى ـ داراحیإ التراث العربى, 1412ه') ج 5, ص ;127 ابن الجوزى, المنتظم, تحقیق عبدالقادر عطا و مصطفى عبدالقادر عطا (چاپ اول: بیروت, دارالکتب العلمیه, 1412ه') ج 4, ص ;5 ابن اثیر, الکامل فى التاریخ, تحقیق مکتب التراث (چاپ چهارم: بیروت, موسسه التاریخ العربى, 1414ه') ج 1, ص 651.
4. ابن کثیر, همان, ص 128, به نقل از ابن حزم.
5. الواقدى, همان, ص ;1089 (این مطلب نزد ما روشن است).
6. همان.
7. شیخ مفید, الارشاد فى معرفه حجح الله على العباد, تحقیق موسسه آل البیت لاحیإ التراث (قم, چاپ مهر, 1413ه') ج 1, ص 171.
8. محمدبن یعقوب کلینى, الکافى, تحقیق على اکبر غفارى (بیروت, دارالاضوإ, 1405ه') ج 4, ص 245 و 248.
9. البخارى, صحیح البخارى, بحاشیه الامام السندى (چاپ اول: بیروت, دارالکتب العلمیه, 1419ه') ج 1, ص 250.
10. این بحث به زودى خواهد آمد.
11. ابن کثیر, همان, ص 129.
12. البخارى, همان, ص ;28 محمدبن جریرطبرى, تفسیرالطبرى (جامع البیان), بیروت, دارالفکر, 1415ه') ج 4, جزء 6, ص 105, 108 و 110 و فخررازى, التفسیر الکبیر, (چاپ اول: بیروت, داراحیإ التراث العربى, 1995م) ج 4, ص 286.
13. همان و ابن کثیر, همان, ص 129 و 195.
14. محمدبن یعقوب کلینى, همان, ج 1, ص 290 و محمدبن مسعودبن عیاش, تفسیر العیاشى, تحقیق سیدمحمدهاشم رسولى محلاتى (بیروت, موسسه الاعلمى للمطبوعات, 1991م), ج 1 ص 322.
15. محمدجواد شبیرىزنجانى, تراثنا, سال پنجم, شماره 21, ص 42.
16. براى تطبیق این مطلب, به جداول 1, 2 و 3 مراجعه شود.
17. البخارى, همان, ص ;28 محمدبن جریرطبرى, همان; ابن کثیر, همان و فخر رازى, همان.
18. محمدبن جریرطبرى, همان, ص 106.
19. علامه مجلسى, بحار الانوار (چاپ سوم: بیروت, داراحیإ التراث العربى ـ موسسه الوفا, 1403ه') ج 37, ص ;165 محمدبن محمد الشعیرى, جامع الاخبار (نجف, منشورات المکتبه الحیدریه, 1385ه') ص 10 و محمدبن مسعودبن عیاش, همان, ص 360.
20. مائده, آیه 67.
21. شیخ مفید, همان, ص 175.
22. جمیع طریق نقل این روایت در جلد اول کتاب الغدیر علامه امینى به طور مفصل ذکر شده است.
23. ابن هشام, همان و محمدبن جریرطبرى, تاریخ الطبرى, ج 3, ص 148.
24. ابن کثیر, همان, ص 227.
25. علامه مجلسى, همان, ص 195.
26. علامه امینى, الغدیر (چاپ دوم: تهران, دارالکتب الاسلامیه, 1366ه') ج 1, ص 10.
27. علامه مجلسى, همان, ج 95, ص 27 و ج 97, ص 110.
28. ابن سعد, همان, ص 272.
29. احمدبن الحسن البیهقى, دلائل النبوه, تحقیق عبدالمعطى قلعجى (بیروت, دارالکتب العلمیه, 1405ه') ج 7, ص 234 و ابن کثیر, همان, ص 275.
30. احمدبن الحسن البیهقى, همان.
31. ابن هشام, همان, ص 292 و بلاذرى, انساب الاشراف, تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلى (بیروت, دارالفکر, 1417ه') ج 2, ص 715.
32. محمدبن جریر طبرى, همان, ص ;199 (یعنى: هیچ اختلافى میان اهل علم نیست که وفات پیامبر(ص) روز دوشنبه و در ماه ربیع الاول بوده است).
33. ابن سعد, همان, ص 273.
34. ابن هشام, همان, ص 303.
35. احمدبن ابى یعقوب بن واضح, تاریخ الیعقوبى (قم, منشورات الشریف الرضى, 1414ه') ج 2, ص 113.
36. شیخ مفید, همان, ص 189.
37. ابن کثیر, همان, ص 276 و احمدبن الحسن البیهقى, همان, ص 235.
38. واقدى, همان, ص 1089 و ابن سعد, همان, ص 272.
39. خلیفه بن خیاط, تاریخ خلیفه بن خیاط, تحقیق سهیل زکار (بیروت, دارالفکر, 1414ه') ص 58.
40. مسعودى, مروج الذهب, تحقیق یوسف اسعد داغر (بیروت, دارالاندلس, 1358ه') ج 2, ص 280.
41. ابن کثیر, همان.
42. محمدبن یعقوب کلینى, همان, ص 439.
43. رستم طبرى, المسترشد, ص 115.
44. احمدبن الحسن البیهقى, همان, ص 234.
45. ابن سعد, همان و بلاذرى, همان, ص 746.
46. احمدبن ابى یعقوب بن واضح, همان.
47. عبدالرحمن السهیلى, الروض الانف, تحقیق عبدالرحمن الوکیل (بیروت, داراحیإ التراث العربى, 1412ه') ج 7, ص 579.
48. ابن کثیر, همان.
49. همان.
50. عبدالرحمن السهیلى, همان.
51. محمدبن جریر طبرى, همان.
52. شیخ مفید, همان, ص 189.
53. محمدبن الحسن الطوسى, تهذیب الاحکام (بیروت, دارالتعارف للمطبوعات, 1412ه'), جزء 6, ص 5.
54. محمدجواد شبیرىزنجانى, همان, ص 43.
55. همان به نقل از محقیق تسترى.
56. موسى النوبختى, فرق الشیعه, تحقیق محمدصادق آل بحرالعلوم (نجف, مکتبه المرتضویه المرتضویه الحیدریه, 1355ه') ص 2.
57. براى تطبیق, به جدول شماره (4) مراجعه شود.
58. براى تطبیق, به جدول شماره (5) مراجعه شود.
59. ممکن است شیخ مفید روایاتى در اختیار داشته که ما اکنون آن ها را در اختیار نداریم, ولى این یک احتمال است و نمى توان صرفا به خاطر این احتمال, قول وى را پذیرفت. البته اگر ادله اى برخلاف قول او اقامه نمى شد, جاى مطرح کردن این احتمال بود. اگر چه این احتمال نیز وجود دارد که در نسخه روایتى که در اختیار ایشان بوده, به جاى ((للیلتین مضتا من شهر ربیع الاول)), ((للیلتین بقیا الى شهر ربیع الاول)) ذکر شده باشد, که این احتمال به خاطر نزدیک بودن دو کلمه ((مضتا)) و ((بقیا)) موجه به نظر مى رسد.
60. تاریخ اهل البیت, تحقیق, محمدرضا حسن, (قم, موسسه آل البیت لاحیإ التراث, 1410ه') ص 68.
61. على بن عیسى الاربلى, کشف الغمه فى معرفه الائمه (قم, نشر ادب الحوزه و کتابفروشى اسلامیه, بى تا) ج 1, ص 18.
62. شیخ عباسى قمى, منتهى الامال (ایران, انتشارات مهتاب, 1377ش) ج 1, ص 129.
63. البخارى, همان, ص 520.
64. ابن حزم الاندلسى, حجه الوداع, تحقیق ابوصهیب الکرمى (ریاض, بیت الفکار الدولیه للنشر, 1418ه') ص 23.
65. فخر رازى, همان, ص 288.

منابع:
ـ الطبرى, ابوجعفرمحمدبن جریر, تاریخ الطبرى, تحقیق محمدابوالفضل ابراهیم, بیروت, چاپ دوم 1387ه'.
ـ الواقدى, المغازى, تحقیق مارسدن جونس موسسه الاعلمى للمطبوعات, بیروت چاپ دوم 1409ه'.
ـ ابن سعد, الطبقات الکبرى, داربیروت 1405ه' .
ـ ابن هشام, السیره النبویه, تحقیق مصطفى السقا ـ ابراهیم الابیارى ـ عبدالحفیظ شلبى, افست مصر انتشارات ایران چاپ مهر قم 1363ش.
ـ ابن کثیر, البدایه و النهایه, تحقیق مکتب تحقیق التراث بیروت موسسه التاریخ العربى داراحیإ التراث العربى چاپ اولى 1412ه' .
ـ ابن الجوزى, المنتظم, تحقیق عبدالقادر عطا و مصطفى عبدالقادر عطا, دارالکتب العلمیه بیروت چاپ اول 1412ه' .
ـ ابن اثیر, الکامل فى التاریخ, تحقیق مکتب التراث, موسسه التاریخ العربى, بیروت, چاپ چهارم 1414ه' .
ـ شیخ مفید, الارشاد فى معرفه حجج الله على العباد, تحقیق موسسه آل البیت لاحیإ التراث چاپ مهر قم 1413ه' .
ـ الکلینى, محمدبن یعقوب, الکافى, تحقیق على اکبر الغفارى دارالاضوإ بیروت 1405ه' .
ـ البخارى, صحیح البخارى, بحاشیه الامام السندى, دارالکتب العلمیه, بیروت 1419 چاپ اول.
ـ الطبرى, محمدبن جریر, تفسیر الطبرى (جامع البیان), دارالفکر بیروت 1415ه' .
ـ فخررازى, التفسیر الکبیر, مکتب تحقیق داراحیإ التراث العربى بیروت چاپ اول 1995م.
ـ عیاش, محمدبن مسعودبن, تفسیر العیاشى, بیروت موسسه الاعلمى للمطبوعات تحقیق سیدمحمدهاشم رسولى محلاتى 1991م.
ـ علامه مجلسى, بحارالانوار, بیروت داراحیإ التراث العربى موسسه الوفإ چاپ سوم 1403ه' .
ـ الشعیرى, محمدبن محمد, جامع الاخبار, منشورات المکتبه الحیدریه النجف 1385ه' .
ـ علامه امینى, الغدیر, دارالکتب الاسلامیه, تهران چاپ دوم 1366ش.
ـ البیهقى, احمدبن الحسن, دلائل النبوه, تحقیق عبدالمعطى قلعجى بیروت دارالکتب العلمیه 1405ه' .
ـ بلاذرى, انساب الاشراف, تحقیق سهیل زکار ور ریاض زرکلى, دارالفکر بیروت 1417ه' .
ـ احمدبن ابى یعقوب ابن واضح, تاریخ الیعقوبى, منشورات الشریف الرضى, امیر قم, 1414ه' .
ـ خلیفه بن خیاط, تاریخ خلیفه بن خیاط, تحقیق سهیل زکار, بیروت دارالفکر 1414ه' .
ـ مسعودى, مروج الذهب, تحقیق یوسف اسعد داغر, دارالاندلس بیروت 1358ه' .
ـ رستم طبرى, المستمر شد, ص 115.
ـ السهیلى, عبدالرحمن, الروض الانف, تحقیق عبدالرحمن الوکیل بیروت داراحیإ التراث العربى 1412ه' .
ـ الطوسى, محمدبن الحسن, تهذیب الاحکام فى نشر المقنعه, تحقیق محمدجعفر شمس الدین دارالتعارف للمطبوعات 1412ه' .
ـ النوبختى, موسى, فرق الشیعه, تحقیق محمدصادق آل بحرالعلوم, نجف مکتبه المرتضویه الحیدریه1355ه'.
ـ تاریخ اهل البیت, تحقیق محمدرضا حسینى, موسسه آل البیت لاحیإ التراث قم 1410ه' .
ـ الاربلى, على بن عیسى, کشف الغمه فى معرفه الائمه, نشر ادب الحوزه و کتابفروشى اسلامیه قم, بى تا.
ـ قمى, شیخ عباسى, منتهى الامال, انتشارات مهتاب ایران 1377ش.
ـ الاندلسى, ابن حزم, حجه الوداع, تحقیق ابوصهیب الکرمى, بیت الافکار الدولیه للنشر, الریاض 1418ه' .


منبع: فصلنامه تاریخ اسلام ـ شماره 5 ـ بهار 80

برگرفته از iec-md.org


نظرات | ۱۳٩٤/٩/٢٢ - کاوه |لینک به نوشته

onLoad and onUnload Example