برای نازنین
 
براي خاطر عطر نان گرم...

ILU

تو را به جاي همه زناني كه نشناخته ام دوست مي دارم
تو را به جاي همه روزگاراني كه نمي زيسته ام دوست مي دارم
براي خاطر عطر گستره ي بي كران و براي خاطر عطر نان گرم
براي خاطر برفي كه آب مي شود، براي خاطر نخستين گل
براي خاطر جانوران پاكي كه آدمي نمي رماندشان
تورا براي خاطر دوست داشتن دوست مي دارم
تو را به جاي همه زناني كه دوست نمي دارم دوست مي دارم.

جز تو، كه مرا منعكس تواند كرد؟ من خود خويشتن را بس اندك مي بينم.

بي تو جز گستره يي بي كرانه نمي بينم
ميان گذشته و امروز.
از جدار آينه‌ي خويش گذشتن نتوانستم
مي بايست تا زنده‌گي را لغت به لغت فرا گيرم
راست از آن گونه كه لغت به لغت از يادش مي برند.

تو را دوست مي دارم براي خاطر فرزانه‌گي ات كه از آن من نيست
تو را به خاطر سلامت
به رغم همه آن چيزها كه به جز وهمي نيست دوست مي دارم
براي خاطر اين قلب جاوداني كه بازش نمي دارند
تو مي پنداري كه شكي، حال آنكه به جز دليل نيستي
تو همان آفتاب بزرگي كه در سر من بالا مي رود
بدان هنگام كه از خويشتن در اطمينانم.

پل الووار، ترجمه احمد شاملو (برگرفته از artemishabibi.blogfa.com)


نظرات | ۱۳۸٦/٩/۱٥ - کاوه |لینک به نوشته

onLoad and onUnload Example