برای نازنین
 
پشت پرده مافیای نشریات ورزشی

سایت پارس فوتبال چندی قبل در خصوص مسائل پشت پرده فوتبال ایران مقاله ای منتشر کرد که متن کامل آن را در ذیل می خوانید.

چیا فوادی / خبرگزاری پارس فوتبال

1- تا به حال بر سر تمرینات تیم‌های پایه و به اصطلاح آکادمی برخی باشگاه‌های نامدار حاضر شده اید؟ توصیه می‌کنم سری به این زمین‌های تمرین و مدارس فوتبال پایه بزنید، حتی اگر هم زیاد فوتبالی نباشید به راحتی درک می‌کنید بسیاری از بازیکنان نونهال و نوجوان حاضر در این تیم‌ها به درد دویدن هم نمی‌خورند، چه برسد به فوتبالیست شدن! شکم‌‌های بر آمده و هیکل‌های نامتوازن به همراه ماشین‌های گرانقیمت والدین متمول که بیرون از زمین تمرین پارک شده‌اند چه چیز را نشان می‌دهد؟ آیا به همین خاطر نیست که فدراسیون فوتبال ماه گذشته مجوز همه مدارس فوتبال پایه را لغو کرد و اعلام کرد باید در روند ایجاد و تأسیس مدارس ورزشی بازنگری جدی انجام شود؟

2- پدیده دلالی و واسطه‌گری درست از زمانی در فوتبال ایران وارد فاز تازه‌ای شد که جایگاه فوتبال نزد دولت ویژه‌ شد. دولت که به اهمیت فوتبال پی برده بود با در دست داشتن مالکیت دو باشگاه پرطرفدار استقلال و پرسپولیس سعی کرد با پرداخت مبالغ بالا بهترین بازیکنان را در اختیار بگیرد و البته بازیکنان به این دو تیم راه نمی‌یافتند مگر اینکه در چشم همگان باشند. در چشم همگان بودن یعنی حضور در رسانه‌ها و حضور در رسانه‌ها مستلزم داشتن روابط خوب با رسانه‌هاست و البته همه می‌دانیم که روابط خوب با رسانه‌ها یعنی چه! ماجرایی که بعدها به بازیکنان باشگاه‌های دیگر سرایت کرد و باعث شد توجه رپورتاژی جیب برخی روزنامه‌نگاران ورزشی را پر کند.

3- در بازداشت‌های اخیر نام یک روزنامه‌نگار باسابقه و سن و سال‌دار که نامش حتی برای کسانی که فوتبال را هم تعقیب نمی‌کنند، آشناست به چشم می‌خورد. او حدود 10 ساعت در بازداشت به سر برد. این سردبیر با سابقه پس از بیرون آمدن از بازداشت اعلام کرد که به عنوان یک مطلع احضار شده بود. ایشان که به پدرخوانده فوتبال ایران مشهور است، زمانی بازیکن و حتی مربی در باشگاه‌های تهران بود. زیردستان و شاگردان پدرخوانده که اکنون تنی چند از آنها در بازداشت به سر می‌برند و چند نفر دیگر آنان با چند وثیقه آزاد شده‌اند با آموزش‌های پدرخوانده به همه چیز رسیدند.پیش از آغاز سال جدید خط فقر در تهران 850 هزار تومان اعلام شد در حالی که یک خبرنگار ورزشی در بهترین سطح حدود 400 هزار تومان در ماه حقوق می‌گیرد و حتی اگر دو جا هم کار کند باز هم نمی تواند به درآمد850 هزار تومان برسد.آیا این ماجرا دردناک نیست؟ وقتی شاگردان و رهروان پدرخوانده در کشورهای اروپایی خانه و ویلا خریده‌اند و جدا از اینکه در شمال تهران و شمال ایران خانه و ویلا دارند و با خودروهای گرانقیمت رفت‌وآمد می‌کنند درآمدی بالای 5 میلیون تومان در ماه را هم دارند آن وقت یک خبرنگار سالم چطور می تواند شاهد این نابرابری باشد؟ آقایان در لباس رسانه‌ها آنقدر پول به جیب زده‌اند که آمار درآمدهایشان از دست خودشان هم خارج شده است. آنها از روی یک استدلال پدر خوانده به همه چیز رسیدند. پدرخوانده در تحریریه‌اش خطاب به نیروهایش این جمله را همیشه می‌گفت، «زمانی که من از یک بازیکن 30 میلیون تومان می‌نویسم و عکسش را بزرگ چاپ می‌کنم از او یک بازیکن 300 میلیونی می‌سازم چرا نباید 20 درصد از مبالغ قرارداد این بازیکن را بگیرم؟»

4- جمله پدرخوانده به این سادگی نیست که به‌نظر می‌آید.مطمناً باید سازوکارهایی موجود باشد تا پدرخوانده و گماشته‌هایش به نان و نوایی برسند. سازوکار که از میان مدیران باشگاه‌ها می‌گذرد. همین جناب پدرخوانده اکنون مشاور چندین مدیرعامل باشگاه‌های لیگ برتری است . به این نکته هم دقت کنید که اکثر باشگاه‌های فوتبال ایران دولتی هستند، پس پای مدیران هم وسط است. همان‌طور که محمود سالارکیا، معاون دادستان تهران از بازداشت‌های جدیدی خبر می‌دهد که مدیران باشگاه‌ها و یکسری از مربیان را هم شامل می‌شود. مدیران و مربیانی که در پی ارتباط با پدرخوانده و زیرمجموعه‌های پدرخوانده از قبل جذب بازیکنان و مبالغ قراردادهایشان کلی پول به جیب می‌زنند و البته کسی که هم اکنون به اتهام دلالی و اخاذی و چندین و چند جرم دیگر در زندان به سر می برد از لحاظ اعتبار و پدر خواندگی به پای پدر خوانده اصلی نمی رسد.گرچه او را از سردبیری پرتیراژترین روزنامه ورزشی خلع کرده اند اما هنوز شاگردان او و پدرخوانده اصلی در دیگر روزنامه های ورزشی و حتی برخی روزنامه های دولتی حضور دارند و صد البته مدیران این روزنامه ها به دلیل وسعت شبکه دلالی پدر خوانده اصلی و گماشته هایش از حضور این افراد بی خبرند.شاید باورش سخت باشد اما با یک تحقیق ساده از بازیکنان نه تنها تهرانی بلکه شهرستانی می شود به راحتی فهمید که چه تعداد زیادی ازمربیان و بازیکنان شهرستانی در روزنامه های ورزشی که شاید اصلا هم پرمخاطب و پرطرفدار نباشند خبرنگارانی دارند که با پرداخت حقوق ماهیانه به آنها از خبرنگاران می خواهند در روزنامه هایشان هوای آنها را داشته باشند.آیا شنیدن این اخبار دردناک نیست؟

افشین پیروانی ، زمانی که هنوز سرمربی تیم پرسپولیس بود و در برنامه صبح آمد شبکه سوم سیما  حاضر شده بود , در این برنامه  اعلام کرد که یکی از روزنامه قدیمی ورزشی مرتب او را تهدید می کند که اگر به سردبیرش باج ندهم آنقدر علیه من می نویسد که مدیران باشگاه مجاب به اخراج من شوند.البته درست روزی که افشین پیروانی به افکار عمومی قول داده بود تا نام این روزنامه و سردبیرش را اعلام کند او به دلایل نامعلومی منصرف شد...

5- هنوز از یادمان نرفته که همین جناب پدرخوانده چگونه با همکاری یکی از مربیان سابق تیم ملی فوتبال ایران که در مسابقات جام جهانی 98 فرانسه به همراه تیم ملی بودو حتی در بازیهای پلی آف مقدماتی که منجر به صعود معجزه آسای تیم ملی به جام جهانی 98 فرانسه شد روی نیمکت ذخیره نقش عمده ای در هدایت تیم ملی درب و داغانی که  مایلی کهن تحویل داد ، داشت لیست تیم ملی امید را فروخت. سرمربی تیم امید به او دستور داد از هر بازیکنی که می‌خواهد عضو تیم ملی امید شود 5 میلیون تومان دریافت کند تا جایی که پای رئیس فدراسیون وقت هم وسط آمد .

وقتی پدرخوانده آن‌قدر نفوذ دارد که نه از طریق روزنامه‌‌اش بلکه از طریق ارتباط با یک گزارشگر سابق فوتبال و مجری یک برنامه ورزشی ، بازیکنی را به برنامه می‌برد و به عنوان بهترین بازیکن لیگ به بینندگان قالب می‌کند که در طول نیم‌فصل اول تنها دو بازی فیکس داشته و جمعاً 250 دقیقه از 15300 دقیقه بازی کرده و حتی او را در میان مسابقه sms به‌عنوان کاندیدای کسب عنوان بهترین بازیکن لیگ مطرح می‌کند. همین جناب مجری که برنامه‌اش تا ساعت 3 بامداد طول می‌کشد و متاسفانه آنتن مفت در اختیارش گذاشته می شود، سه نفر از مجریان و گزارشگران برنامه‌اش بازداشت می‌شوند تا دست به دامان مقام‌های بالا شود که اگر من هم دستگیر شوم آبروی رسانه ملی می‌رود و تو را به‌‌خدا اگر به من رحم نمی‌کنید به رسانه ملی رحم کنید...

از صداوسیما و مدیریت قوی و محکم مهندس ضرغامی بعید است که چنین شخصی قریب به چهار ساعت آنتن را در اختیار بگیرد و برنامه رپرتاژی تحویل مردم دهد.مطمئنا مدیران ردخ بالای صداو سیما از این ماجراها بی خبرند وگرنه دیگر اجازه نخواهند داد این شخص یک ثانیه روی آنتن بیاید و آبروی ارزشمند رسانه ملی را زیر سوال ببرد.

دردناک این است که همین جناب مجری در ویژه برنامه های نوروزی و تحویل سال یکی از شبکه های تلویزیونی حضور می یابد و از لزوم رعایت اخلاق ورزشی حرف می زند!...و البته مجری این ویژه برنامه از محسنات برنامه این گزارشگر سابق چندین دقیقه صحبت می کند و برنامه اش را بهترین برنامه ورزشی کل شبکه های تلویزیون می داند!

6- همین جناب مجری و گزارشگر سابق از معرفی یک بازیکن کیفیت پایین برزیلی و نمایش فیلم هندی برای  بخشش چند بازیکن از سوی شریفی رییس کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال و حتی ماجرای خداداد عزیزی و درگیری اش با یک خبرنگار و دیگر رپرتاژها کلی حق دلالی می‌گیرد اما چند نفر از خبرنگاران سالم مطبوعات ورزشی را که به‌تازگی توانسته بودند یک هفته‌نامه ورزشی حرفه‌ای منتشر کنند از طریق تهدید سرمایه‌گذار و وارد کردن این اتهام که گردانندگان این هفته‌نامه یک مشت دلال هستند از کار بیکار می‌کند . این هفته‌نامه فعلاً تعطیل شده است و حقوق کسانی که از سوی جناب گزارشگر دلال معرفی شده اند فعلا از سوی سرمایه گذار پرداخت نشده است.

7- ضابطان قضایی باید به این نکته مهم توجه داشته باشند که فوتبال یک ورزش تیمی است و روح قوانین در آن بر مبنای هماهنگی و همکاری یک گروه تعریف می‌شود. در واقع مطبوعات و رسانه‌ها هم حلقه‌ای از این زنجیر هستند و اگر قرار است در معدود مسائل ناپسند اخلاقی و حرفه‌ای آن‌ها تحقیق و تفحصی صورت پذیرد باید سایر عناصر فوتبال هم به همین شکل و شدت مورد بررسی قرار گیرند. پرونده فساد در فوتبال ایران مطمئناً متهمان دیگری هم به غیر از روزنامه‌نگاران دارد که پشت نام و عنوان سازمان‌ها و نهادهای متبوعشان پنهان شده‌اند. در واقع تعدادی از دست‌اندرکاران فوتبال در ایران هستند که در موقعیت‌های حساس و کلیدی قرار گرفته‌اند و به هیچ‌وجه هم در مستطیل سبز و حواشی آن آفتابی نمی‌شوند. همان‌طور که می‌دانید حضور در سایه و تاریکی هم اگر با کنترل و دقت نظر دائمی همراه نباشد به احتمال زیاد با فساد و تباهی همراه خواهد شد.

8- ای کاش مسئولان پیگیری پرونده پاکسازی فوتبال ایران گلوگاه‌های حساس و مسأله‌ساز را به دقت بررسی کنند. این پرونده آن‌قدر حجیم است که شاید مظنون‌های دیگری هم داشته باشد که متأسفانه از مصونیت نسبی، سود فراوانی می‌برند.

همه چیز نشان می دهد که این رشته سر دراز دارد.امیدواریم این‌بار همه فاسدان که باعث جوانمرگ شدن فوتبال ایران و از بین رفتن استعدادهای ناب فوتبال می‌شوند پاکسازی شوند. کاری که زیاد هم آسان به نظر نمی‌رسد اما با فعالیتهای مثبتی که در این مدت از سوی سازمان بازرسی کل کشور و وزارت اطلاعات انجام  شده است امکان پذیر و محتمل به نظر می رسد.

منبع


نظرات | ۱۳۸۸/۱/٢٤ - کاوه |لینک به نوشته

onLoad and onUnload Example